Las primeras 192 líneas.
پسر، باورم نمیشه نصف سال آخر مدرسه گذشت
آره، وقتی روزی ۱۵ ساعت چِت باشی، زمان مثل برق و باد میگذره
از وقتی اومدیم اینجا، واقعاً همه عوض شدن
مثلاً همین کلایو، دیگه واسه خودش ریش گذاشته
شبیه چاک نوریسی شده که کاراته رو بوسیده گذاشته کنار
و شروع کرده به خودش بگه چارلز نوریس
شبیه یه دریاداری شده که از دستور رئیسجمهور سرپیچی میکنه
تا یه زیردریایی روسی رو با بمب اتم بزنه
قیافهش مثل این آدمحسابیهای اهل ادب شده
که تو سال ۱۹۷۸ باربارا استرایسند رو تو تخت حسابی راضی کرده
میدونی کی اصلاً تکون نخورده؟
کی؟ - من
من همون بازندهی عوضیای هستم که روز اول پا گذاشت اینجا
میدونی، قراره برم دانشگاه
در حالی که تا حالا رنگ دوستدختر رو هم ندیدم
آخه چقدر میتونه ضایع و تخمی باشه؟
پس بتانی چی؟
نه بابا، منظورم
یه رابطهی درست و حسابی بود
همه تو مدرسه تکلیفشون با خودشون معلومه، الا من
من آخرین آدم سینگل باقیموندهام
منظورم اینه که ورزشکارا که با تشویقکنندهها ردیفن
اندرو هم که با پالیه
حتی همهی اون بچههای گی هم مچدرد گرفتن
از بس برای هم جق زدن
باورم نمیشه بیمه اینا رو هم پوشش میده
هی، ارین چی؟ اون که سینگله
یادت باشه، سوزان میگفت اونقدرها هم سلیطه نیست
پسر، خیلی داف و سکسیه
ولی عمراً بشه. اون با اسکلهایی مثل من تیک نمیزنه
هی، از کجا معلوم؟
شاید از دستِ پسرایی که اعتماد به نفس کاذب دارن
فکشون زاویهداره و دودولشون گندهست، خسته شده باشه
من حتی استرس میگیرم بخوام با خیالش جق بزنم
همهش خجالت میکشم و اضطراب عملکرد میگیرم
این اواخر فقط میتونم واسه کسایی جق بزنم که از خودم داغونترن
مثلاً کی؟ خیلی با تامی فی بیکر
و زنهای کارتنخواب حال میکنم
آه
هی، دانشگاه نیویورک چطوره؟
یه جای خیلی گرون رو انتخاب نکن
نگران نباش متی. جان اصلاً دانشگاه قبول نمیشه
هی، چرا که نه؟ معدلم ۱۳ شده
دانشگاهها فقط به نمرههات نگاه نمیکنن
اونا فعالیتهای غیردرسیت رو هم در نظر میگیرن
که تو هیچ گوهی تو اون زمینهها نخوردی
وای خدای من. جان، اون راست میگه
نوشته «فعالیتها»
و بعدش هشتتا خطِ خالی گذاشته
کدوم خری هشتتا خط فعالیت انجام میده؟
تیم آلن
آدمایی که واقعاً میخوان برن دانشگاه
منظورم اینه که من توی گروه مناظره بودم، روزنامه دیواری، شنا، والیبال
ولی جان از پسِ هیچکدوم از اینا برنمیآد
اون فقط یه بچهست
اگه یه بزرگتر کنارم باشه میتونم شنا کنم
سوزان، دیگه نمیتونیم خودمون رو گول بزنیم
وضعیت مالیمون بدجوری خرابه
خب، تو یه کاریش میکنی متی. همیشه میکنی
نمیدونم. این دفعه نه. نمیتونیم
دیگه نمیتونیم گلیممون رو از آب بکشیم بیرون
چه برسه به اینکه پول دانشگاه رو بدیم
مگر اینکه یه کار دیگه پیدا کنم
و میدونی تقصیر کدوم لنتیایه؟
اوه، لطفاً نگو که تقصیر خودته
معلومه که نه
تقصیر اون کلینتونِ فلانفلانشدهست
آره. خب چرا؟
اصلاً چرا به همه میگه
که هر جوری شده باید برن دانشگاه؟
انگار من لنگِ اینم که بیستوپنجهزار تا دود کنم بره هوا
که پسرم تهش بره گی بشه؟
واسه اون کار که قاعدتاً باید کمتر پول داد
همیشه فکر میکردم جان میره سر کار
یا... یا مثل من میره سربازی
ولی الان دیگه حتی یه جنگِ درستوحسابی هم راه نمیندازن
همهش تقصیر منه
مثل این دخترای اعیونی خرج کردم
همهش واسه پوستم روغنهای مارک اولِی میخریدم
میتونم یه جای ارزونتر پیدا کنم
نه. هیچوقت این حرف رو نزن
تو لایق بهترین محصولات پوستی هستی
که حراجیهای ارزونقیمت میتونن داشته باشن
یه کار پیدا میکنم که تا بهار یهجوری سر کنیم
امروز یه گوزن دیدم
نمیخوام وارد این بحث بشم
یا حضرت عباس
واسه دانشگاه رفتن باید اینهمه کار کرد؟
همهشون که به نظر تخمی و مزخرف میان
انجمن ریاضی؟ نه
لاکراس؟ نه
فوتبال؟ نه
ستارهشناسی؟ نه
هولوکاست واقعاً اتفاق افتاده؟
نه. اوه، وایسا! نه
آخ، دیر شد. نه. نه حاجی
برو بابا. دیگه دیر شده، خیلی دیره
تو یه هیولایی. میرم به همه میگم
زر نزن. اوه، هی، اینو ببین
«تست بازیگری برای کملوت. یک لذت شاهانه!»
هوم. نظرت چیه؟
خب، اگه من امتحان بدم، تو هم باهام میای تست بدی؟
حتماً. مگه بازیگری چقدر میتونه سخت باشه؟
منظورم اینه که وقتی جان تراولتا از پسش برمیاد
اسکیت اولریش که داره از همین راه نون میخوره
عمراً تام آرنولد کاری بلد باشه که ما نتونیم انجام بدیم
مت لبلانک که انگار داره گلیمشو از آب میکشه بیرون
یکی هم پیدا میشه که به کوین کاستنر پول بده
کریستین اسلیتر هم که هنوز ولکن نیست و هستش
چارلی شین هم که همیشه و همهجا فراوونه
کریگ تی نلسون با همین بازیگری واسه خودش خونه و زندگی به هم زده
من میتونم بازی کنم، تو هم میتونی
خب، با اینجا آشنایی داری؟
آره. بابام همینجا ریق رحمت رو سر کشید
اوه. چه عالی
خب چرا فکر میکنی صلاحیت کار کردن
توی یه محیط پرجنبوجوش با فرصتهای واقعی برای پیشرفت رو داری
مثل دانکن دوناتس؟
من دونات میخورم و میدونم قهوه چیه
اصل قضیه هم همینه. به تیم خوش اومدی
ساعتی ۴ دلار و ۲۵ سنته، به اضافهی انعام
مگه مردم زیاد انعام میدن؟
تا حالا یه بارم اتفاق نیفتاده، ولی شاید پیش بیاد
باید برات یه لباس کار ردیف کنم
یا ابلفضل. باید صورتی بپوشم؟
همه میپوشن. اینطوری پلیسا میفهمن به کی نباید شلیک کنن
اگه یه وقت بزنبزنی چیزی شد
آهان. یه دونه لباس داریم روش نوشته «مارتی». همین هم خوبه
خیلی خب، باشه دیگه
ممنون کنت. فکر کنم همینقدر کافی باشه
مرسی. اوم، میتونی بری
اوه. خب، نظرتون مثبت هست یا منفی
در مورد اینکه منم توی نمایش باشم؟
لیست بازیگرا دوشنبه نصب میشه
باشه. ممنون
کنت بیچاره. هر سال میاد برای نمایش تست میده
و هیچوقت هم انتخاب نمیشه
آره، اتفاقی شنیدم مدیر برنارد داشت میگفت
نگران اعتمادبهنفسش در درازمدت هستن
و شاید مجبور بشن با تیر بزننش خلاصش کنن
خب، بهتر از اینه که بذارن زجر بکشه
آره والا
هوی جانی، ببین
پشمام، این که ارینه
لعنتی، صداش واقعاً حرف نداره
خوشگل هم هست، واسه همین بیشتر به دل میشینه
هوی تدی، اگه من و ارین جفتمون توی تئاتر باشیم
اونوقت میتونم هر روز رو باهاش بگذرونم
ارین، خیلی عالی بود. ممنون
مرسی
بسیار خب. جان بِنِـه
اوه، چیزه... بِنِـت هستم
البته، ببخشید. تابستون رو پاریس بودم
بیا بالا
ردیفه رفیق، برو بترکون
اوکی
من میخوام اجرا کنم
صحنهی «بدون دخترم هرگز» رو
از فیلم «بدون دخترم هرگز»
بدون دخترم هرگز
ممنون
باشه، ممنون
بعدی، اوم، تد
دمت گرم پسر، خیلی تاثیرگذار بود
سلام. اوم، تد بنت. قد هفتاد و پنج سانت
ساکن همینجام و شرایط عضویت تو صنف بازیگرا رو دارم
و به ریش و پشمم هم دست نمیزنم
خب، من آهنگ تیتراژ «خرسهای گامی» رو اجرا میکنم
خیلی ممنون
یه سوال دارم
هیچکدومتون تا حالا اصلاً تئاتر دیدین؟
نه، نه، ندیدیم
خب، فکر میکنی چقدر دیگه طول بکشه؟
نمیدونم، گفت ساعت ۱۰ صبح
خب، شاید بهتره بریم و بعداً برگردیم
نه، اینجوری زودتر از بقیه میرسیم
آه، جانی ببین
اوکی، بیا یه نگاهی بندازیم
صبر کن، صبر کن، وایسا، وایسا، وایسا
چی شده؟ کلهگندههای فوتبالن
ای ریدم توش. حالا چیکار کنیم؟
خیلهخب، خیلهخب، گوش کن چیکار میکنیم
خیلی عادی از کنارشون رد میشیم
و بدون اینکه وایسیم لیست رو چک میکنیم
باشه. نقشه خوبیه
بزن بریم
نگهبان شماره یک
نگهبان شماره دو
هی! اینا تو تئاتر بازی میکنن! بگیریدشون
اوه، گندش بزنن
ریدم
یا خدا
No comments yet. Be the first to leave one.