Lost

Lost

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

Episode 22Through The Looking Glass 1
Comentario por Reza_KLF
SUB\IDX ریپ شده از نسخه

Etiquetas

other
Publicado el: 2010-04-26
Descargas: 51
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

آنچه گذشت :

اون يه تلفنِ ماهواره ايه

اينو ازکجا آوردي ؟

يه کشتي حدودِ80 مايليِ اينجاست ...

من عضو يه گروهِ جستجو و امداد هستم

بن داره از يکي از ايستگاه هاي پروژه ي دارما براي بلوکه کردن کلِ سيگنال ها استفاده ميکنه

اين ايستگاه زير آبه ما تا اونجا بايد شنا کنيم

من انجامش ميدم

وقتي که رفتم.....نگرانم نشو

چقدر طول ميکشه تا به کمپشون برسي؟

اگه با ده تا از بهترين افرادم برم تا غروب بهشون ميرسيم

هر کدومشون احمق بازي در آوردن بکشِشون.

ما از سه طرف ديناميت ها رو هدف ميگيريم و جلوشون ميترکونيم

وقتي افرادت فردا بيان ما آماده شديم

-نه..اونا امشب ميان -تو همه رو به برج مخابراتي ببر

نميتونيم شانس برقراريِِ ارتباط با کشتيِ ناومي رو از دست بديم

همه چيز بايد هم زمان با هم اتفاق بيفته

...چيزي که ديدم چارلي اين بود که

کلير و بچه اش سالم سوار هليکُپتر ميشن و جزيره رو ترک ميکنن

ايندفعه بايد بميري

اگه نري نجات يافتني هم در کار نخواهد بود

من زنده ام!!

ميشه کمربندتون رو ببنديد؟

ميشه لطفاً کمربندتون رو ببنديد؟

-ببخشيد،ببخشيد. -بله؟

ميشه لطفاً يه ليوان ديگه بهم بديد؟

متاسفم ،آقا ما تا 20 دقيقه ديگه فرود ميائيم.

-خوب 20 دقيقه زمانِ زياديه. -چطوره در عوض يه روزنامه بهتون بدم؟

البته اگر لطف کنيد و کمربندتونرو ببنديد ، آقا.

از تکاني که هواپيما خورد ، عذر ميخوام. درحالي که به فرودگاهِ لوسآنجلس...

فرود ميائيم ، با يک توده هوايِ گرم برخورد کرديم.

لطفاً کمربندهايتانرا ببنديد...

به زودي هواپيما فرود مياد.

سلام.

منم.

من...

تويِ روزنامه...

منو ببخش.

مامان،مامان،مامان.

-کمک. -مامان.

هرچي نياز داري ، فراهمه؟

نه ، ولي اون چيزهايي که داريم رو به بهترين شکل استفاده کردم.

برنارد و جين؟

هر دوتاشون ، تيراندازيِ عالي و انگيزه بالايي دارن.

ديناميتها کار گذاشته شدن . خطا نمي کنيم.

جک ، هراتفاقي که اينجا بيفته، ازت ميخوام که به حرکتتون ادامه بديد.

به سمتِ برجِ راديويي حرکت کنيد.

به هيچ دليلي برنگرديد.

من حاضرم به خاطر ِنجات ِبقيه ، جونم رو بدم...

ولي دوست ندارم به خاطر ِهيچي بميرم.

ميفهمي؟

آره.

فهميدم.

-موفق باشي. -توهم همينطور.

اگه زماني که ميخواستي رويِ شنها علامتِ کمک بنويسي ، بهت کمک ميکردم...

-نظرت تغيير ميکرد؟ -نه ، خانم.

دوستدارم دوباره بگي که ميخواي بموني.

-رُز... -بگو ، برنارد.

-من يه دندانپزشکم نه رامبو. -حرفت ، هيچوقت يادت نره.

-چارلي چيزيش نميشه. -آره.

همينطوره که ميگي.

پيشِ جک باش و اگر احساسِ خستگي کردي استراحت کن.

چرا داري اينکار رو ميکني؟

چونکه...

بايد...بريم...خونه.

خيلي خوب.

حرکت مي کنيم.

GDRZ ويرايش و تنظيم و ترجمه توسط : رضا _By Reza : [email protected]_ (¯`•¸·´¯)

جک... ميتونم يه سئوالي ازت بپرسم؟

البته.

قبل از اينکه اينجا بيايي ، چه کاره بودي؟

-دکتر بودم. -درسته.

خوب ، ميخوام يک دقيقه باهات حرف بزنم ، دکتر.

ايرادي نداره اين دختره بشنوه؟

چرا بايد ايراد داشته باشه؟

چونکه هيچکدوم از شما بهش اعتماد نداريد. قصدِ توهين ندارم.

بهتر نيست من برم و بعد از اينکه کارِتون تموم شد ، به من ملحق بشيد؟

-جوليت... -مهم نيست.

ميخوام بهت ياد بدم در صورتي که اتفاقي برايِ من بيفته...

چطوري با اين دستگاه کار کني و با کشتيِمون تماس بگيري.

-خيلي خوب ، بگو. -خيلي ساده اس.

از اينجا روشنش ميکني و بلافاصله يه کانال مستقيم با کشتي باز ميکنه.

اينجا رو فشار ميدي و منتظرِ صدايِ بيپ ميموني. بعدش صحبت ميکني.

-همين؟ -آره ، همين.

به محضِ اينکه ستاره راک ، اون دستگاهِ پارازيتِ زيرِ آب رو از کار بندازه...

اين چراغِ قرمز ، سبز رنگ ميشه.

هر لحظه ممکنه اين اتفاق بيفته ، درسته؟

اميدوارم.

تو کي هستي؟

ببين ، اگر بگي که چطوري به اينجا اومدي، بهت صدمه نمي زنيم.

من بايه زيردريايي نامرئي اومدم . مگه نديديد؟

هي ، آروم باش.

آروم باشم؟ اين ، يکي از اون آدم هاست.

چرا اومدي اينجا؟

چطوري اين ايستگاه رو پيدا کردي؟

جوليت به ما گفت.

اون ، حالا يکي از ماست...

گفتم که بدوني.

بس کن.

-بايد با بِن تماس بگيريم. -آره.

باهاش تماس بگيريد.

بيا اينجا.

تو داخلِ يه اتاقِ پُر از تجهيزات ميشي.

يه نور ِزردِ چشمک زن ، بالايِ دکمه اس.

تو سوئيج رو خاموش ميکني.

نور ، از بين ميره.

و تو غرق ميشي.

بِن ، گوشي رو بردار ، بِن.

الو؟

بِن ، من باني هستم . اونجايي؟

صدامو ميشنوي ، بِن؟

چرا تماس گرفتي؟

-يکي از اونا ، اينجاست. -ببخشيد ، چيگفتي؟

اون اينجاست ، ولي بستيمش.

يکي از اونا ، شناکنان به اينجا اومده.

-کي؟ اسمش چيه؟ -به ما نميگه.

من چارلي هستم . بهش سلام برسون.

از کجا در موردِ اون ايستگاه خبر داره؟

ميگه جوليت به اونا گفته.

خيلي خوب ، هيچکاري نکنيد . دارم کمک ميفرستم.

ميکائيل ، بايد همين الان به ايستگاه ِآينه بري...

ومتوجه بشي که چارلي پِيس،اونجا چکار مي کنه.

تو به ما گفته بودي که ايستگاهِ آينه خرابه و غرق شده.

دروغ گفتم.

ميکائيل ، ازت ميخوام همين الان بري.

تا غروب ، به اونجا ميرسم.

ولي اگر جوليت در موردِ ايستگاه ِآينه به اونا چيزي گفته...

چي ديگه ميتونه گفته باشه؟

رايان ، گوشي رو بردار . رايان اونجايي؟

بيسيمِ همه خاموشه؟

بله ، قربان.

خوب نگاه کردي؟

سه تا چادر ، با مرجانِ سفيد علامتگذاري شده.

جوليت ، کارش رو انجام داده.

خيلي خوب ، شروع مي کنيم.

خاليه.

ازچادر ها دور شيد.

-اين يه تله اس، حرکت کنيد. -خدايِ من.

حرکت کن،حرکت کن.

از سه جهت شليک ميکنن.

يکي از شما رو گرفتم.

اسلحه هاتون رو بندازيد.

يکي از شما رو گرفتم.

تموم شد.

اينکار رو نکن.

انگشتت رو ازروي ِماشه بردار.

بايد سه تا انفجار اتفاق مي افتاد.

موفق نشدن.

-بفرمائيد . مثلِ روز ِاولش شد. -ممنونم.

يه عده از مردم ، بيرون منتظرت هستن.

تو يه قهرماني.

باشه.

حال اون زن،چطوره؟

وضعيتش نُرماله.

خدا رو شکر که شما رويِ اون پُل بوديد.

متاسفم . هيچ ملاقات کننده اي نبايد به اتاقِ عمل بياد.

مهم نيست .اون...

همسرِ سابق ِمنه.

بفرمائيد داخل.

چي شده؟

راستش...

يه تصادفِ اتومبيل بود.

تو حالت خوبه؟

آره.

آره،خوبم.

دوباره مست کرده بودي؟

نه.

-مست بودي،جک؟ -نه.

چرا اومدي اينجا ، سارا؟

شماره تلفنِ من ، هنوز در ليستِ شماره هايِ اضطراريِ توئه.

ساعت2 صبح ،کجا داشتي ميرفتي؟

ميتوني منو تاخونه برسوني؟

فکر نميکنم کارِ درستي باشه.

خوب...از اينکه اومدي ، ممنونم سارا.

خداحافظ ، جک.

چرا فقط دوتا انفجار رُخداد؟

شايد نيازي به منفجر کردنِ سومين چادر نداشتن.

ولي درموردِ اون شليکها چي ميگي؟

-اون حالش خوبه ، رُز. -مطمئني؟

گوش کنيد ، اونا نميدونستن که ما منتظرشون هستيم...

و اينکه سعيد پيشِ شوهرته . اونا حالشون خوبه...

و پشتِ ما دارن ميان.

پس ما منتظرشون ميمونيم . شما بريد...

نه ،نه .هيچکسي اينجا نمي مونه.

تو به ماگفتي که يکدست صدا نداره ، جک...

به همين دليل بايد يه سيلي به صورتت بزنم.

عادلانه اس ، رُز . کاملاً عادلانه.

ولي مانقشه کشيديم و به هر نحوي که هست، داره انجام ميشه.

چيزي نميشه . همه چيز درست ميشه.

پس حرکت مي کنيم ،باشه؟

چيزي نيست .بريم.

يک بار ديگه ازت ميپرسم.

چرا به اينجا اومدي؟

اومدم تا دستگاه ِپارازيتِ شما رو خاموش کنم.

اونجاست ، کنارِ چراغِ زردِ چشمک زن.

-اين چيزها رو از کجا ميدوني؟ -از يه جايي ميدونم.

هر کاري که شما خانمها با من بکنيد خاموشش ميکنم.

-مطمئني؟ -کاملاً.

-کُدش چنده؟ -چي؟

چارلي ، اگه بخواي اين دستگاه رو خاموش کني...

More Farsi Persian subtitles for Lost

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left