نخستین 200 خط.
آنچه در "دکستر" گذشت؛
اتفاقي که افتاده يه چيزي رو درونت تغيير داده، دکس
خيلي زود واردت شده
ميترسم خواستت براي کُشتن فقط قويتر بشه
فقط ميخوام اي بابا رو قبل از اينکه يکي ديگه از دخترهامُ بکشه بگيرم
واسه کمک چي کار ميتونم بکنم؟
بدون خون
عجب ايدهي قشنگي
کاميون يخچال دار
يه محيطِ سرد ميخواد تا جريانِ خون رو آهسته کنه
،گمونم بايد ناراحت باشم ،حتي حس کنم به حريمم تجاوز شده
ولي اينجوري نيستم
،در واقع ،فکر ميکنم اين يه پيامِ دوستانهست
،يه جورايي مثل "هي، ميخواي بازي کني؟"
پيدا کردن اون کاميون بليطِ طلاييت به بخش جناييـه
خب ميامي انبار کاهـه؛ و کاميون يخچالي سوزنـه
الان سوزنِ لعنتي رو پيدا کردم
اين جداً بگاييـه، دوستان
فکر ميکنم سعي ميکنه منو تحتتأثير قرار بده
.و داره کار ميکنه
کاپيتان باور داره که بايد به بخش جنايي بيايي
ممنون، قربان
،ريتا، از جهت خودش به اندازه من آسيب ديده
ميخواي ماچش کني؟ - راستش،آره -
الان هويتِ جنازهاي که زير گذرگاه بود پيدا کرديم
.اسمش ريکي سيمونزـه يه پليس بوده
ميگن ريکي سيمونز شديد تو پروندهي خانواده کارلوس گوئررو مخفي کار ميکرده
گوئررو کلاً از يه خطِ قرمزه جديد گذشته
حالا اعصابِ تمام اداره پليسِ ميامي رو خورد کرده
منم. "جيمز"ـم، خب؟ طوري نيست
کارا" با کس ديگهاي به جز "ريکي" ميخوابيد؟"
تو بودي؟
جيمز، مُرد
،ميامي پُر از پليسهاي خوبه
.خيليهاشون امروز اينجان
ولي توهين نشه، دلم نميخواست هيچکدومتون سعي کنه مُخ خواهرم رو بزنه
.ريکي فرق داشت
از اون مردهايي بود که آدم اميدواره خواهرش عاشقش بشه
،اکثر مردم سختشونه بخوان با مرگ کنار بيان
.ولي من اکثره مردم نيستم
اين غم زده بودنه که باعث ناراحتيم ميشه
،نه واسه اينکه يه قاتلم، جدي ،فقط اون احساس رو درک نميکنم
که اَلَکي نشون دادنش رو سخت ميکنه
تو اين موارد، سايهها به کار ميان
"مک"
متأسفم، مرد - مرسي، مرد -
کيري مسخرهست
ميري سراغ گوئررو؟
گوئررو دستور اين قتلها رو داده
ميخوام کاري کنم يه تَرکِشي به اون موادفروشِ کيرخور بگيره
نميدونستم تو و "ريکي" اونقدر صميمي بودين
قضيه اون نيست. سر به سره پليس بذاري، امتيازه راه رفتن تو خيابونها رو از دست ميدي،راست ميگم؟
درست ميگي
،فقدانِ از دست دادنِ افسره همکارمون ... .ولي شجاعتش رو ستايش ميکنيم
ريکي" ترس نميشناخت"
باورت ميشه "لاگوئرتا" رو؟ حتي سيمونز رو نميشناخت
.ميدونست که پليس بوده صبر کن. تو بهش گفتي؟
.بهت افتخار ميکنم که اومدي، داش ميدونم از مراسم ختم متنفري
وضعت چطورياست؟ - طاقت ميارم -
نه نميارم. اينکه صورتم رو يه ريز واسه دو ساعت از ناراحتي تو هم نشون بدم واقعاً از کارهاي روزمرهست
تمام يه زندگي تبديل به خاکستر شده
واسه ريکي سيمونز، تمومه
،ولي بعضي وقتها يه فرصتِ دوباره گير مياري
زندانهاي فلوريدا در سال 25 هزار زنداني رو آزاد ميکنن
،بهخاطر من اين کارُ نميکنن ولي مطمئناً همچين حسي داره
دنبال کسايي ميگردم که فکر ميکنن سيستم رو دور زدن
،پيدا کردنشون سخت نيست "مثل "جرمي دَونز
جرمي" راحت قِسِر در رفته"
چهار سال تو زندان جوانان براي آدم کُشي
،براي پزشک قانوني ضربات چاقو به نظر تصادفي بوده، بدون فکر
ولي من کاره يه هنرمندِ جوان رو ميبينم
...شريانهاي اصليه زيادي بُريده شدن فمورال، براکيال، کاروتيد
امروز "جرمي" هم فقط ،يه تيکه آشغال ديگه تو خيابونـه
،ولي چهار سال پيش چشم روشنيـه ميامي بود
...صحنهي مخوفي امروز داشتيم جنازهي خونينِ پسري نوجوان
در قسمتِ جنوبي پارک ميامي درحالي که تا حد مرگ چاقو خورده بود پيدا شد
پليس هنوز نامِ قرباني رو اعلام نکرده
ولي منابعمون ميگن که بازرسين مظنوني 15 ساله را در بازداشت دارن
شنيديم که مظنون پسره بزرگتر رو
،براي نشان دادنِ تمساحها به برکه آورده ،ولي وقتي تنها شدن
از قرباني دزدي شده و مکرراً تحت ضربات چاقو قرار گرفته
ولي من ميدونستم چه آدميه و اينکه دوباره چي کار ميکنه
تنها کاري که لازم بود بکنم علامت زدنِ تقويمم و صبر کردن بود
ليموناد واسه کارگرهاي عرق کردهم؟
چي ميگيد افرادِ گروه؟ کسي نيم سوز شده؟
نيم سوز چيه؟
،وقتي درختِ ليموي جديد رو بکاريم
ميتونيم ليمونادِ تازه گرفته شدهي خودمون رو درست کنيم
ميشه يه ايستگاهِ ليموناد فروشي بزنيم؟
اولين کاره فردا صبحم درخواست واسه گرفتنِ مجوزه کاريه
ممنون که اين کارُ ميکني، دکستر
از "ميشيگان" با روياي داشتنِ درخت ميوه تو حياطم اينجا اومدم
ولي همهش ميميرن
نميتونم کاري کنم. ميکُشم چيزا رو
بايد خيلي بد باشه
خوشبختانه، من دستي تو سبز کردن دارم
.کليدِ داشتنِ مرکباتِ خوب داشتنِ کودـه آردِ استخوان بهترين کاره
هي، ريتا
پال" ديگه اينجا زندگي نميکنه"
...نه بابا. تو زندانه، ولي
،ببين، هنوز دو اونس مواد بهم بدهکاره
که يعني تو بهم بدهکاري
دخالت نکن
هيچوقت نميدونستم تو اين موقعيتها چي کار کنم
من پول ندارم - ماشين که داري -
ماشينم رو ميخواي؟
آره. کليدها توشه؟
بابام رو ميشناسي؟
معلومه که آره، مردِ کوچولو
و ميخواي يه چيزي رو بدوني؟
تو درست شبيه اوني
ميخوام بهش بگم سلام رسوندي، باشه؟
،ببين،اگه بخواي ،ميتونم برم تو خونه
،مُبلهات رو زير و رو کنم ،قشنگ خرابکاري راه بندازم
ولي اين براي کوچولوها چه معنياي ميده؟
فقط ماشينِ لعنتي رو بده بهم
چرا نميري تو کليدها رو بياري؟ من اينجا پيش دوستمون منتظر ميمونم
بيايين،بچهها، بريم داخل
چيه؟
به نظرت ميتوني با بيلِ کوچيکِ قرمزت ترتيبم رو بدي؟
همهچي خوبه اون تو؟
آره
دستمال توالت لازم داري؟
نه
معلوم بود طرف اصلاً نميدونه با کي طرفه
.سره کار گزارشش رو پُر ميکنم ماشينت رو پس ميگيريم
نه، گزارش نميخواد، دکستر
ممنون، ولي "پال" از زندگيم رفته
کاغذهاي طلاق رو پُر کردم
فقط ميخوام گذشتهم بره ديگه
خب، با "رو 4"ـت رفتش
هرچي لازم باشه
ميتونم تا وقتي يه ماشينِ ديگه بگيري برسونمت سره کار
يا ميتونم مثل ميليونها نفر ديگه با اتوبوس برم
زودباش، بيا بريم بيرون و از اين روزه قشنگ لذت ببريم
بيايين، بچهها
از چي استفاده کردن، يه تبر؟
.ضربهش تيز نيست ميبيني سرش چطوري رفته تو؟
شما اون خانمِ ماتحت قشنگِ جديدِ بخشِ مخابره رو ديدين؟
يه صورت کرهايه
صورت کرهاي چيه؟
،ميدوني، هيکلِ خوبي داره ...ولي صورتش
"روشِ "اسبِ چموش رو روش پياده کني چقدر عالي ميشه؟
آره
آره؟
مُدل سگي انجامش ميدي، خب؟
،و درست وقتي داره ميرسه به اوجش
از بالاي لگن ميگيريش و ،اسم يه زنِ ديگه رو فرياد ميزني و بم
مثل يه اسبِ چموش سوارشي چون سعي ميکنه پرتت کنه اون طرف
خيلي اوقات تو زندگي حس ميکنم بخشهاي حساسي از پازلِ انساني رو ندارم
اينم يکي از اوناست
چيه، چي کار ميکني؟ اُه، اسبِ چموش؟
ديدي؟ اونم ميدونه
.الان اولين تماسِ رسميِ جناييم رو داشتم اون برگشته
کي برگشته؟ قاتل کاميون يخچالي؟ - درسته -
باورت نميشه جنازه رو کجا گذاشته
ميدونستم برميگرده
حسِ صبح کريسمس رو داره
اونو ببين، يه معجزه رو يخ
مبهوت کنندهست
حالت خوبه، دکستر؟
مثل يه خواب ميمونه
ايستادن رو يخـه خونهي تيم ميامي بليدز
هيچوقت فکر نميکردم طرفدار هاکي باشي
آره، يه چيزي درمورد وايسادن تو يه سوراخِ بزرگِ سرد هست
.که به نظرم خيلي آرامش بخشه
خب، چي ميدونيم؟
مثل بقيه. بدون خون
،تا حالا، هيچ بُرشي که با دو دلي باشه نميبينم گوشتي کنده نشده از استخوان
فکر کنم پسرمون اعتماد به نفسش رو پس گرفته
.هيچوقت از دستش نداده بود فقط حوصلهش داشت سر ميرفت
به نظرت سعي ميکنه چي بهمون بگه؟
اينکه هاکي يه ورزشِ خشنـه
ديگه چي؟
داره هيجان رو افزايش ميده
گذاشتنِ قربانيش وسطِ يه استاديومِ 20 هزار نفري
،براي همه ميامي که ببينن
...تا نشونشون بده، نشون ما بده
توانايي چه کارهايي رو داره
چي رو از دست دادم؟
آروم باش. هيچي رو از دست ندادي
آره، ولي اون داده ... نوک انگشتهاش
جنازه مالِ اون نوک انگشتهاي يخ زدهايه که تو کاميون پيدا کرديم
."شري تيلر" يه فاحشهي ديگهست
بدون خون، نيازي به من نيست
.مورگان، بيا بالا مرکزه فرماندهي ممکنه يه مظنون داشته باشيم
واقعاً يه مظنون داريم؟
،خبرت ميکنم،داش ...وقتي برگشتم از اولين تحقيقاتِ رسميِ جناييم
ميشناسمش
شري"؟" - آره، به خودش ميگفت آلبالو -
وقتي مخفي بودم با هم يه جا کار ميکرديم
مثلاً دوست بودين؟
آره
يه بغل ميخواي؟
گمشو
دفتره نگهباني رو زير و رو کردم. يه نوار امنيتي نيست
،بذار حدس بزنم اوني که از يخ فيلم ميگرفته
گفتن کارت خوبه
.چوب تو کونم نکن مطبوعات بيرون دارن درُ ميشکنن
يکي که ديشب اينجا بوده يه چيزي ديده
No comments yet. Be the first to leave one.