The Terror

The Terror

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

The Terror S02E10 720p WEB H264-XLF
The Terror S02E10 480p WEB H264-XLF
The Terror S02E10 1080p WEB H264-XLF
The Terror S02E10 WEB H264-XLF
En kommentar af EILIA
💢 EILIA و ایـلیـا Sorrow سمیرا 💢 DibaMoviez.com

Tags

web
720p
720
480p
480
1080
Udgivet den: 2019-10-14
Downloads: 39
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫کو همه‌چی؟

‫اوفودا ما رو در امان نگه می‌داره

‫...جادویی که مادربزرگ لوز انجام داد

‫با جیرو صحبت کردم

‫لمسش کردم. واقعی بود

‫بچه‌ی داخل این عکس رو بهش بدی؟

‫جادو فقط در صورتی کار می‌کنه که ‫شخص داخل عکس مُرده باشه

‫دنبالم نکنید

‫من با پسر و مردی که باید

‫شوهرت میشد زندگی کردم

‫اوه. اوه، خدایا

‫!نابوهیرو

‫کازو؟

‫خودتی؟

‫!هفتاد و پنج ساله که ندیدمت

‫چه فوق‌العاده‌ که توی این جهان باقی ‫دوباره به هم رسیدیم

‫جهان باقی؟

‫آره

‫درسته

‫...ولی یادم نمیاد

‫من تازه رسیدم؟

‫من و تو هر جفت‌مون

‫چه بلایی سرت اومد؟

‫پدرم تصمیم گرفت به هیروشیما نقل‌مکان کنه

‫منم توی 16 سالگی واسه راه‌آهن مشغول به کار شدم

‫و 50 سال اونجا موندگار شدم

‫توی هیروشیما ازدواج کردم،

‫و دوتا بچه داشتیم،

‫سه تا نوه،

‫و یه نَبیره

‫کُل فامیلت؟

‫همگی‌شون توی جهان باقی هستن؟

‫چهارم جولایه؟

‫نه، توی آگوست هستیم

‫میرم یه نگاهی بندازم

‫نه، تنها بیرون نرو. صبرکن! اوه...

‫آقای یاماتو...

‫آقای یاماتو، آروم

‫هی! هی، پسرم!

‫پسرک!

‫چی شده؟

‫- موفق شدیم ‫- چی؟

‫کارشون رو یسره کردیم!

‫رو سر ژاپنی‌ها بمب انداختیم!

‫هیروشیما رو زدیم!

‫باید تسلیم شن!

‫ترجمه از سمیـرا و ایـلیـا ‫Sorrow & EILIA

‫خانم، به کمک احتیاج دارید؟

‫آگوایو؟

آگوایو؟

‫می‌تونیم اونجا ببریم‌تون

‫این دخترمون، اسپرانزاست

‫ببریدش داخل!

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫یوکو پیدامون کرد

‫لوز و بچه رو با خودش برد

‫- چی؟ ‫- بیاید روی تخت بخوابونیمش

‫- پیداش می‌کنیم ‫- بیاید ببریمش داخل

‫هکتور،

‫می‌تونیم وانتت رو قرض بگیریم؟

‫آره، آره، معلومه

‫چطوره منم باهاتون بیام؟

‫پیش مادربزرگت بمون

‫چستر، امشب حواست به نظامی‌ها باشه

‫ژاپنی‌ها توی یه همچین فاصله‌ی کمی

‫از لس‌آلاموس جایی ندارن

‫امشب اتفاقی افتاده؟

‫توی جنگ؟

‫می‌دونی هیروشیما کجاست؟

‫من همکلاسی هیروشیمایی داشتم

‫وقتی بچه بودم اونجا رفتم

‫چقدر آدم زندگی‌شون رو توی یه روز از دست دادن...

‫چه اونجا... چه اینجا

‫بس کن

‫لوز زنده‌ست

‫بچه زنده‌ست

‫هنوز اُمیدی هست

‫دیگه نمی‌تونم چیزی ببینم

‫فقط تاریکیه

‫چند ساعت قبل واسه یوکو اعتراف کردم

‫که قرار بود من با آقای فورویا ازدواج کنم

‫و اینکه قرار بود اون با تو ازدواج کنه

‫وقتی این رو شنید، از عصبانیت دیوونه شد

‫می‌خواست من رو تیکه پاره کنه

‫چرا اینکارو نکرد؟

‫نمی‌دونم...

‫اگه پیدام کنه...

‫بلافاصله من رو می‌کشه

‫مطمئنم

‫ساعت 8 و 15 دقیقه‌ی صبح به وقت محلی،

‫ایالات متحده یه بمب روی

‫بندرگاه ژاپنی شهر هیروشیما منفجر کرد

‫طبق گزارشات رسیده این بمب بزرگ‌ترین

‫بمب منفجر شده در تاریخ بشریت است

‫لوز...

‫لوز!

‫خانم یوکو؟

‫بچه رو بهم بده!

‫می‌دونم تویی!

‫بچه رو بهم بده!

‫اوه، خدای من...

‫لوز...

‫یوری

‫بُردش

‫کجا بردش؟

‫توی ماشین

‫ببین!

‫کُل دنیا داره از هم می‌پاشه،

‫و مردم دارن خوشحالی می‌کنن

‫انگاری یه بچه توی هیروشیما

‫مقصر این جنگه

‫یه زمانی می‌خواستم انتقام بگیرم

‫من رو از بین برد

‫خیال می‌کردم گرفتن انتقام مسائل رو بهبود می‌بخشه،

‫ولی بهتر نشدم

‫سرگرد بوومن می‌خواست تو رو بکشه

‫یا تو می‌مُردی یا اون

‫تو تنها کاری که ازت برمی‌اومد رو انجام دادی

‫ولی من... چطوری...

‫هیس!

‫فقط هم‌نوعان خودمون در جریانن

‫طوری نیست

‫اگه سازمان نظارت جنگی تا الان متوجه نشده،

‫دیگه هیچوقت متوجه نمیشه

‫ببین...

‫اینکه دنبال انتقام‌جویی باشی راحته

‫مثل مرگ طبیعیه

‫تو چی؟

‫موقع برگشتن از اردوگاه

‫بیشتر از وقتی که

‫توی اردوگاه بودم، اشک ریختم

‫هرچی که داشتیم...

‫از بین رفته بود

‫نابود شده بود

‫بدش به من

‫بچه‌ام رو بهم بده!

‫ما پیشش می‌مونیم

‫نگران نباشید. برید بچه رو پیدا کنید

‫من میرم دیگه

‫پسش می‌گیرم

‫منم میام

‫- منم باهات میام ‫- دراز بکش

‫چستر پیداش می‌کنه

‫به پلیس زنگ نزدی؟

‫در مورد زوجی که توی ماشین بودن؟

‫- نه، نه ‫- خوبه

‫ازت می‌خوام من رو اونجا ببری

‫کس دیگه‌ای هم توی ماشین بود؟

‫فقط همونا بودن

‫من اینکارو نکردم...

‫من اینکارو نکردم

‫کار اون زنه بود،

‫با... با بچه

‫می‌بریمت پیش دکتر، باشه؟

‫میشه قبلش لطفاً بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟

‫مادرت... باید واسه خاکسپاریش بی‌نقص باشه

‫امروز یه ماه جدیده

‫درست مثل روزی که از هم جدا شدیم

‫چقدر خوش‌شانس!

‫همه‌چیز بی‌نقصه

‫دنیای بی‌نقص ما...

‫روز خوبی بود، مگه نه؟

‫آره

‫همینطوره

‫خیلی خوبه که ذهنت رو ‫درگیر چیزهای دیگه‌ نگه داری

‫آساکو جان...

‫یه‌کمی آبگوشت می‌خوام

‫آره، حتماً

‫الان واست میارم

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫خواهر! دردم اومد!

‫سال 1919 ‫استان واکایاما، ژاپن

‫این مده

‫تو عروسی، نه یه ماهی فروش

‫بفرما

‫نگاه کن

‫مثل پرنسس بمبو

‫آقای فورویا فکر می‌کنه از ماه اومدم

‫وقتی که از اقیانوس بگذری، ‫می‌تونی هرکسی دلت می‌خواد باشی

‫اوضاع توی آمریکا اینطوری نیست؟

‫داستان‌های زیادی در موردش هست ‫خدا می‌دونه چی درسته

‫توی دوماه همه‌چی رو متوجه میشی

‫واسم نامه بنویس

‫شنیدم توی رودخونه‌هاش طلا جریان داره

‫اوه!

‫آقای فورویا این رو واسم فرستاده

‫چندتا عکسه. ببین

‫آدم سخاوت‌مندی نیست؟

‫شنیدم که آدم سخاوت‌مندیه

‫قلب مهربونی هم داره

‫یه روز بی‌نظیر واسه مادر خواهد بود

‫من عروس عکسی میشم

‫و تو هم به خونه و پیشش برمی‌گردی

‫شاید یه روزی، بیام پیشت

‫همیشه باعث خوشحالیمه

More Farsi Persian subtitles for The Terror

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left