Οι πρώτες 197 γραμμές.
.میدونی، دوست دارم یه روزی اکسِت رو ببینم
.کارلا؟ شما دو تا اصلاً با هم جور درنمیومدید
.سلام مامان. بهت گفته بودم دوز و کلکات رو از مونتانا ببری بیرون
.الان دیگه افتادم تو راه راست
.تو همیشه دروغگوی خیلی ماهری بودی
.چرا برگشتی؟ سلام
.خیلی ممنون که سر زدین
.پیج کجاست؟ نمیدونم
.با تو نیست؟ نه
فکر میکنی این پسره راست میگه؟
...تو اینطور فکر نمیکنی؟ یه چیزی فقط
یه جوریه...
.من حرفهای لوک رو باور نمیکنم
.همه چیز که معما نیست
اونو دیدی؟
.من کاری نکردم
!این دختر رو دیدین؟
.نه
!وایستا! جلوتر نیا
!برگرد
!آه
!اوه
آتمن؟
تویی؟
.هویت؟ هی
خوبی؟ کجایی تو؟
.هیچجا. حالم خوبه
.عمراً خوب باشی. دروغگوی خوبی نیستی، هویت
.بهت گفتم که این وضعیت مادرت رو درست میکنیم
.چطور؟ ۳۰ هزار تا از من دزدیده
.خب، از لحاظ فنی، از دولت دزدیده
...همون دولتی که ۵۰ دلار خرج میکنه
واسه یه رول دستمال توالت...
.اون به ما کمک کرد یه قاتل رو بگیریم. شاید بیخیال شیم
.موضوع شخصیه
.باشه
.پولها علامتگذاری شده بودن، خب اینم هست
باشه، میشه دیگه در مورد این حرف نزنیم؟
.مفهومه
.خیله خب، بزن بریم
.قربانی جودی کاتر، ۴۶ ساله است
.دخترش، آتمن، امروز صبح جسدش رو پیدا کرده، گلوش بریده شده
.زمان تقریبی مرگ ساعت ۲ صبح
.دامنش پاره شده
.پاهاش حسابی داغون شده. شاید اینجا کشیده شده
فکر میکنی شاید تجاوز جنسی بوده؟
.آره، میفرستیم آزمایش
.با توجه به خون، اینجا مرده
.در پشتی باز بود
.تو آشپزخونه، خردههای شیشه شکسته پیدا کردیم
.ظاهراً تنها تو خونه بوده
این چیه؟
.روی در پشتی هم یه اثر انگشت خونی هست
.مال قربانیه. یه بریدگی روی انگشتش پیدا کردیم
.شیشه شکسته تو آشپزخونه
.حتماً خودش رو بریده
همسایهها چیزی دیدن؟
.نه
.باشه. خب، این روزا همه جا دوربین هست
.میدونی، مردم نصبشون میکنن و کلاً فراموششون میکنن
بریم یه گشتی بزنیم، شاید چیزی پیدا کنیم؟
.چشم
خانوادش داخلن؟
.شوهرش و دخترش
.بریم باهاشون حرف بزنیم
.من باید اینجا میبودم
.اگه فقط اومده بودم خونه
کل شب سر کار بودی، درسته؟
...آره، کامیون اومده بود و ما باید دوباره انبار میکردیم
دوچرخهها رو و زودتر به کارهای عقبافتاده تعمیرات میرسیدیم...
تو مغازه دوچرخه داری؟
.آره. "مسیرهای کوهستان"
.یه مسابقه پرو-اَم هفته بعد میاد شهر
.این مدت واقعاً شلوغ بوده
کسی میتونه حرفت رو درباره دیشب تأیید کنه؟
.چرا؟ بابام هیچوقت به مامانم صدمه نمیزنه
.فقط سؤالات روتین تو اینجور پروندههاست
.میتونید از کارمندام بپرسید. اونا اونجا بودن
.من و اسکات کل شب کار کردیم
...من فقط... نمیدونم چرا یکی
باید همچین کاری بکنه...
تازگیها کسی اطراف خونه بوده؟
پیمانکارا، تعمیرکارا؟
.تا جایی که من میدونم، نه
چیزی از خونه گم نشده؟
.نه
.و شنیدم که دیشب خونه دوستپسرِت بودی
تمام شب رو. درسته؟
اوهوم
از یه تورنمنت والیبال دیر برگشتم
.واسه همین خونه دوستپسرم موندم
با مامانت در تماس بودی؟
.معلومه که آره
.بهش پیام دادم و گفتم خونه نمیآم
اون مشکلی نداشت؟
آره
تازگیا به چیز عجیبی اشاره کرده؟
تماسهای تلفنی عجیب، کسی تو حیاط؟
چیزی که سرنخی باشه؟
.نه. تا جایی که یادمه نه
پس فکر میکنی این یه جور حمله تصادفی بوده؟
،متأسفانه تو همچین مواردی
.معمولاً قربانی طرف رو از قبل میشناسه
.معمولاً شوهره، ولی خب، نمیدونم
آخه چرا همیشه باید شوهر باشه؟
.چون معمولاً همینطوره. اوهوم
آره، ولی دختره رو دیدی
وقتی پرسیدی نظر مامانش راجع به دوستپسرش چیه؟
.به صفحهش نگاه کرد و قیافهش عجیب شد. دیدی که
.یه چیزی تو اون خونه درست نیست
خب که چی؟ فکر میکنی دختره کارو کرده؟
.فقط میگم نباید از لیست کنارش بذاریم
.فکر نمیکنم آتمن قاتل باشه
خب... میتونه تصادفی باشه؟
.ممکنه. ولی دلم یه چیز دیگه میگه
باباتو امروز صبح دیدی؟
نه
.باورم نمیشه صبحونه رو از دست داده
.یه نگاهی تو مسیر میندازم
.احتمالاً فقط داره خرسها و مار زنگیها رو چک میکنه
.میدونی که چطور آدمیه
.این مرد یه لحظه هم آروم و قرار نداره
داری میری شهر واسه خرید؟
.- آره. باشه
.فقط یادت باشه اون پایین به کار خودت باشی
.اون آدما لازم نیست بدونن چه خبره با مهمونای ما
.مخصوصاً با پِیج
.آره، یکم اعتماد کن، لطفاً. حواسم هست
.باشه. باشه
،هِی، خب... میدونی که
.خوب مسیر منتهی به محل پیاده شدن رو نگاه کردم
.هیچ رد پای تازهای ندیدم که به پایین بره
،آره؟ اگه پیج شب رفته بود
.یه راه رفتن سنگین و پر سر و صدا تو تاریکی میشد
.و حسابی به هم ریخته
.هیچی
میدونی، اون دختر هیچوقت به نظرم نیومد
.از اونایی باشه که راه آسون رو انتخاب میکنه
.شاید فقط یه مسیر دیگه رو انتخاب کرده
.و مسیر ما رو کلاً نادیده گرفته
.یه موضوع دیگه که باید در موردش ساکت بمونیم
.پِیج اگه مشکلی داره، بذار بره تو یلپ شکایت کنه
باشه؟
.باشه. خب. بعداً میبینمت
خب، شما امروز صبح چیکار میکنید؟
.اوه، فکر کردیم بریم تا دریاچه پیادهروی
.یا شاید هم یه سواری گروهی تو مسیر داشته باشیم
نظرتون چیه؟
خب، من در واقع فکر میکردم که میتونیم بریم دنبالِ
.چاقوم بگردیم
اوه
.اتفاقاً یه دونه جایگزین برات دارم
!اوه، چه عالی
.امم، اون هدیه بابام بود
.واسه همین باید پیداش کنم، ولی ممنون
.آره. خب، میتونی از اون استفاده کنی تا وقتی مال خودت رو پیدا کنی
.خیلی لطف دارید. ممنون
.خواهش میکنم
.خب، دریاچه این موقع از سال خیلی قشنگه
.پس اگه چیزی لازم داشتید، فقط صدا بزنید
باشه؟
.اوه، در واقع آره. بگو
پِیج سالم برگشت نیویورک؟
.ما فقط کنجکاو بودیم
.آره، حتماً
.پِیج سالم و سلامت برگشت، عزیزم
.پس دیگه لازم نیست نگران باشی
خب، این خبر خیلی خوبیه، مگه نه؟
.باشه، خب، امیدوارم همهتون اینا رو پشت سرتون بذارید
.و اوقات خوبی داشته باشید
.باشه؟ بعداً میبینمتون. خداحافظ
.همه چی خوب پیش میره؟ عالیه
.هِی. هِی کَس
.متاسفم که مزاحمت شدم
.میدونم سرِ پرونده قتل کاتر سرت شلوغه
نه، هیچوقت برای تو سرم شلوغ نیست. چی شده؟
آره، چه خبره؟
فقط میخواستم یه نفر دیگه هم یه نگاهی بندازه
.به این پرونده کولهگردی
.نمیتونم صددرصد مطمئن باشم، ولی فکر میکنم اون یه عکس قدیمی رو ایمیل کرده
.و سعی کرده نشون بده جدیده
.خب، قانونی در مورد این کار وجود نداره
.بیو داره از یه عکس ۱۰ ساله استفاده میکنه
.برای وبسایت اداره
.دارم
.واقعاً باید اون عکسو عوض کنی
!عمراً
این از گوشی اون گرفته شده؟
.آره، ولی فکر نکنم مارک فرستاده باشه
...وایسا، این گردنه لوگان
این جایی نزدیک کمپ امیلیه؟
.کیلومترها دورتره
.شاید یکی داره سعی میکنه ردمونو گم کنه
...خب، فکر میکنی تکنسینت بتونه یه نگاهی بندازه
ببینه میتونه چیزی از عکس پیدا کنه؟
.البته. عالیه. ممنون
.میبینمت
No comments yet. Be the first to leave one.