Esimesed 200 rida.
خب، خیلی سادهست
با انگشتات پلکت رو باز نگه دار
لنز رو آروم بذار روی چشمت
نه، نه. عمراً. دارم میبینم که داره میاد سمتم
اگه سعی کنم چشمامو ببندم چی؟
نمیتونی چشماتو ببندی وگرنه نمیره توی چشمت
دوباره امتحان کن. خب. باشه
خب، با این اوصاف مجبوریم عینک رو پیشنهاد بدیم
عینک؟! نه بابا. اصلاً حرفش رو هم نزن
من از اون خرخونای درب و داغون نیستم. جسارت نشه البته
اصلاً دلم نمیخواد رو صورتم هیچ دم و دستگاهی باشه
خب، مجبوری، چون وضعیت چشمات واقعاً
افتضاحه. جسارت نشه
اوه
شبیه کی شدم؟ دنزل واشینگتن؟
هری پاتر. شبیه مامانم
ادی عقاب
صبح بخیر
همهچی روبراهه، قربان؟
آره، مایوم رو پوشیدم، ملانی
بله قربان. بله
راستی، لیست تسویهحساب و تعدیل نیرو برای بازرسها رو تایپ کردی؟
انجام شد قربان. مایلید برای یه... آبتنی بهم ملحق شید؟
آبتنی، قربان؟ آره، حوضچهی آب یخ
دکترم میگه برای مغز از کوکائین هم بهتره
و لعنتی ملانی، راست میگه
چطوری، گیتا؟
یا خدا! چی شده؟
موهاته
آه، آره. دارم یه مدل جدید رو امتحان میکنم
گیتا نسخه ۲. به تنوع نیاز داشتم، واسه همین گفتم یه
بافت هالهای! آره، بافت هالهای
که در واقع، مدل موی عروسیِ منه
آه، میدانستم یه جا دیده بودمش
خب، متاسفم گیتا
ولی نمیتونی همینطوری الکی با اون موها بگردی
این مدل موی عروسی منه. لطفاً بازش کن
نه. مگه حق کپیرایتش مال توئه؟
خوشم میاد ازش. همینطوری نگهش میدارم
همین الان بازش کن، ای دزدِ مدل مو
اِم... نه
اصلاً نمیتونی کلاه پلیس رو بذاری روی اون
راست میگه. این مدل مو واسه سرِ کار نیست
و واقعاً یکم مسخره شدی، گیتا
قصد بدی ندارم، ولی واقعاً شدی.
نه. اصلاً و ابداً. چرا
من دوستش دارم. باعث میشه احساس زیبایی و خاص بودن بکنم
خب، انصافاً خیلی خوشگل و خاص شده
مرسی، پل
دزدِ مدل موی عروس
میدونی، واسه روزِ بزرگت اگه شینیون فِری بزنی بیشتر بهت میاد
اگه بخوای میتونم برات درست کنم. واسه ننم هم تو روزِ بزرگش درست کردم
موهای مادربزرگت رو واسه روز عروسیش درست کردی؟
نه، واسه ختمش. تابوتش باز بود
چون یه سگ تیکهپارکهاش کرده بود، قیافهاش یه کم داغون بود
ولی موهاش خیلی قشنگ شده بود
داز، احساس ناتوانی میکنی؟
تو اون مورد که هیچ مشکلی ندارم
با کوچکترین اشارهای، سیخ خبردار میایستم
نه اونجوری. اذیت کن دیگه
این کتِ باب... سرهنگ ویکزه
کش رفتیش؟ نه، باید میبردمش خشکشویی
لکهی تخممرغه. چرا امتحانش نمیکنی؟
فکر کن اگه یه آدمِ صاحبمنصب بودی چه حسی داشتی
چرند نگو! این یه جور تراپیه. فقط انجامش بده
خب، ازم بخواه برات قهوه درست کنم
چیکار کنم؟
بفرمایید دیگه، قربان
یه چیزایی ازم بخواه
چی، قهوه؟ نه بابا
یه آبجو برام بیار.
خدایا! امروز چِتون شده قربان؟
بیشتر به تو میخوره یه چیزیت شده باشه. هیچی، قربان
ولی اگه بخواید میتونم کمک کنم کُتتون رو صاف و صوف کنم؟
تو هم میتونی کمک کنی دامن منو صاف کنی؟
اوه! یه لحظه وایسا. تو... از من خوشت اومده یا چی؟
زود باش، درش بیار. درش بیار! آره؟ شلوار رو هم؟
میتونیم "تویستر" لختلختی بازی کنیم. آخ
چی؟ یه تمرین درمانی خیلی مفید بود، گروهبان بلک
ممنون. روز خوش. مرخصید
روز خوش
ردیفی دِو؟ همه هی بهم لبخند میزنن، یه دختره هم بهم چشمک زد
اوه، واسه اینه که "عینکی-جذابی"
عینکی-جذاب؟ آره، یعنی "جذاب با عینک"
هر کسی نمیتونه عینکی-جذاب باشه، ولی تو هستی
واقعاً؟ آره داداش، تهِ عینکی-جذابی هستی
سعی کردم جک رو راضی کنم عینک بزنه
ولی شبیه منحرفای بچهباز شده بود
ای وای. آره، قیافهاش ترسناک شده بود
تا ده دقیقه اشتهام کور شد
بعدش یه فلافل زدم و حالم خوب شد
عینکی-جذاب... من عینکی-جذابم
من عینکی-جذابم. من عینکی-جذابم... اومم
آه! چه بستهای
بـ... بسته، قربان؟ اومم
نظرت دربارهی بستهی من چیه، هوم؟
فرصت کردی یه نگاهی بهش بندازی؟
یالا دیگه پسر! انقدر دلدل نکن. حرفتو بزن
واقعاً... اگه بخوایم به عنوان یه پیشنهاد بهش نگاه کنیم، خیلی خوبه قربان
فکر میکردم پیشنهادم دقیقاً بابِ میلت باشه
فکر کردم رو هوا میزنیش. خب، قبوله؟
باید... حتماً باید این پیشنهادتون رو قبول کنم، قربان؟
نه، معلومه که نه
عجله نکن. قشنگ روش فکر کن
من دیگه رفتم پیلاتس
هی، دِو. این «CSIS» مخفف چیه؟
چیه؟ CSIS یعنی چی؟
چرا از اون میپرسی؟
آخه برای کلاس بعدی باید بدونم
ولی چرا من؟ قیافت جوریه که انگار میدونی
ولی معمولاً از آفیا یا گیتا میپرسی
یا کانر یا دنی
وای خدای من، دقیقاً! ولی امروز
نمیدونم، یه جورایی انگار بهت میاد که بدونی
شاید به خاطر عینکه؟ آره، خودشه
آره، خیلی باهوش و "مخ" نشونت میده، نابغه
منظورت «باهوشتره»، دِو؟ آره، دقیقاً همینو میخواستم بگم
دیدی؟ تو از کجا همچین چیزی رو میدونستی؟
برشون میدارم. ببینیم چی میشه، خب؟
آره، الان قشنگ شبیه خنگا شدی. نه، اصلاً اینو نمیخوام. نه بابا
خب، CSIS مخفف چیه؟
سیستم تصویربرداریِ بازداشتگاه
واو! ایول
بدوئین بچهها. بریم که داشته باشیم
خب حالا، «ر»
ر، ر، ر
نگران نباش، دزد دریایی نیستم
دارم درباره چهار تا «R» حرف میزنم
و این یه «یادآور» هست که در واقع معنیش میشه
راستش اصلاً یادم رفته معنیش دقیقاً چی بود
اما برای اینه که بهتون کمک کنه... کمک کنه چیزها یادتون بمونه
خب، حالا یه داوطلب میخوام. تو
تو بهترین گزینهای. بهترین؟
دقیقاً. بیا جلو، تو میشی بازداشتیِ ما
خب، چک کردیم که کاملاً هوشیاری
و چون هوشیار شدی، میریم سراغ مورد دوم: واکنش
پاسخ به سوالات. خب، یه چند تا سوال اینجا دارم
زود باش هایدی، تو میتونی سوالا رو بخونی. یالا
بفرما، به ترتیب بخونشون. (آه میکشد)
اسمت چیه؟ باب
ببخشید، نه، تو... داری با اون حرف میزنی، خب؟
اسمت چیه؟ آریانا گرانده
معلومه که اون آریانا گرانده معروفه نیست، فقط یکی دیگهست
کجا زندگی میکنی؟ با جناب سرهنگ باب ویکز
این... این... واقعیت نداره
نه، ولی از لحاظ فنی میتونه واقعیت داشته باشه
اگه مثلاً یه جایی برای موندن لازم داشته باشم
خب، به نظرم... به نظرم توی یه... دنیای موازی
یه جور کانون خونوادگی، شاید با، اممم... آره
میتونستیم بریم مسافرت، میتونستم بهت ماهیگیری یاد بدم
فکر میکنی کجایی؟ آلاسکا بهترین جاست
امم، نه. ببخشید، داشتید حرف میزدید
آه، اون، ادامه بده. فکر میکنی کجایی؟
من توی آلاسکا هستم، با جناب سرهنگ
دارم ماهیگیری یاد میگیرم
آره، میتونم بهت یاد بدم چطوری... چطوری نگه داری
اون چهار تا «ر» رو توی ذهنت نگه دار
خب، بیـ... بیاید فعلاً یه استراحتی بکنیم
باشه؟ یه ذره مطالعه کنید و بعدش
بعدش میتونیم این بحث رو "پدر"... یعنی بیشتر پیش ببریم
دانشجوی پلیس، هاگینز
ببخشید، من... من زود اومدم؟
اصلاً، این یه تست بود. چی، واسه اینکه ببینید زود میآم؟
واسه تست کردن قدرت مشاهدهت
که ببینید میفهمم زود اومدم یا نه؟
بیایم از بحث وقتشناسی بگذریم، باشه؟ آره
یکی از بزرگترین سوتیهایی که یه افسر مخفی میده
اینه که هر ۳۰ ثانیه دفترچه یادداشت پلیسش رو درمیاره
و یه چیزایی یادداشت میکنه
پس باید از تواناییهای ادراکی ذاتی خودت استفاده کنی
خب، پس دهنم سرویسه. بفرمایید، اینم از تست
نگران نباش، من اینجام که کمکت کنم
وقتی وارد دفترم شدی، روی میز روبروت
یه سینی بود که چند تا شیء کوچیک توش بود. جدی؟
باشه. میخواستم بگم که الان روی سینی رو پوشوندم
و ازت میخوام هر چند تا از اون وسایل رو که یادت مونده بگی
هرچند فکر کنم برای تو یه کم زود رفتیم سراغ این مرحله
آخه من اون سرباز اسباببازی و ساعت رومیزی رو دیدم
فلفلساب و اون بسته غذای گربه
ساعت طلا و اون سکه دو پوندی رو
فقط متوجه نشدم که توی یه سینی هستن
انگار تو این کار خیلی داغونم
لعنتی
اوه، سینی اینجاست
دانی، واقعاً قشنگه
نه، واقعاً... جدی میگم
طاقت ندارم ببینم چی
عفیا برکات، یه سوال ازت دارم
دیروز که ازت خواستم با هم بریم بیرون، گفتی، و عیناً نقلقول میکنم
«جوابم منفیه.» یادمه
و میخواستم ببینم که احیاناً اشتباهی نشده؟
من اشتباه نمیکنم. خب، منم همینطور
جز اینکه با پیشنهاد دادنت اشتباه کردی. که عجیبه
یه جای کار میلنگه. آره
اونم تویی. فعلاً
باور نکردنیه. باز دوباره
آره دیگه، مگه نه؟ چقدر ضایعست
این چیه؟ مگه ندیدی پکیج پیشنهادی کانینگهام چه شکلیه؟
ای وای، نکنه باز یکی داشته عکس میگرفته؟
پکیج بازخریدت رو میگم
No comments yet. Be the first to leave one.