De første 200 linjer.
واو
آره
مثل یادآوری خاطرات سال آخر دبیرستانه
به جز اینکه، دیگه طعم توتفرنگی نمیدی
گروه "اسپایس گرلز" واسه برق لبهاشون تخفیف زده بودن
احتمالاً باید دز این مورد حرف بزنیم
میخوای بهم بگی چی میخوای؟
واقعاً واقعاً چی میخوای؟
جدی میگم
خب، باشه
خیلی خب
...من
من از اینجا باهات حرف میزنم
باشه
تا بتونم حرفمو کامل بگم
خیلی خب، ببین. میدونم چی میخوای بگی
ولی این یه اشتباه نیست
راستش، میخواستم بگم منم این رو میخوام
!ایول
فقط... کنی
ما تازه نامزد کردیم
کنی. درسته
این باعث میشه دق کنه
آره... متاسفم
بدجور افتاح میشه
...پس
میخوای بریم یه فیلمی چیزی ببینیم؟
،کولت، قبل از اینکه کاری کنیم
باید رابطهام با کنی رو به هم بزنم
باشه؟ - باشه -
و تو نمیتونی چیزی به کسی بگی، خب؟
،نمیخوام تا زمانی که با کنی حرف نزدم چیزی از کسی بشنوه
خیلی خب؟ تو اصلاً نمیتونی راز نگه داری
نه، اینطور نیست
بهم گفتی روستر تا 14 سالگی شبها جاش رو خیس میکرد
!این یه راز خندهداره
باورم نمیشه این اتفاق داره میافته
آره
یعنی، عالیه
آره
خیلی خب، شاید بهتره برم
آره، فکر خوبیه - ...آره. پس من دیگه -
خیلی خب - این کار رو بکنم -
خیلی خب، جداً باید دیگه بری
باشه. رفتم - برو -
منم دارم میرم دیگه - جدی میگم -
باید این موضوع رو پیش خودت نگه داری
آره. چیزی به کسی نمیگم
خداحافظ
!ایول
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
هی، اینو نگاه کن
،فهمیدم که اگه شیرت تموم شده باشه واسه درست کردن پنکیک میتونی از آبجو استفاده کنی
شیرمون تموم شده؟
،نه، ولی وقتی فهمیدی میتونی از آبجو استفاده کنی
چرا دیگه شیر استفاده کنی؟
هی، اینو نگاه کن
بوم
ویسکی آمریکایی رو میخوای چیکار؟
به جای شیرهی پنکیک
هی، هی، هی
باورت نمیشه دیشب چی شد
دیشب چی شد؟
میدونی چیه؟ راستش، نمیتونم بهت بگم
خیلی خب
آره، به یه نفر قول دادم که چیزی نگم
مشکلی نیست
ولی، میتونم بگم که یه بوسه اتفاق افتاد
و خیلی هم بد نبود
با هیس... ابی بود
دارم راجعبه ابی حرف میزنم
آره، فهمیدم
راز نگهداریت هیس... ریده
حالا هرچی. فقط به کسی نگو
.نمیدونم، کولت مطمئن نیستم که بتونم دوام بیارم
وای خدا! شنیدین چی شده؟
!کولت و ابی قراره با هم دوست بشن
!هشتگ، به تخمم
صبح بخیر، بابا
هی، بابا. از این پنکیکها میخوای؟
قرار نیست که رانندگی کنی
یا با دستگاههای سنگین کار کنی؟
نه، ولی یه چیزی میخوام بهتون بگم
.خیلی خب، تقصیر کولتـه من نگهش میدارم. تو بزنش
...با اینکه خیلی متعجبم که این حرف رو میزنم
شما کار اشتباهی نکردین
این خیلی عجیبه. خوشم نمیاد
زمانی رو یادم نمیاد که اینقدر سخت کار کرده باشیم
ولی اوضاعمون اینقدر ناامیدکننده باشه
...با رفتن مادرتون و وضع مالی خرابمون
...گاوهای مریضمون
...خشکسالی
دیگه پیر و خسته شدم
بدون شما دو تا نمیتونستم از پسش بربیام
خب، به سلامتی حرفت مینوشم
خیلی برام ارزش داشت، بابایی
بشین. عجیب و غریبش نکن
زیاد نیست، ولی از هیچی بهتره
!وای
از زمانی که عضو تیم دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شدم
پاکت پول اینطوری ندیده بودم
اگه پولی توش نبود هم تحتتاثیر قرار میگرفتم، بابا
،ولی اگه فکر میکنی لایقشم پس منم هدیهی سخاوتمندانهات رو قبول میکنم
و قول میدم که این پول رو وقف زنهای محلی و الکل بکنم
هر کاری میخوای باهاش بکنم
فقط مریضیای نگیر که به گاوها منتقلش بدی
گرفتم
لایقش بودی
افتخار میکنم که باهاتون همکاری کردم پسرها
الان بهمون گفت همکار؟
"نمیدونم، وقتی گفت "لایقش بودی من بیهوش شده بودم
انگار بالاخره قدر کارهایی که اینجا میکردیم رو فهمید
وای، واقعاً فهمیده
چقدر بهت داده؟ - نمیدونم. تو چقدر داری؟ -
باید بیشتر از مال تو باشه - چرا؟ ما که همکاریم -
آره، ولی رفیق، من همکار 15 سالهاشم
تو مثل همکاری آکوامن با لیگ عدالتی
:مثلاً وقتی که اوضاع خراب میشه، همه میگن
وای، یه نفر باید اینجا بمونه" "و مراقب مقر فرماندهی باشه، آکوامن
فکر کنم بابا مخالف حرفته
امکان نداره سهم تو با من برابر باشه
خیلی خب، باشه. اون خودکار رو بده من
پولی که گرفتیم رو مینویسیم
و با شماره سه به همدیگه نشون میدیم
باشه
آمادهای؟
یک، دو، سه
"بخورش" !بخورش
!واو
این پسر بد رو نگاه کن، مدل اف350 - آره -
،از زمانی که عضو تیم کالیفرنیای جنوبی شدی همچین وانتی ندیده بودم
،اگه این وانت مال من بود
اولین کاری که میکردم این بود که تا بالای کوهستان میرفتم
و میذاشتم یه عقاب روی دستم فرود بیاد
کار خیلی خفنیه
فکر کنم این وانت اِد هستش - اد؟ -
اد بیشاپ؟ از کجا میدونی؟
"روی پلاکش نوشته، "وانت اد
"اگه اون پلاک من بود، روش مینوشتم، "مریکا
با "م" بزرگ
اینم خیلی خفنه
!هی، هی، هی - وای! اد اومده! آبجوها رو قایم کنین -
هی، روستر اومده! گوسفندهاتون رو قایم کنین
از دیدنت خوشحالم - چطوری؟ روبراهی؟ -
خوبم. از دیدنت خوشحالم، کولت - هی. چطوری، اد؟ -
هی، برادرت هنوز کون گوسفندها میذاره؟
چیا جدیده، اد؟
وانتش، باسنش و زنش
.متاسفم که میشنوم تو و جاسلین جدا شدین؟
آره، چندین سال اوضاع تاریکی بود
بعدش با زن جدید 38 سالهام آشنا شدم
اشاره کردم که 38 سالشه؟
آره - واقعاً؟ -
شنیدی، روستر؟ زنش از دوستدخترت جوونتره
آره، ولی دوستدختر تو با کنی نامزد کرده
رفیق! قرار بود چیزی نگه
اون دوستدختر من نیست
.همو بوس کردیم. بهم علاقه داره ولی نمیتونم بگم کیه
ابیـه. برگشتیم پیش هم
آبجو میخوای؟ - آره -
خب، بابات و من داشتیم راجعبه
اون سفر ماهیگیری که همهامون به دریاچهی دایموند رفتیم حرف میزدیم
هی، یادته
روستر میخواست مسیر برگردوندن قایق رو بهمون بگه؟
"!برگرد! برگرد"
"!زیاد رفتی"
تنها چیزی که اون روز از دریاچه گرفتیم وانتم بود
آره
یادته مامان میخواست پشتش چرت بزنه؟
داشت غرق میشد
البته این قسمتش خندهدار نبود
راستی، اصلاً مگی کجاست؟
یه مدت پیش از هم جدا شدیم
بعدش ترکم کرد
پس خوشحالم که بحثش رو پیش کشیدم
وانتت رو ببین، اد
6.7لیتر بنزین میسوزونه؟
واقعاً غوله
اد. وانت جدید، زن جدید... داری همه رو میکشی
تو یه قاتلی
میخوای یه دور باهاش بزنی؟
چی؟ با وانتت یا زنت؟
خندهدار بود
میدونی که من توی نیروی دریایی تکتیرانداز بودم؟
یه قاتلی. یه قاتل واقعی
من جلو میشینم
باید راننده بودن رو اول میخواستی، خنگ
اگه برونم اونوقت چطوری کونمو به صاحب نمایشگاه شورلت نشون بدم؟
خوشحالم که میبینمشون
خوشحالیت زود از بین میره
یه آبجوی دیگه میخوای؟
نظرت چیه اینو بزنیم به بدن؟
وای، اد، عجب ویسکی باکلاسی
دیگه چی توی کیفت قایم کردی؟
هنوزم با سیگار برگ خوب حال میکنی، نه؟
دالی پارتون" هم به پشت اونجا خوابیده؟"
بیا بریم دم در
حس میکنم قراره یه پیشنهاد بهم بدی
به نظر خوب میاد
راستی، گفتم که زنم فقط 38 سالشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.