The Simpsons

The Simpsons

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 18

Udgivelsesinfo

The Simpsons S18E07
En kommentar af hossein6

Tags

other
Udgivet den: 2022-03-13
Downloads: 60
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 169 linjer.

.اه

بارت، چيکار ميکني؟

.من فقط کله دلقک رو مي خورم

.اين اصرافه

..هميشه اين کار مي کردم

مثل لاوسترها که فقط .چشم هاشون رو مي خورم

!اوه، تو بايد خجالت بکشي

بابات سخت کار ميکنه تا لاوسترها .رو به سفره ما بياره

،هر شب که مياد خونه خسته و کوفته هست

.و صداش گرفته و نمي تونه حرف بزنه

!من پادشاه تنبلي ام

!خشونت بي مورد

خب که چي؟

.توي چوگان اين قانونيه

فکر مي کردم داريم وقت تلفي .سينسيناتي بازي مي کنيم

...اوه، در اون صورت

من چيکار کردم؟

،وقتي از دستگاه قهوه ساز رد ميشي

"hot pot" بايد داد بزني .و يه قند بخوري

.راست ميگه، هومر .اين دو دقيقه جريمه پنالتي داره

!پنالتي، پنالتي، پنالتي

...پنالتي، پنالتي، پنالتي

،روي پات وايسا .بوزينه ي خندان

،دوست چاقالوي من

.وضعيتت با يه نخ خيلي نازک آويزونه

،اگه مي خواي شغلت رو حفظ کني ...بهتره شروع کني به

داري به اون کاميون بستني فکر مي کني، مگه نه؟

...خب، پس مي توني فراموش کني که

.بيا منو ليس بزن، پسر

!گفتم منو ليس بزن

!اَه

!تو بستني نيستي

.حقه باز

!بستني فروش، صبر کن

!تو اخراجي

،در مورد بقيه شما

!قرار بود يه تيم هاکي روي صندلي باشين

.تنها چيزي که مي بينم پنج تا بازيکن نمايشيه

.حالا بشينيد و 50 دور بزنيد

.حالا بهتر شد

!بستني فروش

!بستني فروش

.هومر، تويي

بهترين مشتري من امروز چي مي خواد؟

.يه قيفي شکلاتي با روکش کره اي، لطفا

.کاش مشتري هاي بيشتري مثل تو داشتم

.اوه، به زور دارم پيش ميرم

.آره، اين اقتصاد دست همه رو بسته

صد دلاريه، خرد داري؟

،البته، اين 1.5 دلار

$1.75, $2.00...

$99.50,

...99و

.75...

!...نــــــــــه

.تو بايد هومر باشي

ها؟ مکس درباره من به شما گفته بود؟

.اوه، بله

مکس خيلي دوست داشت .در مورد کارش حرف بزنه

.چقدر حوصله م رو سر مي برد

و حالا من موندم

.و عشقم و اين کاميون بي ارزش

.صبر کن ببينم

،تو کاميون رو نمي خواي، من دنبال يه شغلم

،تو پول لازم داري ...من خيلي حقوق اضافه کاري دارم

مي خواي کاميون مکس رو بخري؟

چرا، مگه لازمش نداره؟

.اوه، باشه

اون کاميون بستني کثيف رو يادتونه که خريدم؟

چطور ممکنه يادمون بره؟

مامان ميگه حالا پولش رو نداريم .که بريم پيش دکتر اورتودنس

!خب، دندون هاي درهم و برهمتون رو به اين نشون بديد

!واي! واي

!پسر

!اوتو، تو سواري بابا رو کاملا عوض کردي

.اون طبق طرح من عمل کرد

و حالا پوشيدن لباس .به عجيب ترين شکل

Butter-brickle!

.ممنون که با ما همراه هستيد

امروز، زني ميهمان ماست

.که اوقاتش را با مادر بودن هدر نداده است

،پروفسور استاين، در مورد کتابتون بگيد

.زندگي ماوراي همسر

خب، اپراي جواهر، اين در مورد زناني هست

که مي خوان به روياهاي خودشون شير بدن

.و کهنه هاي کثيف تکميل رو عوض کنن

".من بهش ميگم بر جاي گذاشتن "ميراث-زنانه

اين کتاب نمونه اي هم داره؟

!بله، هشت نفر

.مثلا گيل تاکر

اون با ضرب ماشين لباسشوئي

با يک نيروي خارج از مرکز .اشعار هيپ هاپ مي نوشت

.پارسال، اون تمام جوايز گرمي رو برد

،يا مثلا بکي تايسون .که دستگاه ويدئوي صورتي اختراع کرد

حالا شوهرش ازش پول مي گيره

."يا اون طور که من بهش ميگم "پول-زنانه

!ادامه بده، دختر

.اون زن ها خيلي تحت تأثير قرار گرفتن

ده ساله که مدام دارم .همين کارها رو ميکنم

اون وقت تنها نتيجه ش اينه که .کف اتاق تميزه

.ميراث-زنانه من

.اوه

.پسر، هوا گرمه

من احساس ايکاروس رو دارم که .خيلي نزديک گوي طلايي آپولو پرواز کرد

.بهم مشت بزن، نلسون

.هوا خيلي گرمه

.بعدا حسابت رو مي رسم

.اسمتو مي نويسم که هفته ديگه ببينمت

.اِه، چه غلطا

بچه ها بستني دوست دارين؟

.محصولي که نه بس دارد نه تني

.شايد عناصر کميابي از پنير مکزيکي داشته باشه

.استفاده نکنيد

.من يه تکفازم

چي شده، پسر؟

پول نداري بستني بخري؟

.چرا دارم، ولي به لاکتوز حساسيت دارم

.پسر، من هيچ از حساسيت خوشم نمياد

بايد به اين خوراکي يخ زده خوشمزه هومن احترامي رو بذاري

.که به بقيه غذاهاي بدون لاکتوز ميذاري

.خدا آمريکا رو حفظ کنه

...ولي دکترم گفته

.گفتم، خدا آمريکا رو حفظ کنه

.به شماره روي دستبندم زنگ بزن

.اوه، يه نفر دستبند گذاشته دستش

دوست پسرت کيه؟

اه... دکتر استربرگ؟

،واي، مارج، براي اولين بار تو عمرم

.خوشحال شدم که رفتم سر کار

خوشحالم يه نفر تو اين خونه .احساس ميکنه زندگيش معنا داره

تو خوشحالي؟

.ظاهرت که خوشحال نيست

مطمئني ميدوني "خوشحال" يعني چي؟

اي کاش مي تونستم کاري انجام بدم ،که با اون در تاريخ ماندگار بشم

يه چيزي که وقتي من از دنيا رفتم ".بگه "مارج اينجا بوده

...اوه، عزيزم، پس اون دفعه چي که

.همه اونو دوست داشتن

.دوستت دارم

.آه، اينم داستان زندگي من

.بستني يخي براي اونا، چوب ها براي من

،ببين، مگي، با تيکه چوي هاي نارنجي

.يه مدل ازت ساختم

...مارج، من داشتم

!هنر قومي

.اين هنر قومي مورد علاقه منه

.خودم ساختمش

.مارج، تو نابغه اي

.تو بايد مجسمه بقيه مردم رو هم بسازي

مثلا لني، يا کارل .يا جيمز باند جديد

يعني آمريکا يه جيمز باند بريتانيايي رو مي پذيره؟

.نمي تونم براي فهميدنش صبر کنم

دو هفته بعد

.کنت براکمن هستم

در خيابان هاي اسپرينگ فيلد

.يه تعقيب و گريز سريع در جريانه

ما پس از ديدن اون در کانال هاي دو، 4، 5، 7 و 63

.فوراً واکنش نشون داديم

،راننده داره از ماشينش بيرون مياد

،به سمت سکوي هليکوپتر مي دوه

.داره با هليکوپتر پرواز ميکنه

.چرا، ايناهاش کنار ماست

کنت، به نظر ميرسه تو مسير

.101-405ترافيک شديد باشه

.توصيه ميکنم از خيابان هاي سطحي استفاده کنيد

.جنايتکار به دور

...خب، اينم از اين، بينندگان

!به حق مورلي سيفر عزيز

دارم خانم خانه اي مناسب برنامه مي بينم که از چوب بستني مجسمه مي سازه؟

اين خوشگل رو فرود بيار

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left