Outer Banks

Outer Banks

Elŝuti Farsi/persian Subtekston

Sezono 5

Eldonaj informoj

Outer Banks S05E04 Soul
Komentaĵo de Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Etikedoj

webdl
netflix_synced
Publikigita je: 2026-08-20
Elŝutoj: 10
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi/persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫"سارا"؟

‫چته؟

‫خوبی؟

‫آره

‫بسته رو برگردون یا 70 هزار دلار بده

‫وگرنه "سارا" رو با خودشون ‫برای ماهیگیری میبرن

‫نمیتونستم پای "پوپ" رو وسط بکشم ‫اون آزادی مشروط داره

‫و راستش، نمیدونستم "پوپ" جدید ‫چقدر میتونست کمکم کنه

‫برای همین...

‫به "ریف" زنگ زدم، تقریبا تنها گزینه‌م بود

‫بدترین روز عمرمه، سرم خیلی شلوغه

‫میدونی که "بری" فروشگاه زنجیره‌ای نیست ‫میدونی که؟ درسته؟

‫- آره ‫- مرجوعی رایگان تا 30 روز؟

‫- مشکلی نیست، آسونه، نه؟ ‫- شاید فقط دنبال یه راه فراره

‫- "سارا" میدونه؟ ‫- نه، لازمم نیست بدونه

‫اگه یکی بخواد بکشتش ‫احتمالا باید بدونه

‫- ترجیح میدم خودمون حلش کنیم ‫- نظر منم همینه

‫بیا تمومش کنیم

‫بیا کارو تموم کنیم و یه کم تندتر برو مرد

‫- میتونم پیاده شم و ازت سریع‌تر بدوم ‫- پس بفرما!

‫این مدل 1976ـه! اون موقع همه کندتر بودن

‫"اوتر بنکس"

‫وای! استرس دارم

‫آره، همه‌مون استرس داریم، 70 هزار دلاره

‫- بسته... ‫- آروم باش، همه چی درست میشه

‫"بری"؟

‫سلام!

‫- کجاست؟ ‫- رفیق! یه وضعیت اضطراری پیش اومده

‫- هی "ریف"! ‫- یه وضعیت اضطراری پیش اومده

‫- تفنگو بذار کنار ‫- چی میخواین؟

‫از دیدنتون که اینجا سرک میکشین خسته شدم

‫بهم استرس میدین، چی میخواین؟

‫یادت میاد دیشب چیکار کردیم؟

‫گوش کن، پیدام کردن، قاچاقچیا، پیدام کردن

‫الانم بسته‌شونو یا پولشو میخوان

‫یادت میاد چه بلایی سر "بن رودز" اومد؟

‫بسته رو پس میدیم وگرنه اتفاقای بدی میفته

‫بسته رو ردیابی کردن

‫- کی ردیابیش کرده؟ ‫- "خولیو"

‫"خولیو"

‫چقدر میخواد؟

‫چقدر میخواد؟

‫70 تا

‫70 تا؟

‫یعنی کل سود کار من

‫- کل پولم، همه‌ی چیزیه که دارم ‫- گوش کن

‫فقط بسته رو بهم بده

‫من حلش میکنم، یا پول رو

‫و هر کی میره پی زندگی خودش

‫این پول توئه

‫اینو ببین، نگاهش کن

‫این پول توئه اونجا ‫اون جت اسکی رو میبینی؟

‫اون سه نفره رو میبینی اونجا؟ ‫کل روز باهاش تو آب بودم

‫لعنتی

‫این پول توئه

‫با 70 هزار دلار جت اسکی خریدم

‫معلومه، کارم همینه

‫بهترین سرمایه‌گذاری عمرم ‫با سرعت 145 کیلومتر تو آب میره

‫مثل موشک میره مرد!

‫شماها فکر کردین صندلی ماساژ باحاله ‫باید سوار اون جت اسکی لعنتی بشین!

‫پس جت اسکی رو به "خولیو" میدیم

‫جون من حرومزاده!

‫همه‌ی چیزیه که دارم

‫نقشه دومت چیه "جان بی"؟

‫وقت داره میگذره، میخوای چیکار کنی؟

‫یه فکری دارم "بری"

‫چطوره به "خولیو" بگم ‫بسته رو به تو فروختم؟

‫نظرت چیه؟

‫و تو مسئولیتشو به عهده میگیری

‫تو که عاشق "خولیویی"، نه؟

‫هی "ریف"، باید رفیقتو منطقی کنی ‫قبل اینکه اتفاق بدی بیفته

‫- گوش کن "بری" ‫- الان داری چرت و پرت میگی

‫منو نگاه کن، با من حرف بزن نه با اون، استرس داره

‫- برای همین باهاش کاری نمیکنم ‫- ما با هم تو این دردسر افتادیم

‫- آروم باش ‫- نه

‫- همه این کثافت‌کاری رو میکشونی اینجا ‫- تفنگو بنداز

‫منظورم دقیقا همینه... وایسا!

‫- وایسا! ‫- "جان بی"!

‫لعنتی مرد! لعنتی! گوش کن!

‫این تیر هوایی بود، بعدی میخوره به خودت

‫- تصمیمت چیه؟ ‫- هی رفیق

‫متاسفم، جت اسکی قابل مذاکره نیست

‫ازش میگذریم

‫ولی شماها چی میخواین؟ 70 هزارتا میخواین، درسته؟

‫باشه

‫میدونم چطور سریع 40 هزارتا گیر بیارین

‫شاید

‫و این ایده رو برای خودم نگه داشته بودم

‫چون تضمینیه

‫رمز یه گاوصندوق تو "فیگر ایت" رو بلدم

‫یه گاوصندوق بزرگ، پر از پول

‫میخوام پول رو با شماها شریک شم؟ معلومه که نه

‫ولی این کارو میکنم

‫و نمیذارم مشکل "خولیو" برگرده سمت خودم

‫چون برمیگرده سمت خودم

‫کجاست؟

‫اینجاش باحاله

‫تو خونه رفیقت "تاپر"

‫بامزه نیست؟

‫آره

‫شما به پول احتیاج دارین

‫برین برش دارین

‫پس، میخوایم از "تاپر" دزدی کنیم؟

‫از بقیه بهتره، نه؟

‫فکر کنم

‫اون خونه‌تو آتیش زد، این اتفاقی بود که افتاد

‫- گزینه دیگه‌ای داری؟ نه؟ ‫- نه، گزینه‌ای ندارم

‫اگه جای تو بودم، گاوصندوقو میزدم

‫کمکم میکنی؟

‫- من کمکت کنم؟ ‫- آره

‫نه، کمکت نمیکنم، نه

‫- چرا؟ "ریف"؟ ‫- به من ربطی نداره

‫باشه، "تاپر" رفیقمه، از باباش دزدی نمیکنم

‫هرچند برام مهم نیست، اونا کلی پول دارن

‫گوش کن

‫اگه امروز دزدی کنی، میتونم برات موقعیت رو جور کنم

‫منظورت چیه؟

‫بعد از ظهر با "تاپر" گلف بازی میکنم

‫یه مراسم خیریه مسخره‌ست، باشه، پس...

‫- وایسا، امروزه؟ ‫- آره، امروز، کل روز

‫باشه؟ همه ساکنان "فیگر ایت" ‫تو باشگاه هستن، پس...

‫- پس باید برم... ‫- دارم بهت میگم، آره، پس... الان

‫این فرصت توئه، باید منو برسونی اونجا

‫- آره ‫- باید الان بریم

‫آره، میرسونمت به اون باشگاه لعنتی!

‫این جزیره واقعا یه اکوسیستم خاصه

‫از زمان "بریکرز" تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

‫"بریکرز" رو میشناسی؟

‫آره "دیل"، "پالم بیچ"، درسته؟

‫اونجا افسانه‌ایه

‫این ساحل زیبا رو نگاه کن

‫قراره بترکونیم

‫- میفهمی چی میگم؟ ‫- میفهمم

‫- بزن بریم یه نوشیدنی بخوریم ‫- باشه

‫آدم خودتو اون تو داری، درسته؟ "کامرون"؟

‫بله قربان، داریم روش کار میکنیم

‫خوبه، این "تانی‌هیل" رو برامون تضمین میکنه، نه؟

‫- دوتا بلادی مری ‫- حتما قربان "زیسی"

‫حالا، قراره همه این زمین‌ها رو بگیریم ‫و با هم ادغام کنیم

‫قراره تبدیل بشه به یه بندر لوکس، آپارتمانای شیش میلیون دلاری

‫دیگه قرار نیست جای میگوگیری باشه، اگه منظورمو بفهمی

‫نظرت چیه خانم خوشگله؟ قشنگه، نه؟

‫پابرهنه‌ها کجا زندگی کنن؟

‫پابرهنه‌ها کجا زندگی کنن...

‫در واقع، باید بفهمی که ‫من قوانین رو تعیین نمیکنم، باشه؟

‫من خودم فقیر بزرگ شدم

‫خب، باشه "دیل"

‫میتونیم از بحث پابرهنه‌ها و فقر بگذریم

‫دیدم تو مرکز شهر چیکار کردن

‫اون شورش‌ها مفید بود، روشنگرانه بود

‫فهمیدم

‫دو سال دیگه، یه گیت امنیتی ‫برای ورود به محله فقیرنشین هست

‫درست مثل ورودی "فیگر ایت"

‫قراره منطقه خصوصی بشه

‫به هیچکدوم از اینا نیاز نخواهی داشت، شماها چی میگین؟

‫دو قبیله و یک جزیره

‫قراره بشه یک قبیله و یک جزیره

‫و نه تو، نه من و نه خدای بزرگ ‫نمیتونیم جلوی اینو بگیریم

‫روند روزگار همینه

‫عزیزم...

‫این نوشیدنی میموسا خودش پر نمیشه، ممنون

‫میشه لطفا یه لیوان دیگه براش بیاری

‫چه بی‌ادبه

‫واقعا

‫"کلیسای سنت پل ‫مراسم یکشنبه ساعت 10:00"

‫"مسیح" موضوع این عیده

‫یادمون نره که چرا ‫تو این روز زیبا اینجا هستیم

‫و به همه‌تون یادآوری میکنم

‫که موضوع این مراسم فداکاری اونه

‫و وقتی به صلیب کشیدنش...

‫به پدرش گفت: "ببخششان ‫چون نمیدانند چه میکنند"

‫خواهش میکنم! نه "جی‌جی"، خواهش میکنم!

‫خواهش میکنم! نه "جی‌جی"، خواهش میکنم!

‫حالت خوب میشه

‫تو در امانی، با من بمون، خواهش میکنم

‫دوستت دارم "کی"

‫کمک!

‫و بعد از سه روز...

‫از مرگ برخاست

‫- آمین ‫- آمین

‫پس بیاید فداکاری او را فراموش نکنیم

‫و عشق و خونی که برای ما ریخت

‫"آقای سان: میتونی یه سر به کتابخونه بزنی؟ ‫یه چیزی در مورد (جی‌جی) دارم"

‫این براش مفید بود

‫کمکش میکنم

‫تا سعی کنه یه چیزی بفهمه

‫میخواستین منو ببینین؟

‫تو قسمت اشیاء گمشده پیداش کردم

‫میخواستن بندازنش دور

‫میدونم که باهاش صمیمی بودی

‫ممنون

‫قبل از اینکه بری، میخوام یه چیزی ازت بپرسم

‫شنیدم مردم حرف میزنن

‫راسته که تاج آبی رو دیدی؟

‫شما در موردش میدونین؟

‫من همه چیز مربوط به "دنمارک تانی" رو میدونم

‫وایسا، "دنمارک" چه ربطی ‫به تاج آبی میتونه داشته باشه؟

‫"بلک‌استون" مزرعه‌ی دیگه جزیره بود

‫و شایعاتی در مورد آثار دزدیده شده از "مورات" وجود داشت

More Farsi/persian subtitles for Outer Banks

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left