Digman!

Digman!

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Digman S01E01 1080p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E01 720p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E01 WEBRip x264-PHOENiX
En kommentar af thetrueali
💢 ThetrueAli 💢 MovieCottage.com

Tags

webdl
web
1080
WEBDL
720p
720
webrip
x264
BRip
Udgivet den: 2023-04-12
Downloads: 26
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫قله‌ی کویکوارن ‫

‫یکی از مهلک‌ترین آتشفشان‌های تاریخ

‫در سال 200 پیش از میلاد، ‫مجموعه‌ای از فوران‌های مرگبار...

‫بخش بزرگی از قبیله‌ی این منطقه رو ‫نابود کرد

‫پس سالخوردگان دست به دامن صنعتگر بزرگ، ‫یعنی تیلیکتاکتورکاتان شدن

‫اونم مجسمه‌ی پیشکشی برای خدایان ساخت

‫بت گداخته

‫- چقدر قشنگه ‫- با این حال...

‫به قشنگی تو نیست، عشق زندگیم

‫حافظ و نگهدار قوای جنسی من

‫فکر می‌کردم شگفت‌انگیزتر باشه

‫چون تو حالیت نمیشه ‫زیبایی واقعی یعنی چی، زین

‫می‌دونی، طبق افسانه‌ها برداشتن بت...

‫باعث میشه کویکوارن دوباره فوران کنه

‫درسته، ولی همونطور که همه می‌دونیم، ‫کم پیش میاد که افسانه‌ها...

‫واقعی باشن

‫ریدم توش. من نمی‌خوام بمیرم

‫از سر راه گمشو کنار

‫به گمونم اون افسانه واقعی بود

‫خفه‌خون بگیر، زین

‫سووپر، ما رو از اینجا ببر بیرون

‫راه نداره رئیس

‫اون آتشفشان از زن اندی کپ هم داغ‌تره

‫وقتی که اندی تمام شب رو ‫توی میخونه سر می‌کرد

‫اون طرف جنگل می‌بینمت

‫ولی اون جنگل پره از...

‫کورپوس فلوراریا

‫- گل مرگبار ‫- گل مرگبار

‫ای بابا، وسط حرفم نپر، زین

‫پرنده‌هه داغون شد

‫ای وای. به نظر میاد محلی‌ها عصبی‌ان

‫سلام، من وکیل و نماینده‌ی...

‫قبیله‌ی ماندنیزی هستم

‫محترمانه ازتون تقاضا می‌کنیم ‫که بت گداخته رو ندزدید...

‫چرا که اهمیت فرهنگی پررنگی...

‫قسر در رفتیم!

‫دیگه هم لازم نیست تا آخر عمر...

‫راجع به سوالات مطرح‌شده...

‫یا اخلاقیات کاری که داشتیم می‌کردیم ‫فکر کنیم

‫سُر بخورید

‫همگی فلنگو ببندید وگرنه باید ‫غزل خداحافظی رو بخونیم

‫هیچکی این اصطلاحات قدیمی تو رو نمی‌فهمه

‫جفنگ نگو

‫بلا! تق

‫وحشت نکن. زهر گل مرگبار...

‫سی دقیقه طول می‌کشه تا اثر کنه

‫یه بیمارستان توی فاصله‌ی ده دقیقه‌ای هست ‫که پادزهرشو داره

‫خدا رو شکر. بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم

‫من که الان نمی‌تونم بمیرم عشقم

‫هنوز فیلم آرتیست رو ندیدم

‫وای پسر، خیلی قشنگه

‫فکر نمی‌کنم فیلمی از اون بهتر ‫توی سال 2011 اکران بشه

‫همین امسالو میگی؟ آره، موافقم

‫خیلی‌خب

‫- حرفای مربوط به 2011 کافیه ‫- زین

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫بت رو می‌دزدم

‫اولین چیزیه که به عنوان ‫باستان‌شناس ارشد جدید مِت به دست میارم

‫ولی ما که واسه اسمیثونین کار می‌کنیم

‫دیگه نه، ریپی

‫از اینکه مثل آشغال باهام رفتار می‌کنی ‫خسته شدم

‫چی؟ تو بهترین زیردستی بودی که داشتم

‫همیشه اینو بهت گفتم

‫اینو به عنوان استعفای من در نظر بگیر

‫گور باباش، اخراجی

‫باشه. پرداخت بیمه‌ی بیکاریم خوش بگذره

‫نه، نه، نه. استعفا دادی دیگه، همه شنیدن

‫برو دنبال اون قایق موتوری

‫مطمئنی؟ اوضاعت جالب نیست

‫چیزی که مهمه، اون بت‌ـه

‫وقت کافی داریم که به چنگ بیاریمش ‫و بریم بیمارستان

‫تق! سووپر، شلاقم بهش نمی‌رسه

‫باید بریم نزدیک‌تر. تق! تق!

‫تقریباً رسیدم بهش

‫هیچی نمی‌بینم

‫بت رو به دست آوردی؟

‫آره، به دستش آوردم عزیزم

‫دارم می‌میرم، ریپ

‫خداحافظ، عشقم

‫حافظ قوای جنسیم

‫نه، اجازه نمیدم بمیری

‫اجازه نمیدم بمیری

‫الان دوازده ساله که ریپ دیگمن...

‫اجازه داد همسرش، بِلا بمیره

‫و در این مدت دستیار سابق ریپ، ‫یعنی زین تروی...

‫به یکی از بزرگترین ‫باستان‌شناسان جهان بدل شده

‫در حالی که ریپ توسط اسمیثونین ‫اخراج شد

‫او اکنون یه آدم از رده خارجه. یه فرد ناچیز

‫وضعیتی که ممکنه بپرسید ‫حالا کارش به کجا رسیده؟

‫شرمنده که همینطور ادامه دادم، ‫تهیه‌کننده‌مون میگه...

‫که اخبارمون کم اومده و باید طولش بدم

‫باید براتون سوال شده باشه که اصلاً ‫این روزا ریپ به چه کاری مشغوله

‫یعنی حدس من اینه که الان ‫توی خونه‌اش نشسته و کف‌دستی می‌زنه

‫آره، کف‌دستی

‫بعدشم گریه می‌کنه...

‫چون حس می‌کنه یه جورایی ‫داره به همسر فقیدش خیانت می‌کنه...

‫که مقصر مرگش بود

‫بعدشم آبش میاد

‫می‌دونید، از اون نصفه و نیمه‌هاش...

‫که یه جورایی انگار از ریتم خارج شدید

‫چه می‌دونم، شاید دارم فرافکنی می‌کنم

‫به هر حال یارو یه بازنده‌ست

‫مترجم: Thetrueali ‫Telegram: @Thetrueali

‫صبح بخیر، آگاتا

‫هیچ موزه‌ای تماس نگرفته باستان‌شناس بخواد؟

‫ده ساله که هیچ موزه‌ای زنگ نزده، ریپ

‫خب ببخشید که امید دارم

‫لازم به داد زدن نیست

‫حق با توئه. خیلی عذر می‌خوام

‫تو فقط تنهایی

‫باید با یکی آشنا بشی

‫ممنون آگاتا، ولی تنها آشنایی که ‫من بهش علاقه دارم...

‫فسیل‌شناسیه

‫جیپتو تمیز کردم، ریپ

‫پسر، چقدر لکه‌ی اشک روی فرمون بود

‫حتماً خیلی گریه کردی

‫آره، ممنون سووپر

‫اگه کسی دنبالم می‌گشت، ‫من توی تالار مخفیم هستم

‫منظورت اینه که میری توالت شخصی خودت...

‫که سر صبحی برینی

‫نه

‫جام مقدس

‫اصطلاحی که مردم توی بقیه‌ی حرفه‌ها...

‫برای توصیف کردن خفن‌ترین چیز...

‫توی باستان‌شناسی استفاده می‌کنن

‫بله، سالتین؟

‫شما تا حالا سعی کردید جام مقدس رو پیدا کنید؟

‫خب هر باستان‌شناسی که سرش ‫به تنش بیارزه، شانسشو امتحان کرده

‫ولی موقعیتش بزرگترین راز باستان‌شناسیه

‫میگن فقط یه جرئه ازش می‌تونه ‫هر بیماری رو شفا بده

‫پس اگه یه نفر توی کلاس پیداش کنه...

‫نمره‌ی بیشتر می‌گیریم؟

‫- آره، چرا که نه ‫- چه عالی

‫آخر این هفته لازم نیست منو ‫به هیچ مهمونی‌ای دعوت کنید، هم‌کلاسی‌ها

‫کار دارم

‫یه تپه عن بخور، خرخون

‫ترجیح میدم عن مورد نظر رو ‫بررسی کنم...

‫تا اسرار گذشته رو کشف کنم

‫وای، بیش از حد شنگولی، نه؟

‫چرا نباشم؟

‫دارم درس می‌خونم که باستان‌شناس بشم

‫بهترین شغل دنیا

‫شما هیچوقت دلت براش تنگ نمیشه؟

‫البته که دلم تنگ میشه

‫اون افتخار، اون شهرت

‫هنوزم اشتیاقشو دارم

‫همونطور که یه توله گرگ...

‫اشتیاق سینه‌ی سفت و براق مادرش رو داره

‫ولی حالا کارم به پَست‌ترین شغل جهان رسیده

‫تدریس

‫خب شاید بهتر بود زنت رو نمی‌کشتی

‫من زنمو نکشتم. کار یه پرنده بود

‫یه رام‌چاتای دیگه. بدون یخ

‫پروفسور. این طرف. منم. همون دانش‌آموزی ‫که ازش متنفری

‫وای پسر. تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫خیلی‌خب، داشتم به این فکر می‌کردم ‫که چقدر توی کلاس ناراحت بودی...

‫واسه همین یه کم کند و کاو کردم...

‫و می‌دونم چطوری می‌تونی دوباره ‫باستان‌شناس بشی

‫کوییل ایگن

‫همون میلیاردر موبلند؟

‫خودشه. داره یه موزه‌ی جدید می‌سازه...

‫و یه باستان‌شناس ارشد لازم داره

‫واسه همین یه رقابت بزرگ ‫برای پیدا کردنش راه انداخته

‫کل مراسم امشب شروع میشه

‫باید بری

‫پیشنهاد وسوسه‌برانگیزیه

‫نه؟ منم می‌تونی به عنوان دستیارت ببری

‫هه! خوابشو ببینی

‫ریپ دیگمن یه عقاب تنهاست

‫ولی اتحادیه‌ی باستان‌شناسان میگه ‫باید یه دستیار داشته باشی

‫اَه. اتحادیه‌ی مسخره قانونای مسخره می‌ذاره ‫که کشته نشم

‫ولی همچنان تو رو استخدام نمی‌کنم

‫ما اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسیم

‫یعنی اصلاً حتی نمی‌دونم...

‫واقعاً دوست ندارم. ولی همیشه...

‫- دلم می‌خواست باستان‌شناس بشم ‫- باشه

‫- یه مخترع مبتدی‌ام ‫- باشه

‫- عاشق لاتین‌ام ‫- ادامه بده

‫یا بهتره بگم "من عاشق زبان لاتین هستم" ‫(به لاتین)

‫آره، نفهمیدم چی گفتی

‫آها، پدر و مادرم هم عاقم کردن...

‫چون از باستان‌شناسی متنفرن

‫حکایت خوبی گفتی بچه

‫ولی هنوز مطمئن نیستم ‫در سطح کیهانی با هم جور باشیم

‫در سطح اتصال عصبی مو

‫ارجاعم به فیلم آواتار بود

‫مراسم 15 دقیقه دیگه شروع میشه...

‫و باید یه دستیار با خودت ببری

‫استخدامی

‫وای. تمام باستان‌شناسان جهان اینجان

‫فیلیکس کدبری، کیت کوان، ایندیانا جونز

‫زین تروی هم اومده

‫وای

‫- بیخیال بابا ‫- شرمنده. می‌دونم که بهت خیانت کرده...

‫ولی اون یه جورایی معروف‌ترین آدم جهانه

‫گندش بزنن. نگاه نکن. نگاه نکن

‫ریپ دیگمن. به گمونم شایعات حقیقت داشت

‫واقعاً چاق‌تر شدی

‫اینجا چیکار می‌کنی، زین؟

‫مِت به قدر کافی بهت پول نمیده؟

Digman! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Digman!

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left