Οι πρώτες 200 γραμμές.
...انچه در المنتري گذشت
اليستر؟ خانوم واتسون
در لندن، من نقش کوچيکي در يه نمايش راديويي داشتم
شرلوک وقتي 10 سالش بود يه نامه واسم نوشت
گفت که فقط من از بين تمام بازيگرا
واقعا لهجه ي يورکشير رو حفظ کردم
پس سرانجام
ما همديگه رو ديديم پس من تونستم نکات ظريفي رو يادش بدم
ما دوست شديم
وقتي مواد مصرف ميکرد تو اونو ميشناختي
9ماه پيش يه شب اومد به اپارتمان من
انقدر نعشه بود، که به سختي ميتونست حرف بزنه
...اين خيلي
سخت بود واسه من
زماني که در عشقبازي از دست داده ام در تماشا کردن و دنبال کردن
اون نور که در چشمان زن است
قلبم رو نابود کرده است
و صبح تو هم بخير
زماني که در عشقبازي از دست داده ام
در تماشا کردن و دنبال کردن
اون نور که در چشمان زن است
قلبم رو نابود کرده است اين اليستره، درسته؟
بله، امروز ميخوايم با هم صبحونه بخوريم
اوه، نميدونستم که اون هنوز در لهجه ـت، کمکت ميکنه
فکر ميکردم توي ليستت لهجه ي ايرلندي رو داري
لهجه ي ايرلندي
واسه اون ادمايي ـه که در ايرلند زندگي ميکني
اين مايه و اهنگ مشخصِ
لهجه ي منطقه ي "دري" در شمال ايرلنده
اليستر اشاره کرد که
که زير و بميِ جملاتم هرگز
مورد تاييد يک شخص اهل دري واقع نميشه پس به اندازه کافي مهربون بود
تا چنتا شعر
و عبارت عاميانه واسم ضبط کنه
تا قبل از صبحونه ي بعديمون مرور کنم
اون ادم با عرضه ايه
اون ادم با عرضه ايه
خب، من بايد برم اداره پليس
تا چنتا پرونده رو به مارکس برگردونم
به تمرين لهجه ادامه بده
هيچ وقت نميدوني کِي ممکنه به عنوان پليس مخفي به دري بري
هي، مارکس رو اين طرفا نديدي؟
نه، احتمالا رفته يه قهوه بگيره
هي، الان از بازداشتگاه تماس گرفتن که يه يارو
مريض شده يا همچنين چيزي
...ميدونم تو ديگه دکتر نيستي، ولي
ميتونم يه نگاه بهش بندازم
ما زنگ زديم درخواست يه اتوبوس کرديم
اون داشت ناله ميکرد و بعدش هيچي
ميشه يه جفت دستکش بهم بدي؟
اسمش چيه؟
اپولو مرسر اون يه جيب برِ معروفه
امروز صبح در ميدان يونين گرفتمش
اپولو، من جون هستم
حالت خوبه؟
نبض نداره
اون مُرده
چند ساعت پيش حالش خوب بود
افسري که کاغذ بازي هاشو انجام داد بيار
ميخوام بدونم امروز صبح اينجا چه خبر بود
ازتون ميخوام بريد عقب
شما بايد زنداني ها و هر کسي که
با اون در ارتباط بوده رو در يه جاي ديگه قرنطينه کنيد
چي شده؟
تا وقتي که پزشک قانوني چنتا تست انجام نده نميشه با اطمينان گفت
ولي اين مايع که از دهنش بيرون مياد، مخلوطي از
بافت مُرده و خونه
حدس اولم اينه که اون به خاطر سياه زخم مُرده
:ترجمه و زيرنويس .:: pury800 ::.
پس، اين پرونده ي مرديه که توسط سياه زخم از پا در اومد؟
هيچکدوممون مبتلا نشديم در صورتي که دوست داري بدوني
اينکه نميخوام بدونم به خاطر عدم نگراني نيست
بلکه به خاطر مشخص بودنِ جوابه
و بقيه ي افرادتون؟
تا الان، همه سالمن
با اينکه مُسري نيست، مجبور شديم
اداره رو تخليه کنيم تا مطمئن بشيم
قرباني جاي ديگه اي مبتلا شده بود
قرباني، اپولو مرسره
سابقه دار براي سرقت بزرگ مالکيت کوکائين
در ميدان يونين به خاطر جيب بري دستگير شد
پزشک قانوني يافته هاي اوليه ـش رو فرستاد
يه کيسه ي پلاستيکي کوچيک و پاره شده
در کانال گوارشي قرباني پيدا شد
تست هاي ازمايشگاه روي کيسه اثراتي از سياه زخم پودر شده رو نشون داد
خب، گمونم ميدونيم چطوري مبتلا شده
و چرا اينقدر سريع مُرد
وقتي اون کيسه پاره شد سياه زخم مستقيما
وارد بافت هاي مخاطيِ سيستم گوارش شد
خب، سوال اينه که اينو از کجا گرفت؟
من هيچ گونه ارتباط تروريستي
در سابقه ي جنائيش نديدم
احتمالش زياده که کيسه رو از يکي از هدف هاش گرفته باشه
فکر کرد اين پودر، کوکائين ـه
و وقتي پليس افتاد دنبالش اونو قورت داد
يا اينکه نميخواست پليس اونو با سياه زخم بگيره
غير محتمل به نظر مياد که دانسته
يه ماده ي ترور بيولوژيکي رو قورت بده
مخصوصا چون سابقه ش نشون ميده
اون مشکل مواد داشت نه مشکل سياه زخم
اگه حق با تو باشه ما بايد بفهميم اينو از کي دزديده
فيلمهاي امنيتي ميدون يونين رو بگير
همشو
مطمئن ميشم که کپي هاش به دست شما دوتا برسه
خيله خب، سياه زخم دوباره در نيويورکه
اولين بار، در سال 2001 اتفاق افتاد
من دکتر بودم
همه ي مريضاي من، وحشت کرده بودن
هر کسي يه سرفه ميکرد فکر ميکرد سياه زخم داره
مردم "سيپروفلوکساسين" جمع ميکردن
فقط محض احتياط
"اورانگوتان سوماترايي رو نجات دهيد"
هومم؟
نيکوکاريِ ساختگي اقاي مرسر
اون به هدف هاش ميگفت داره پول جمع ميکنه
در همين حين از تخته ي زيردستي استفاده ميکنه
تا دستي که واسه سرقت از اونا ازش استفاده ميکنه رو مخفي کنه
اپولو اينجا ميخوره به يه نفر
شايد همين موقع سياه زخم رو دزديد
چون اين حرکت
به "دست شاد" معروفه و فقط
براي برداشتن ساعت از مُچ استفاده ميشه
نه، اين زماني نيست که سياه زخم رو دزديد
امروز صبح اتفاقي افتاد؟
يه مرد از داخل تجزيه شد دقت کن
منظورم با اليستره
اين صفحه واسه اهداف من خيلي کوچيکه
من ميرم به اتاق نمايش
اين چيزيه که دارم در موردش حرف ميزنم
از وقتي که از صبحونه برگشتي يه جوري شدي
راستش، مجبور شدم صبحونه رو بيخيال بشم
...به خاطرِ اليستر مُرده
چي؟
من اول رسيدم، که غير عادي بود
بعد از 20 دقيقه فکر کردم تاريخ رو اشتباه گرفتم
پس به موبايلش زنگ زدم
همسرش، ايان جواب داد
و بهم گفت که اليستر يه هفته پيش فوت کرد
شرلوک، واقعا متاسفم چه اتفاقي افتاد؟
سکته ي قلبي ظاهرا سنگين بود
پس خيلي سريع مُرد
متاسفانه، مراسم تدفين رو از دست دادم
به ايان گفتم فردا ميرم اونجا واسه اداي احترام
حالت خوبه؟ ميخواي حرف بزني؟
نه
اينجا رو ببين
بله، اقاي مرسر يه قاپ زن با استعداد فوق العاده ست
اون الان يه چيزي
از جيب سينه ي اين مرد بلند کرد
يه کيف پول؟
پليس تمام کيف پولهايي رو
که اقاي مرسر امروز صبح دزديد، گزارش کرد
و هيچ کدومشون مال شخصي
با اين مشخصات نبود
طبق اين
مرسر يه ساعت
...يه دستبند، يه گوشي و
يه جعبه ي عينک دزديد
اين چيزيه که ميتوني تو جيب سينه نگه داري
هيچ عينکي پيدا نشد فقط جعبه بود
شايد ازش استفاده ميشد تا
از يه سلاح بيولوژيکي خطرناک در حين انتقال، محافظت کنه
هومم
من ميگم نگاه اول از
حامل سياه زخم رو بدست اورديم ولي هنوز بايد
با وظيفه ي سنگين شناسايي اون روبرو بشيم
راستش، شايد سنگين نباشه
اين مرد رو از ويدئوهايي که داشتم مرور ميکردم يادمه
...فکر کنم اونو
اره، اون يه فنجون قهوه خريد، درست همينجا
با يه برنامه روي گوشيش پولشو پرداخت کرد
شايد ما هويت ـشو ندونيم ولي فروشنده ي قهوه ميدونه
اسمش چارلي سايمن ـه
اينجا زندگي ميکنه
دو سال در زندان النوود بود به خاطر دزديدن تجهيزات
از يه ازمايشگاه در دانشکده ي پزشکي کلمبيا
به عنوان تکنسين اونجا کار ميکرد
جالبه
بيشتر دانشگاه هاي بزرگ نمونه هايي
از سياه زخم، واسه اهداف پژوهشي نگه ميدارن
فکر ميکني اون چيزي
که جيب بر، قورت داد مال دانشگاه کلمبيا بود؟
تو هرگز نميتوني اين مقدار سياه زخم رو بدزدي
بدون اينکه کسي بفهمه که اين از يه ازمايشگاه محافظت شده گم شده
ولي با توجه به سابقه ي اقاي سايمن تنها چيزي که نياز داشت
يه هاگ و يه ازمايشگاه بود تا خودش اونو رشد بده
حدس ميزنم اين نوعي ازمايشگاه ست
که اون ميتونه تو خونه ـش راه بندازه؟
همونطور که گفتم چارلي اينجا نيست
فکر نکنم ديشب اومده باشه خونه
تو و اقاي سايمن چطوري همديگه رو ميشناسيد؟
نميشناسيم
منظورم اينه، نه زياد ما فقط هم اتاقي هستيم
پدر مادرم اين خونه رو خريدن
ولي بايد قسط وام رو ميدادم، پس
يه اگهي اينترنتي واسه اتاق گذاشتم
اون اولين کسي بود که جواب داد
ميدونستي اون يه مجرم سابق بود
وقتي ازش خواستي باهات زندگي کنه؟
آدما اشتباه ميکنن، درسته؟ اونا لايق يه فرصت دوباره هستن
No comments yet. Be the first to leave one.