Die ersten 200 Zeilen.
Soul با افتخار تقدیم میکند
مگه فراری نیست؟
- چرا باید ریسک کنه و برگرده اینجا؟ - کار رو تموم کنه؟
چه کاری رو تموم کنه؟
راستش، دلیلش هرچی که هست احتمالا خوب نیست، پس...
بابا طلاها رو برای همه ما گذاشت "تانیهیل" رو برای همه ما گذاشت
ولی حالا فهمیدم که میخوای "تانیهیل" رو بفروشی و بدون رضایت ما نمیتونی این کارو بکنی
- "ریف" - پس من سهممو میخوام
از "تانیهیل" و از طلاها، این سهم منه
طلاها هیچوقت گزارش نشدن "ریف"
هیچوقت مالیاتشون پرداخت نشده پس قانونا وجود ندارن
- و کجاست؟ - یه جای امن
- دزدیدیش؟ - امنش کردم
و اگه بلایی سر من بیاد، هیچکس پیداش نمیکنه
اون طلا برای تو و "سارا" و "ویزی" وجود نخواهد داشت
پس اگه جای تو بودم، باهام راه میومدم
من بودم که طلا رو از "باهاما" خارج کردم
میدونی چقدر سختی کشیدم تا طلا رو به دست بیارم؟
- "ریف" - این چیزی نیست که بابا میخواست
تو بهتر از هرکسی اینو میدونی
میدونم، ولی متاسفانه پدرت اینجا نیست، مگه نه؟
و من مجبور بودم خودم تدابیری اتخاذ کنم
نقشهت چی بود؟
میخواستی ذره ذره آبش کنی مثل صلیب طلات؟
نه، باید طلا رو قانونی کنیم و برای این کار، باید "تانیهیل" رو بفروشیم
- چی؟ قاضی "هولدن"؟ - قاضی "هولدن"
پدربزرگ "تاپر" تایید میکنه که طلا پیدا شده
بعد از اینکه "وارد" زمین "کرین" رو خرید و اینجوری قانونی میشه
در عوض، "تاپر" و "دیل" "تانیهیل" رو میگیرن
به عنوان بخشی از معامله ساخت و سازی که دارن و میدونستم تو هم توش شریک میشی
آفرین "ریف"
وقتی قاضی "هولدن" طلا رو قانونی کنه
هرکدوم از ما سهم خودمون رو میگیریم و آزاد، تمیز و قانونی خواهد بود
ولی هیچی از اینا اتفاق نمیفته مگه اینکه "تانیهیل" رو بفروشیم
"تانیهیل" مال تو نیست که بفروشیش
یه مسئله دیگه هم میمونه
من مدرک دارم
از کاری که با کلانتر "پیترکین" کردی
مدرکی که میتونه پرونده رو دوباره باز کنه
من هیچ ربطی به اون اتفاق نداشتم
بخونش
از طرف پدرته
این قسمتش
"بعد از اینکه (ریف) به کلانتر (پیترکین) شلیک کرد"
میتونی نگهش داری، یه نسخه دیگه هم دارم
این یه یادآوری کوچیکه که اگه بلایی سر من بیاد
میدمش به "شوب"
نمیخوام این کارو بکنم "ریف"
امضای "ویزی" رو گرفتم امضای تو و "سارا" مونده
طلا رو قانونی میکنیم و برنده میشیم
و اگه جای تو بودم زیاد طولش نمیدادم
باشه، پس من باید یه چیزی بهت بگم
یادته بهت گفتم اون ماهی رو فروختم؟
- و پولشو گرفتم؟ - آره
خب، پس...
دروغ گفتم
چی؟ چطوری؟ باشه
یه بسته حشیش پیدا کردم وقتی داشتم ماهیگیری میکردم
و اون بسته رو به 25 هزارتا فروختم
بعد صاحبای بسته حشیش پیدام کردن
و میخوان یا بسته حشیش رو بهشون برگردونم یا 70 هزار دلار بهشون بدم
70 هزار دلار؟ چقدر وقت داری؟
- تا فردا شب - 24 ساعت؟
آره، وگرنه میبرنت ماهیگیری، که نمیذارم اینکارو بکنن
- منظورت چیه؟ - نمیذارم، یه نقشه دارم
نقشه داری؟ میخوای این مشکلو تو یه روز حل کنی؟
میدونم بد به نظر میرسه، گوش کن
نقشه اینه
تو وقت میگذرونی و تو قایق "ریف" قایم میشی، و من برمیگردم
گوش کن، من...
من متاسفم
- بخاطر اینکه هدفم؟ - تو هدف نیستی
- چرا هستم - مشکلو حل میکنم
- این کاریه که میکنم - آره
همین الان درستش میکنم
آره
درستش کن
دارم درستش میکنم
لعنتی
سلام "باراکودا مایک"
وای خدای من! هیچی برات ندارم "جان بی" شروع نکن به اذیت کردنم
نه، گوش کن، یه کم کمک لازم دارم
داری با آدم اشتباهی حرف میزنی
- خواهش میکنم کمکم کن، پولشو میدم - چی میخوای؟
17 هزار دلار
بده به "خولیو"
شاید ازت بگیره و آدماشو یه هفته ازم دور کنه
پولتو نمیخوام داداش
ازم دورش کن
پولمو نمیخوای؟ چی؟ همه پول میخوان، وایسا، گوش کن
گوش کن، برام وساطت کن
براش کار کردی و با هم وقت میگذرونین و براش کارایی انجام دادی، دوست بودین
- چی؟ - گوش کن، من باهاش تو قایق بودم
وقتی "بن رودز" رو به ماهی بست
پنج تا حکم بازداشت تو "فلوریدا" داره
آدمربایی و بدتر از اون، عین خیالشم نیست
پس، من بین "خولیو" و هیچکس دیگه قرار نمیگیرم
دوست دارم به نفس کشیدن ادامه بدم
گوش کن
شاید وقتشه که بری پسر باهوش
یه مدتی از شهر برو
و دفعه بعد
سعی نکن جنسی رو بفروشی که مال تو نیست
"کارولینا بنکس"
"رز" و "گروف"
با هم رابطه دارن؟
وای خدای من! این اوضاع رو خیلی پیچیدهتر میکنه
میدونم
"رز" میدونه این مرد کیه؟
"رز" رو میشناسی؟ معلومه که نه
باشه، گوش کن، هرچی که هست
مزخرفات "گروف" باید منتظر بمونه چون مسئله دیگه مهمتره
دو روز دیگه، "دیل" یه قرارداد میده بهم امضا کنم
و اگه امضاش نکنم، یا اگه نتونم تو رو راضی کنم امضاش کنی کارم تمومه
و "رز" هیچوقت نمیذاره ما طلاها رو بگیریم
من امضا میکنم
- امضا میکنی؟ - آره
گوش کن، چیزی که نمیفهمی اینه
اگه این قرارداد رو امضا کنی از حقوقت تو "تانیهیل" دست میکشی
و وقتی "رز" هر دوتا امضا رو بگیره ممکنه خیلی راحت با "گروف" غیبش بزنه
باشه، ولی اگه بخواد در هر صورت میتونه این کارو بکنه
و فرض کنیم به قولش به بابا عمل کرد و هرکدوممون سهم خودمون رو گرفتیم
ولی در این حین اگه من قرارداد رو امضا نکنم، تو زندان میفتی
نمیخوام بری زندان "ریف"
به علاوه، من دارم بچهدار میشم
و میخوام بچهم تو رو بشناسه
- واقعا؟ - آره، واقعا
بابا هم همینو میخواست
نظرت چیه؟
بهم یه کم وقت بده باید چندتا چیزو چک کنم
- کجا میری؟ - میخوام راجع بهش فکر کنم
میتونی اینجا بمونی، به هیچی دست نزن بعدا میبینمت
"افسانه تاج آبی - مزرعه تانیهیل"
گوش کن، من سعی میکنم تو کارات دخالت نکنم "پوپ"
ولی حالت خوبه؟
من اونی نیستم که یه عالمه کتاب راجع به یه تاج جادویی تو ماشینش گذاشته
پس باید چیکار کنم؟
دلم براش تنگ شده
اجازه هست؟
- برای چی؟ - بکش و بده
عجب! سر این موضوع سرزنشم نکردی؟
نمیدونم، کردم؟
مهم نیست
وقت ضرورت...
راستش، با توجه به همه اتفاقا
فکر کنم خیلی خوب داریم پیش میریم
داریم جلو میریم
باهاش کنار اومدیم
به جز برگشتن "گروف"
بهش فکر کردی؟
راستش به هیچی جز اون فکر نمیکنم
منطقی نیست
اصلا چرا باید ریسک کنه و برگرده؟
یه فکری به ذهنم رسید
"بلکبرد در بلکاستون"
"بلکاستون"، حتما "بلکاستون"ـه
فکر کنم یه چیزی از اون خونه میخواد
"بلکاستون"؟ همین الان که از دم ورودی رد شدم دیدمش
هنوز بسته است
باشه، گوش کن، میدونیم که "بلکبرد" از "مورات" دزدی کرده
و "بلکبرد" اون تیکهها رو به "بلکاستون" برگردونده
و این چیزا حتما به تاج ربط دارن
چون وقتی "فینچ" رو تو تلهکابین دیدم...
وقتی بهت گفت تاج میتونه مردهها رو زنده کنه
این...
این فقط یه افسانهست "پوپ"
من باورش نمیکنم
منظورم اینه که ازم پرسید چیز دیگهای پیدا کردیم یا نه
یه چیز خیلی مهم برای قدرتهاش
باشه
من سعی نمیکنم...
تو کارت دخالت کنم
ولی شدیدا حس میکنم تو به خاطر دلایل عاطفی دیگهای درگیر این موضوع شدی
حالت خوبه؟
گوش کن
من 99 درصد مطمئنم که یه چیزی تو "بلکاستون" هست
و قسم میخورم دلیل اومدن "گروف" همینه
و فکر کنم چیزی که اومده دنبالش همون چیزیه که "فینچ" ازم پرسید
ولی ما میتونیم اول بهش برسیم
- میای؟ - انتخاب دیگهای هم دارم؟
نه
باشه، باید سریع 53 هزارتا جور کنیم
چطوره یه چیزی بفروشیم؟
دوتا چمدون پر لباس داریم که تقریبا 150 دلار میارزه
قایق چطور؟ حتما خیلی گرونه
- فکر میکنی پول قایق کامل پرداخت شده؟ - نمیدونم
"ریف" منتظر روزیه که پسش بگیرن
فکر کنم باید از جزیره بریم
یالا، یه فکری دارم
"دادگاه بخش کیلدر - کلانتر بخش کیلدر"
سلام کلانتر
- صبح بخیر - وای خدای من
میدونستین؟ اینقدر ترسوندن یه نفر جرمه و براش محاکمه میشین
- ببخشید - نزدیک بود قهوه بدمزهم رو بریزین
تو ماشین من چیکار میکنین؟
"خولیو والدز"
نمیدونم تو چه دردسری افتادین
"شوب"، اون داره یه محموله بزرگ رو تو ساحل ما جابجا میکنه
- "بن رودز" رو یادت میاد؟ - میدونم "والدز" کیه
دنبالش بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.