Touch

Touch

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Touch S02E03 - Eilia & Misaghcj
En kommentar af EILIA
ایلیا و میثاق | PersianTrans

Tags

other
Udgivet den: 2013-02-16
Downloads: 12
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

... آنچه در « تماس » گذشت

،ولی به علت حرص و طمع شرکت

.این طرح با شکست وحشتناکی مواجه شده

" با تشکر از دوستان خوبمون توی " استر کورپز

.باید با این آدم صحبت کنم

.تو روزنامه‌نگاری - .آره روزنامه‌نگارم -

و دارم روی گزارشی کار می‌کنم

که " استر کورپز " رو ،به فعالیت‌ها‌ی جنایی متهم می‌کنه

،اقدام به قتل و کشتار‌ها‌ی بی شمار

،آدم‌ربایی، محکومیت‌‌های اشتباه

و جعل مرگِ

.حداقل یک بچه

،وقتی " کلوین نوربرگ " هم مخالفشون شد

.فهمیدم که شاید بتونه به من کمک کنه

.این کار صبح منه می‌خوام از ساحل شروع کنم

.و این برگه‌‌ها رو تو کل شهر پخش کنم

" دخترم گم شده ، " مارتین

.می‌خوام هر کاری می‌تونم برای پیدا کردنش بکنم

" سلام " امیلیا .من " فرانسیس " هستم

.از الان به بعد قراره من مواظبت باشم

تو دخترت رو گم کردی ؟ - .آره -

.پیداش می‌کنی

در حال حاضر تنها راهی

" که می‌تونم ثابت کنم ، " استر کورپز

،داره این کارها رو می‌کنه .اینه که " امیلیا " رو زنده پیدا کنم

مارتین بیشاپ ؟ - کی هستی ؟ -

" کلوین نوربرگ "

.باهات تماس می‌گیرم

.صبح بخیر

.صبح بخیر

.الان 24 ساعته که به این جعبه‌ها خیره شدی

.اوهوم - .اگه بخوای، می‌تونم برات بذارمشون تو انباری -

.نه. باید همشون رو باز کنم و بگردم

.فقط دارم سعی می‌کنم جرأتشو بدست بیارم

... منظورم اینه که، 15 سال

" از کل عکس‌های بچگی " امیلیا .و همه جشن تولد‌هاش

فکر می‌کنم حتی .برگه ازدواج خودمم توشون هست

،به محض اینکه خونه فروخته بشه

قسم میخورم همه چیزای کوچیک تر .از تخت رو تو یک جعبه بریزه

.و از شرشون خلاص بشه

.وقتی آماده شدی، بهش عادت می‌کنی

.سلام ، رفیق

.رفیق

... می‌دونی

.شاید بهتر باشه دیگه بره مدرسه

.چند ساختمون اونطرف تر یکی هست

.همونجایی که دوستش " سولیل " هم می‌ره

شوخی می‌کنی دیگه ؟

.نه، شوخی نمی‌کنم

.دیدی که تو شهربازی چقدر خوشحال بود ،و همیشه هم داری می‌گی

،وقتی " جیک " مسیری رو بهت نشون می‌ده .دلیل خاصی داره

.اون می‌خواست دوست پیدا کنه .نمی‌تونه به مدارس عمومی بره

.اون شبیه بقیه نیست

.اوه، آره. منظورت مدل موهاشه

.دردسر ساز میشه

.نه، منظورم موهاش نیست

.ببین، نمی‌تونیم به مردم بگیم چطور ما رو پیدا کنن

.اینجوری همه می‌فهمن ما کجا هستیم

.آهای رفیق .جیک " ، اونا وسایل تو نیست عزیزم "

.نه، نه. مشکلی نداره

.فقط می‌خواد کمک کنه می‌دونی چیه؟

.می‌خوام یه سر تا اون کافه برم

.یه مقدار کافئین نیاز دارم

.تا از فکر این وسایل بیام بیرون

اوهوم. اشکالی نداره؟

.آره

.خوبه - .بریم پسر -

.خیابون لبنان، نبش خیابون ششم، ساعت 10 بیا ملاقاتم " " .اطلاعاتی در مورد استر کورپز دارم

واقعاً نمی‌دونی قراره کی رو ببینی؟

، بهم گفت تو خیابون لبنان .نبش خیابون ششم منتظر باشم

.وقتی دیدمش، می‌خوام واقعاً فکر کنه روزنامه نگارم

،وقتی به لوس آنجلس اومدم ،یکی از اولین کارایی که کردم

این بود که مشخصات و سابقه ای .برای " مارتین بیشاپ " درست کردم

.سابقه کار خارجی " اخبار قاهره " ، " اخبار بین المللی بحرین "

.اوه، عجب چیزایی انتخاب کردی

،آره. خوب اگه " لندن تایمز " رو انتخاب میکردم

.چک کردنش خیلی راحت بود ،ببین

.یک ضامن میخوام تا این پوشش رو بفروشم

،جالبه. تو ضامن می‌خوای .منم روزنامه نگار می‌خوام

" یه نویسنده واقعاً سطح بالا مثل " مارتین بام

آماده ای برگردی؟

منظورت چیه؟ چیزی منتشر کنم؟

.هر ماه ، 2 نوشته .مقاله 300 کلمه ای

.بیشتر هم می‌تونی، به خودت بستگی داره

.تراور " ، 11 ساله این کارو نکردم "

.بابا مثل دوچرخه سواریه

.بهت مدیونم

.ممنون

.دارم از مرز رد میشم

.هواپیما 3 ساعت دیگه پرواز می‌کنه

پسرا چطورن؟

.دلشون به شدت تنگ شده

پاسپورت؟

.سفر برای توله سگ‌ها میتونه خیلی سخت باشه

" مخصوصاً " مایک

.اوه. روحیه حساسی داره

خوب، امیدوارم که

.تو شغل بعدی ، زیاد سفر نکنم

فکر نکنم تا حالا هیچکدوم از مزدورها تماس گرفته باشن ؟

.نه. هنوز هیچی

تو اوضاعت چطوره؟

خوبه. با وجود اینکه .اخیراً اتفاقات عجیبی افتاده

،قسم می‌خورم توی هتل

.توی تلفن اتاقم، شنود گذاشته بودن

.دیروز هم کارت بانکیم از کار افتاد

.خوب، می‌دونی، پاکستانه دیگه

.بعضی وقت‌ها خیلی چیزا کار نمی‌کنن

.آره. خوشحال میشم بیام خونه

.پیش پسرا و شوهرم

.لطفاً از ماشین پیاده شید - چی؟ -

! همین الان پیاده شید - مشکلی پیش اومده ؟ -

!هی! هی

!هی! هی! اوه

چه کار می‌کنید ؟ - مالوری " ؟ " -

! خفه شو ! خفه شو - ! باشه! وایسا - مال " ؟ " -

وایسا. وایسا. چه کار می‌کنید؟ - مالوری " ؟ " -

! صبر کنید ! بذارید برم

.مالوری " ؟! عزیزم "

.ولم کنید

!بذارید برم

.احمقانه است

.همه بچه‌های شهر الان مدرسه هستن

.مدرسه نرفتن، بیشتر تو رو تو دید می‌اندازه

،اگر پدرت نگران دیده شدن تو بود

.باید تو رو بین یه سری بچه‌های 11 ساله می‌انداخت

درست می‌گم یا نه؟

جیک " ، " جیک " ؟ "

جیک " ؟ "

اینو از کجا آوردی؟

اینو از کجا آوردی؟

.سلام. متاسفم مشکلی پیش اومده؟

... پسر شما

.بردارش

.فکر می‌کنم اون می‌خواد شما اینو داشته باشید

!بردارش

.من باید برم

می‌دونید چیه؟ شاید احمقانه به نظر بیاد

.اما باید ازتون بپرسم دختری به اسم " امیلیا " می‌شناسید؟

.اون 14 سالشه و موهای بور داره

.جیک " سعی می‌کرد منو به اینجا راهنمایی کنه " و من فکر می‌کنم

،داره سعی می‌کنه به من بگه .شما ممکنه یه چیزایی بدونید

.من باید برم

" سلام ، " مارتین - .سلام -

با یکی که در مورد ،استرکورپز " اطلاعات داره "

.قرار ملاقات دارم ... ببین

.نمی‌دونم چقدر قراره طول بکشه

تو و " جیک " می‌تونید عصر

منو تو " بریک وایر " ببینید ؟ - .آره -

.مشکلی نیست

.برام آرزوی موفقیت کن

مارتین بیشاپ " ؟ "

.بله

.سوار شو

از کوچکترین آمیب

،تا بزرگترین کهکشان‌ها

.ما خودمون رو با مرزهامون تعریف می‌کنیم

.حدودمون

.من ، خودم هستم .پس من ، تو نیستم

.در قلمرو خودمون ، در امان هستیم

.اما مرز‌ها می‌تونن محل بی ثباتی و خطر باشن

.جبهه سرد با گرم برخورد می‌کنه

.انرژی حرکتی آزاد می‌شه

.خیلی گرسنمه

تو چی می‌خوری ، " جیک " ؟

... و هنوز

در کناره‌ها و مرزهای بین ماست

،که ایده‌ها رد و بدل می‌شه .و دانش بدست میاد

.من ، خودم هستم .اما باید حد و مرزها رو کنار بزنم

.اگر واقعاً بخوام تو رو بشناسم

.من " مارتین بیشاپ " هستم

.می‌دونم کی هستی

مارتین بیشاپ " ؟ "

.من " کلوین نوربرگ " هستم

ترجمه از : ایلیا و میثاق Misaghcj & Eilia

منو کجا می‌برید ؟

! نه، نمی‌تونید این کارو بکنین چیکار می‌کنین ؟

!نمی‌تونید ... نه

از من چی می‌خواین ؟

.من پول دارم

.تو کیفم پول نقد هست

برای کی جاسوسی می‌کنی ؟

چی ؟

.اسم رئیست رو بگو

.اوه. اشتباهی پیش اومده

.من فقط می‌خوام کشور رو ترک کنم

آره. می‌بینم که اخیراً .کشور رو زیاد ترک کردی

،در 4 ماه گذشته .5بار از مرز عبور کردی

.من تو کار تجارت بین المللی هستم

.برای کار اومدم اینجا

، " خانم " کین ،اگه چیزی رو که می‌خوایم بگی

.براتون راحت تر می‌شه

!دارم حقیقت رو می‌گم

.برای کار اومدم اینجا

!می‌خوام سفیر آمریکا رو ببینم

.حتماً. سفیر رو براتون میاریم

.با یه استیک آبدار

... و یه بطری آبجو

به محض اینکه .چیزی که می‌خوایم رو بگی

رئیست کیه؟

.من رئیس ندارم

More Farsi Persian subtitles for Touch

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left