Dexter

Dexter

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Sezono 6

Eldonaj informoj

Dexter S06E07 720p HDTV X264-DIMENSION-LOL
Komentaĵo de ashkansh
9Movie.Co ترجمه از اشـــکان و مهـــرزاد

Etikedoj

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Publikigita je: 2011-11-14
Elŝutoj: 67
Aŭdhandikapuloj: Yes

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

:تــــرجـــــمه و زيــرنــويس از Mehrzad -&- Ashkan.Sh

:ويـرايـش نـهـائـي Ashkan.Sh

...آنچه در "دکستر" گذشت

،تو ديگه اونو نميشناسي .دکستر"...تو ميتوني خودت باشي"

.با من .خودِ واقعي و اصليت

...تو ميتوني - .متأسفم -

جوآنا"، براي چي هنوز اينجايي؟"

نميتونم مادر و خواهرم رو .با اون تنها بذارم

.همه چي براي علامتگذاري اون فاحشه آماده ست

.نه، خواهش ميکنم منو کجا ميبريد؟

.تو آزادي

.من ميدونم که "نيک" بوده که بهت شليک کرده

.بهش بگو که ميبخشمش

،اون مرده .و به اين معنيه که تو قاتلي

.اونا هيچ مدرکي ندارن !هيچکس هيچکاري نميتونه بکنه

.سلام، برادر کوچولو

دلت برام تنگ شده بود؟

:قسمت هفتم «نـبـراسـکـا»

.من قبلاً سرگشته شده بودم

،"بعد از مرگِ "ريتا ."بعد از رفتنِ "لومن

.ولي الان خودمو پيدا کردم

،"برايان موسِر" ...برادر مرده ام

.از وقتي ديدمش خيلي وقته ميگذره

.خيلي وقت

.بيا .بگيرش

.تو قبلاً عاشق بازي کردن بودي اين لب و لوچه هاي آويزون چيه؟

برادر سم" اميدوار بود که من بتونم"

.نيک" رو بخاطر شليک بهش ببخشم"

بخاطر اينکه تو مثل مسيح صورتت رو اينوري نکردي !بگي يکي هم اينور بزن، تو تيکه تيکه ش کردي

برادر سم" تو رو اونطوري که" .برادر "برايان" ميشناسه، نميشناسه

...قبول کن

.از ديدنم يه ذره خوشحال شدي

...حس ميکنم

آزاد شدي؟ - .آزاد شدم -

.يه باري از دوشم برداشته شده

.انگار ديگه لازم نيست چيزي رو تظاهر کنم

.تظاهر کنم که درونم يه روشنايي هست

!اين تابشِ خورشيد رو حس کن

حس خوبيه، نه؟

.ميدوني، لازم نيست که به گذشته برگرديم

.ميتونيم به همين راه ادامه بديم

.دبرا" ـه"

...آم .هموني که فرار کرد

سلام، "دب"، چه خبر؟

.به محض اينکه بتونم خودمو ميرسونم اونجا

.بعداً در موردش حرف ميزنيم

.بستن در .بايد جدي باشه

.خيلي جدي

.اون "قاتل سه گانه" ست

.اون برگشته .دوباره آدم کشته

چي؟ - .دو نفر -

...دوتا از اعضاي خونوادش رو ،"همسرش، "سالي ميتچل

."و دخترش، "ربکا

گروه حمايت از شاهدين ...خانواده "ميچل" رو

"فرستادن يه گوري توي "نبراسکا

و يه جوري "قاتل سه گانه" تونسته .رد اونا رو بگيره

.خب، "قاتل سه گانه" نه .تو "قاتل سه گانه" رو کشتي

پسرش چي، "جوآنا"؟

،قاتل سه گانه" دنبال اونم رفت" .ولي "جوآنا" از اون حمله نجات پيدا کرد

!عجب شانسي داشته

اون نگفت چه اتفاقي افتاد؟

،با توجه به حرفايي که زده

جوآنا" از سر کار اومده خونه"

و ديده که "قاتل سه گانه"، "سالي" رو ...از پله ها هُل داده پائين

.و شروع کرده به کتک زدنش

.جوآنا" باهاش مقابله کرده، اونم فرار کرده"

و "جوآنا" رفته طبقه بالا ...و "ربکا" رو

.مرده تو وان حموم پيدا کرده

،يا شايد "جوآنا" اونا رو کشته

و کاري کرده بنظر برسه .کارِ "قاتل سه گانه" بوده

...و تمام اينا توي نبراسکا" اتفاق افتاده؟"

."يه شهري بنام "کارني

!سفرِ جاده اي

مرگ "برادر سم" برات به اندازه .کافي سخت بوده، اينو مطمئنم

...و براي خالي کردن اين همه فشار

.بريم "جوآنا" رو بکشيم

.من...من يه مقدار زمان ميخوام

.هرچقدر باشه، عيبي نداره

.امروز رو مرخصي بگير

."کارناوال"

چي؟ - .هيچي -

.فقط خيلي دوست دارم که اينجا پيشمي

،معمولاً وقتي مياي پيش من بموني

...يه سري .مشکلات هست که توشون به کمک احتياج داري

،نميتونم، توي زندگيِ خودم

...بفهمم که چطور

اينکه چطوري اس.ام.اس پيشگويي رو توي .گوشيم خاموش کنم

تو نميدوني چطوري بايد خاموشش کنم؟

،من به رئيسم اس.ام.اس زدم که

.دو تا بليط براي فستيوال "جيز" دارم

.خب، شايد يه ترفيع نصيبت بشه

اوه، خب، ولي من که .زياد در موردش اميدوار نيستم

رئيست مشکلي نداره که نميري سرِ کار؟

...رئيسم فکر ميکنه من بيرون دارم

يه کتاب خطي باستاني رو که دست .يه کلکسيونر شخصيه رديابي مي کنم

مطمئني نميتوني کل روز رو مرخصي بگيري؟

اوه، جلسات اوليا و مربيان رو خيلي .سخت ميشه دوباره برنامه ريزي کرد

.فقط چند ساعت کار دارم

.من ديگه بسمه - بَسِته؟ -

.با تو .با همه چي

."اين خداست که تصميم گيرنده ست، "تراويس

.اون من و تو رو انتخاب کرده

.ما هم بهرحال، نميتونيم حرفي بزنيم

پس قدرت اختيار چي ميشه؟

.اوه، بس کن .بذار بيام تو

.نه

ميبيني؟ .قدرت اختيار

،اراده خدا هرگز متوقف نميشه

!اونم بخاطر اينکه تو بخواي با خواهرت خونه بازي کني

،تا زمانيکه اين انحرافِ کوچيکت از مسير تموم بشه

...من امرِ خدا رو انجام ميدم .براي هر جفتمون

."ربکا ميچل"

.بريدن شاهرگ ران .اون تو چند دقيقه خونريزي کرده

تيغِ دستي؟ - .هست -

آينه؟ - .هست -

."سالي ميچل"

،اون از پله ها به پائين هل داده شده

.ولي اين باعث مرگش نشده

اون بخاطر ضربه هاي شديدي که به .سر، گردن و قفسه سينه ش وارد شده مُرده

.بهش ضربه زدن با چکش بوده؟

.با چوب هاکي

،يه دختر مُرده تو وان حموم

...يه مادري که هل داده شده و بهش ضربه زدن

.يه جورايي يه قتلِ دوگانه کاربلد بوده

.جوآنا" درس هاش رو خوب ياد گرفته"

.ولي "جوآنا" عاشقِ مادر و خواهرش بود

کِي ديدي که دوست داشتن باعث بشه مردم همديگه رو نکشن؟

...من و تو هر دومون ميدونم که خفه کردنِ

.بکا" چقدر آسونه"

،جوآنا" از پشتش رفته توي وان"

.راه تنفسش رو بريده، و شاهرگش رو زده

...حالا ميرسيم به مادرش اين "جوآنا" چه نابغه اي بوده

که توي پله ها بهش حمله کرده، چرا؟

بخاطر اينکه الگوي پاشيده شدن خون نشون ميده يه نفر

.هم قد "قاتل سه گانه" بوده

،جوآنا" روي بالاترين پله وايساده"

.و در نهايت درست هم قد پدر پيرش ميشه

.اون بچه عجب استعدادي داره

.اين تو خون ـشه

.پسراي قاتلان سريالي هم قاتل ميشن

چيش برات عجيبه؟

.بريم تو اتاقت بازي کنيم

.بچه ي بانمکيه .برادر زادمه

کارني"، "نبراسکا" حدود 30 ساعت"

.از ميامي، فلوريدا فاصله داره

.اگه تو راه توقف داشته باشي ميشه 31 ساعت

،ميتونيم يه ماشين اجاره کنيم .از مسير "آي-95" شمال بريم

.نگو که فکر ديگه اي داري

قاتل آخرالزمان چي؟ .پليس مترو ممکنه زودتر به اونا برسه

!اونا حتي نزديکش هم نيستن - .نميدونم -

...وقتي که دخلِ "قاتل سه‌گانه" رو آوردي

به "جوآنا" يه راه فرار خيلي خوب دادي .که بتونه از اتهام اين قتل فرار کنه

مي دونم که چقدر از اين متنفري که .مردم قتلي رو انجام بدن و ازش فرار کنن

.همه اينجورين، بجز در موردِ تو

پس الان من يه جورايي مقصر اين اتفاقم؟

.زندگيت چيزي جز "مسئوليت" نيست

."اطرافت رو نگاه کن، "دکستر

!به زندگيت نگاه کن

فنجون هاي کوچولو، پوشک هاي بوگندو !مراقبت از بچه

!تو رام شدي

.تو بايد اين سفر رو بري

."زود باش، "دکستر

آخرين باري که خوش گذروندي کي بود؟

.ممنون که وقتي گفتم به اين زودي اومدي

.خواهش ميکنم

سفرم بيشتر از 4 يا 5 روز .طول نمي کشه

.بيا تو

.زمانبنديت عاليه

مهلتِ ارسالِ اولين فصل پايان نامه م ،هفته ديگه ست

،و توي خونه هم هيچ کاري نکردم

.مخصوصاً وقتي "انجل" اونجاست

بخاطرِ "برادر سم" ـه، درسته؟ .دلت براش تنگ شده

.فقط ميخوام از تمام اينا دور باشم

اگه فقط موضوع خيلي مهمي .پيش اومد مزاحمت ميشم

کجا ميري؟ - .مطمئن نيستم -

،شايد استارت ماشين رو زدم .ببينم جاده منو به کجا ميبره

.خب، خوش بگذره .بريم تو تخت

.دوسِت دارم

.واي، دوست داشتن واقعاً؟

.ديدن تو با يه بچه واقعاً عجيبه

."بريم "نبراسکا

.دب"، سلام، منم"

ميدوني، من بيشتر از يه روز براي

...خالي کردن ذهنم نياز دارم .تمرکز کردن برام سخته

.گمون کنم، خيلي چيزاست که بايد هضمشون کنم

.چهار روز ديگه، يا نهايتاً پنج روزه بر ميگردم

.اميدوارم همه چي خوب پيش بره

هفتاد درصد قتل هايي که توي منطقه ي .من رخ داده، با سلاح گرم بودن

چند درصد قتل ها با خفه کردن يا پاره کردن گلو بوده؟

...من يه دسته ي جدا رو براي

.قتل هاي "قاتل آخرالزمان" درست کردم

...پس اون پرونده هاي حل نشده

در مقابل پرونده هايي که حل شدن، حساب نميشن؟

درصدِ حلّ پرونده هاي واحدِ شما چقدره؟

42%

،و اگر قتل هاي "قاتل آخرالزمان" محاسبه بشه

...درصد حل پرونده هاتون به مقدارِ

.29%افت پيدا ميکنه .ولي ميتونم توضيح بدم

.اعداد نميتونن صداتون رو بشنون ...ادامه بده

.هي

More Farsi Persian subtitles for Dexter

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left