Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خریداران محترم توجه کنید ... عشق مادر، ابدیه
... اما سم موشِ عشق مادر
فقط تا آخر روز تخفیف داره
آخی
مامانی! لب پنجره منتظرت بودم
میشه اون پاکتی که توش شیره رو بدی به من؟
من خیلی قویام
عکست رو کشیدم
آره، همینطوره
با پودینگ کشید
اوه خیلی قشنگه
اما باید تمیزش کنیم
!نه
!نه، نه، نه - باشه، باشه، باشه -
مامان پودینگی میتونه روی زمین بمونه - !مامان پودینگی رو نکُش -
باید وقتی یه بخشی از بابای کچاپی رو خوردم میبودی
!نه
ببینید چی خریدم
اوه، عاشقتم، عاشقتم خیلی دوستت دارم
اوه، بیا حباببازی کنیم
لحظه خیلی خاصیه
مارج، چی شده؟
داره ... از بین میره
باید تمومش کنی
چـ ... چی گفتی؟
!بارت
!دارم پرواز میکنم - !آه -
!بارت! بارت چـ ... چه خبره؟
!نه
!اوه
اوه
اوه، نه ترکید
!نه، نه !ازم شکایت نکن دراکولا
چیزی گفتی؟
اوه، داشتم خواب اون پارتیهای ... حبابی که قبلا
با بچهها میگرفتیم رو میدیدم
اما من خیلی ناراحت بودم
چرا ناراحت بودی؟
چون میدونستم بالاخره تموم میشه
میفهمم ... برای همینه که
آخرین گاز اَبَر ساندویچ ... همیشه برام
هم خوشحال کنندهست و هم ناراحت کننده
!عزیزم، خیس آب شدی
مایع حبابسازه
اوه، عزیزم، خیلیخوب بهنظر نمیای
... یعنی، خیلی خوشگلی
اما یه نفر دیگه ... مثلا یه دکتر
ممکنه نسبت به پوست ... رنگ و رو رفتهت
که هم سرده و هم گرم نگران بشه
چرا دیشب رفتیم رستوران توزدیاوفرایدیهن؟
سهتا لیوان فروزِی خوردم
و وچندتا فروزآدی مری
بدجور مست کردیم
اه ... بعدش هم از اون
دستگاه کنار خیابون هاتداگ گرفتیم
اوه، بوشون خیلی خوب بود
... دورش بیکن پیچیده شده بود - هوم؟ -
... داشت جلز و ولز میکرد
اوه
اه - هومر گوش نکن -
... باید این حس و حال رمانتیک رو
!ادامه بدیم
برام جای سواله که چطور تو حالت بد نشده
اصطلاح علمیش میشه من کاملا بالا آوردم
میخوای به دکتر هیبرت زنگ بزنیم؟
نه، نه دیگه خوب شدم، مشکلی نیست
خیلی بهترم
اوه، فردا مسابقه دو آخر ساله
فکر نمیکنم بتونی بری
صبح به مدرسه زنگ میزنم
باید برم
... برای سه تا کار توی سایت
داوطلب شدم
لعنت به این سایت
یعنی کجاست؟
!دالی
اوه
کجا رفت؟
پسر کوچولوی خاص من کجا رفت؟
بارت؟ کجایی؟
ولم نکن
هوم؟
چیزی نیست
ژاکتت
بارت؟
یکی میشه کمکم کنه؟
پسر کوچولوم رو گُم کردم
!بارت
اوه نه ... داشتم این
مگسهای جهشیافته رو توی تنیس شکست میدادم
چی میخوای؟
پسرکوچولوم رو گُم کردم
میدونی که این یه خوابه، نه؟
خب، این خیلی چیزها رو توضیح میده
... آره، توی اون دنیایی که بیدارم
خیلی تو نواختن دیجریدو کارم خوب نیست
... این یکی از اون خوابهاییه که
متوجهی داری خواب میبینی؟
یه اسمی داره ... یکی یه بار بهم گفت
من بهت بگم
درسته
من لیسا درونیت هستم
هرچیزی که لیسا تا الان بهت گفته رو یادمه
دقیقا همونطور که شنیدیش
واقعا؟ ... پس میتونی بهم بگی لیسا
درمورد وقتی که میدونی داری خواب میبینی چی بهم گفت؟
آره، یه موضوع علمیـه به اسم "رویای شفاف"
توسط یه متخصص خواب توی یه کشوری اختراع شد
وای مثل شلدون پیر باهوشه
... حالا که این خواب شفاف توئه
هر اتفاقی که میفته رو کنترل میکنی
پس یعنی من هومر رو تبدیل کردم به یه سمور آبی؟
آره، توی خوابهات شکلهای خیلی مختلفی داره
بابا الان یه سمورآبی شده ... چون که دیروز
توی استخر بچهها ... روی آب خوابیده بود
و از روی شکمش ناچو میخورد
این شکم، یه میزیه که همیشه همراهمه
بعضیوقتها بابا ... میشه یه دلقک
... بعضیوقتها یه سیبزمینی
... بعضیوقتها یه دلقک سیبزمینیای
و بعضیوقتها هم میشه هر دوتا برادر اسکات
چرا شدم اینا؟ - چرا شدم اینا؟ -
بیخیال، من میدونم چرا
اما چرا درمورد بارت کابوس میبینم؟
چیزی شده؟
چطور به خاطرات اخیر فکر میکنم؟
خواب شفاف توئه تو تصمیم میگیری
اوه، پس میتونم کاری کنم که ... فکرهای دیروزم
توی ... چه میدونم، فر ذخیره بشن؟
حتما، چرا که نه؟
هوم
هوم، اینه
!مامان! بدو بیا
!وای
اومدم، اومدم بارت چی شده؟
خرده چوب رفته توی دستم - اوه، همین؟ -
یه جورایی داره خون میاد
شاید هم نمیاد
کی دستت انقدر بزرگ شد؟
از دست من بزرگتره
نمیدونم شاید دستهای بزرگی دارم
درش بیار لطفا
فکر کنم از آخرین باری که دست هم رو گرفتیم، خیلی میگذره
اه درش آوردی؟
هوم - ممنون -
خب، برای همینه که کابوس میبینی
بارت خیلی بیادبه و همهجاش هم خرده چوب رفته
ممکنه، یا شایدم من بهخاطر اون هاتداگ مریض شدم
چرا نسخه بیدار من، باید همچین چیزی بخوره؟
اصلا شبیه کارهایی که نسخه بیدارم میکنه نیست
بعد از چندتا لیوان نوشیدنی فکر میکنی از پس هر کاری بر میای
به پیشخدمت گفتم بیاد ... باهم مُچ بندازیم
اما بعدش مشخص شد که یه تابلو بوده
آخه چرا باید توی ... یه رستوران زنجیرهای
اونم شبی که فرداش ... کار دارم
شراب یخ زده بخورم؟
من چه میدونم ... بعد از ملاقاتمون با معلم بارت
گفتی نوشیدنی نیاز داری
هوم
... هوم
!وای
... ببین، بارت هر کاری که کرده
حاضریم پول بدیم که از توی ... پروندهش پاک بشه یا عوض بشه
... یا بره پیش روانشناس یا
بارت هیچ کاری نکرده
با همه والدین جلسه گذاشتم
حتی بچههای نرمال !اوه
بارت هم نرماله
یعنی، دیگه کلمه نرمال رو به کار نمیبریم ... یعنی
قراره با همه والدین صحبت کنم
شما خاص نیستید ... یعنی، هستیدها! اما
درمورد چی میخواستی صحبت کنیم؟
همونطور که میدونید ... مسابقه دو آخر سال یعنی
داریم به آخر سال نزدیک میشیم
... پس وقت خوبیه تا درمورد
انتقال به پایه پنجم صحبت کنیم
... میدونید، آخرین سال دوران دبستانه
و بعدش میره راهنمایی ... و بعدش هم
راهنمایی؟
... بعدش همهچیز عوض میشه
دخترها، جوش ضورت مواد مخدر، بوی بدن
گوش کنید، من خودم پایه پنجم رو درس دادم
تروخدا براشون بو گیر بدن بخرید
از اون بو گیرهای واقعی "نه این چرت و پرتهای "طبیعی
ممکنه ظاهرشون مثل بچه باشه ... اما بوی این
راننده تاکسیهای مضطرب رو میدن
موضوع اینه که وحشت نکنید
خیلیخب برای چی؟
خب، بعضی از والدین با خودشون ... فکر میکنن
اون نه، این پایان دوران کودکی فرزندمه
اما پایه پنجم، پایان دوراه کودکی بارت نیست، درسته؟
یعنی، عملا آخرین سالشه
فهمیدی چه بلایی سر بارت اومد؟
کاریه که میشه
بارت قراره بزرگ بشه
هوم
لعنت به این بچه
خواب خیلی عجیبی بود
... بارت چهار سالش بود
No comments yet. Be the first to leave one.