Skins

Skins

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

Skins S02E10 WS PDTV XviD-RiVER
Kommenteerib erazerhead
RapidBaz.Org از تیم Noah

Sildid

pdtv
XviD
Avaldatud: 2012-03-18
Allalaadimised: 30
Kuulmispuudega: Yes

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

.اوه، عاشقشم

."اوه، آره "کسی

.عالیه

.ممم، آره

...انگشت کوچیکه

."سید"

سید"؟"

.آره، و شستت

!سید"؟"

!"سید"

!آی

."تونی"

.سلام

چرا من...؟ - .کلیدت رو گم کرده بودی -

.آهان. واسه همین اومدم اینجا

مست بودی. فکر می‌کردی ما هنوز .دوستای جون جونی همدیگه‌ایم

چی‌شد که کارمون به مست کردن کشید؟

همه‌مون رفتیم بیرون. ایده‌ی "شل" بود .که "جل" رو خوشحال کنیم

خب، یا اینکه حواسش رو .پرت کنیم، به‌هرحال

و موفق شدیم؟

.نه

.سوال آخر ...اینکه دستم روی خایه‌هامه

.فقط خودت تنهایی

.آهان

.باید اونو فراموش کنی

کیو؟

."کسی"

چی؟ کی حرف اونو زد؟

.اون رفته. قبلاً هم این کارو کرده .وقتشه که فراموشش کنی

.همین‌حالاش هم اونو فراموش کردم .روزهاست که بهش فکر نکردم

.خیلی خب

...فقط خواستم گفته باشم

،آره، می‌شنوم که چی می‌گی "تون"، اما، خب

اول اینکه من درباره‌ی اون حرف نمی‌زدم، ب-امروز .موضوعی که مطرحه الف-"کریس" و ب- کارنامه ست

.پس جایی برای 3-"کسی" نمی‌مونه

.و د- این به تو هیچ‌ربطی نداره

.من یه‌کم سر این قضیه گیج شدم

...می‌دونی، اگه میخوای درباره ش صحبت کنی - چرا باید بخوام با تو صحبت کنم؟ -

.راستش یه چیزی هست

راستی؟

الان تو هم لختی؟

.نه، بازم، فقط خودت تنهایی هستی

.خب، خوبه

،می‌دونم که این اتاق‌خواب توئه اما ایرادی نداره که اول تو از تخت بری بیرون؟

."باشه، "سید

حالت خوبه مامان؟

."سید"

سید" کجا بودی؟"

.تمام شب رو بیدار بودم .فکر کردم کار احمقانه‌ای انجام دادی

.کلیدهام رو یادم رفته بود. خونه‌ی "تونی" خوابیدم .نمی‌خواستم بیدارت کنم

سید"... حالت خوبه؟"

.آره

.می‌دونم که امروز قراره روز سختی باشه

...وقتی که پدرتو دفن کردیم

!مامان

فقط ... اگه دلت بخواد می‌تونم .زنگ بزنم و بگم مریضم

.اگه بخوای باهام صحبت کنی

.سید"، وایسا"

.این برای تو اومده

.و این

.دست‌خطش به نظر دخترونه میاد - !مامان -

،"گیرنده: "سید". پلاک 3، خیابان "امپرس] ["بیشاپستون"، شهر "بریستول"

.خب... چه عجیب

.تو... من... اتاق‌خواب من... تخت من

."من احتیاج به جواب دارم "کسی

.همین الان احتیاج به جواب دارم

.سلام

لطفاً می‌شه با "سید جنکینز" صحبت کنم؟

شما؟

!اوه، "سید" تویی؟

،اوه! به‌دلایلی فکر می‌کردم تو چاق‌تر از این باشی !با گوش‌های درازتر

.فیس‌بوک ،من تو رو از فیس‌بوکِ "کریس" پیدا کردم

...تو برای اون بیشتر از بقیه ی .بچه‌ها... کامنت گذاشته بودی

ولی اون‌تو از خودت عکسی نذاشتی، مگه نه؟

فقط عکس‌های کوچیکی از .شخصیتای کتاب بتمن

.من بتمن رو دوست دارم

.صحیح

ببخشید اما شما کی هستی؟

اوه، خودم رو معرفی نکردم؟ ."من "گراهام" هستم، "گراهام مایلز

بابای "کریس"؟

بله، درسته. مي‌تونم بیام تو؟

...خب

نوشیدنی می‌خوای؟ .کم و بیش همه‌چیز دارم

،مم، چای، قهوه، ویسکی، آبجو، آب‌پرتقال .آب سیب... شیرشکلات

.نه! ممنون. روبراهم

.من بابت مراسم تدفین اومدم

.آهان

،می‌دونی، قضیه اینه که

تعداد زیادی از فامیل‌ها دارن ."به این مراسم میان... "سید

."حتی از جاهایی به دوری "بیزینستوک

.بیزینستوک"، درست"

،و اونها "کریس" رو به عنوان یه پسر مهربون باتربیت، و شوخ و شنگ به‌خاطر دارن

و من واقعاً دوست دارم که .این تصویر رو حفظ کنم

.ممم

و من فکر می‌کنم که بهترین راه برای حفظ اون تصویر

.اینه که شما نیاین

چی؟

.من حضور شما رو تو مراسم تدفین نمی‌خوام

.هیچ‌کدوم از شما... «دوستانش» رو

.ما، ممم... هیچی رو خراب نمی‌کنیم

،"منظورم اینه که، و "کریس ...اون واقعاً یه آدم شوخ و شنگی بود

نمی خواد بهم بگی پسرم چه‌جور آدمی بوده! باشه؟

من می‌دونم که اون کی بوده و .می‌دونم که تو هم چه‌جور آدمی هستی

دوستای عملی‌ای که اونو .با خودتون پایین کشیدین

...اما

...من پدرشم. این مراسم تدفین پسر منه

،شما به خواسته‌های من احترام خواهید گذاشت واضحه؟

.مثل شیشه

.خوبه

.من خودم راه خروج رو پیدا می‌کنم

!اون نمی‌تونه این کار رو بکنه - مطمئنی راهی نداره که باهاش صحبت کنیم؟ -

.اون یه روانیه - .که‌این‌طور -

.کریس" رفیق ماست" .می‌دونی، این مراسم تدفین برای ماست

.انقدر به‌خودت نگیرش .اون فقط می‌خواد قدرتشو به‌رخ بکشه

!گه بخور

.نه، "سید". می‌دونم چه‌حسی داری

فکر کن بدونی! این‌روزا نمی‌دونی .که من چه‌حالی دارم

...ـ کارت‌پستال‌ها ..."سید" -

.کارنامه‌ی تخمی، و باباها

.و حالا نمی‌تونیم رفیق خودمونو دفن کنیم .و تو عین خیالت هم نیس

پس چرا تو اینجایی؟ سید"، از من می‌خوای که چی‌کار کنم؟"

...نه، من که

.نمی‌دونم

قضیه اینه که... هیچ وقت واسم .فرصتِ خداحافظی کردن پیش نمیاد

..."سید"

.اما می‌دونی، حق با توئه

،"سید" و "تونی" .تونی" و "سید". حال آدم به هم می خوره"

،همیشه من میام پیش تو به‌چه امیدی؟ من چی هستم؟

...واست ابزار ِ - .ببین، ایرادی نداره -

.ما واسه خودمون مراسم تدفین می گیریم

.آره، چه عالی

.یه مراسم تدفین بدون تابوت

بعد هم دوره می‌شینیم و .با هم روضه می‌خونیم

.پس بیا بدزدیمش

چی؟

.بیا... تابوتو... بدزدیم

چی؟

.ما مراسم تدفین "کریس" رو می‌دزدیم

انور"؟ "انور"، داري خودارضايي مي کني؟"

!مامان

.ببخشيد

فکر کردم اين ‌سوال جالب‌تر باشه «از اينکه بپرسم: «خوابي؟

«اگه مجبوري از يکي بپرسي «خوابي؟ .يعني به احتمال زياد طرف خوابه

اما درمورد خودارضايي که نميشه مطمئن بود؟ هان؟

خب؟

چيه؟

خب چي شد؟

.ما يه عهدي بستيم مامان .تا بعد از مراسم تدفين کارنامه‌هامونو باز نمي کنيم

.به نشونه‌ي احترام

مي‌تونم يه ماهيتابه‌ي خيلي داغ بيارم که .با بخار درشو باز کنيم. هيچکي هم نمي‌فهمه

.من مي‌فهمم

،اگه نمره‌هات خوب نشدن .هميشه مي‌توني پيش بابات کار کني

.مي‌دونم

.خيلي خوش تيپ شدي پسرم

.همراه ناهار واست کولفي مخصوص درست مي‌کنم

...تو فقط

.برگرد سر کاري که داشتي مي کردي

.بازم خودارضايي کن

.صحيح

.صحيح

."جل"

جل"، بهتر نيست لباس بپوشيم؟"

.مراسم تدفين ساعت سه شروع مي‌شه

تا حالا زير روکش تخت رفتي؟

.آره

الان ميري؟

.آره

.خب، بامزه‌اس

.عين شب خوابيدن تو خونه ي دوستا مي مونه

.من سقط جنين کردم

.خيلي خب

.من باهات مي اومدم

.نه. احتياج داشتم که اين کار رو تنهايي بکنم

.خيلي خب

.گمونم بهتر باشه که از اين‌تو دربيايم - .من مي‌خوام بمونم -

.يه‌جايي رو مي‌شناسم که مي‌تونيم بريم

باغ‌وحش‌ جاي خوبي .واسه فکر کردن به مشکلاته

آره؟ - .آره -

...فقط اين‌که

...عجيبه، چون

،من نمره‌هام رو گرفتم، قبول شدم

.و به "يورک" مي‌رم ."و "توني" مي‌ره به "کارديف

،و ما 600 مايل از هم دور ميشيم .و اين شباهتي به موفقيت نداره

.آدم احساس گرفتن پاداش نمي‌کنه

تو فکر مي‌کني که من اشتباه کردم، مگه نه؟

."اين‌طور فکر مي‌کني. من تو رو مي‌شناسم، "ميشل

فکر مي‌کنم اين سخت ترين تصميمي بوده .که يکي که مي شناسمش تا حالا گرفته

.اين چيزيه که فکر مي‌کنم

ما چرا اينجاييم؟ يه جور لوس کردنه؟

که حواسم از قضيه پرت شه؟ .چون من ده‌سالم نيست و از حيوانات خوشم نمياد

.نه

ما اينجا نيومديم که حواست رو .از اين موضوع پرت کنيم

اينجا جاييه که من اولين بار .کريس" رو ديدم"

واقعاً؟ - .آره -

.من هفت سالم بود .مامانش شروع کرد به‌صحبت با مامان من

و اونم يه‌پسر کوچولوي بامزه‌ بود که دستش تو شورتش بود

.و اداي ماهي‌ در مي آورد

نمي‌دونم که فکر مي‌کرده مي‌تونه ...باهاشون صحبت کنه يا

،نمي‌گم که فراموشش کن

.چون نمي‌توني و نبايد هم بتوني

More Farsi Persian subtitles for Skins

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left