Die ersten 200 Zeilen.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از مــحــمــد و فــــربـــد FarboD & Achillies
."خونه "سوزان
.اين تماس در حال منحرف شدن است .لطفا صبر کنيد
سلام؟
سلام، کيه؟
!محض رضاي خدا، يه آدم منحرفي؟
.استيو" هستم"
.اوه، "استيو"، سلام "سالي" هستتم
آره
با "سوزان" کار داشتي؟ .اينجا نيست
نه
.دوش من خراب شده .گفت ميتونم از مال اون استفاده کنم
.ميتوني به موبايلش زنگ بزني
!نه
!اون کاملا خم شد، دقيقا جلوي من
!حرومزاده خوش شانس
خوش شانس؟
خيلي عاليه، اين جور چيزها هيچوقت .براي من اتفاق نميفته
.جف"، اون يکي از دوستامه"
.ديگه نميتونم توي چشمهاش نگاه کنم
.ولي حداقل يه بار اين اتفاق افتاد
هنوز نظري نداري؟
.نه، هيچي
...سعي ميکنم يه نظر بدم
!ولي هيچي تو کلهام اتفاق نميفته
.من هم دقيقا همين رو ميگم
.مردها نميتونن درباره پارچه نظر بدن
!حتي يه چيزي هم ندارن که نظر بديم
خوب چه اتفاقي افتاد؟ - چي؟ -
مشکل چيه؟
!قطعت کردم
استيو"؟"
بله، "سالي"؟
تو دقيقا پشت سر من وايستادي، نه؟
!من بيشتر از هميشه در اين باره مطمئنم
.من اين حوله رو برميدارم
.تو هم بايد اون طرف رو نگاه کني
واضحه؟
.آره، آره، فکر خوبيه
...من واقعا به خاطر اين قضيه متاسفم
.من فقط داشتم دنبال کليدهام ميگشتم
.فکر کردم شايد اينجا جا گذاشته باشم
خيلي خوب
.ولي نتونستم پيداشون کنم
...پس به موبايل "سوزان" زنگ زدم
.ولي به اينجا منحرف شد
...اوه خدا، من واقعا متاسفم
!به خاطر اين...وضعيت لختي
همه جا رو نگاه کردي؟
...باشه
.باشه، آره، نگاه کردم
،من يه مردم، تو خم شدي !من هم نگاه کردم، مجازاتم کن
...همه جا رو براي پيدا کردن
کليدت نگاه کردي؟
چطور ميتونم به "سوزان" بگم؟
منظورت چيه؟
.اون بهترين دوستمه
.دوست پسر بهترين دوستم کونِ من رو نگاه کرده
.بايد يه قانوني در اين باره باشه
يه قانون فقط براي کون؟
."تو هيچوقت درباره کون چيزي نفهميدي، "جين
.کون داشتن مثل زندگي کردن با دشمنه
...نه تنها تو کل زندگيشون آروم آروم باد ميکنن
...وقتي داريم يه جاي ديگه رو نگاه ميکنيم
.با مردها لاس ميزنن
...فکر کنم تو يه رابطه خيلي بدي با
!"کونت داري "سالي
خوب؟
.من تقريبا درباره اون يکي يه نظر دارم
چي هست؟
!خيلي خط داره
خيلي خوب، دربارهاش چي فکر ميکني؟
.نميدونم
ميبيني؟
...از لحاظ ژنتيکي غير ممکنه
.که يه مرد درباره پارچه نظر داشته باشه
...خوب به هر حال
...چي
سوزان" درباره قضيه کون "سالي" چي گفت؟"
.همين امروز اتفاق افتاد .هنوز بهش نگفتم
.نميتوني بهش بگي "استيو"، هرگز
چرا؟
.سالي" بهترين دوست "سوزان"ـه"
.اون کاملا خارج از حده
...تو به قلبِ
.سرزمينهاي ممنوعه نگاه کردي
.هرگز نبايد دربارهاش صحبت کني
سرزمينهاي ممنوعه؟
...بهترين دوستها و خواهرها
،ميتوني باهاشون صحبت کني ...ميتوني باهاشون دوست باشي
!ولي هيچوقت نميتوني پشت صحنهشون رو ببيني
چي، يعني اجازه داري هر کارِ ديگه اي بکني؟
...نه، چيزي که ميگه اينه که
...بهترين دوست و خواهر هايِ دوست دخترت
.خارج از حد هستن
.يه بار براي يه ماه با دو تا خواهر دوقلو رابطه داشتم
دقيقا، و وقتي فهميدن چه اتفاقي افتاد؟
وقتي اونها فهميدن؟
!داشتن شيفتي روي من کار ميکردن
!من تو يه سه راهي بودم !خودم هم نميدونستم
.خيلي خسته شدم
...هميشه تعجب ميکردم، طرز خوابيدنش، غذا خوردنش
!عوض کردن اسمش
...پس چطوري تو متوجه نشدي که با
دو نفر متفاوت رابطه داري؟
ميدوني، دوقلوهاي همزاد ميتونن يه .ارتباط ذهني با هم داشته باشن
!آره، اگه همزاد بودن احتمالا بدتر هم ميشد
.خيلي خوب، خيلي خوب
کون "سالي"، نظرت چيه؟
...خوب
.يه کون بود
.کوني بود که قبلا نديده بودم
.حوصلهام سر نرفت
ازش خوشت اومد؟
.از مال "سوزان" بيشتر خوشم مياد
پس چرا به مال "سالي" نگاه کردي؟
...خوب
.اون تازه تر بود
...و اون .اون براي من يه کونِ تازه بود
!تعداد کون هايي که ديدم رو افزايش داد
...نه، "سوزان" و من
.ما الان خيلي با هم خوب هستيم
.ما الان تو مرحله زندگي کردن با هم هستيم
...ميدوني، اينا همهاش درباره پارچه و پرده و
...کوسن و
!سوزان" اين رو يه هفته پيش بهم داد"
.الان بايد يه نظر داشته باشم
!چطوري بايد تو يه هفته نظر بدم؟
...خوب، اگه به "سوزان" بگي که
کون "سالي" رو ديدي چي؟
.بهش ميگم
.ما با هم صادقيم .همه چيز رو به همديگه ميگيم
...آره؟ و اگه "سوزان" ازت بپرسه
که از کون بهترين دوستش خوشت اومده يا نه چي؟
چي ميشه؟
ميدوني واقعا ازت چي ميپرسه؟
ميدوني کاپيتان "مفهوم" چي ازت ميپرسه؟
کاپيتان "مفهوم"؟
:اون(سوزان) بهت ميگه "از بهترين دوست من خوشت مياد؟"
و کاپيتان "مفهوم" کيه؟
خوب اگه اين رو ازت بپرسه چي بهش ميگي؟
حقيقت رو
.ولي تو واقعا ازش خوشت مياد
.همه از "سالي" خوششون مياد
.خيلي خوب، بهش دروغ ميگم
.ميفهمه
کاپيتان "مفهوم" بهش ميگه؟
!"کاپيتان "مفهوم" آدم واقعي نيست، "استيو
.آره، اين رو فهميدم
پس کي بهش ميگه؟
!تير کشيدن، لو دادن و با سر خنديدن
اينا وقعين يا با کاپيتان کار ميکنن؟
..."اوه، "استيو .اينا واقعين
.سلام، سلام، ببخشيد دير رسيدم
.اشکالي نداره
نميتونم زياد بمونم، ديشب داشتم .با "استيو" خريد ميکردم
.داريم وسايل خونه ميخريم
.موفق باشي
.اوه، نه، اون واقعا علاقه نشون ميده
!يه کتابِ الگو داره که يه هفته دستشه
.راستي، به نظر شما دوتا براي يه مبل نياز دارم
.اوه، من عاشق نظر دادنم .صدها نظر دارم
دوشِ من خوب بود؟
.البته، ممنون
.راستي "استيو" يه سر اومد .کليدش رو گم کرده بود
.اوه، باشه
!اميدوارم بدون لباس تو رو نديده باشه
:مرحله اول .تير کشيدن
.ميتوني حس کني که تمام صورتت تير ميکشه
...اگه به کلمه "شرمندگي" حتي فکر کني
!سرت به اندازه سه برابر اندازه عاديش باد ميکنه
.و بعد متوجه ميشي که هيچي نميگي
.تو خيلي مکث کردي
...و يادت رفته صورتت رو چطوري بايد کنترل کني
.و مکث داره همينطور طولاني و طولاني تر ميشه
.و تو بايد خودت رو کنترل کني
.اشتباه دوم، لو دادن
.نه، نه، البته که نديد
!نه، اصلا، نه، البته که نه
چرا همچين فکري کردي؟ !"بيخيال "سوزان
...بعد متوجه ميشي که خيلي سريع صحبت کردي
.و بايد جبران کني تا اوضاع رو عادي نشون بدي
.همين موقعست که بزرگترين اشتباه رو مرتکب ميشه
.با سرت ميخندي
خيلي خوب، مشکل چيه؟
هموني بود که حلقه جادويي داشت؟
ببخشيد؟
کاپيتان "مفهوم"، هموني بود که حلقه جادويي داشت؟
...هموني که يه اشعه اي رو ميفرستاد
...و شبيه يه مشت بزرگ ميشد
يا شبيه تبر يا يه همچين چيزي؟
.نه، ان "فانوس سبز" بود
پس هموني بود که يه غار بزرگ داشت؟
!"پاتريک"
.هيچ کاپيتان "مفهوم"ـي وجود نداره
...فقط يه اصطلاحه
براي وقتي که يه حرفي ميزني .ولي منظورت يه چيز ديگهست
.دقيقا، اون يه غار بزرگ نداشت
...اون زير شيرواني ما زندگي ميکرد
No comments yet. Be the first to leave one.