Dark Winds

Dark Winds

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Dark Winds SEASON 1 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-dB
Dark Winds S01 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-dB
Dark Winds SEASON01 WEBRip x264-ION10
Dark Winds SEASON01 WEBRip x265-ION265
Dark Winds SEASON01 WEBRip x264-XEN0N
Dark Winds SEASON01 XviD-AFG
Dark Winds SEASON01 WEB x264-PHOENiX
Dark Winds SEASON01 WEB x264-TORRENTGALAXY
Dark Winds SEASON01 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Dark Winds S01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Comentario por Ali99
🔴‫🔴30Nama ⸾ تمامی قسمت‌ها ©️ علی، یاشار و مریم

Etiquetas

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Publicado el: 2022-07-22
Descargas: 69
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫« گالوپ، نیومکزیکو »

‫« جمعه عصر » ‫« ساعت ۱۷:۱۴ »

‫« سال ۱۹۷۱ »

‫آره، بیاید بلیت بگیریم!

‫« مؤسسه‌ی وام و پس‌انداز گالوپ »

‫بلند شو

‫پاشو!

‫همکارم پشت ماشینه

‫- خیلی‌خب ‫- یالا، بازش کن

‫بلند نشو، رفیق. ‫کمک تو راهه

‫حالت خوب میشه

‫« هم‌اکنون اکران بزرگ‌مرد کوچک » ‫« بلیت: ۱.۲۵ دلار »

‫« ۳ هفته بعد »

این کار لازم نیست، می‌دونی که؟

‫کافیه

‫بازش کن

‫آروم

همه‌ش همینه؟

‫بذارشون سر جاش

‫اگه باز ببینم ‫داری عتیقه می‌دزدی،

‫باید گودال خیلی بزرگتری بکَنی

‫« دره‌ی یادبود » ‫« بخشی از اقامتگاه ناواهو »

‫پشت تلفن با تو صحبت کردم؟

‫من اَنام. بیا تو

‫خیلی وقته بیماری؟

‫۲ هفته پیش شروع شد

‫کمردرد بدی اومد سراغم

‫بعدش هم کل بدنم حسابی تب کرد

‫احیاناً خواب جادوگری رو ندیدی؟

‫نه

‫باد حامل سِحرشونه

‫یه چیزی تو آسمون دیدم

‫یکی از همین ‫پرنده‌های مکانیکی سفیدپوست‌ها؛

‫ولی نه بال داشت و نه قشنگ بود

‫از وقتی دیدمش،

‫این مریضیه سراغم اومده

‫پیشکش رو که آوردی؟

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و مـریـم » ‫ Ali 99 & marYam

« بـادهـای شـوم »

‫« مسافرخانه‌ی بیگ راک »

‫پلیس قبایل

‫کسی نیست؟

‫انا

‫برگرد تو

‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

‫نمی‌دونم

‫مادر

‫عجب رویی داری که اومدی اینجا

‫مادر

‫مادر، حالت خوبه؟

‫شوکه شده

‫انا کجاست؟

‫شاید بهتر باشه داخل صحبت کنیم

‫دستگیرش کردی؟ به چه جرمی؟

‫اون که خبط و خطایی نکرده

‫گای،‌ بهتره داخل صحبت کنیم

‫به خیالت میذارم پاتو بذاری تو خونه‌م؟

‫انا دیشب توی مسافرخونه‌ی بیگ راک ‫به قتل رسیده

‫متأسفم

‫لعنت بهت!

‫رفیق، حالت خوبه؟

‫گای، حالت خوبه؟

‫ولم کن، ولم کنید!

‫حالا جفت‌شون مُردن!

‫راضی شدی؟

‫گفتم دیگه راضی شدی؟

‫خائن!

‫چطور؟

‫جسدش رو برای کالبدشکافی ‫می‌فرستم فلگستف؛

‫ولی صحنه‌ی قتل،

‫جایی که جسدش رو پیدا کردم، ‫حاکی از آدم‌کُشیه

‫متأسفانه فعلاً فقط ‫همین رو می‌تونم بگم، هلن

‫- قاتلش رو گرفتی؟ ‫- نه، هنوز نه

‫قتل یه جُرم فدراله

‫اف‌بی‌آی باید تحقیقات رو به دست بگیره

از کِی تا حالا مرگ سرخ‌پوست‌ها ‫برای اف‌بی‌آی مهم شده؟

‫تو یکی که خوب باید اینو بدونی

‫هی! هی!

‫آهای!

‫یه نفر اومده ملاقاتت، ستوان

‫- جیم چی ‫- کی؟

‫گفت منتظرشی

‫الان میام

‫ستوان لیپ‌هورن. شرمنده دیر کردم ‫من جیم چی ام

‫قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

‫باهاتون تماس نگرفتن؟

‫قرار بود از ویندوراک باهاتون تماس بگیرن

‫من معاون جدیدتونم

‫تو در جریانی؟

‫چند وقته جزو نیروهای پلیس قبایلی؟

‫حدوداً ۳ ماه توی ویندوراک ‫دست‌راست سروان لارگو بوده‌م

‫نمی‌دونستم سروان لارگو ‫دست‌راست داشته

‫خب، انگار شما کمک لازم دارید

‫آره، چند نفر از افرادم رفتن خدمت

‫خودت خدمت رفتی؟

‫من کالج رفتم، قربان

‫مفت و مجانی از زیر ‫جنگ ویتنام شونه خالی کردی، آره؟

کم‌هزینه هم نبود - آره -

خب، عجب صبحی هم ‫سر و کله‌ت پیدا شده

‫- ببخشید، گفتی اسمت چیه؟ چی -

چی، آره

‫خب، داشتم یه کاری انجام می‌دادم که اومدی

‫گروهبان منیولیتو دست راستمه

‫نحوه‌ی کار رو برات توضیح میده. ‫خودمون هم بعداً حرف می‌زنیم

‫- خوش اومدی ‫- ممنون، ستوان

‫چه کت و شلوار قشنگی

‫شدی شکل پت بون ‫(موسیقی‌دان آمریکایی)

‫ممنون

‫یونیفورم نداری، پت؟

‫توی ماشینه

‫خب، برو بیارش

‫باشه، گروهبان

‫خب، ایناهاش

‫خیلی‌خب

‫خب، بعضاً در اواخر دوران بارداری،

‫جنین که رشد می‌کنه،

‫جای کمتری برای حرکت داره

‫به احتمال زیاد به همین خاطره که ‫اخیراً چیزی حس نکردی؛

‫ولی جای نگرانی نیست

‫همه چیز کاملاً عادیه

‫هیچ جای نگرانی نیست

‫می‌خوای همین‌جا توی درمانگاه زایمان کنی؟

‫کجا بچه‌ت رو به دنیا میاری؟

‫آخه اکیداً توصیه می‌کنم که ‫از زایمان خانگی پرهیز کنی

‫خطرناکه؛ ‫هم برای خودت، هم برای بچه‌ت

‫می‌خواد بچه‌ت رو همین‌جا به دنیا بیاری

‫ولی بعد از زایمان، عملت می‌کنه که دیگه باردار نشی

‫البته توی حالت بی‌هوشی

‫حکومت برای چی شاکی شده؟

‫باید به ما هم کار بدن

‫بهش بگو

‫درموردش فکر می‌کنه

‫خیلی‌خب

‫هر طور راحتی

‫مشکلی که نیست؟ ‫خیلی‌خب

‫خونه‌ت کجاست؟

‫پدر بچه کجاست؟

‫باید برم

‫مرسی

‫« قتلِ مسافرخانه‌ی بیگ راک »

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫دنبال ستوان لیپ‌هورن می‌گردم

‫خودمم. چه کمکی از دستم برمیاد، پدر؟

‫به‌خاطر پدربزرگم اومدم، هوستین سو

‫تسلیت میگم

‫افسر توی ویندوراک گفت که ‫دارید پرونده رو می‌سپارید به اف‌بی‌آی

‫خب، قتل یه جُرم فدراله

‫باید تمام مدارک رو تحویل اف‌بی‌آی بدم

‫احیاناً سرنخ یا اطلاعی ندارین که ‫کی ممکنه همچین کارِ…

‫وحشتناکی رو کرده باشه؟

‫خب، متأسفانه نمی‌تونم در این باره ‫حرفی بزنم، پدر

‫ولی اگر یه شماره‌ای چیزی بهم بدی، ‫می‌تونم با بخش فلگستف در ارتباط بذارمت

‫تا مراسم ختم پدربزرگم انجام بشه ‫خونه‌ی اون می‌مونم

‫خونه‌ش‌ حوالی تنگه‌ی مِنی روئینزه، درسته؟

‫متأسفانه اونجا خط تلفن نداره

‫آره. بستگان دیگه‌ای نداری که

‫- بهشون خبر بدیم؟ ‫- نه

‫خب، نمی‌خوام بیشتر از این ‫وقت‌تون رو بگیرم، ستوان

‫ببخشید، پدر. ‫اسمت چی بود؟

‫بنجامین. بنجامین سو

‫این روزها کمتر کسی ‫راه خدا و پیغمبر رو در پیش می‌گیره

‫آره واقعاً، مگه نه؟

‫گلوله‌های توخالی؟

‫به کاینتا خوش اومدی

‫- چی ‫- ستوان

‫این کارتُن‌ها رو بردار. ‫بیا بریم

‫تو راه حرف می‌زنیم

‫- کجا میرید، ستوان؟ ‫- سردخونه

‫همه‌ی مأمورهامون که در دسترس باشن،

‫باید با ۵۰ تا افسر گشت ‫۷۰ هزار کیلومتر مربع رو پوشش بدیم

‫اگه اینجا ماشینت خراب بشه، ‫بی‌سیمت قطع بشه،

‫چند ساعت طول می‌کِشه تا

‫یکی بفهمه گم شدی

‫برای همین همیشه یه بشکه‌ی آب ‫توی ماشینت داشته باش

‫- سیگار می‌کِشی؟ ‫- نه

‫یه جعبه سیگار بگیر

‫یه بسته سیگار راحت‌تر از بازجویی ‫اهالی اینجا رو به حرف میاره

‫پرونده‌ت رو خوندم. دانشگاه برکلی درس خوندی

‫همین‌جا بزرگ شدی؟

‫توی شیپ‌راک

‫چند وقت از خونه دور بودی؟

‫۹ سال

‫می‌دونی، هم سن و سال‌های تو ‫فرصت رو غنیمت می‌شمارن؛

‫از اقامتگاه میرن و ‫یه مدرک دانشگاهی می‌گیرن؛

‫منتها تو برگشتی

‫قوم و خویشی توی شیپ‌راک نداری؟

‫نه، از زمان فوت مادرم، ‫دیگه باهاشون در ارتباط نیستم

‫خب، الان برگشتی

‫آخه کی همچین آشغالی رو می‌خره؟

توریست‌ها ‫بیشتر

‫لاشی‌هایی که دنبال یه چیزین

که وقتی برگشتن کانزاس یا میزوری باهاش پُز بدن

‫امثال خودت

‫من اهل نبراسکا هستم

‫این برای محافظته

‫جدی؟ در برابر چی؟

‫انرژی تاریک،

‫موجودات شرور،

‫تغییرشکل دهنده‌ها، ‫پوست‌پوش‌ها و این چیزها

‫این چیزها رو باور داری؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left