Dexter

Dexter

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Dexter Season2 1080p BluRay x264-H@M
Dexter Season2 720p BluRay x264-H@M
Dexter Season2 All BluRays 1080p BluRay DTS x264
Dexter Season2 All BluRays 720p BluRay DTS x264
A Commentary by hamed_immortal
زیرنویس کامل فصل دوم / هماهنگی کامل با نسخه های بلوری/ ترجمه و زیرنویس از رضا کارگران (نسخه‌ی بازترجمه شده تا قسمت نهم)

Tags

BluRay
x264
1080
720p
720
TS
Published on: 2021-07-25
Downloads: 181
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خون؛ گاه گداري منو بد جوري آزار ميده

اوقات ديگه، به من ياري ميده تا عصيان زدگي درونيم رو، به انقياد خودم برگردونم

در موسم پيشتر "دکستر"، چه گذشت؟

امشب همان شبانگاه موعد است و آن دوباره به وقوع خواهد پيوست

چشمهايت را به روي کاري که مرتکب شده اي، باز کن

تمنّا مي کنم، بايستي درک کني

به من مطمئن باش. من درک مي کنم

بچه ها؛ من هرگز توانايي انجامش رو ندارم، نه بمانند شما

چرا؟ - - من داراي استاندارد هستم

بهتره برات که پليس باشي

ـ اونها يک زن ولگرد ديگه پيدا کردن!... ـ يکي ديگه؟

اون يکي سومي حساب ميشه در طي پنجماه گذشته

ابداً ردّي از خون در کنار جنازه نيست

غريب ترين و اسرار آميزترين چيزيه که تابحال تو عمرت ديدي

من تابحال چنين جنازه اي رو نديدم که اونو اينطور به نظر تميز، خشک شوئي کرده باشند

قاتل دست به چه کاري ميزنه تا از شرّ خون خلاص بشه؟

من تصورم تر اين هستش که اينها يک جور پيغام دوستانه هستش

يک چور مثل اين؛ ـ آهاي؛ دوست داري با هم بازي کنيم؟!؟

و بعله، مايلم بازي کنم

من واقعاً، واقعاً تمايل به بازي دارم

اين ننه سگ رواني داره تلاش مي کنه به ما چي بگه؟

ـ ما خير؛ من!!! ـ

کاردستيت جالبه

فکر مي کني که اين کاره همون رفيق ماست؟

قاتل کاميون يخ؟

اين احساس آشناست

موقعيکه دزدکي وارد آپارتمان من شد يک زماني رو صرف اين کرد که منو بيشتر بشناسه

زندگي من،... ، اسرار من،... ؛ اون مي دونه

اون نوع زنگار بسته تصوير زرّين دوران جووني من نيست

اون درحال پرده برداري از حقيقت کريه المنظر مخفي در پشت تصوير زيباي منه

فرزند؛ در اون بيرون، آدمهايي وجود دارند که کار هايي بسيار شرورانه مي کنن

اما البته؛مي بايستي بياموزي که چگونه ديدباني و شکارشون کني

در عين حال من به تو آموزش ميدم

کتاب مجموع القوانين "هري"!!! اون از اين بابت راضي و خرسند هستش

خوب؛ قرار مدار شب پيشت با "ريتا" به چه ترتيبي گذشت؟

عالي

نقص نداره به خاطر اينکه "ريتا" کامله

البته اون طور و اندازه که من درب و داغونم اون به روش خاص خودش کامله

ـ من خواهان... ـ يک زندگي طبيعي هستم

بله، يک زندگي نرمال

اون قاتل يک هنرمنده

داري خيلي ناجوري زهره ترکم مي کني، اينو مي دوني که؟

بله، مي دونم... عذرخواهي مي کنم، ببخش منو

واسه چي تو يه ساختمون مملوّ از پليس؟

اين "دوکس" هستش

يگانه کسي که مي تونه زهرمو ببره

من مي خوام که تو و "ريتا" دوست پسر منو ملاقات کنين

دکس"! "رودي" متفاوته"

در کنارش احساس امنيّت مي کنم، بگمانم که دارم يواش يواش عاشقش مي شم

انتظاري طولاني کشيدم تا شما رو ملاقات کنم

بابا به خونه مياد؟

اگه پدرشون رخ نشون داد، ما به اتّفاق باهاش برخورد مي کنيم

پاول بنت"، پدر بطور مشروط آزاد شده"

با زنم سروسرّي داري؟

قلب من براي اين دو تا طفل مي تپه

خوب اما جبران بي عرضگيت رو خودم مي کنم

خدائيش برام اهميتي نداره که دارم کي رو زخمو زيلي مي کنم، ها؟

بيا رو در رو بشيم، پاول

از قديم تو يه دردسر بودي

وقتش رسيده که بزني به چاک

اون، گرومبي کوبيد پس کله من و

منو کشون کشون از خونه بيرون برد، احتمالاً از ميون حياط پشتي

تمام اون چيزي که ازت مي خوام اينه که دنبال يه لنگه کفش بگردي

دارم بهت ميگم که گمش کردم

دکستر اون آدمي نيستش که فکر مي کني

آيا مسرّت همراهي تو رو اين آخر هفته اي خواهم داشت؟

ما براي شکستن قفل معمّاي قاتل کاميون حمل يخ قدمهاي بزرگي برداشته ايم

دبرا مورگان

آيا با من ازدواج خواهي کرد؟

بله، بله

ـ خواهر من کجاست؟ ـ کد شماره 12 اونو برد

حدود يکساعت پيش اينجا رو ترک کرد.

چطور نفهميدي که من کي بودم؟

من فکر مي کنم که؛ يه پليس واقعي مي بايستي

دست کم اين احساس رو داشته باشه که خودش رو به جاي اون کسي بگذاره

که داره شکارش مي کنه

کدوم گوري هستي؟ من سر کارم هستم

و تو نيستي! منو تو بايستي صحبت کنيم

به ملاقات "رودي" نرو تا منو نديدي

تو قاطي اين قضايا هستي. چطورش رو نميدونم ولي، خواهم فهميد

و اونچه که پيدا کنم بيخ ريشت خواهد بود

اميدوارم که بتوني برام ته و توي پرونده يک مورد قديمي رو برام کنکاش کني و در بياري

بسيار خوب، مطمئناً

اونم صحنه جرميه که "هري" منو اونجا پيدا کرد

اين تموم اون چيزيه که من سرتاسر به دنبالش بودم

اون داره به من نشون ميده که به کجا برم

لورا موزر و سه تاي ديگه در حاليکه با ارّه برقي تکه تکه شده بودند، پيدا شدند

چه چيزي توي اون گزارش بود که "هري" تمايل نداشت من ببينم؟

اون چيزي که "هري" در کانتينر بارگيري ديد، اونو کاملاً عوض کرد

تو در اونجا در حاليکه از گرسنگي ضعف کرده بودي، پيدا شدي

غرق در خون به ارتفاع پنج سانت

حالا به ياد مياري؟

من يه برادر دارم

يه برادر واقعي

من حتي نمي دونستم که وجود داري

تصور کن که من چه احساسي داشتم

زماني که تعقيبت کردم و ديدم که درست عين خودم هستي

تو نمي توني هم قاتل و هم يک قهرمان باشي

به اون روش عمل نمي کنه

چرا من "دکس"؟ چرا بايد منو انتخاب کني؟

من حدس ميزنم، تو کاملاً خوش شانسي

من خيلي ترسيده بودم

من چي هستم؟ يکي از قربانيان تو؟

نخير. تو يادگار پيروزي نيستي

اما بايد که بصورت افقي شده و کشته شوي

افسوس

من برادري را که مرا مي پذيرفت، محو کردم

براي خاطر ناپدريي که به من خيانت ورزيد

من تنها نبودم و "هري" اينرا از من دور نگاهداشت

دوکس" احساس نموده بود که از او چيزي مخفي مي کنم

و حالا او مي داند

اهريمن درون من و ارواح پليدش به نواي ناکوک سازي مي رقصند که از دوردستها مي آيد

امشب شب موعود است

و امشب دوباره آن اتفاق رخ مي دهد و باز براي بارهاي ديگر

مي بايستي واقع گردد

آني نيست که من بخواهم

چرا که براي خواست من اهميتي وجود ندارد

اين تنها راهيست که براي بقإ مي شناسم

من بسان ماري چنبره زده گرد خويش، مهيّاي گزيدنم

گر چه در بولينگ ضربت دوم تمام کننده خواهد بود

زيباست، قشنگه؛ توپ دست گرمي

حالا. يادت باشه که ميتوني اون امتياز رو بگيري. يادت باشه

بازو رو شل کن و بغلتونش

شل. گرفتيمش

بله و ذهنت رو آروم متمرکزش کن

من دارم ذهناّ شلنگ تخته ميندازم

ـ يادت نره. ـ اوکي دوکي

من طاقتم تموم داره ميشه

سي و هشت روز و شونزده ساعت و... ـ

دوازده دقيقه از زماني که من برادرم را کشتم ميگذره

در تمام اون مدت من يک شب رو هم از خودم نداشتم

سرگروهبان "دوکس" از اين امر اطلاع داره

امروز و روز اون همه جا منو تعقيب مي کنه

شامّه تيز من مانند سگهاي شکاري شبها تحريک و تيز ميشن

بهترين اميدم براي اونکه دست از تعقيب من برداره اينه که سنگدلانه عادي باشم

ساده. مشغول بولينگ شدم

اونچيزي که واقعاً اذيت مي کنه اونيه که درش بهترينم

ـ حفره ها "دکس". ـ اونها رو تو ذهنت تصور کردي؟

آهاي توپزن. نوبت توئه

ما بايد که امشب تورا زمينگير کنيم، هان؟

ما داريم نقش گربه هاي سرگردون خيابونا رو بازي مي کنيم

يجور تشويشي دارم، آنجل

اما، تموم سعي خودمو مي کنم که تيمم امتيازش کم نشه

سعي کن، دوزاري، سعي

بايستي مثبت انديشي کني، برادر

به سبب آنکه؛ بهرآنچيزي که مي انديشيم همان، دنياي پيرامونمان را شکل مي دهد

تمامش بر اساس و در ارتباط با انرژي و پيوند دوجانبه و دروني بينابين ماست

مقصودم اينست که؛ مي بايستي مثبت انديش باشي

آنجل نيز کسي را از دست داده

زمانيکه زنش وي را ترک گفت

هم اکنون، وي در راه تنوير ذهن و روح روي به سوي رفتن

بسمت روشنائي دارد در جستجوي پاسخ

اون يکي پيدا کرد. ـ از يکي از بازپخش هاي برنامه اوپرا وينفري! ـ

آرزو دارم، به همان اندازه ساده بود

و ما تنها مي بايست آنرا معطوفش کرده تا آشکار سازيم آنچه مي خواهيم

بسيار خوب

رفيق، توپ رو بغلتونش بلکه با يه ضربه بتونيم کار رو تموم کنيم، بعدش بريم به کلوب خوشگذروني

من ميخوام که يه حالت واقعي جدايش 10-7 رو شاهد باشم

دوست داشتم بيشتر خوش بوديم

باوجود "دوکس" در تعقيبم، زندگيم؛ تماماً به دکتر "جکيل" و ابداً شبيه آقاي "هايد" بوده است

نه قرار و مدار هاي عشقبازان در زير مهتاب و نه فعاليتهاي مخصوص ديرگاه شبانگاهان

نه هيچکس

برادرم بايستي ناميد شده باشد

از يادت نره، به کائنات بگو که چي ازش مي خواي

من واقعاً نياز دارم... که يکنفر رو بکشم

اصلاً تابحال اندرزهاي من رو به کار بستي؟

دارم بهت مي گم که، کائنات مي تونه بسيار سخاوتمند باشه

قطعاً مي تونه

از هفته ها پيش ميدانسته ام که نوبت بعدي چه کسي خواهد بود

چه کسي ازآن من شد

بطورکلّي تنها نياز مبرم من اينه که "دوکس" تنها يکشب را تعطيل کنه

به چه چيز احتياج داري؟

من الزاماً... ـ

بر يکي لعنت قرار بده

چه نوع لعنت؟

لعنت مرگ

ما اينجا چنين کارايي نمي کنيم

مي توني بري کمي پائينتر داخل محلّه هائيتي کوچک

هر جادو جنبلي که ميخواهي اونجا پيدا کن

تو "جيمي سنسائو" هستي؟ کاهن اعظم، درسته؟

همان مرد با کلام الهي

من يه توريست نيستم

من نيازمند به لعنت فرستادن باکمک سنگهاي مخصوص تو دارم و شنيده ام که تو در اين خصوص بهتريني

سپاسگذارم. از بابت پيشکشي شما

بيا

يه مرد نابينا

خيلي چالش برانگيز نيست، من ميدونم

اما من اوني نيستم که بنابر نژاد، جنسيت يا نقص عضو قائل به تبعيض باشم

چه... اتّفاقي... داره ميفته؟!؟

آن يگانه پرسش مقتضي آنست که: چه برسر قربانيانت رفته است؟

چکار مي کني؟ چي مي خواي؟

مي تونم ببينم که چطوري اين قضيه ممکنه برات گيج کننده باشه، جيمي

اما بخش مورد علاقه من، در اين وسط، يه جورايي به هدر رفته

اينجاست، جائيکه من بصورت عادي، افراد بيگناهي رو که بقتلشان رسانده اي، نشانت ميدهم

بهرجهت با خودم آوردمشان؛ اين بخشي از برنامه ام براي تشريفات آئيني مرگ هستش

از آنجائي که نابينائي، من بجايش خاطرنشان خواهم نمود

امانوئل آتزؤآ

ژان ـ فيليپ پيگوئرو

نانو باتيسته

من نکشتمشون

More Farsi Persian subtitles for Dexter

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left