نخستین 22 خط.
قسمت اول
می دونی، فقط به خاطر اینکه هنوز تو
سن 40 سالگی خرجتو پدر مادرت میدن
به این معنی نیست که هیچ کاری نگنی
اول از همه اینکه من یک رمان نوشتم
قسمت دو و سه رو بیخیال
قسمت چهارم
متوجه نمیشم، یعنی چی اتهامات
رو قبوا نمی کنند؟ اولو؟
پدر و مادرم منو ترد کردن، من هیچی نیستم
کانرد؟ بله
می خوای بری چیکار کنی؟ مسلما با دیلان میرم
این جنسی میپوشی همیشه؟
!یه خانوم تو برجدورف بهم گفت جنسش تکه
و خودت خواستی که یه بوی مبهم سکسی بدی؟
،خوب، من یه خانم رو چند هفته پیش دیدم
نمی دونم، نمی تونم از سرم بیرونش کنم
بیتریس، این دوستمه، کانرد
همدیگرو دیدیم، یه کوچولو
تو مترو؟ مترو
من شالگردنمو بهش دادم
اون شالکردنشو داد بهم، هوا سرد بود
No comments yet. Be the first to leave one.