Gold Rush

Gold Rush

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 16

Πληροφορίες έκδοσης

Gold Rush S16E03 1080p WEB h264-FREQUENCY
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 3 Gold Rush 2010 زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-22
Λήψεις: 12
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

دارم رزومه‌ها رو می‌بینم چون قراره

امسال ۱۰ هزار انس طلا استخراج کنیم. کار زیادی داریم.

پس به آدم‌های خوبی نیاز داریم که بتونی روشون حساب کنی.

راستش رو بخوای، یه نفر می‌تونه رزومه خیلی خوبی بنویسه

و عملاً افتضاح باشه.

پارکر شنبل ۳۰ ساله داره فشار میاره

به گروهش، اونم جوریکه تا حالا سابقه نداشته.

بعد از سال‌ها که خودش مدیریت کارها رو به عهده داشت،

داره توانایی معاون ارشدش رو برای رهبری امتحان می‌کنه.

میچ و برنان دارن «سولفور» رو آماده به کار می‌کنن.

به زودی کارخونه شست‌وشویشون اونجا راه می‌افته.

ما الان دو تا کارخونه شست‌وشو روی دومینیون داریم که کار می‌کنن،

«باب» و «اسلوسیفر».

دو هفته از فصل گذشته، و فقط ۴۰۰ انس طلا استخراج شده.

پارکر می‌خواد گروه ۴۰ نفریش با تمام قوا کار کنه

تا این هفته یه بار بزرگ طلا بیارن و اون رو در مسیر هدف

۱۰ هزار انسی خودش برای این فصل قرار بدن.

راستش، امسال گروه بزرگی داریم، می‌دونی،

کلی آدم جدید.

تایسون کار آموزشی زیادی داره.

مردم باید بفهمن چه انتظاراتی ازشون داریم و کی

دارن اشتباه می‌کنن و اگه نتونن خودشون رو اصلاح کنن،

اون‌وقت مجبوریم حذفشون کنیم، که این خودش

همیشه یه چالش بزرگه.

پارکر مسئولیت‌های من رو بیشتر و بیشتر کرده.

امسال نسبت به سال قبل، احتمالاً حدود

سه برابر شده.

ما این همه آدم جدید داریم و پارکر هنوز انتظار داره

بیشتر از دو برابر پارسال تولید داشته باشیم.

این خواسته بزرگی از این همه آدم جدیده.

پارکر، تایسون لی، ستاره نوظهور رو مسئول نظارت بر

عملیات عظیم دامینین کریک کرده، جایی که دو منطقه استخراج

همین حالا هم دارن طلا تولید می‌کنن.

«بریج کات» و «گلدن مایل» که تازگی افتتاح شده.

که پارکر معتقده می‌تونه ارقام بزرگی رو رقم بزنه

اگه گروه بتونه اونو سرپا نگه داره.

امیدوارم آدمای جدید متوجه باشن که

ما اینجا به عنوان یه معدن‌کار، چه انتظاراتی ازشون داریم.

و داریم عیارشون رو می‌سنجیم.

همین الان، مایکل کنار «باب» توی

«بریج کات» داره خاک حاوی طلا حفر می‌کنه. منطقه استخراج عالیه.

معلومه که پارکر اینجا نیست، اون داره برای

یه فصل بزرگ امسال تلاش می‌کنه.

اندازه عملیاتش خیلی بزرگه.

مایک تامپسون، استخدام جدید، یه معدن‌چی طلای باتجربه است

با سال‌ها تجربه در کار با ماشین‌آلات سنگین.

خب، من پنج سال تو یه معدن همسایه کار کردم.

پارکر این کار رو بهم پیشنهاد داد

و رد کردنش خیلی سخت بود.

تایسون همچنین روی یه استخدام جدید دیگه حساب باز کرده تا

طلای «بریج کات» رو در جریان نگه داره.

الآن ایمی داره یاد می‌گیره چطور با لودر کار کنه.

داره به باب خاک میده، و من می‌خوام کلی کار

مربوط به کارخونه شست‌وشو رو گردنش بندازم.

من صفر، صفر تجربه معدن‌کاری دارم.

پس، سه روز گذشته داشتم آموزش می‌دیدم

و امروز اولین روزیه که تنهایی کار می‌کنم.

با اینکه تا نیم ماه پیش یه معلم بودم،

این قراره یه تغییر بزرگ باشه.

ایمی لی تازه‌کار، شغل معلمی علوم رو با

معدن‌چی طلا شدن عوض کرده.

تیلور و تاتیانا بهترین دوستامن.

تاتیانا واقعاً بهم یاد داد چطور با کامیون سنگ‌شکن کار کنم.

که فوق‌العاده بود. خیلی خوش گذشت.

و بعد از روز دوم، بهم اجازه دادن تنهایی کار کنم.

و دیگه تموم شد.

بعد از اینکه خودش رو ثابت کرد، تایسون داره ایمی رو مسئول

یکی از مهم‌ترین کارها می‌کنه.

یعنی ریختن خاک حاوی طلا داخل کارخونه شست‌وشو.

اوضاع چطوره ایمی؟ خوبه؟ تو چطوری؟

خیلی خوب. خوبه.

اوضاع چطوره؟

حالا که کمی از ترسم ریخته،

بعد از چند ساعت بهتر شده.

این خوبه. آره، آره.

می‌خوام یه نگاهی با هم به دستگاه بندازیم و

یه چند تا چیز رو بهت نشون بدم.

آره، عالیه.

خب، این بالا این درام انتهایی هست، می‌تونی ببینی

که چقدر خوب و تمیزه. آره.

همیشه باید همینطور باشه.

آره. اگه تسمه به چپ منحرف بشه

یا راست، می‌تونه مشکل‌ساز بشه.

وقتی داری به کارخونه شست‌وشو خاک میدی، ممکنه یه سنگ گیر کنه

روی تسمه و من دیدم که تسمه رو مثل

یه تیغ تیز از وسط نصف کرده. آره.

اگه فکر می‌کنی مشکلی پیش اومده،

آره... فقط خاموشش کن.

باشه. بیا بریم بالا.

آره. این رو باز کن، این رو بکش.

اون فیوزه.

بعد برو بالا، بای‌پس رو باز کن.

م اصلی رو ببند.

سؤالی داری؟

فعلاً نه. فقط دارم مثل اسفنج جذب می‌کنم.

آره، بذار فقط جذب کنم. آره.

همه‌اش رو جذب کردی.

هنوز یه کم مغزم سوت می‌کشه.

آره. اوه، یاد می‌گیری.

خیلی خب. برو برامون طلا در بیار!

خوش باشین.

وقتی به تمام مسئولیت‌هایی که داری فکر می‌کنی

و تنها کسی هستی که داری مراقب کارخونه‌ای

یه کم ذهنت رو درگیر می‌کنه.

از امی واقعاً خوشحالم.

بی‌صبرانه منتظرم ببینم این فصل چه کار می‌تونه بکنه.

آره، برو جلو.

تو راهم.

آخرین کاری که دلم می‌خواد بکنم اینه که به پارکر بگم...

که اون برش آب گرفته و باید باب رو خاموش کنیم.

ای بابا، چقدر آب ذوب شده!

این چیزی نبود که می‌خواستم، مرد.

اینجا یه دریاچه داریم.

این همه وقت گذاشتیم تا "برش پل" رو آب‌شو خالی کنیم.

دوباره داره آب می‌گیره.

آب داره توی خط خندقِ برش بالا میاد.

فکر می‌کنم اون آب‌گذر هشت اینچی به اندازه کافی بزرگ نیست.

اوه، آره.

باید این بیل مکانیکی رو بیاری اینجا و این جاده رو بکنیم.

اون آب‌گذر بزرگ قدیمی رو اون بالا داریم.

پس بیا اون رو بندازیم توش.

بیا این آب رو از اینجا خارج کنیم.

پس باید این آب رو خارج کنیم چون الان تنها...

ماده معدنی که می‌تونیم به باب ببریم، فقط تو این قسمته.

اگه آب بگیره، باب از کار می‌افته.

با ذوب شدنِ "برش پل" ۱۱۴ هکتاری، آب‌های ذوب شده به داخلِ...

خندق‌های زهکشی آن نفوذ می‌کنند، جایی که سپس از طریقِ...

یک آب‌گذر هشت اینچی زیر تنها جاده دسترسی باب، هدایت می‌شوند.

اما آب‌گذر باریک از حجمِ...

آب ذوب شده لبریز می‌شود، و باعث سرریز شدن خندق‌ها و آب‌گرفتگی برش می‌شود.

برای جلوگیری از سیل، مایک باید جاده دسترسی را بکند.

و آب‌گذر کوچک را با یک آب‌گذر بسیار بزرگ‌ترِ...

۳۶ اینچی جایگزین کند، سپس جاده را تا کارخانه شستشوی باب بازسازی کند.

من اون آب‌گذر کوچیک ۸ اینچی رو برمی‌دارم.

و اجازه می‌دم آب راه بیفته.

اگه عجله نکنم و فکری به حال این آب نکنم،

مواد معدنی باب تموم میشه. این خبر بدیه.

آبکشی نکنی، تولید نداری.

آب داره میاد، بچه‌ها.

برو اون آب‌گذر رو بیار.

ولی تنها چیزیه که اینجا دارم.

پس امیدوارم بتونم کار رو انجام بدم. بندازش تو.

تقریباً همین

جا. نصبش کن.

یه جور میشه آب‌گذر رو جا انداخت.

ببینم این خاکریز روم نمی‌ریزه.

این می‌تونه افتضاح بشه، نه؟

وای من!

این خطرناکه، رفیق.

کسی لباس زیر اضافه آورده؟

با خیال راحت می‌تونم بگم که آب‌گذر سر جاشه.

به این کارم حسابی افتخار می‌کنم. حسابی حالم خوبه.

مایک روز رو نجات داد! باحال بود.

هیجان‌انگیز بود. کارت عالی بود، مایک!

آره.

داره کار می‌کنه.

عالیه! می‌بینمت.

کار رو انجام دادیم. تایسون خوشحاله.

حسابی به خودم افتخار می‌کنم. حسابی خوشحالم.

مثلاً چقدر شد؟ یک ساعت؟ یک ساعت و پنج دقیقه؟

انجامش دادیم.

خب، می‌دونی، مایکل واقعاً پا پیش گذاشت.

و کار رو درست کرد.

اون آب‌گذر رو جا انداخت و همه آب رو ازمون دور کرد.

اونو بی‌نقص اجرا کرد.

فقط باید طلا رو همینطور بیاریم.

ده مایل جنوب غربی، تونی بیتس، پادشاه کلوندایک،

قبلاً اولین برش خود را استخراج کرده است، با جمع‌آوری ۶۳۲ اونس (طلا)

از هدف ۶۵۰۰ اونسی خود.

پس از شروعی پرشور در منطقه خود در رودخانه ایندیَن،

مواد معدنی (حاوی طلا) تونی تقریباً تمام شده، و او باید بیشتر...

از زمین‌های منطقه "اِیرلی بِرد کات" را، سریعاً، آماده کند.

درست مثل پارکر،

تونی نیز به خدمه جدیدی از تازه‌کارها متکی است

برای انجام کار.

خب، این اولین سال منه اینجاست.

کی دلش نمی‌خواد بیاد یوکان کار کنه؟

اینجا رو دوست دارم. این هرج و مرج رو دوست دارم.

کلی تجهیزات اینجا تلنبار کردیم.

که با هم مشغولن.

رانندگان کامیون‌های معدن، تایلر سوان و سَم مور، بخشی از...

یک تیم کاملاً جدید هستند که وظیفه دارند "اِیرلی بِرد" را

در عرض فقط یک هفته به منطقه استخراج (طلا) برسانند.

من تازه واردِ معدن‌کاری طلا هستم.

الان یک ماهی میشه که دارم این کار رو می‌کنم.

و خیلی کم پیش میاد که حوصله‌ام سر بره.

رویکرد تونی؟

تازه‌کارها رو می‌ندازه توی قسمت عمیق (سخت کار) و امیدوارِ...

که از پسش بربیان.

اینجا آموزش خیلی کمی داشتیم.

و بعد مستقیم انداختن‌مون توی کار سخت.

می‌تونه یه کم استرس‌زا باشه.

یه کم برو عقب، یه کم برو عقب.

جای خیلی تنگیه که داریم توش کار می‌کنیم.

اینجا یه پیچ کوچیک داریم که باید دور بزنیم.

خب، ما همه با همیم تو این کار.

و تو حواست به همه‌چیز هست.

سَم همین الان یکی از کامیون‌های معدن ضروری تونی رو...

که ۳۰۰ هزار دلار می‌ارزه، واژگون کرده.

جیکوب، من کمک می‌خوام.

More Farsi Persian subtitles for Gold Rush

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left