Die ersten 194 Zeilen.
.نگیر
!ازم فیلم نگیر
.ادامه بده
! هی تو اهل هارلم نیستی
.هی، از صحنه بیا بیرون .از اینجا برو بیرون
!وای
خوابت نمیبره؟ - .نه -
.هنوز زوده
.من از این خوشم میاد - مم -
.خیلی بامزهست - .آره -
.اما آوردنش تو تخت بامزه نیست .میندازیش
.تو واقعا سرحالی
.من دلم برای مدرسه تنگ شده. میخوام برگردم
دلت برای مدرسه تنگ شده یا آنایس؟ - .سؤال سختیه -
.دوشنبه برمیگردی. به اندازهی کافی زوده
توئم بیداری؟
چی داشتی نگاه میکردی؟
.هیچی. داشتم ویدیوهای بابا رو نگاه میکردم
میشه منم ببینم؟
.بیا اینجا
نظرت در مورد صبحونه تو تخت چیه؟
.منظورم یه صبحونهی واقعیه ...نه یه
.یه واقعیش ...با خاگینه، پنکیک
.همه چی. و ما میمونیم تو تخت
همهی اینا هست؟ - .آره -
میشه هر چی میخوایم سفارش بدیم؟ !کلوچههای شو -
.صبر کن. اول من میگم
کلوچهی شو، شکلات داغ و آبسیب،
،pain au شکلات .و من سه تا کروسان میخوام
.و پنج تا کلوچهی شو
نمیتونی همشو بخوری. تو چی؟ - .ببین کی داره حرف میزنه -
.من گرسنهم نیست - .یه چیزی برات میگیرم -
.اگه نمیخوایش، بدهش به من
.همیشه
.تو همیشه گدایی میکنی .هر چیزی رو که بتونی
خودشه
.خودشه، درست همونجا
میشه لطفا موبایلمو بهم بدین؟ .من باید به دخترم زنگ بزنم
مطمئنی؟ - .مطمئنم -
.ممنون
من...من باید به دخترم زنگ بزنم. لطفا؟
یه مرد اینجا بود، .که به قتل همسرش متهم بود
اون قسم میخورد که بیگناهه، .مثل تو
.اون بدهیهای قمار خیلی زیادی داشت
.و نمیتونست با قضاوتهای همسرش مواجه بشه .بنابراین کشتش
.کلاب شما بدهی داره
کلاب شما مشکلات بزرگی داره .و من فکر میکنم تو سرخورده بودی
.نه، من سرخورده نبودم - .چرا، بودی
.و تو از دست دوستت عصبانی بودی
.فرید تو کل جهان نزدیکترین دوست من بود
...من فکر میکنم - !تو جهان -
چرا باید اصلا همچین کاری انجام بدم؟
تو فکر میکنی من ازت میترسم؟ .فراموش نکن این منم که پلیسم
.خیلی خب، خوب گوش کن ببین چی میگم
،من باور میکنم که تو کلابت رو ترک کردی رفتیLe Relais de Belleville و به
.اونجا منتظر موندی تا وقتی که بست
برگشتی و با اون مواجه شدی .و بعدش کنترلت رو از دست دادی
نه؟ - .تو اشتباه میکنی -
.فرید بهترین دوستم بود
،اگه بهترین دوستت بود چرا هیچی در موردش نمیدونستی؟
.بیا بریم وسایلتو بهت بدم
.روز خوبی داشته باشید، آقا .خدانگهدار
.سلام. با جولی تماس گرفتید .من احتمالا به این گوش نمیدم
.سلام جولی. خوشحالم که حالت خوبه
.من دارم میرم خونه. به زودی میبینمت
...آقای یودو؟ یادم رفت بهتون بگم
.بخش کاباره میخواد کلاب شما رو تعطیل کنه
ببخشید؟ - مزاحمت سروصدا -
...یه مدتی هست که ادامه داره، بنابراین .اینم برگهی اخطار
دارین کلاب رو تعطیل میکنین؟ - .من نیستم، بخش کابارهاس
.حوزههای متفاوت .اما کار خودش رو خواهد کرد
.روز خوبی داشته باشی
ما باید از دستورالعملها پیروی کنیم !اگه اون آی دی نداشت، به پلیس زنگ میزنیم
.اون میتونه یه آدم فضایی باشه
.تو حتی وقتی که اخم میکنی خوشتیپی
.بس کن مامان - .واقعیته -
من مطمئنم همهی دخترای مدرسه .عاشقتن
.اینو نگو
امیدوارم که بهشون بگی .که چشمات فقط دنبال مادر خودته
.درسته. و گرنه من عصبانی میشم
چی؟ درست میگم؟
اون یه لبخنده؟
.یه کم بخور
.یه کوچولو
.گرسنم نیست - .یه کم بخور تا من بس کنم
مامان؟
.لطفا حقیقت رو بهم بگو
.من سردرگم شدم .حقیقت رو دربارهی بابا بهم بگو
سلام؟
.بله
...مامان - .خودمم. هیس. صبر کن -
.الان میام
.میبینمت به زودی
کی بود؟
مامان؟
سلام، امیرا - .اونا دارن جسد رو آزاد میکنن
.امروز دفنش میکنیم
من میخوام که تو برنامهریزی کنی که کدوم .یک از دوستان بیاد
ا...امروز؟
.آدرس رو برات میفرستم
.ما باید فرید رو امروز دفن کنیم
تو حالت خوبه؟
.من سعی کردم بهت زنگ بزنم
.منم سعی کردم به تو زنگ بزنم
.امیدوارم یه لباس مشکی داشته باشی
.امروز فرید رو دفن میکنیم
سلام
.بذار من میبرمش
بچهها خونه نیستن؟ - .چرا، هستن -
آدام؟ اینس؟
اینس... خودتی؟
.خانم شدی
...آدام
.سلام، عزیزم - .سلام -
!تو چقدر خوشتیپی
.به پدربزرگت سلام کن
پسرم...حالت چطوره؟
.بیا. بذارش اونجا
.ترتیب همه چی رو دادیم .پیشوای ما اون رو دفن میکنه
.باشه
.آرامگاه هم مشخص شده
.خوبه
.بعدش تکلیف غذاها و نوشیدنیها رو مشخص کردیم ،همونطور که خواسته بودی
.تو خونهی خودمون .من میخوام هر چه سریعتر دفن بشه؛ همین
دوستاش هم هستن؟
.بله. این چیزیه که اون میخواسته
کجاست؟
.اونجا - .بیا -
...عشق من
...عزیز دلم
مادربزرگت میخواد بدونه که میخوای تو .مراسم غسل شرکت کنی یا نه
.این که اونو این شکلی ببینی سخت خواهد بود
...اگه نمیخوای، به این معنی نیست که - .من میخوام اونجا باشم -
.من میرم پایین
!سلام
!سلام
هی، سبز سکسیه. خب؟
!وای
...خیلی خب.اممم
.فکر کنم اینم یه راهه واسه انجام دادنش
دارن اعتراض میکنن؟ - .مممن نمیدونم دارن چیکار میکنن -
.نمیتونه راحت باشه -
.به هیچ وجه
میشه بپرسم کجا بودی؟ چی کار می کردی؟
.امم.. من فقط داشتم پرسه میزدم .بعدش گم شدم
.ادامه بده، پسرم
...آدام
.آدام، اگه برات خیلی سخته، میتونی بری
.نه، مشکلی ندارم
.یالا آدام، بدهش به من
.به نام خداوند بخشندهی مهربان
.ادامه بده، پسر
...آدام
.به نام خدا
.میدونی، تو میتونی باهاش حرف بزنی
...فکرکن به
.سه تا از خاطراتی که ازش داری
.حتما نباید همشون خاطرات خوبی باشن
.من به خاطرات تو اهمیتی نمیدم .من بابامو میخوام
ما از خدای قادر درخواست میکنیم .که مرحوم را بیامرزد
.و او را جایگاهی در بهشت ببخشاید
از خدا متعال بخواید .که برادرتون، فرید رو بیامرزه
ای خدا ما ازت میخوایم،
تا از او راضی باشی .و جایگاهی در بهشت به او بدهی
گناهانش رو ببخش. و روحش را شاد بنما .به او لطف کن و از او محافظت کن
.بهت گفتم که نیا
.من فرید رو دوست داشتم - .خب، اون از تو خوشش نمیاومد -
.تو خواهر کوچولوی منی. من دوستت دارم - .من برادری ندارم. گم شو -
.اینس چه بزرگ شده
.از بچههای من دور بمون. و گورتو گم کن
.اونم یه آدم بود، مثل همهی ما
.ما فرشته نیستیم
تو میری .همون طوری که به این دنیا اومده بودی
.لخت، بدون هیچ دارایی و تعلقاتی
اون قراره همه چی رو ترجمه کنه؟
.خدا بخشنده و مهربان است
به نام خدا .و بر آیین رسول خدا
به نام خدا .و بر آیین رسول خدا
...به نام خدا - ...به نام خدا -
...و بر - ...و بر -
...آیینِ - ...آیینِ -
.رسول خدا - .رسول خدا -
.خداحافظ، بابا
.ممنون
.لطف دارید
.خب
.من از غذاها ناامید شدم .انتظار بیشتری داشتم چون اونا برای ما کار میکنن
.نگران نباش. خوبه
.برادرت اینجاست
.امیدوارم درست رفتار کنه - .ازش خواستم که نیاد -
.ما باید در مورد آدام حرف بزنیم
در مورد چیش؟
.آیندهش
یعنی چی؟ - .ما میتونیم ببریمش پیش خودمون -
No comments yet. Be the first to leave one.