Die ersten 200 Zeilen.
... آنچه گذشت
اينارو کجا ميخوانش ؟ - "خونه "چيت -
که اين يعني ازم ميخوان باهاش سکس کنم
داري چي کار ميکني ؟
گريس"، منم. من خونه ي "چيت"ـم"
همه چي به گا رفت
حرفمو به ياد داريش ؟ دربارش بهت گفتم
"سارا" - مُرده ؟ -
آره، آره، فکر ميکنيم
و ازم ميخوان که واسه مأمور مخفي برگردم
"ما رو تحت نظر دارن ،"ري
،پول رو پيدا کردن
قبل اينکه همه چيزو بدونن بحث فقط زمانه
يا مسيح - "سلام، "جوليان -
چطوري ؟
ديگه چي ميخواي بدوني ؟ - هرچيزي که فدرال نميخواد بهمون بگه -
آدماتون ديشب باهام ملاقات داشتن
بهشون چي گفتي ؟ - هيچي -
اما درمورد عملياتتون همه چيزو ميدونن
که پول رو رديابي ميکنين - لعنتي -
همه شب رو با تلفن حرف ميزدم، اما فکر کنم چيزي که ميخواستين رو پيدا کردم
پول رو پيدا کردي ؟
اونا صورتحساب ها رو توي يه مرکز ارتباطات "ونکوور، کانادا" نشون ميدن
ونکوور" ؟ جايي که "سارا" اونجاست"
بانک رو پيدا ميکنيم و آدرس رو گير مياريم
مترجم : سينا سليمي
گريس"، منم. من خونه ي "چيت"ـم" همه چي قاطي پاتيه
اونا دنبالمن، "گريس"، اونا دنبالمن
تنهام بزار
بزارين براتون بازش کنم
به "ونکوور" خوش اومدين
ممنونم - ممنونم -
... همه دوستام توي "وسر" هستن
... ازدواج کردن و ...
و بچه دارن ...
فقط درباره معاون رئيس جمهور شدن خيلي هيجان زدهام
... و فقط دارم فکر ميکنم
هممم. براش نگران نباش
چيزاي بيشتري بايد باشن، درسته ؟
منظورم اينکه، دنياي خيلي، خيلي، خيلي بزرگيه
تو "کانادا" رو انتخاب کردي
... ممم، آره
ميخواي بچرخي ؟
فقط ميخوام همه چيزو ببينم
تو نميخواي ؟
آه
آه
"سلام، "سارا
براي يه دختره مُرده خيلي خوب به نظر مياي
اوه، فکر ميکنم يه توضيحي بهم بدهکاري
درباره چي ؟
نميدونم
... "دزدين پولاي "چتوفسکي
جعل کردن مرگت
من پول هيشکي رو ندزديم
سعي نکن سرمو شيره بمالي
اعصاب مصاب درست حسابي ندارم
هر دلاري که خرج کردي رو رديابي ميکرديم
چيت" اون پولارو بهم دادش"
درسته، 2.5ميليون دلار بهت پول داد ؟ - نه -
مسخره بازي درنيار، 10,000 دلار بودش
... وضعش توپ بود و
نشون ميداد، دور ميرزدتشون
پس کجان ؟
خرجش کردم
شما رفقا مهموني رو ازدست دادين
مطمئني ؟
به من اعتماد ندارين
باشه، ازش بپرس
ما هم خيلي دلمون ميخواست
اما مشکله، مرده
الان شنيدمش
خيلي هفت خطي هستي، ميدونستي ؟
ميدوني مُرده
الان ميدونم
تو باهام تماس گرفتي
تظاهر کردي که تو حچلي
درست قبل اينکه باعث بشي فکر کنيم که تو کشته شدي
و توي رود انداختنت
چيه ؟ ميخواي درباره اونم دروغ بگي ؟
نه، من ... من ازت نخواستم که دنبالم بياي
اين که جرم نيست
ببينش
خب، درباره انسداد عدالت چطور ؟
، ترک وظيفه
"نه يه ذکر دزدي بزرگ، "سارا
پولا کجان، "سارا" ؟
فکر کنم گفتم، خرجش کردم
خيله خب
يه حکم تفتيش ميگيرم
خيله خب. منم يه وکيل ميگيرم
پس، بزار رک بگم
شما ادعا ميکنين که موکل 2.5 ميليون دلار دزديده و مُردنش رو جعل کرده ؟
دقيقاً - واي -
به نظر زن تلاشکاريه
و فرض ميکنم که حکم دستگيري بزرگي
در ايالات متحده براي يه همچين جرم شجاعانهاي باشه
خب، ما فهميديم که اون زندست
اومديم که باهاش حرف بزنيم
اوه، باشه
پس، شما اونجا حکم رو گرفتيد
و بعدش مطمئنم پليس تلاشکار "ونکوور"مون. ميتونه
تو صدور حکم اينجا بيشتر مفيد باشه
و موکلم ميتونن بيشتر خوشحال باشن تا خودشونو براي بازجويي تسليم کنن
عاليه. پس ميتونم به همه بگم
چطور مجبور بودم از کشور فرار کنم تا اف.بي.آي دست از مجبور کردنم به ادعاي هرزگي برداره
ما هيچي پيدا نکرديم
پس، موکلم ميتونن برن
ما بهش اجازه نميديم از اينجا پاشو بيرون بزاره
من يه حکم تا دوساعت ميگيرم
ما زيرنظر ميگيريمش "او جايي نميره، "گريس
اين مزخرفه
من به خاطر تو به عنوان مأمور مخفي برگشتم
من زنديگمو به خطر انداختم
من ازت نخواستم بياي دنبالم
فکر ميکنم که کارمون تموم شده
چطور خيلي خونسردي ؟
چطور نميتوني به خاطر اين عصباني نباشي ؟
مجبور نيستم با قاتلان سريالي، متجاوزان يا بمب مترو معامله بکنم
فقط يه دختر خودخواهه که يکمي پول دزديده
اين لذته کارمه
بهمون دروغ گفتش
اين کاريه که مجرما ميکنن
آره،جونمون رو از سر راه پيدا کرده بوديم که نجاتش بديم
بهت درباره اين کار گفتم
خودت خواستي که نااميد باشي
آره، درسته، واسه روانکاويت ممنونم
يکمي غذا ميخواي ؟
نه
نه، ميخوام چشم ازش بر ندارم
گريس"، تو اينجا صلاحيت قضائي نداري"
پس ميشينم و نگاه ميکنم
بايد بريم سينما
نميتونم. تا يه ساعت و نيم يه موکل دارم
چطور مجبور نيستي کار کني ؟
آخرين نفري که باهاش سکس ميکردم در اثر اوردز فوت کردش
پس پولشو دزديم
شوخي ميکني، نه ؟
معذرت ميخوام
هي. هي. داره کجا ميره ؟
دستشويي ؟
هي، بيا اينجا ببينم
برو توي ماشين لعنتي
لعنتي
خيلي سادهست
پولا رو ميدي به ما و ميزاريم که بري
کدوم پولا ؟
اَه، همون پولا
آره، همون پولاي کيري
ميدوني که پليسا دنبالمن
اگه جاي تو بودم، سعي ميکردم فرار کنم
اوه، کجا، به کوهستان ؟
اونا هنوزم فکر ميکن که چرت و پرت ميگي
"هي، "سارا
هيشکي نميدونه اينجايي
خب منم تنها آدميم که ميدونه پولا کجان
اگه منو بکشي، رنگشونم نميبيني
ميتونم باهاش زندگي کنم. خوبه
چي ؟
خب، اون پولا مدرکن
اگه پيداشون کنيم ... عالي ميشه
...اگه گم بشن، که بازم خوبه. چيزي که نميتونم قبول کنم
يکي هستش که بچرخه و خرجش کنه و فدرال ها رو هم رو پيش ما بياره
،شخصاً، من به پول وفادارم
اما بعد گندي که تو بالا آوردي
دو گزينه هستش که خيلي جالب به نظر ميان شروع ميشه
من پليسم، احمق
آره، و منم براي مبارزا پيشروي ميکنم
"بخشي از بررسي مخفي درباره دوستت "چيت
البته، و بعد اينکه گروه سه برابري رو رهبري کردم
دوريس بورک" منو توي اتاق مطبوعات منفجر ميکنه"
"دنيل چتوفسکي"
"متولد پنجم اوت، 1978، "بروکلين نيو يورک
دستگير شده براي سرقت، حمل مواد منفجره
دزدي مجلل اتومبيل
"دو دوره خدمت در "افغانستان
ميخواي ادامه بدم ؟
،اگه منو بکشي
نميتونين تصور کنين تو منجلابي خودتونو ميندازين
ديگه چه خبر ؟
ببين
خيلي سادست
... پولو ميدي به ما
و زنده ميموني
اين ... اين به هر نحوي برات خوب تموم نميشه
عجالتاً تا اينجا که خيلي خوب بوده
نشانه گذاري شدن. فکر ميکني چطور پيدات کردن ؟
اگه راس باشه، پس چرا ميخوايش ؟
چون مال منه
ميخواي بچسبي بهش ؟
بزار يه چيزي بهت بگم، قندعسل
مطمئن شو که هيچي مال تو نيستش
کجاست ؟
ميخواي تو اتاق يه هتل بهم شليک کني ؟
نميدونم
ميخوايم ؟
به اي.پي.بي جا داديم
باعث ميشه حس خيلي بهتري داشته باشم
"و فهميديم نيروها سورين، "ريچموند" و "لاينلي
اون از شماها اصلا بهترن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.