The first 200 lines.
در محدوده بزرگ سیاتل، شماره 5-5-5-K-A-C-L هستش.
چند تا خط آزاد داریم، پس به ما زنگ بزنید.
نفر بعدی کیه، راز؟
پم روی خط چهار هست.
اون با خانوادش مشکل داره.
سلام، پم.
دکتر فریزر کرین هستم.
گوش میکنم.
سلام. خانواده شوهرم هستن.
آخه، خب...
مدام بدون هماهنگی میان خونه.
و انتظار دارن دست از کار بکشیم و ازشون پذیرایی کنیم.
خب، اونا پدر و مادر شوهرتن. اون چی پیشنهاد میکنه؟
چند روز پیش، مجبورمون کرد بریم کف زمین و ساکت بمونیم تا اینکه اونا رفتن.
یه روش خلاقانه، اما به هیچ وجه یه راه حل درازمدت نیست.
فکر کردم یه چیزی بگم ولی میترسم ناراحتشون کنم.
خب، پس تو یه انتخاب داری.
یا ریسک میکنی و دلشون رو میشکنی، یا بقیه عمرت رو...
وقتی سر و کلشون پیدا میشه، دنبال جا قایم شدن باشی.
هیس! اومدن.
خانواده شوهرت؟ - هیس. آره.
چرا از این فرصت استفاده نمیکنی و...؟
اوه، تو رو خدا!
چرا بهشون نمیگی چه حسی داری؟ باشه، دفعه بعد میگم، قول میدم.
ممنون، دکتر کرین.
بله. آه، خب، همونطور که پم داره توی سالن خونش سینه خیز میره...
اجازه بدید لحظهای رو به پیام تبلیغاتی Carpet Fresh اختصاص بدیم.
این رو به عنوان یه انتقال چطور داشتید؟
من فقط فکر نمیکنم که انجام حرکات زشت به رانندههای دیگه کار هوشمندانهای باشه.
اون جلوی تو پیچید!
مهم نیست.
شما نباید مردی رو تحریک کنی که روی برچسب سپر ماشینش نوشته:
"اگه اونقدر نزدیک باشی که اینو بخونی، میکشمت."
از یه ولوو، چه حرف گندهای!
میبینم که یه کت و شلوار جدید برای خودت پیدا کردی.
صبر کن تا ببینیش. محشره.
بذار نگاهی بندازیم.
نمیتونم بذارم روی چوب لباسی ببینیش. برات میپوشم.
عجب پسر خوبی هستی که برای پدرت کت و شلوار جدید میخری.
دقیقا اونطوری که من برنامهریزی کرده بودم پیش نرفت، ولی...
دافنه، چی کار داری میکنی؟ داری شورتت رو نرم میکنی.
اگه ناراحت نمیشی بگم، داری یه کم از کشسان بودنت رو از دست میدی.
از هر کاری که میکنی ممنونم، ولی لباس زیر یه مرد قطعا...
اوه. اوه.
اوه.
چطوری اینقدر نرمشون میکنی؟
نرمکننده لباس و دو بار خشککن.
اوه، خب، به کارت ادامه بده.
سلام. بله. اوه، سلام نایلز.
خب، معلومه که میتونی بیای. عالیه. پس میبینمت.
سلام، نایلز.
از دیدنت خوشحالم. ممنون که اول زنگ زدی.
امروز برنامهت رو شنیدم.
هرگز به ذهنم خطور نمیکرد که سرزده بیام.
آه.
توی محله بودم و اومدم که یه لطفی ازت بخوام.
سرایدارم، مری، از طرفدارهای پروپاقرص برنامه رادیویی کوچولوی شماست.
واقعا؟ بله، خب، هرچی تو ذوق و سلیقه کم داره...
تو اشتیاق جبران میکنه.
اون یه عکس امضا شده میخواد.
اوه، خب، باعث افتخارمه. دافنه، ایشون برادرم، نایلز هستن.
شما دافنه هستی؟
بله، خودم هستم.
خب، وقتی فریزر به من گفت یه زن انگلیسی استخدام کرده...
من یکی رو یه کم بیشتر...
نه چندان...
شما دافنه هستی؟!
از آشنایی با شما خوشبختم.
چه لهجه زیبایی. منچستریه؟ بله. از کجا فهمیدید؟
اوه. من کاملا علاقهمند به فرهنگ انگلیس هستم. مطمئنم فریزر و بابا بهت گفتن.
نه. اشارهای نکردن.
اوه، بدون شک خودت وقتی اونا گفتن حدس زدی...
که یه سال توی کمبریج درس خونده بودم. نه، اونم نگفتن.
حدس میزنم پدر و برادرم وقت زیادی رو...
وقتی من نیستم، راجع به من حرف نمیزنن.
هوم. من اینطور نمیگم.
نایلز، بفرمایید عکست.
اگه اجازه بدی؟
"به مری عزیز، با آرزوی سلامت روان برای شما. فریزر کرین."
مثل دستکش اندازه است.
سلام، نایلز. سلام، بابا.
وای.
چطور به نظر میام؟
وای.
دکتر کرین پدر شما رو امروز بعدازظهر برد آرمانی خرید.
اینو از آرمانی گرفتی؟
همونطور که بهت گفتم، فریزر، اون نمیتونه تفاوت رو تشخیص بده.
خب، ما داشتیم میرفتیم آرمانی...
که بابا اینو توی ویترین یه فروشگاه لباس تخفیفدار دید.
پوست کوسهایه.
ببین چطور وقتی دستم رو تکون میدم، رنگش عوض میشه.
تو خوشتیپترین آقا توی مهمونی بازنشستگی دوستت میشی.
بیا بریم آویزونش کنیم قبل از اینکه چروک بشه.
اوه، قرار نیست چروک بشه.
اونا یکی رو توی ویترین مچاله کرده بودن داخل یه شیشه سس مایونز.
فریزر، اون پدر واقعی ماست؟
دوباره شروع نکن.
ما از بچگی این بحث رو داشتیم.
ولی اون کت و شلوار...
فقط کت و شلوار نیست. سلیقهاش توی هر چیزیه.
لباس، فیلم، موسیقی
به جز اسم خانوادگیمون
و ساق پاهای خوشفرم و غیرعادیمون
هیچ نقطه مشترکی با اون مرد نداریم
خب، خدا رو شکر که ما به مامان رفتیم
پس چطور اون هیچکدوم از ظرافتهای مامان رو به ارث نبرد؟
شاید اون مشغول جون کندن بوده
تا ما بتونیم چیزهای بهتری داشته باشیم
میدونی، شاید وقتشه یه جوری جبران کنیم
با برخی از چیزهای نفیستر آشناش کنیم
تا دیگه مثل یه دایناسور پلیاستری گنده تو زندگی وول نخوره
نمیدونم. بابا خیلی تو عادتهاش غرقه. همهمون یه زمانی تو زندگیمون همینطوریم
یادت میاد یه زمانی فکر میکردی اوورتور ۱۸۱۲
یه قطعه عالی موسیقی کلاسیک بود؟
من تا حالا اینقدر جوون بودم؟
میدونی، من و تو باید افقهای دید بابا رو بازتر کنیم
دنیایی رو بهش نشون بدیم که فقط تو مجله تلویزیونی دربارش خونده
یه شب شام عالی چطوره؟
عالیه. ولی کجا؟
له سیگار ولانت! له سیگار ولانت!
ولی میتونیم بریم تو؟ من ماههاست دارم تلاش میکنم
لطفاً. داری تأثیر اسم منو تو این شهر فراموش میکنی
راستش نه. اگه مدیر رستوران تصادفاً یه خانم خونهدار باشه، میتونیم بریم تو
نایلز، تو خیلی بدجنسی
زنگ میزنم ۱۱۸. لازم نیست. شمارهاش رو رو شمارهگیر سریع دارم
اوه
ممنون
سلام. من دکتر فریژر کرین هستم
بله، همون که تو رادیو هست
ببخشید، ممکنه شنبه یه میز برای چهار نفر، مثلاً ساعت هشت، پیدا بشه؟ هوم؟
راهمون داد! بله!
نایلز، برات آبجو بیارم؟ پوست خوک؟
نه، ممنون
اِم، بابا، من و نایلز و، اِ، مریس میخوایم شما هم واسه شام به ما ملحق بشید
شنبه شب تو له سیگار ولانت
یکی از داغترین رستورانهای جدید شهره
آه، اه، نمیدونم. اوه، اوه، اوه. غذاش محشره
نایلز، کشور و خانوادهات محشره
غذا واسه خوردنه
از پیشنهادتون ممنونم ولی خوشم نمیاد
بابا، چطور میدونی اگه امتحانش نکنی؟
خب، لازم نبود با یه کلت ۳۸ تو لگنم شلیک بشه تا بدونم از اون خوشم نمیاد
بله، ولی این به ما فرصت میده یه شب رو همه با هم به عنوان یه خانواده باشیم
من و نایلز واقعاً میخوایم این کارو برات بکنیم
باشه
اوه، ها ها! بهترین وقت رو خواهیم داشت
این بهم فرصت میده دوباره کت و شلوار جدیدم رو بپوشم
و چه خوب میشه
خب، تماسها امروز چطورن؟
خب، یه دو تا عاشق دلشکسته داریم، یه مرد که از ماشینش میترسه،
یه افسرده شیدایی، و سه نفر که حس میکنن زندگیشون به جایی نمیرسه
اوه، عاشق دوشنبهام. اوم
خب، آخر هفتهات چطور بود؟
بدترین قرار زندگیم رو داشتم
اول ازم خواست برم دنبالش از سر کار
بعدش واسه بنزین وایمیستم
من باید بنزین بزنم در حالی که اون نشسته و قسمت ورزشی روزنامه رو میخونه
بعد برش گردوندم خونهام تا میگو ترش و شیرین معروفم رو براش درست کنم
وسط آشپزی ازش خواستم عسل رو بهم بده
یه قیافه وحشتزده به خودش گرفت و گفت نمیتونه
چون از دست زدن به هر چیز چسبناکی یه ترس مرگبار داره
بهش گفتم یه شیشه نو بود ولی اون نمیخواست ریسک کنه
راز، این آدما رو از کجا پیدا میکنی؟ جواب آگهیشو دادم
سی ثانیه فرصت داری. برو تو
هنوز نه. اوه، نه
راز، آمادهای؟ منو مجبور به این کار نکن
بیخیال. ما هر دوشنبه این کارو میکنیم. تو هر دوشنبه این کارو میکنی. من فقط همراهی میکنم
زود باش
بهترین تاک شو سیاتل رو کی داره؟
ما داریم. ما داریم. عالیه!
خب!
عجب خوشتیپی شدی
یه کم ریسک میکنم و این رو یه تعریف میدونمش
کجا میری؟
میرم شب پوکر
فکر نمیکردم اهل ورق بازی باشی
بیشترش جنبه اجتماعی داره
من و دخترا فقط دور هم غیبت میکنیم. آه
هیچکس بیشتر از پونصد ششصد دلار نمیبازه
سلام نایلز. سلام
مریس کجاست؟ دوباره با آسانسورهای جداگونه اومدید؟
اوه، نه. متأسفانه مریس یکی از "حالتهای" خودش رو داره
آه
وسط لباس پوشیدن برای شب یهو خودش رو انداخت پایین
لبه تخت، با نیمتنه زیر لباسش، و آه کشید
همونجا فهمیدم که شام در کار نیست
متأسفم
بله، خب، چارهای نیست جز اینکه از این وضعیت بهترین استفاده رو ببرم
های-هو، دافنی. امشب خیرهکننده به نظر میای
خب، ممنون، دکتر کرین
تو کیفت چیه؟
فقط یه شیرینی کوچیک که برای بابا گرفتم
یه کم خامه غلیظ دوانشایر
برای بابا؟ اوم
من عاشق خامه غلیظ دوانشایرم
خوش شانس نیستی؟ شما دو نفر میتونید تقسیمش کنید
من فقط میرم اینو بذارم تو یخچال
شراب شیری، نایلز؟ ممنون
یه فکری به سرم زده، فریژر
از اونجایی که مریس متأسفانه کنسل کرده و ما یه جای خالی داریم...
No comments yet. Be the first to leave one.