Spider-Noir

Spider-Noir

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Spider-Noir S01E04 WEB-DL AMZN Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-04
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 181 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ یکی ادیسون رو فرستاده بود خونه‌م رو آتیش‏ ‏بزنه. ‏

‏می‌خوام بفهمی کی بوده.‏

‏ کارِ کت هاردیه. اگه بفهمه... ‏

‏ پشت قضیه بوده، می‌کشتش. ‏

‏فقط پول حقیقت رو می‌گه.‏

‏ حروم‌زادهٔ موذی روی همهٔ اسکناس‌هاش علامت‏ ‏می‌ذاره. ‏

‏برام مهم نیست سیلورمین استخدامت کرده. موش‏ ‏رو پیدا می‌کنم.‏

‏بجنب، جیو.‏

‏ توی هوورویل با این یارو آشنا شدم. ‏

‏ هم ادیسون رو می‌شناسه، هم فلینت مارکو رو. ‏

‏چه تصادفی، نه؟‏

‏جرم از کنترل خارج شده. شهر نظم می‌خواد.‏

‏من رو به «عنکبوت» وصل کن.‏

‏ اگه دوستم داری، ‏

‏همین الان باهام میای.‏

‏نمی‌شه خاموشش کرد!‏

‏ دیگه خسته شدم از اینکه بقیه بهم بگن... ‏

‏کی هستم و چه‌کار می‌تونم بکنم.‏

‏پیدات کردم.‏

‏می‌دونستی روی همهٔ اسکناس‌هام علامت‏ ‏می‌ذارم؟‏

‏حدس بزن علامتِ مال تو کجاست.‏

‏ حروم‌زاده. ‏

‏ برام پاپوش دوختی. ‏

‏تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم، لعنتی...‏

‏یه قبر دیگه لازم داریم.‏

‏آره، وینستون یه قاتل سنگدل بود.‏

‏سلاح مفیدی توی زرادخونه‌م بود، ولی کاملاً‏ ‏جایگزین‌شدنی.‏

‏رفیقش جیو هم همین‌طور.‏

‏ریسک بزرگی بود،‏

‏که من رو در جریان نقشه‌ت نذاشتی،‏

‏ولی از اول تا آخر حرکت هوشمندانه‌ای بود.‏

‏داری گوش می‌دی؟‏

‏دارم ازت تعریف می‌کنم.‏

‏کارت خوب بود.‏

‏باهوش.‏

‏صبور.‏

‏یکی مثل تو به درد تشکیلاتم می‌خوره.‏

‏از برنامهٔ بازنشستگی‌ت خوشم نمیاد.‏

‏خیلی زبون‌درازی.‏

‏یه روز همین زبون به کشتنت می‌ده.‏

‏فردا با رئیس پلیس حرف می‌زنم.‏

‏اون هم توی جیره‌خوار‌هات هست؟‏

‏پس چرا به محموله‌های مشروبت حمله می‌کنه؟‏

‏دقیقاً.‏

‏بد نیست، نه؟‏

‏زیبا بود، کت.‏

‏حیفه مجبور بشم بکشمش.‏

‏ترانهٔ قشنگی بود.‏

‏ـ خودت نوشتی؟‏ ‏ـ آره.‏

‏ما معمولاً شماره‌های پرزرق‌وبرق‌تر رو‏ ‏ترجیح می‌دیم.‏

‏فکر می‌کردم داریم جشن می‌گیریم.‏

‏ـ با کشتن آدم‌ها؟‏ ‏ـ فقط چند تا موش...‏

‏که می‌خواستن بندازنت توی قبر.‏

‏رایلی نگذاشت.‏

‏به سلامتی همین.‏

‏از اینکه امشب نزدیک بود بی‌دلیل من رو بکشی‏ ‏پشیمونی؟‏

‏نه، توی گذشته نمی‌مونم.‏

‏شاید بهتره از این به بعد بمونی.‏

‏خب، دیروقت شده.‏

‏اوه، نه. امکان نداره.‏

‏امشب من و تو مشروب می‌خوریم.‏

‏لطف کن یه بطری یلو اسپات برامون بیار.‏

‏از ویسکی اسپات لذت ببر.‏

‏یه پله بالاتر می‌ریم.‏

‏لطفاً بهش اطمینان بدین‏

‏آقای رایلی به‌محض برگشتن تماس می‌گیره.‏

‏بله، حتماً این رو هم کنار پیام‌های‏ ‏قبلی‌تون می‌نویسم.‏

‏هوم.‏

‏ـ باز شهرداره؟‏ ‏ـ آره.‏

‏می‌دونه داره به کدوم بن رایلی زنگ می‌زنه؟‏

‏لعنتی!‏

‏این یارو دیگه کیه؟‏

‏یا عیسی مسیح.‏

‏عجب. من...‏

‏باشه.‏

‏هر چی می‌خوای دربارهٔ سیلورمین بگو،‏

‏ولی من بنیهٔ این مرد رو تحسین می‌کنم.‏

‏عجب مشروب‌خوریه.‏

‏ـ شهردار چرا این‌قدر...‏ ‏ـ خبر رسیده...‏

‏ـ لانی توی هارلمه.‏ ‏ـ ...اصرار داره باهات حرف بزنه؟‏

‏پس می‌رم بالاشهر ببینم می‌تونم...‏

‏ـ بابت گزارش چرند بیوگل ...‏ ‏ـ چون به دفتر زنگ زده...‏

‏ـ نه بار. نه بار!‏ ‏ـ ...که والترز دیروز چاپ کرد، جبران کنم.‏

‏ـ هم‌زده.‏ ‏ـ ببخشید؟‏

‏تخم‌مرغ هم‌زده می‌خوام و...‏

‏سوسیس.‏

‏و...‏

‏یه بیسکویت.‏

‏حالا که داریم خیال‌بافی می‌کنیم، یه کم سس‏ ‏هم روش نمی‌خوای، جناب پولدار؟‏

‏وای، لعنتی.‏

‏اصلاً نمی‌پرسم.‏

‏عاقلانه‌ست.‏

‏خواهش می‌کنم. غذا لازم دارم.‏

‏بعد از اینکه با شهردار حرف زدی.‏

‏ـ خدایا.‏ ‏ـ من می‌رم دنبال لانی.‏

‏بهم خبر بده توی...‏

‏من کی‌ام؟‏

‏خب، خودتی دیگه.‏

‏خوب خوابیدی، آفتاب من؟‏

‏مثل بچه‌گربه.‏

‏چرا می‌پرسی؟‏

‏مگه یه مرد نمی‌تونه حال دختر محبوبش رو‏ ‏بپرسه؟‏

‏راستش، تمام شب بیدار بودم.‏

‏هنوز از دیروز آدرنالینم بالا بود.‏

‏شاید فقط من نبودم.‏

‏چی رو کوبیدی توی دیوار؟‏

‏مشت‌م رو، سرم رو، مجسمهٔ سزار رو.‏

‏چه فرقی می‌کنه؟‏

‏نمی‌خوام سرما بخوری.‏

‏صدات رو از دست بدی،‏

‏و یه اجرا رو از دست بدی.‏

‏هفت ساله حتی یه اجرا رو از دست ندادم.‏

‏ولی دیشب نزدیک بود از دستش بدی، نه؟‏

‏اگه حرفی داری، بزن.‏

‏برای حرف زیرمتنی زیادی زوده.‏

‏پس رک می‌گم.‏

‏وینستون موش بود...‏

‏ولی این توضیح نمی‌ده چرا توی ایستگاه قطار‏ ‏بودی.‏

‏چرا از وینستون نمی‌پرسی؟‏

‏ـ نمی‌تونم.‏ ‏ـ چرا؟‏

‏چون یه گلوله توی سینه‌ش خالی کردم.‏

‏اگه اون کارآگاه خصوصی گفته بود موش منم چی؟‏

‏یه گلوله توی تو خالی می‌کردم.‏

‏پس جوابت رو گرفتی.‏

‏این جواب نیست.‏

‏حقیقت هم نیست.‏

‏حقیقت اینه که از ترس داشتم می‌مردم.‏

‏نه چون گناهکار بودم، چون تو از کنترل خارج‏ ‏شده بودی.‏

‏دنبال یکی می‌گشتی که خشم‌ت رو سرش خالی کنی‏ ‏و باز حس کنی شکست‌ناپذیری.‏

‏خب، حالا شد حرف حساب.‏

‏چرا رایلی توی ایستگاه باهات بود؟‏

‏با من نبود.‏

‏داشت من رو زیر نظر می‌گرفت.‏

‏برای تو.‏

‏حتماً فهمیده بود‏

‏وینستون موشه و چون داشتم فرار می‌کردم، فکر‏ ‏کرده بود من هم دست دارم.‏

‏تا وقتی وینستون سعی نکرد برام پاپوش بدوزه،‏ ‏نمی‌دونست من بی‌تقصیرم.‏

‏خوبه.‏

‏رایلی عاقل بود که به هیچ‌کس اعتماد نکرد.‏

‏و عاقل بود که طرف کسی رو نگرفت.‏

‏اگه این‌قدر عاقله، چرا استخدامش نمی‌کنی؟‏

‏سعی کردم.‏

‏اون‌قدر عاقل بود که رد کنه.‏

‏خوشحالم برگشتی.‏

‏هیچ جای دیگه‌ای رو ترجیح نمی‌دم.‏

‏دختر خودمی.‏

‏دیدی؟ شد. می‌دونستم از پسش برمیای.‏

‏ـ میز لق می‌زنه.‏ ‏ـ خبر دارم. تمرکز کن.‏

‏روی میز لق چطور تمرکز کنم؟‏

‏باور کن سه روزه خودم هم همین سؤال رو‏ ‏می‌پرسم.‏

‏گوش کن، نمی‌دونم چند بار باید بگم...‏

‏خیلی متأسفم.‏

‏بله، مؤسسهٔ تحقیقات رایلی. می‌شه بپرسم کی‏ ‏تماس گرفته؟‏

‏سلام... خانم هاردی.‏

‏آقای رایلی الان اینجا نیست. پیامی دارین؟‏

‏بله.‏

‏باشه.‏

‏ساعت سه. کالیپسو.‏

‏بله، بهش خبر می‌دم.‏

‏ـ مدرسه تعطیل شد.‏ ‏ـ بله، حتماً.‏

‏بن رو پیدا کن. این رو بده بهش.‏

‏و کارمون اینجا تموم نشده.‏

‏ اوه، جانی کیو. ‏

‏ معلومه، مرد فوق‌العاده‌ایه. ‏

‏ خودش این رو بهم گفت. ‏

‏ که شک نمی‌کنی، نه؟ ‏

‏ همون‌جا، ساعت دوازده‌ونیم. ‏

‏ ـ دیر نکنی. ‏ ‏ـ دیر نکنی.‏

‏ چی؟ من دیر کنم؟ عجب حرفی! ‏

‏ چه رویی داری!‏ ‏چی داری می‌گی؟ ‏

‏ معمولاً منم که باید اونجا علاف بشم ‏

‏ و بیست دقیقه منتظر بمونم تا پیدات بشه. ‏

‏ـ باشه، باشه. ‏ ‏ـ باشه، باشه.‏

‏ ـ باشه، باشه، باشه. ‏ ‏ـ باشه، باشه، باشه.‏

‏ ولی شنیدی چی گفتم. ‏

‏ ـ دیر نکنی. ‏ ‏ـ دیر نکنی.‏

‏ ـ داغِ داغ. ‏ ‏ـ داغِ داغ.‏

‏نه.‏

‏بن، منم. در رو باز کن!‏

‏خوابم.‏

More Farsi/persian subtitles for Spider-Noir

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left