Elementary

Elementary

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 7

Información de lanzamiento

Elementary S07E08 1080p WEB H264-AMCON
Elementary S07E08 720p WEB H264-AMCON
Elementary S07E08 WEB H264-ION
Elementary S07E08 Miss Understood 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Elementary S07E08 Miss Understood 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Comentario por NegarFD
█► Negar FD| Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Etiquetas

web
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
Publicado el: 2019-07-14
Descargas: 58
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫آنچه گذشت در المنتری...

‫مینا داونپورت

‫-با پرونده‌ش آشنایی داری؟ ‫-البته

‫سال 2004 دزدیده شد

‫10 سال بعد فرار کرد ‫و به خونه برگشت.

‫مینا

‫همه‌چیز مرتبه؟

‫درواقع، این دختر وقتی بزرگ شده

‫به این دختر تبدیل نشده.

‫تو یکی از بهترین دروغگو‌هایی ‫هستی که تابه‌حال دیدم

‫و این حرفم خیلی بزرگه.

‫اسم واقعیم کسیه، ولی اگر ‫براتون راحتتره مینا صدام کنین.

‫فکر میکنین اون مامور ‫اف‌بی‌آی رو من کشتم

‫فکر میکنی میتونی با دروغ ‫گفتن از زیرش در بری؟

‫همینطوره.

‫حالا بهم بگو...

‫الان دارم دروغ میگم؟

‫آقای ولر، ممنونیم که برگشتین اینجا.

‫این شد چندمین بار؟ ‫سومین؟

‫صادقانه بگم این مصاحبه‌ها

‫دیگه داره تبدیل به آزار و اذیت میشه.

‫همین الانم گفتم که چه

‫اتفاقی بین من و سامر افتاد.

‫فقط همون یه بار با هم بودیم.

‫درسته، خانم واس ‫فیزیکال‌تراپیست شما بود

‫و رابطتون فیزیکال تر شد. ‫ولی میدونی...

‫وقتی تحقیقات قتل باشه، ‫خیلی جدی‌تر تحقیق میکنیم.

‫کجاش به قتل ربط داره؟

‫اون تو یه تصادف مرد و منم

‫تو یه کلاس پر از دانش آموز ‫بودم وقتی اتفاق افتاد.

‫همونطور که پای تلفن گفتم

‫فقط یه چیز دیگه مونده ‫تا بررسیش کنیم.

‫نترس آقای ولر، ‫برخلاف توپ یوگایی که

‫برای کشتن سامر واس استفاده کردی

‫این یکی به کسی آسیب نمیزنه.

‫باید یه‌چیز رو بهت بگم

‫اول نمیتونستیم بفهمیم ‫چطور انجامش دادی.

‫فقط بعد از اینکه دوستاش ‫بهمون گفتن تهدیدت کرده بود

‫که راجع به خیانتت به زنت خبر میده، ‫فهمیدیم تو انگیزه‌ی کشتنش رو داشتی

‫بعد متوجه

‫یه خراشیدگی ریز روی ‫توپ یوگای بادرفته‌ای شدیم

‫که پلیس تو ماشین سامر پیدا کرد.

‫آزمایشگاهشون توپ رو تست کرد

‫و ردی از کربن مونوکسید ‫داخلش پیدا کرد.

‫میدونستی سامر چه ‫ساعتی سر کار میره

‫و میدونستی چه نوع توپ یوگایی

‫تو ماشینش نگه میداشت ‫پس یکی شبیهش رو خریدی

‫و از کربن مونوکسید پرش کردی.

‫بخاطر آزمایشگاه شیمی مدرسه

‫به گاز دسترسی داشتی.

‫یه خراش کوچیک ایجاد کردی

‫و درست قبل ازینکه ‫سامر سوار ماشینش بشه

‫داخل ماشین گذاشتیش.

‫وقتی رانندگی میکرد گاز ‫تو کل ماشین پخش شد

‫و اون پشت فرمون خفه شد.

‫عکست رو به صندوقدار وسایل

‫ورزشی فروشی نزدیک ‫مدرسه‌ت نشون دادیم.

‫شناساییت کرد و تائید ‫کرد که یه توپ

‫درست مثل همین ازش خریدی.

‫شانس‌ آوردی که تصادف ‫کس دیگه‌ای رو نکشت.

‫اینجوری فقط حبس ابد گرفتی.

‫مشتری جدیدمون از لندنه، نتن گریدب

‫فرود اومده، میخواد بدونه ‫میتونه از فرودگاه

‫مستقیم بیاد و باهامون ملاقات کنه.

‫بهش بگو نه

‫درواقع بهش بگو همه‌ی سه‌تا ‫گریدب‌ها باید صبر کنن.

‫یه چیز خیلی مهمتر پیش اومده.

‫اون همون...

‫همون شیادیه که همه به اسم ‫مینا داونپورت میشناسنش.

‫سلام

‫خیلی وقت گذشته

‫به اندازه‌ی کافی نگذشته

‫بهت اعتبار میدم

‫گفتی میتونی از زیر اتهام قتل

‫مامور آندرهیل در بری و در رفتی.

‫چون انجامش ندادم.

‫الان که اینو میدونی، درسته؟

‫ما حقایق رو میدونیم.

‫یه گنگ از فروشنده‌های شیشه

‫نزدیک کلرینگ جایی که آندرهیل ‫کشته شد کار میکردن.

‫یکیشون به قتلش اعتراف ‫کرد.گفت یه مرد

‫با نشان اف‌بی‌آی تو ‫کارشون سرک میکشید

‫پس کاری رو کردن که باید میکردن.

‫پس آره

‫قبول میکنیم که با ‫دستای خودت نکشتیش.

‫ولی چی...

‫فکر میکنین فرستادمش اونجا ‫به امید اینکه بکشنش

‫چون فکر میکردم یه چیزی ‫راجع بهم فهمیده؟؟

‫تو هویت میناداونپورت رو جعل کردی

‫تا بتونی پولی که بعد از 18 ‫سالگی بهش میرسید رو بگیری.

‫آندرهیل داشت دوباره راجع به

‫پرونده‌ت تحقیق میکرد.

‫و منم به جعل هویت اعتراف کردم

‫و حبس کشیدم.

‫ببین

‫خیلی وقته این بیرون نشستم

‫میشه بیام داخل و ‫توضح بدم چرا اینجام؟

‫پس، کسی لنو اسمیه که

‫این روزها خودت رو باهاش ‫معرفی میکنی.درسته؟

‫کسی اسم واقعیمه

‫حداقل این چیزیه که یادمه.

‫لنو رو خود دادگاه بهم داد.

‫ل.ن.و

‫به معنای"اسم خانوادگی نامعلوم". مثل ‫اسم "جان دو" که دادگاه استفاده میکنه. ‫ دادگاه آمریکا این اسم رو به افراد ناشناس میده.

‫بعضی وقتا به صورت ‫فونوتیکی تلفظش میکنن

‫و بعضی وقتا به هم میچسبوننش.

‫حین رسیدگی به مسائل قانونیت اصرار

‫کردی که اسم واقعیت رو نمیدونی.

‫حقیقت داره.من...

‫تمام زندگیم تو خونه‌های ‫پرورشگاهی مختلفی بزرگ شدم.

‫یه جایی اون وسطا فراموشش کردم.

‫مشخصا

‫نمیتونم قانعتون بکنم.

‫نه، نمیتونی. ‫پس بگو چیکار داری.

‫خونه‌ی گروهی‌ای مجرمینی که توش ‫زندگی میکردی انداختت بیرون

‫چون مجرمای دیگه نمیتونستن ‫بهت اعتماد کنن؟

‫نه، قضیه این نیست.

‫یکی که برام مهم بود به قتل رسید.

‫میخوام استخدامتون ‫کنم تا حلش کنین.

‫ .:.:. با دنبال کردن اينستاگرامِ ما بروزترين باشيد .:.:. ‫ *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

‫ «: مـتـرجـم: نگار :» ‫ .:: Negar FD ::.

‫"قتل زن پسیاکی حل نشده باقی ماند."

‫میگه اسم قربانی هدر فولی بود

‫سه هفته‌ی پیش تو یه ‫پارکینگ بهش شلیک شد

‫که مال مغازه‌ی لباس بچه‌فروشی ‫بود.هیچ شاهدی وجود نداره.

‫شوهرش به دنبال سرنخ ‫از مردم سوال میکنه.

‫میگه که بچه‌های پرورشگاهی ‫رو به فرزندی قبول میکرده.

‫سرپرست من بود.

‫برای یه مدتی...وقتی 14 سالم بود.

‫بیا

‫شاید اگر دهنت مشغول باشه

‫اینقدر دروغ نگی.

‫چرا اینقدر بدجنسی؟

‫چون فکر نمیکنم از وقتی گفتی

‫"سلام"یه حرف راست از ‫دهنت دراومده باشه.

‫تمام سوابق دادگاهت رو خوندیم

‫ادعا کردی که تمام وقایع گذشتت رو

‫با دادگاه در میون گذاشتی.

‫هر پرورشگاه،هر خونه‌ی ‫سرپرستی‌ای که یادت میاد.

‫یبارم به این زن اشاره نکردی.چرا؟

‫چون نمیخواستم هدر راجع به دردسری

‫که توش افتادم بفهمه.

‫خجالت میکشیدم.

‫مدارک زیادی دیدیم که

‫نشون میده تو توانایی ‫خجالت کشیدن رو نداری.

‫وقتی سوابق سرپرست‌های

‫نیوجرسی رو بررسی کنیم این ‫مکان رو پیدا میکنیم؟

‫نه...رسمی نبود.

‫از جایی که اونموقع توش زندگی

‫فرار کردم. ‫همون‌موقع با هدر

‫تو صف غذا آشنا شدم ‫اونم گذاشت پیشش بمونم.

‫بعد از چندماه

‫دوباره تو دردسر افتادم

‫پس اومدم باهاش زندگی کنم.

‫باورکنندست

‫مثل یه داستان دیگه که ‫نمیشه صحتش رو تائید کرد.

‫همونطور که خوشت میاد.

‫برام راحت نبود که بیام پیشتون.

‫میدونم چه حسی نسبت بهم دارین

‫ولی هدر تنها کسی بود که

‫تو تمام زندگیم بهش اهمیت میدادم.

‫و شما هم تو کارتون بهترینین.

‫وقتی بهش شلیک کردن ‫داشت برای بچه‌هایی

‫که به فرزندگی قبول ‫کرده بود لباس میخرید.

‫چه حرفم رو باور کنین چه نکنین

‫به‌نظرتون آدمی نیست ‫که سزاوار عدالت باشه؟

‫سلام، خبری که برات ‫فرستادم به دستت رسید؟

‫آره، ولی اول باید ‫درباره‌ی مینا صحبت کنیم

‫یا کسی، حالا هرچی که اسمش هست.

‫که همینجوری اومده در خونتون

‫فکر میکنم همه چیزای ‫نقره‌تون رو قایم کردین؟

‫و دسته‌چک‌هامون رو.

‫گفتی اون زنه تو خبر ‫رو میشناسه، هدر فوربی؟

‫گفتم خودش میگه که میشناسه.

‫فکر میکنی دروغ میگه؟

‫فکر میکنم نمیشه از ‫حرفاش مطمئن شد.

‫فعلا داریم باهاش راه ‫میایم، فکر کردیم باید

‫راجع به قتل هدر فوربی تحقیق کنیم.

‫سعی کنیم بفهمیم قصدش چیه.

‫یه پیغام برای کارآگاهی که

‫تو پسیاک رو پرونده ‫کار میکنه گذاشتم.

‫وقتی جواب گرفتم بهتون خبر میدم.

‫در این حین خودم هم تا جایی ‫که میتونم اطلاعات در میارم.

‫تاجایی که از خود قتل خبر داریم

‫هرچیزی که تو خبر ‫گفته شده درسته.

‫یه شلیک به سر

‫گلوله‌ی 9 میلیمتری ‫هیچ تیر مشابهی پیدا نکردن

‫هیچ سرنخ دیگه‌‌ای نداریم.

‫مثل اینکه پلیسا از

‫شوهره هم بازجویی کردن ‫ولی بیخیالش شدن.

‫کسی 20 ماه تو زندان ‫تاکونیک حبس بود، درسته؟

‫آره

‫میدونم نیاز نیست اینو بهت بگم

‫ولی حواست رو جمع کن ‫زندان محل مناسبی براش

‫بوده تا بتونه چندتا ‫کلک جدید یاد بگیره.

‫قول میدم، نمیزاریم از ‫جلو چشممون دور بشه.

‫درواقع شرلوک همین الان پیششه

‫در طول انجام تحقیقات

‫تو خونه‌ی ما زندگی میکنی.

‫تمام مدت میدونیم ‫کجایی و چیکار میکنی.

More Farsi Persian subtitles for Elementary

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left