Frasier

Frasier

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 7

Πληροφορίες έκδοσης

Frasier S07E03 Radio Wars 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 3 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

bluray
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-24
Λήψεις: 24
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

الو؟ - دکتر کرین؟

بله، شما؟ - دکتر کافمن.

باب کافمن از انستیتوی ملی روان‌درمانی.

اوه، خدای من، الان ساعت شیش و ربع صبحه به وقت شما.

امیدوارم بیدارتون نکرده باشم.

نه، نه، نه، بیدار بودم. امم... از کجا گفتین تماس می‌گیرین؟

انستیتوی ملی روان‌درمانی. در سدل ریور، نیوجرسی؟

اوه، بله، البته.

امم... در خدمتتونم. به خاطر خدا. هیچ‌کس بهتون زنگ نزده بود؟

شما برنده جایزه بهترین روان‌درمانگر رادیویی سال ما شدین. تبریک میگم.

خب، ممنون.

البته که خود کار به اندازه کافی افتخاره.

ممنون. و بابت این سوءتفاهم متاسفم.

مشکل اینه که ما به عکس‌های شما نیاز داریم.

تا بتونیم کار مجسمه رو شروع کنیم.

مجسمه؟ برای تالار متفکران ما؟

انجی، اون هیچ‌وقت بسته رو دریافت نکرد.

امم... کاری از دستم برمیاد؟ خب، الان دیگه یه کم دیره.

ولی شاید اگه هیکل‌تون رو توصیف کنین...

بتونیم حکاکی اولیه رو شروع کنیم.

مجسمه‌ساز همین‌جاست. خوشبختانه ما گوستاو بروم‌هولت رو داریم.

اوه، خدای من.

بله، دکتر کرین، لطفا، بله؟

بله، بله دکتر کرین صحبت میکنه.

آقای بروم‌هولت، میتونم بگم واقعا افتخاره.

بله، بله ما صورتتون رو داریم، خیلی خوش‌تیپ.

ولی باید هیکل‌تون رو توصیف کنین. - بله، البته. امم...

یک متر و هشتاد و پنج سانت. امم...

هیکل متوسط.

شانه‌های پهن.

تناسب عالی. - بله.

خوبه، ولی قبل از اینکه سنگ مرمرم رو سفارش بدم...

باید اونجایی رو که... امم... چطور بگم، اون جایی که میشینید رو توصیف کنین، بله؟

اوه، نشیمن‌گاه من، بله. خب، این یه کم حساسه، مگه نه؟

اوه، نمیخواین بگین؟ میفهمم. بزرگه؟

نه، نه، نه، نه، من اینو نگفتم.

انجی سنگ مرمر بزرگ رو سفارش بده، لطفا، بله.

نه، نه، میشه لطفا دکتر کافمن رو دوباره وصل کنین؟

نه، من یه فکر بهتر دارم.

چرا یه عکس از خودتون برامون نمیفرستین؟

از اون پشت بزرگتون.

و بفرستینشون برای تیم صبحگاهی جدید KACL.

کارلوس و مرغه.

باک‌باک‌باک! باک!

دکتر کافمن؟

انجی؟

صبح بخیر. صبح بخیر، دکتر کرین.

باور نمی‌کنین چی برام اتفاق افتاد.

من قربانی یه شوخی رادیویی شدم. اوه، چقدر وحشتناکه.

روز غم‌انگیزیه وقتی که مجبور کردن یه مرد به توصیف نشیمن‌گاه خودش...

اسم کمدی میگیره.

شما کل ماجرا رو شنیدین، نه؟ - بله.

متاسفم دکتر کرین، ولی اونا میتونن خنده‌دار باشن.

اوه، اشکالی نداره، دافنه.

کارلوس و مرغه از اون جور اجراکننده‌ها هستن...

که این روزا مدام تو رادیو ظاهر میشن.

به اصطلاح طنزپردازانی که به شوخی‌های بیرحمانه و ارجاعات مستهجن تکیه می‌کنن.

اینجور چیزا اسم سرگرمی میگیره.

شاید فقط یه چیز مربوط به تفاوت نسلیه.

وای، خوب سرکارت گذاشتن.

مرغه عالی بود. چه آیتم فوق‌العاده‌ای.

آره، فکر کنم آیتم روز بشه. همین. میرم دوباره بخوابم.

یه لحظه صبر کن. فکر می‌کنی بتونی یه نوار از اون برنامه برام بگیری؟

برای چی آخه؟

هر چند وقت یه بار میتونی صدای پسرت رو از رادیو بشنوی؟

من که هر روز تو رادیوام.

ممنون از شما. سلام، راز.

فکر کنم در مورد حضور غیرمنتظره‌م شنیدین...

تو برنامه صبحگاهی جدید KACL امروز؟

نه، چی شد؟ هر چی کمتر در موردش بگیم، بهتره.

بیا، چرا دو تا صندلی نمی‌کشی جلو و بهم نمیگی؟

مگه همه سیاتل ساعت شیش صبح داشتن گوش میدادن؟

اونا ساعت شیش پخش می‌کنن؟ من تکرارش رو ساعت هشت شنیدم.

من ساعت نه و ربع شنیدم.

تبریک میگم، آیتم روز بودی.

اوه، خدای من، من فکر کردم کلش بی‌ادبانه و بچه‌گانه بود.

خب، تو فقط عصبانی هستی چون گول خوردی.

بیخیال فرازیر، تالار متفکران؟ خب...

ایده‌ی اونقدر بدی هم نیست.

توی جامعه‌ای که ورزشکاران و نوازنده‌های راک‌مون رو ستایش می‌کنیم...

فکر کنم شاید باید... خب، صبح زود بود. متاسفم.

هی، نگاه کن، اونا اونجان با کنی.

وای، مرغه خیلی از تابلوهاش بامزه‌تره.

البته که تو لباس پر نشسته نیست...

داره سعی میکنه کله کارلوس رو جوجه کنه.

میدونی، فکر کنم برم اونجا و خودم رو معرفی کنم.

نمیدونم تو چی فکر می‌کنی ولی این کارو نکن.

میرم اونجا و بهشون میگم کاری که امروز کردن...

کاملا غیرقابل قبول بود.

فرازیر، من اینجور آدما رو میشناسم. یه بار که بفهمن میتونن اذیتت کنن...

دیگه ولت نمیکنن. باهاش کنار بیا و بهش بخند.

راز، من کاملا قادرم که بهش بخندم.

میخوام بهشون بگم که من قدردانی نمی‌کنم...

از اینکه تو ایستگاه خودم سوژه خنده بشم.

میرم و بهشون میگم...

از الان به بعد، نمیخوام هیچ دخالتی تو کارهای مسخره‌شون داشته باشم.

اوه، خدایا، لطفا نگو کارهای مسخره.

سلام، کنی.

فکر می‌کنم زمان معرفی فرا رسیده.

اوه، درسته. دکتر فرازیر کرین، ایشون مرغه و کارلوس هستن.

آه... چی؟

در واقع اسم ما کارلوس و جوجه‌ست.

بله خب، از آشنایی با شما پسرا خوشبختم. آه... درباره‌ی امروز صبح...

هووو، هووو، هووو!

نمی‌خوام اینجا پَر از کسی بریزه!

شوخی کردم.

دکتر کرین، امیدوارم زیاده‌روی نکرده باشیم. ما عاشق برنامه‌ی شما هستیم.

واقعاً؟

شما شنونده‌های برنامه‌اید؟ اوه بله، بله، ما طرفدار پر و پا قرص شما هستیم.

و آخرین کاری که دوست داریم بکنیم اینه که باعث رنجش شما بشیم.

خب، می‌دونین، شما با سبک کمدی‌تون روی لبه‌ی باریکی قدم می‌ذارید.

اما شاید بشه شما رو بخشید که اون رو زیر پا گذاشتید،

اونم با شور و هیجان زیادی، در اولین روزتون.

در آینده یادتون باشه که این ایستگاه رادیویی سلسله مراتب خاص خودش رو داره.

کاملاً متوجه شدیم، دکتر کرین.

وقتی انجامش دادیم، خودمون هم احساس بدی داشتیم. اوه، خب دیگه.

آره، واقعاً همینطور بود. مطمئنید ناراحت نیستید یا چیزی نشده؟

اوه، نه، نه، نه. آب از آب تکون نخورده.

از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم، دکتر کرین.

همچنین. هی، گوش کن، فریژر صدام کن.

ولی خونه بهم زنگ نزن.

هاها. دکتر کرین؟ داریم گوش میدیم.

تموم شد؟ نتونستم نگاه کنم. بابا رُز،

یه کم به من اعتماد کن. بالاخره کارم اینه که با مردم با منطق حرف بزنم.

همه چی روبراه شد.

بچه‌های خوبی‌ان، واقعاً.

در واقع، کاملاً معقول.

آره، اگه از تیپِ پسرای کالجیِ هوس‌باز و آبجوخور خوشت میاد.

که من خوشم میاد. اون جوجه حلقه دستش بود؟

می‌دونی، فکر کنم امروز صبح خیلی تند رفتم.

بالاخره، خب، یه جورایی بامزه بود، گمونم. هاها.

تالار متفکران.

مبادا کسی بگه که فرژیه کرین مردی هست

که نتونه به خودش بخنده.

اینا برای شماست. اوه. هاهاها.

بله، می‌بینم، یکی از مراجعین برام نون چسبونک فرستاده.

خیلی بامزه است. واقعاً خیلی بامزه است.

شما اینا رو سفارش دادید، قربان. آه، همینطوره.

جدی می‌گی؟ اون داره تو رو برای مسابقه می‌بره وگاس؟

چه پسر خوبی داری، دوک.

صبح بخیر، دکتر کرین. سلام، دافنه.

بابا... فریزر، فکر کردم شاید دوست داشته باشی با من بیای.

دارم میرم پیش ابیگیل تا تابه‌های کرپ‌پزیم رو بدم دوباره جا بیفته.

اوه، نایلز، کاش می‌تونستم، ولی تازه یه وان آب گرم گیاهی برای خودم آماده کردم.

نه، نه، فقط دافنه است. داره پی‌بی‌اس تماشا می‌کنه.

باشه، بعداً باهات حرف می‌زنم، دوک.

مگه کل دنیا باید بدونه تو این خونه چه خبره؟

نایلز، قهوه بردار برای خودت. - ممنون.

اصلا از کجا می‌فهمی وقتشه تابه کرپ‌پزیت رو دوباره «جا بندازی»؟

ممکنه گیج‌کننده باشه. ولی این شاید کمکت کنه.

قابلمه‌ها تو تابستون، تابه‌های کرپ‌پزی تو پاییز...

وقتی هم زمستون از راه رسید، غذا واسه همه ما هست.

هر کی که هست، من خونه نیستم. اینجا نیستم.

الو؟ - بله، دکتر کرین هستن؟

نه، راستش داره حمام می‌کنه. شما؟

برادرش، نایلز. - اوه، باشه.

خب، ببینید، من سرایدار ساختمون هستم.

من دقیقا تو حمام زیر حمام ایشون هستم.

و فکر می‌کنم لوله‌ها دارن زنگ می‌زنن.

آیا برادرتون چیز غیرمعمولی تو حمامشون می‌ریزن؟

دقیقاً مطمئن نیستم چی تو وانش می‌ریزه. بذار از خودش بپرسم.

یکم بوی خوبی نمی‌دم. رادیو رو روشن کن.

حوصله عشق و حال دارم.

فریزر؟

فقط به خاطر اینکه کنارم هستی.

فریزر.

چی تو وان حمومت می‌ریزی؟

نایلز، خودت خوب می‌دونی که این یه ترکیب سریه.

نه، نه، نه، سرایدارت گفته. یه چیزی داره لوله‌ها رو از بین می‌بره.

تو واحد پایینی. فکر می‌کنه شاید یه چیزی تو وان تو باشه.

اوه، بله، مطمئنم تقصیر من نیست ولی اگه اصرار دارید، من استفاده می‌کنم... امم...

یاس، اسطوخودوس، میوه گل سرخ و یه کم وانیل تاهیتی.

خب، این که بد به نظر نمی‌رسه.

پسر، با یه همچین حمومی، شرط می‌بندم خانم‌ها حسابی ازت خوششون میاد، ها؟

بله، خب، عشق از راه بینی وارد میشه.

همسایه‌های پایین شاکی بودن.

راجع به یه کم نفوذ صدا. فکر کنم یه کاشی بد داریم.

مطمئناً دلم می‌خواد چک کنم. من قبلاً صدات رو که آواز می‌خوندی از تو تلفن شنیدم.

فکر می‌کنی می‌تونی، نمی‌دونم، دوباره این کارو بکنی؟

اِم، باشه. اِم...

در حال و هوای عشقم

فقط به خاطر اینکه تو کنار منی

آره، عالیه. مطمئنم یه مقداری نشت صدا شنیدم

می‌دونی، می‌تونم اون بخش رو جدا کنم اگه فقط یه کمی راه بری

وقتی آواز می‌خوندی، یا شاید اگه می‌تونستی یکم پا بکوبی، عالی می‌شد

پا بکوبم؟

اگه خیلی برات سخته

می‌تونم دستیارم، جیمی، رو بفرستم بالا

خدای من، نه نه نه، لطفاً. همین خوبه

جیمی رو بذار همون‌جا که هست. من تماشاگر نمی‌خوام

وقتی تو وان حموم آواز می‌خونم. از لطفت ممنونم

همه‌ی این‌ها رو سریع ردیف می‌کنیم

خیلی ممنون، دکتر کرین

یه لحظه بهم فرصت بده، میگم کی آماده‌ام

خب، آماده‌ام. بزن بریم

در حال و هوای عشقم

فقط به خاطر اینکه تو کنار منی

جالبه، ولی وقتی تو کنار منی

در حال و هوای عشقم

وای خدای من! کل سقف داره می‌ریزه پایین!

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left