The Diplomat

The Diplomat

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Diplomat US S01E06 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM CMRG
The Diplomat US S01E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM CMRG
The Diplomat US S01E06 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM CMR
The Diplomat US S01E06 1080p NF WEB H264-CAKES
The Diplomat US S01E06 WEBRip x264-ION10
The Diplomat US S01E06 WEBRip x265-ION265
The Diplomat US S01E06 1080p WEBRip x265-RARBG
The Diplomat US S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Diplomat US S01E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Diplomat US S01E06 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
En kommentar af AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Udgivet den: 2023-05-08
Downloads: 46
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫در یک تغییر غیرمنتظره، دستور ‫کارمون الان به این صورته:

‫مورد یک، روسیه. مورد دو، ‫روسیه. مورد سه... جولیان؟

‫روسیه؟

‫روسیه.

‫به خونه بزرگ محقرمون خوش‌اومدید.

‫سسیلیا دنیسونِ بی‌همتا.

‫معلوم شد که اون خواهرشه نه همسرش.

‫همسرش چند سال پیش فوت کرده.

‫باید بری تو کارش.

‫می‌فهمی در مورد چی صحبت می‌کنیم؟

‫متهم کردن روسیه به ‫حمله به کشتی بریتانیایی.

‫فردا، دیدار با وزیر خارجه آمریکاست.

‫تروبریج می‌خواد محاصره ‫لنینگراد رو دوباره بازسازی کنه.

‫بد به‌نظر می‌رسه.

‫این چرت و پرت‌ها چیه؟

‫تو یه همسری

‫اونقدر مطیعی که من واسه جدا شدن ‫ازت از نظر روانی دچار مشکل بشم؟

‫آره.

‫یک ماه بعد از جنگ اوکراین

‫ما از نردبان دیپلماتیک ‫بالا رفته بودیم.

‫هیچ راه دیگه‌ای نمونده.

‫به‌نظر می‌رسه می‌خواید جاهایی رو بمباران ‫کنید. من فهرستی از اهداف تو روسیه رو دارم.

‫چرا یکی رو انتخاب نمی‌کنید ‫و یه جایی رو بمباران نکنیم؟

‫ترجیح می‌دادم هشدار بدم.

‫قبل از اینکه اون پیشنهاد ‫بمباران رو بهمون بده؟

‫فکر کنم همه‌مون همین‌ ‫نظر رو داشته باشیم.

‫بهش بگو که نخست وزیر

‫به اختیارات سلطنتی ‫نیروی نظامی نیاز پیدا می‌کنه.

‫به کی بگه؟

‫اگر تصویب مجلس رو خواست بهش ‫بگو که یه روز دیگه بهمون مهلت بده.

‫عصر بخیر.

‫از دفتر وزارت امور ‫خارجه برای وزیر دفاع.

‫وزیر دفاع؟

‫- متاسفم ضروریه. ‫- می‌خوای بیاریش اینجا؟

‫تو مجبورمون کردی که مواضع ‫روسیه رو مورد حملات هوایی قرار بدیم

‫حرکتی که اونا صراحتا اعلام کردن ‫ممکنه با پاسخ هسته‌ای همراه باشه.

‫- عجیبه که اون همین الان هم اینجا نیست. ‫- ما به وزیر دفاع‌تون نیازی نداریم.

‫ما جایی رو بمباران نمی‌کنیم.

‫من چیزی که می‌خواست رو بهش دادم تا ‫عطشی که واسه این کار داشت از بین بره.

‫نه، تو مهر تاییدی زدی به خواسته‌اش.

‫و این حرفت یعنی اینکه ‫آمریکا هم موافقت می‌کنه.

‫وزیر دفاعم باید اینجا ‫باشه، چون به لطف جنابعالی

‫من دیگه رو نخست وزیر نفوذ ندارم.

‫متاسفم، خیلی قبل‌تر از اینکه من ‫حرفی بزنم این اتفاق افتاده بود.

‫اون آدم بانفوذیه. ‫یه گندی زده. تو درستش کردی.

‫من اونو مثل یه احمق نشون دادم. ‫حرکت مسخره‌ای بود.

‫این حرکت مسخره کار زشتی بود؟

‫- من کم‌تجربه‌ام. ‫- نه، این‌طور نیست.

‫من تو این مقام بی‌تجربه‌ام، هول شدم و کاری ‫رو انجام دادم که ممکن بود تو انجام بدی

‫چون این اولین چیزی ‫بود که به ذهنم خطور کرد.

‫تو با وزارت دفاع تماس گرفتی، یه لیست ‫از اهداف گرفتی. کار عجولانه‌ای نبوده.

‫یه حرکت مسخره برنامه‌ریزی شده بود.

‫موثر هم بود.

‫احمق جلوه دادن دوست متحدت جلوی رئیسش

‫تنها راه چاره نیست.

‫این اولین تلاشت بود؟

‫ده‌ها بار تلاش کردی.

‫اگر جواب نده چی؟

‫بهش گفتم روسیه رو بمباران کنه.

‫تو یه نقشه‌ داری.

‫این فقط یه قدم بود نه مقصد نهایی.

‫دارم بالا میارم.

‫بازم از این داریم؟

‫چیزی خوردی؟

‫نه.

‫یالا.

‫پاشو.

‫- من فقط یکم ماست می‌خوام. ‫- بیخیال.

‫قرار نیست بهت ماست کوفتی بدم.

‫- خیلی خب. ‫- لعنتی، این تارت رو ببین.

‫پنیره؟ نه،نه. ‫یه دست خورده رو بردار.

‫- حالا دست خورده شد. ‫- باورم نمیشه

‫- اوه، خدایا. ‫- خوشمزه‌ست؟

‫لعنتی، یکم پنیر میارم.

‫یکم اسفناج هم بیار.

‫آره، آره، آره، آوردی؟

‫می‌دونستید قدمت انبارهای شراب ‫این خونه از کشور شما بیشتره؟

‫نمی‌دونستم.

‫بطری‌های قدیمی شراب، البته بعضی‌هاشون فاسد شده ‫بودن، به همین خاطر بهشون نگه‌دارنده اضافه کردن.

‫قربان، تنهاتون می‌ذاریم.

‫من نمی‌تونم هر سه‌تا رو تنهایی بخورم. ‫مثل یه الکلی لعنتی به‌نظر می‌رسم.

‫به یه دردی بخور و لیوان‌ها رو بیار.

‫می‌خواید به یکی از افرادتون بگیم؟

‫افراد من؟ مثل خواهران ‫برونته همیشه کنار همدیگه‌اند.

‫اونا سوگند خوردن که بر ‫حسب وظیفه‌شون بهم مشاوره بدن

‫اما تنها کسی که توانایی بحث ‫در مورد گزینه‌های نظامی رو داره

‫یه زن آمریکاییه.

‫به‌نظرم اونا فقط تلاش ‫می‌کنن تا از شما محافظت کنن.

‫کرملین چیزی جز زبان زور رو ‫نمی‌فهمه، همه‌مون اینو می‌دونیم.

‫تنها سوال اینه که به ‫چه شکلی خواهد بود.

‫افرادتون به شما ‫گزینه‌های نظامی رو نمیدن

‫چون نمی‌تونن بهتون اعتماد ‫کنن که ازشون استفاده نمی‌کنید.

‫اونا بهم اعتماد ندارن؟

‫طعنه آمیز بود.

‫شما بهشون اعتماد ندارید؟

‫تیمی از نابغه‌های دیوونه لازمه

‫تا یه مرد رو به سمت یه ‫موقعیت سخت پیش ببرن.

‫وقتی که در جایگاه یه مسئول هستی، بهتره قبل از ‫اینکه همه چی رو خراب کنن ، اونا رو بیرون کنی.

‫بعدش تو دریایی از ‫دیوونه‌های عصبانی گیر می‌کنی

‫که از تموم اتفاقات اخیر ‫واسه نابودی‌ت استفاده می‌کنن.

‫آستین دنیسون به‌طور کامل برتری ‫رو به استعمار خودش در‌آورد بود

‫اگر می‌خواستم هم ‫نمی‌تونستم پا به اونجا بذارم.

‫می‌خواید؟

‫نه، خانم وایلر. نه، من آدم بدی‌ام.

‫من این مسیر رو انتخاب ‫کردم چون عاشق قدرت

‫و مشتاق اقامتگاه‌های سرد ‫و مرطوب مرکز لندن بودم.

‫فاصله بین حمله آلمان به لهستان

‫و شروع حملاتش به لندن، یک سال بود.

‫کشور من، ویرانی اوکراین رو

‫فقط به عنوان یه درگیری ‫منطقه‌ای دلخراش نمی‌بینه.

‫جنگ به اینجا هم کشیده می‌شه.

‫لازم نیست تصورش ‫کنیم. ما اونو به یاد میاریم.

‫- بیخیال. یه چیزی بگید. ‫- خودتون متکلم وحده‌اید.

‫- خودتون می‌تونید جواب خودتون رو هم بدید. ‫- بی‌رحمانه‌ست.

‫دیدنش سرگرم‌کننده‌ست.

‫وی ادامه داد: درگیری با ‫روسیه یک رویای بی پروایانه ست.

‫کار بچگانه‌ای نکن، نیکول اونا ‫هم کار بچگانه‌ای با تو نمی‌کنن.

‫به‌نظر من بچگانه نیست. عملیه. ‫هر گزینه عملی‌ای رو بررسی کنید.

‫اگر گزینه خوب روی میز داشته ‫باشید، گزینه بد رو انتخاب نمی‌کنید.

‫از اینکه اعتراف کنم گزینه ‫بد هم وجود داره، نمی‌ترسم.

‫اون ایده خوبی داره.

‫اون همه چیز رو از ‫این رو به اون رو می‌کنه.

‫همین‌طوره.

‫با کشوری که آماده حمله ‫نظامی با بمب اتمه، سرشاخ نشید.

‫قبل از هر کاری

‫همه جوانب رو بررسی کنید.

‫خب، خیلی هیجان‌زده‌ام.

‫شهر شما همیشه جایی بوده ‫واسه پولشویی روبل‌های کثیف.

‫همه اون پول‌ها رو دارید. توقیف‌شون کنید.

‫باید با بروس صحبت کنم. ‫احتمالا هنوز تو دفترش باشه.

‫آره، اونجا هنوز دیروقت نشده.

‫- اندی. ‫- آره.

‫- کریگ. ‫- آره.

‫به دین زنگ نمی‌زنم. ‫چون صحبت‌هامون هیچ‌وقت تموم نمی‌شه.

‫تو بهش زنگ بزن.

‫و استوارت رو بیدار کن. ‫به کمک افراد بیشتری نیاز داریم.

‫چیکار می‌کنی؟

‫همسرها تماس نمی‌گیرن ‫همسرها نوشیدنی‌ها رو میارن.

‫به اندازه کافی خوردی ‫پس واسه‌ت آب آوردم.

‫من هیچ‌وقت چنین همسری نبودم. ‫من شریک زندگی‌ت بودم.

‫می‌تونی واسه یه شب این ‫مسئولیت رو به‌عهده بگیری.

‫من یه شب نمی‌خوام.

‫من می‌خوام واسه زندگی

‫شریکت باشم.

‫نمی‌تونی.

‫اگر یه فرصت بهم بدی، می‌تونم.

‫هال، اساسا نمی‌تونی.

‫می‌خوای این کار رو ‫بکنی اما موفق نمی‌شی.

‫لعنتی. ۱۵ سال از عمرم رو پای تو دادم. ‫یه فرصت بهم بده.

‫- پس تو می‌ری کاخ سفید؟ ‫- کاترین.

‫پس تو راجع به قضیه معاونت ‫ریاست جمهوری نظر می‌دی؟

‫خب من همسرتم.

‫- یه دقیقه وقت داری؟ ‫- لازمه شلوارمو بپوشم؟

‫نه، یه لیست از یه چیزهایی دارم که ‫کیت می‌خواد یه نگاهی بهش بندازی.

‫بسیار خب. موضوع چیه؟

‫تروبریج بهش یه فرصت داده که ‫یه پیشنهاد مسالمت‌آمیز رو ارائه بده

‫- و باید روش کار بشه. ‫- باشه.

‫اون یه برنامه ۲۰۰ بخشی داره ‫که باید تا صبح تنظیمش کنه.

‫پس همه باید بهش کمک کنیم.

‫اوه، فکر کردم اون آماده‌ست ‫تا با نیروی هوایی صحبت کنه.

‫اون تاکتیک بود، این استراتژیه.

‫این تاکتیک رو باید توسط افراد ‫و همتای ایشون اجرا می‌شد.

‫- این کارهای جسورانه اینجا جواب نمی‌ده. ‫- به‌نظرم جواب داد.

‫می‌دونی چیه...؟

‫پیشنهاد می‌کنم با کیت در مورد اینکه معاون یه ‫سفیر غیرقابل پیش‌بینی بودن چه حسی داره، صحبت کنی.

‫اما سرش شلوغه.

‫خیلی سرش شلوغه، در واقع ‫اگر باهوش بازی‌هات رو کنار بذاری

‫و چندتا تماس بگیری ‫واقعا قدردانت میشه.

‫و به‌نظرم آره شلوارتو بپوش.

‫باید ازت عذرخواهی کنم.

‫باشه واسه صبح.

‫نه، باید... می‌تونم بیام تو؟ ببخشید.

‫خب گوش کن، بهت نارو ‫زدم، اما به‌نظرم جواب داد.

‫- مشکلی ندارم. ‫- باید فراموشش کنی.

‫ما تیم خیلی خوبی هستیم.

‫ممکنه در حال حاضر متوجه این موضوع نشی اما ‫من متوجه می‌شم. ما با همدیگه خیلی خوبیم.

‫گندش بزنن.

‫خیلی شراب خوردم ‫و مال خیلی سال پیش بودن.

‫- تو...؟ ‫- می‌خوام یه چیزی بگم، پس اجازه بده بگم.

‫نمی‌دونم چطور می‌خوای باهاش ‫کنار بیای و نمی‌خوام ناراحتت کنم.

‫- مجبور نیستی... ‫- چیزی که می‌خوام بگم اینه که من بهت نیاز دارم.

‫می‌دونم. من هم حسش می کنم. ‫وقتی تو یه اتاقیم نمی‌تونم بهش فکر نکنم

‫به سختی می‌تونم نفس بکشم. اما فکر نمی‌کنم ‫این چیزی باشه که بتونیم انجامش بدیم.

‫وای نه. متاسفم، موضوع این نیست.

‫- خیلی متاسفم. ‫- نه.

‫- من خیلی متاسفم. من یه احمقم. من... ‫- نه، من یه احمقم.

‫- نه، تو قطعا احمق نیستی. ‫- باید بری.

‫لطفا.

‫می‌‌خواستم بگم که با ‫تروبریج تو آشپزخانه بودم

‫و حالا ازت می‌خوام با وزیر ‫خارجه استرالیا تماس بگیری.

‫بدنم شراب قرمزو خوب تجزیه نمی‌کنه.

‫مخفیانه با نخست وزیر رفتید پیک نیک؟

‫- برنامه‌ریزی نشده بود. ‫- به اتاقش هم رفتی؟

‫معلومه که نه. خدایا.

‫خودتو جمع کن. کارهایی ‫داریم که باید انجام بدیم.

‫گندش بزنن.

‫بله، می‌دونم که دیر وقته، و ‫ایشون از این بابت ناراحت هستن

‫اما به‌نظرتون می‌تونید...؟ ‫بله، اونجا هستن.

‫بله. ببخشید. به‌نظرتون ‫می‌تونید بیدارشون کنید؟

‫- دارمش. ادامه بده. ‫- سلام.

More Farsi Persian subtitles for The Diplomat

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left