Outer Banks

Outer Banks

Download Farsi/persian Untertitel

Staffel 5

Release Info

Outer Banks S05E05 Soul
Ein Kommentar von Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Tags

webdl
netflix_synced
Veröffentlicht am: 2026-08-21
Downloads: 13
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫مگه فراری نیست؟

‫- چرا باید ریسک کنه و برگرده اینجا؟ ‫- کار رو تموم کنه؟

‫چه کاری رو تموم کنه؟

‫راستش، دلیلش هرچی که هست ‫احتمالا خوب نیست، پس...

‫بابا طلاها رو برای همه ما گذاشت ‫"تانی‌هیل" رو برای همه ما گذاشت

‫ولی حالا فهمیدم که میخوای "تانی‌هیل" رو بفروشی ‫و بدون رضایت ما نمیتونی این کارو بکنی

‫- "ریف" ‫- پس من سهممو میخوام

‫از "تانی‌هیل" و از طلاها، این سهم منه

‫طلاها هیچوقت گزارش نشدن "ریف"

‫هیچوقت مالیاتشون پرداخت نشده ‫پس قانونا وجود ندارن

‫- و کجاست؟ ‫- یه جای امن

‫- دزدیدیش؟ ‫- امنش کردم

‫و اگه بلایی سر من بیاد، هیچکس پیداش نمیکنه

‫اون طلا برای تو و "سارا" و "ویزی" ‫وجود نخواهد داشت

‫پس اگه جای تو بودم، باهام راه میومدم

‫من بودم که طلا رو از "باهاما" خارج کردم

‫میدونی چقدر سختی کشیدم تا طلا رو به دست بیارم؟

‫- "ریف" ‫- این چیزی نیست که بابا میخواست

‫تو بهتر از هرکسی اینو میدونی

‫میدونم، ولی متاسفانه ‫پدرت اینجا نیست، مگه نه؟

‫و من مجبور بودم خودم تدابیری اتخاذ کنم

‫نقشه‌ت چی بود؟

‫میخواستی ذره ذره آبش کنی مثل صلیب طلات؟

‫نه، باید طلا رو قانونی کنیم ‫و برای این کار، باید "تانی‌هیل" رو بفروشیم

‫- چی؟ قاضی "هولدن"؟ ‫- قاضی "هولدن"

‫پدربزرگ "تاپر" تایید میکنه که طلا پیدا شده

‫بعد از اینکه "وارد" زمین "کرین" رو خرید ‫و اینجوری قانونی میشه

‫در عوض، "تاپر" و "دیل" ‫"تانی‌هیل" رو میگیرن

‫به عنوان بخشی از معامله ساخت و سازی که دارن ‫و میدونستم تو هم توش شریک میشی

‫آفرین "ریف"

‫وقتی قاضی "هولدن" طلا رو قانونی کنه

‫هرکدوم از ما سهم خودمون رو میگیریم ‫و آزاد، تمیز و قانونی خواهد بود

‫ولی هیچی از اینا اتفاق نمیفته ‫مگه اینکه "تانی‌هیل" رو بفروشیم

‫"تانی‌هیل" مال تو نیست که بفروشیش

‫یه مسئله دیگه هم میمونه

‫من مدرک دارم

‫از کاری که با کلانتر "پیترکین" کردی

‫مدرکی که میتونه پرونده رو دوباره باز کنه

‫من هیچ ربطی به اون اتفاق نداشتم

‫بخونش

‫از طرف پدرته

‫این قسمتش

‫"بعد از اینکه (ریف) به کلانتر (پیترکین) شلیک کرد"

‫میتونی نگهش داری، یه نسخه دیگه هم دارم

‫این یه یادآوری کوچیکه که اگه بلایی سر من بیاد

‫میدمش به "شوب"

‫نمیخوام این کارو بکنم "ریف"

‫امضای "ویزی" رو گرفتم ‫امضای تو و "سارا" مونده

‫طلا رو قانونی میکنیم و برنده میشیم

‫و اگه جای تو بودم ‫زیاد طولش نمیدادم

‫باشه، پس من باید یه چیزی بهت بگم

‫یادته بهت گفتم اون ماهی رو فروختم؟

‫- و پولشو گرفتم؟ ‫- آره

‫خب، پس...

‫دروغ گفتم

‫چی؟ چطوری؟ باشه

‫یه بسته حشیش پیدا کردم وقتی داشتم ماهیگیری میکردم

‫و اون بسته رو به 25 هزارتا فروختم

‫بعد صاحبای بسته حشیش پیدام کردن

‫و میخوان یا بسته حشیش رو بهشون برگردونم ‫یا 70 هزار دلار بهشون بدم

‫70 هزار دلار؟ چقدر وقت داری؟

‫- تا فردا شب ‫- 24 ساعت؟

‫آره، وگرنه میبرنت ماهیگیری، که نمیذارم اینکارو بکنن

‫- منظورت چیه؟ ‫- نمیذارم، یه نقشه دارم

‫نقشه داری؟ میخوای این مشکلو تو یه روز حل کنی؟

‫میدونم بد به نظر میرسه، گوش کن

‫نقشه اینه

‫تو وقت میگذرونی ‫و تو قایق "ریف" قایم میشی، و من برمیگردم

‫گوش کن، من...

‫من متاسفم

‫- بخاطر اینکه هدفم؟ ‫- تو هدف نیستی

‫- چرا هستم ‫- مشکلو حل میکنم

‫- این کاریه که میکنم ‫- آره

‫همین الان درستش میکنم

‫آره

‫درستش کن

‫دارم درستش میکنم

‫لعنتی

‫سلام "باراکودا مایک"

‫وای خدای من! هیچی برات ندارم "جان بی" ‫شروع نکن به اذیت کردنم

‫نه، گوش کن، یه کم کمک لازم دارم

‫داری با آدم اشتباهی حرف میزنی

‫- خواهش میکنم کمکم کن، پولشو میدم ‫- چی میخوای؟

‫17 هزار دلار

‫بده به "خولیو"

‫شاید ازت بگیره و آدماشو یه هفته ازم دور کنه

‫پولتو نمیخوام داداش

‫ازم دورش کن

‫پولمو نمیخوای؟ چی؟ ‫همه پول میخوان، وایسا، گوش کن

‫گوش کن، برام وساطت کن

‫براش کار کردی و با هم وقت میگذرونین ‫و براش کارایی انجام دادی، دوست بودین

‫- چی؟ ‫- گوش کن، من باهاش تو قایق بودم

‫وقتی "بن رودز" رو به ماهی بست

‫پنج تا حکم بازداشت تو "فلوریدا" داره

‫آدم‌ربایی و بدتر از اون، عین خیالشم نیست

‫پس، من بین "خولیو" و هیچکس دیگه قرار نمیگیرم

‫دوست دارم به نفس کشیدن ادامه بدم

‫گوش کن

‫شاید وقتشه که بری پسر باهوش

‫یه مدتی از شهر برو

‫و دفعه بعد

‫سعی نکن جنسی رو بفروشی که مال تو نیست

‫"کارولینا بنکس"

‫"رز" و "گروف"

‫با هم رابطه دارن؟

‫وای خدای من! این اوضاع رو خیلی پیچیده‌تر میکنه

‫میدونم

‫"رز" میدونه این مرد کیه؟

‫"رز" رو میشناسی؟ معلومه که نه

‫باشه، گوش کن، هرچی که هست

‫مزخرفات "گروف" باید منتظر بمونه چون مسئله دیگه مهمتره

‫دو روز دیگه، "دیل" یه قرارداد میده بهم امضا کنم

‫و اگه امضاش نکنم، یا اگه نتونم تو رو راضی کنم امضاش کنی ‫کارم تمومه

‫و "رز" هیچوقت نمیذاره ما طلاها رو بگیریم

‫من امضا میکنم

‫- امضا میکنی؟ ‫- آره

‫گوش کن، چیزی که نمیفهمی اینه

‫اگه این قرارداد رو امضا کنی ‫از حقوقت تو "تانی‌هیل" دست میکشی

‫و وقتی "رز" هر دوتا امضا رو بگیره ‫ممکنه خیلی راحت با "گروف" غیبش بزنه

‫باشه، ولی اگه بخواد ‫در هر صورت میتونه این کارو بکنه

‫و فرض کنیم به قولش به بابا عمل کرد ‫و هرکدوممون سهم خودمون رو گرفتیم

‫ولی در این حین ‫اگه من قرارداد رو امضا نکنم، تو زندان میفتی

‫نمیخوام بری زندان "ریف"

‫به علاوه، من دارم بچه‌دار میشم

‫و میخوام بچه‌م تو رو بشناسه

‫- واقعا؟ ‫- آره، واقعا

‫بابا هم همینو میخواست

‫نظرت چیه؟

‫بهم یه کم وقت بده ‫باید چندتا چیزو چک کنم

‫- کجا میری؟ ‫- میخوام راجع بهش فکر کنم

‫میتونی اینجا بمونی، به هیچی دست نزن ‫بعدا میبینمت

‫"افسانه تاج آبی - مزرعه تانی‌هیل"

‫گوش کن، من سعی میکنم ‫تو کارات دخالت نکنم "پوپ"

‫ولی حالت خوبه؟

‫من اونی نیستم که یه عالمه کتاب ‫راجع به یه تاج جادویی تو ماشینش گذاشته

‫پس باید چیکار کنم؟

‫دلم براش تنگ شده

‫اجازه هست؟

‫- برای چی؟ ‫- بکش و بده

‫عجب! سر این موضوع سرزنشم نکردی؟

‫نمیدونم، کردم؟

‫مهم نیست

‫وقت ضرورت...

‫راستش، با توجه به همه اتفاقا

‫فکر کنم خیلی خوب داریم پیش میریم

‫داریم جلو میریم

‫باهاش کنار اومدیم

‫به جز برگشتن "گروف"

‫بهش فکر کردی؟

‫راستش به هیچی جز اون فکر نمیکنم

‫منطقی نیست

‫اصلا چرا باید ریسک کنه و برگرده؟

‫یه فکری به ذهنم رسید

‫"بلک‌برد در بلک‌استون"

‫"بلک‌استون"، حتما "بلک‌استون"ـه

‫فکر کنم یه چیزی از اون خونه میخواد

‫"بلک‌استون"؟ همین الان که از دم ورودی رد شدم دیدمش

‫هنوز بسته است

‫باشه، گوش کن، میدونیم که "بلک‌برد" ‫از "مورات" دزدی کرده

‫و "بلک‌برد" اون تیکه‌ها رو به "بلک‌استون" برگردونده

‫و این چیزا حتما به تاج ربط دارن

‫چون وقتی "فینچ" رو تو تله‌کابین دیدم...

‫وقتی بهت گفت تاج میتونه مرده‌ها رو زنده کنه

‫این...

‫این فقط یه افسانه‌ست "پوپ"

‫من باورش نمیکنم

‫منظورم اینه که ازم پرسید چیز دیگه‌ای پیدا کردیم یا نه

‫یه چیز خیلی مهم برای قدرت‌هاش

‫باشه

‫من سعی نمیکنم...

‫تو کارت دخالت کنم

‫ولی شدیدا حس میکنم تو به خاطر ‫دلایل عاطفی دیگه‌ای درگیر این موضوع شدی

‫حالت خوبه؟

‫گوش کن

‫من 99 درصد مطمئنم ‫که یه چیزی تو "بلک‌استون" هست

‫و قسم میخورم دلیل اومدن "گروف" همینه

‫و فکر کنم چیزی که اومده دنبالش ‫همون چیزیه که "فینچ" ازم پرسید

‫ولی ما میتونیم اول بهش برسیم

‫- میای؟ ‫- انتخاب دیگه‌ای هم دارم؟

‫نه

‫باشه، باید سریع 53 هزارتا جور کنیم

‫چطوره یه چیزی بفروشیم؟

‫دوتا چمدون پر لباس داریم ‫که تقریبا 150 دلار میارزه

‫قایق چطور؟ حتما خیلی گرونه

‫- فکر میکنی پول قایق کامل پرداخت شده؟ ‫- نمیدونم

‫"ریف" منتظر روزیه که پسش بگیرن

‫فکر کنم باید از جزیره بریم

‫یالا، یه فکری دارم

‫"دادگاه بخش کیلدر - کلانتر بخش کیلدر"

‫سلام کلانتر

‫- صبح بخیر ‫- وای خدای من

‫میدونستین؟ اینقدر ترسوندن یه نفر ‫جرمه و براش محاکمه میشین

‫- ببخشید ‫- نزدیک بود قهوه بدمزه‌م رو بریزین

‫تو ماشین من چیکار میکنین؟

‫"خولیو والدز"

‫نمیدونم تو چه دردسری افتادین

‫"شوب"، اون داره یه محموله بزرگ ‫رو تو ساحل ما جابجا میکنه

‫- "بن رودز" رو یادت میاد؟ ‫- میدونم "والدز" کیه

‫دنبالش بودیم

More Farsi/persian subtitles for Outer Banks

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left