Las primeras 200 líneas.
خوبی؟ دنبال چی میگردی؟
دستی؟ دهنی؟ مقعدی؟ انگشتی؟
سلام مامان. اوه، سلام عزیزم
اینجا چیکار میکنی؟
بازم رمز وایفای رو عوض کردی. اوه، آره عوض کردیم
هی! بهت پول نمیدن که چرت و پرت بگی
سلام پسرم! اوه، آره
تیم، رمز وایفای رو چی گذاشته بودیم؟
مگه "برو تو ون، کثافت" نبود؟
ولی اون "تو" فقط یه حرف U کوچیکه
خب، اینجور کارهای مخفیکاری مگه واسه رتبههای پایینتر نیست؟
باید دستت تو کار بمونه پسرم
این همیشه دستش تو کاره. چندش
هی
اگه اومدی اینجا که روی تابلو عکس بیتربیتی بکشی، گورتو گم کن
اه، کارآموز! سحرخیز باش تا کامروا شوی
بهم نگو کرم وگرنه واژنت رو طلسم میکنم
نمیگفتم. اصلاً همچین چیزی ممکنه؟
از قضا الان حالم خیلی خوبه
واسه همین این دفعه رو شتر دیدی ندیدی
من، ام... تمام شب رو مهمونی بودم
راستش اصلاً نرفتم خونه. اوه، که اینطور
فقط یه سری زدم یه صفایی به سر و صورتم بدم
یه چرت روی تشک میزنم و ساعت نه پشت میزمم
و قبل از اینکه شروع کنی به خیالبافی، منظورم از "چرت" فقط خوابه
نه هیچ چرت و پرت دیگهای، ایکبیری
مستی؟ چطور جرئت میکنی؟
پروتزهای ارزونی دارم که باعث شده یه کم نامتقارن بشم
اوه نه! کفشت افتاد. مرسی
کمک میخوای؟
اوضاع بدجوری بیخ پیدا کرده
دیگه از این واضحتر نمیتونم بگم
میتونی سعی کنی؟ یا عیسی مسیح
بخش نظارت فکر میکنه یه نفوذی بینمون داریم
کار سختی نیست باب. اطلاعات از "سیآیسی" محدوده
ببخشید، سیآیسی؟ کلهخرهای مسئول
جزئیاتی نداریم. فقط میدونیم اون طرف با یه گروه جنایتکار سازمانیافته در تماسه
گروه جنایتکار سازمانیافته. بله
و "انسیاِی" هم اصلاً راضی نیست
همون آژانس ملی جرم و جنایته. میدونم احمق
شک دارن که نقشه اینه که این کثافت رو آموزش بدن
و بعد از یکی دو سال بفرستنش توی واحد "ایسی"
تهویه مطبوع؟ چی؟
واحد ایسی. ضد فساد
اونم هست، بله
ولی جرئت میکنم بگم که اون طرف ممکنه یه جایی
مجبور بشه خودش رو توی کانال تهویه یا همچین چیزی جا بده
بله
کسی خودکار داره؟ استف؟ اوه، آفیا، تو خودکار داری؟
باشه. باید صندلیمو رزرو کنم
اوه، آره. من، ام، دارم اسممو واسه کلوپ پنیر مینویسم
کلوپ پنیر؟ آره، من عاشق پنیرم
اینجا نوشته کلوپ شطرنج، پاول. ای تف
من که بلد نیستم شطرنج بازی کنم
سلام گیتا. هتل ایندیا
هتل ایندیا
براوو یونیفورم نوامبر؟ براوو یونیفورم نوامبر
یانکی یونیفورم مایک! مایک، مایک
ولش کن استف. بذار بره. پاول؟ هتل ایندیا؟
چی گفتی؟ هتل ایندیا
شاید. آخه من قبلاً فقط اسپانیا رفتم
دربارهاش فکر میکنم، باشه؟
خب، گردان جدید چطور پیش میره؟ اولای راهیم، رئیس
در حد مراحل اولیه تکامل. اوه، تکامل
بله، فکر کنم خطرِ پر کردن سهمیهها همینه دیگه
در رو که باز میکنی، یهو یه مشت آدم عوضی میریزن تو
و ما دنبال آدمهای عوضی نیستیم. دقیقاً برعکس
چی؟ دنبال سوراخهای جلویی؟ آها، خودِ خودش اومد
اگه کسی بتونه راه مهار کردن این عوضیها رو بهمون بگه، اون ملانیه. آه
ظاهراً یه کم مزه مرغ میدن. اوه، مرغ
بله، خب، همه حواسا جمع باشه
ولی هر چی لازم داشتید، من در خدمتم
من به مدیریت از راه دور اعتقاد ندارم، خودت میدونی
من خودم کف خیابون و توی سنگرم
هر جا که به من نیاز باشه، همونجام
اوه، ببخشید
ام... خب، من اخراج شدم. اخراج؟
فقط یه بار توی جشن خداحافظی مثل استیون هاوکینگ رفتی
خب، این اصلاً منطقی نیست
استیون هاوکینگ یه فضانورد فوقالعاده باهوشه
بیشرفا! اوه
معذرت میخوام. مم
ببخشید
سن... مگه ما سنگر داریم؟
باب، همین الان یه جای خالیِ خیلی بزرگ باز شد
یا شاید منظورش باتوم بود. کانینگام رفت، نه؟
خب، این خبر حسابی حالم رو جا آورد. همم
سنگرها
میگم، چرا همه جذابها رو گذاشتن توی اون گروه؟
نذاشتن، همینجوری تصادفی شده. به نظر من که تصادفی نیست
پس استف چرا توی این گروهئه؟ آره، دقیقاً. مرسی پاول
خب، واسه اینکه اون تقریباً جذابه، ولی نه کاملاً
و تو هم جذابی... البته مگه اینکه از روی نعش من رد شی
شنیدم آره، همهشون همین الانشم دارن با هم رابطه جنسی برقرار میکنن
واقعاً؟ پس چرا ما با هم رابطه نداریم؟
شاید چون ما اون حس و حال جنسی رو نداریم، میفهمی؟
شاید ما اون بیعرضههاییم. یا اونایی که متاهلن؟
من جذابم. آره
ولی باید بذاری بقیه این رو بگن، دِو
چون نمیخوای شبیه استف به نظر بیای
من هیچوقت نگفتم جذابم. تقریباً گفتی
باشه! من یه غولِ گنده و زشتم
اوه، حالا ببین چیکار کردی
اون صندلیِ منه
از خونه آوردیش؟ صندلیِ مَنه
باید اونجا بشینم. مگه صندلی جادوییه؟
مثلاً ازش استفاده میکنی تا قوانین پلیس رو
از راهِ باسنت جذب کنی؟
خیلی خب، ساکت بشینید. (صدایش را صاف میکند)
اون کلمه شما رو یاد چی میندازه؟
وینی خرسه؟
و این یه نمونه از "محرک" یا چیزیه که آدم رو از کوره در میبره
چه بدونید چه نه، هر کدومتون یه نقطه حساس دارید
ممکنه قدِ کوتاهتون باشه، یا گوشهای بلبلیتون
رنگ پوست، جنسیت، یا دندونهای ریزتون
سرتون داد میزنن، روتون تف میکنن
روتون جیش میکنن، بالا میارن و حتی کارهای کثیفتر
همهاش به خاطر خودتون و این یونیفورمیه که با افتخار پوشیدید
آره، خیلی بهم میگن زیادی خوشگلم که واقعاً رو اعصابه
اوه، خونوادهام بهم میگفتن فسقلی. مامانم میخواست منو غرق کنه
پس نقاط حساستون رو بشناسید. خودتون فشارشون بدید
بهشون سیخونک بزنید. حتی توشون وول بخورید
بارها و بارها و بارها
تا وقتی که کلاً براتون عادی بشه
چون اگه بذارید بقیه اون دکمه رو براتون فشار بدن، همهچی از دست رفته
وسوسه میشید که واکنش تندی نشون بدید، باور کنید
واقعاً، واقعاً، واقعاً دلتون میخواد یکی رو بکشید
خوبی پاول؟ آره، ببخشید
بعد از اون حرف آخرت دیگه هیچی نشنیدم
تا حالا هر چی فکر کنی بهم گفتن. من از اون مدلهای صورتی گرد نارگیلی خوشم میاد
انواع و اقسام توهینها
که خیلیهاشون هم خیلی دردناک بودن و هم خیلی دقیق
"سلیطه تمامعیار" قطعاً منصفانه بود
ولی تازگیها وقتی بهم گفتن "عجوزه پژمرده" دیگه کوتاه نیومدم
مخصوصاً چون درست همون صبح بهم گفته بودن که اجاقم کوره
الان نوشتی "عجوزه پژمرده"؟
لازم نیست هر کلمهای که میگم رو بنویسی
نوشتن رو تموم کن
اون خودکار لعنتی رو بذار زمین و گوش کن
خودکار
رو
بذار
زمین
نه
صبر کن، مگه واسه زنها نمیگن "بارونس" به جای "بارون"؟
منظورم این بود که اجاقم کوره. نابارورم
آها، گرفتم. تسلیت میگم
من که نمردم. خیلی خب، دیگه بسه
هیچکس حق نداره به این دانشجو هیچ وسیلهای واسه نوشتن بده
تا آخرِ امروز
روشنی؟
بله. بله خانم
باشه
اگه لازم دارید برید یه آبی به دست و روتون بزنید
و منظورم از اون، مسلماً قهوه بوفه است
واسه یه کوچولو جا هست؟ آخ، ببین، اینجا فقط مخصوص پرسنله، باشه؟
سلام. راه رو گم کردی عزیزم؟
عزیزم؟ منظورت افسر کارآموز جکسونه؟
افسر کارآموز و این حرفا چیه
ببین استف. ما پرسنل، با هم میشینیم
دانشجوها هم با هم میشینن ولی سر میزهای دیگه، افتاد؟
یعنی یه جورایی مثل سیستم آپارتایده؟ آره
نه داز، اصلاً شبیه سیستم آپارتاید نیست
خب، یه کوچولو هست
پس چطوره که اون بهت میگه استف؟ اوه، خیلی متاسفم
ام... ما با همیم. نه نیستیم. ما رابطهای نداریم
خب، تو چطوری توصیفش میکنی؟ به عنوان "هیچی"
یه لحظه وایسا. شما دو تا با هم "اون کار" رو کردید
خب، این دیگه کملطفیه، چون آره، کردیم
دوستدخترت رو آوردی عضو بشه؟ نه
آره، تقریباً
کلی از پلیس تعریف کرد و مخمو زد، وروجک
وروجک. (میخنده)
ایول بابا. دمت گرم رفیق. پس ۲۴ ساعته در دسترسه
هر وقت هوسِ یه چیزِ لیز و لغزنده کردی، سریع و فوری، ایول
او، عیسی مسیح، داز، اینجا خانم نشسته، میفهمی؟ بله قربان
هر چند حرفش بیراه هم نبود. خداحافظ. خداحافظ مایک
سلام استف
آره، فقط یه کم سیبزمینی سرخکرده لطفاً. سیبزمینی، ها؟
معمولاً سفارش خاص قبول نمیکنیم
اگه از اینجور چیزها میخوای باید بیای اون پشت
کارن، تو بیا تحویل بگیر
منظورم اینه که... مجبور نیستم حتماً سیبزمینی بخورم
منم احمق! خاله نوچ
خاله نوچ؟ اوه، با این روپوش نشناختمت
خیلی وقته ندیدمت. چطوری؟
خیلی خوبه که کار پیدا کردی. آخه فقط یه ماهه که آزاد شدی
اوه، درسته. آره
پسرداییها فکر کردن اگه قرار باشه یه نفرو این تو داشته باشن
باید یه نفر دیگه هم این تو باشه
تا حواسش به اون نفر اولی که این توئه باشه
ولی تنها چیزی که بهم گفتن این بود:
"جاگیر شو، دستورالعملها بعداً میرسن."
اولاً که اینجا اصلاً تختخوابی نیست
دوماً که هیچ دستورالعملی پیدا نمیکنم
دستورالعملت اینه. باید یه فلش پیدا کنی
اوه. باشه، خب، فکر کنم فروشگاه "رایمن" داشته باشه، پس... صبر کن
توی دفتر رئیس پلیس "اسپرای"ئه. اوه
با یه برچسب سبزِ چمدون. پنیر بزرگ بهش نیاز داره
پنیر بزرگ؟ اوه، نمیدونستم پنیر هم توی کاره
No comments yet. Be the first to leave one.