نخستین 200 خط.
:ارائه از " عرف "
!تمرین رو شروع کن! پاها رو به کار بنداز :ارائه از " عرف "
!تمرین رو شروع کن! پاها رو به کار بنداز
!آره
،تو یه ملکهی جسوری، یه ملکهی باکلاس .یه ملکهی خفن
!ممنون کوری
.تو میتونی انجامش بدی
.تو میتونی این تیم رو مدیریت کنی
.تو خیلی از اون داداش معتادت «کم» بهتری
!خود خودشه، من خیلی از کم بهترم !خیلی خیلی از کم بهترم
.میدونی داری چیکار میکنی
!تو آیلا گوردن لامصبی
!با من بگو
!من آیلا گوردون لامصبم
!دوباره بگو - همه چی روبراهه؟ -
!یا خدا
.لِو، منو ترسوندی - حالت خوبه؟ -
.کلی صدای داد و فریاد شنیدم .فکر کردم بهت حمله شده
داد و فریاد میکردم؟
.مثل شرک. حالا لطفاً تکون نخور
.نمیخوام قبل از ازدواجمون بمیری
.آره. این نامزدم، لو لونسونه
دربارهش بهتون نگفته بودم؟
.تو خیلی از مریضهای پنج سالهم شجاعتری
،من و لو ۶ ساله که با همیم .سه ساله که نامزد کردیم
،میدونم چی فکر میکنید
ولی ما دوتا بازنده توی یه رابطهی .کسلکننده و طولانی نیستیم
،اولش کووید بود، بعد مامانش لیفت صورت انجام داد
.بعدش مامان من لیفت صورت انجام داد .اصلاً داستانی بوده
متوجه شدم که امروز صبح روی دوچرخه .یه مقدار بیش از حد رد داده بودی
همهچی سر کار روبراهه؟ - .آره. آره -
منظورم اینه که، توی روز اول کارم ...یه سری کارای بزرگ انجام دادم
که بر خلاف نصیحتهای تمام کسایی بود .که باهام کار میکنن، اما حس خوبی دارم
.ببین، تو باهوشترین گوردونی هستی که میشناسم
،میدونم معیار خیلی بالایی نیست با توجه به اینکه یه بار «نس» رو دیدم
،«که افتاد داخل حوض «دگروو
.ولی کم تو رو به یه دلیلی انتخاب کرده
،و اگر بخوام حرف خودت رو از، چمیدونم ،ده دقیقهی پیش نقل قول کنم
".تو آیلا گوردون لامصبی"
.ممنونم. دوستت دارم
.منم دوستت دارم
.اَلیه. سلام
.کونتو جمع کن بیا سر کار .به گا رفتیم
.وایسا. مامان بزرگم داره از تایلند زنگ میزنه
!مامان بزرگ! ۹۰ سالهی بزرگ
.تولدت مبارک
!امیدوارم روز پربرکتی داشته باشی .بعداً باهات تماس میگیرم
.شنیدی چی گفتم؟ به گا رفتیم. گ-ا
.املاش رو بلدم. دارم میام
من پسر جک گوردونام؟
.دیوونهکنندهست
عه، نه بابا؟
آخه دو سال پیش وقتی مامانت ،بهم زنگ زد و گفت که
"،آنا این پاکت رو بگیر و تا وقتی نمردم بازش نکن"
".گفتم "باشه عمه کلودیا، موردی نداره
".انگار عمهی ۵۶ سالهم قرار یه سری راز واقعاً سکسی داشته باشه"
.معلوم شد که یه جورایی داشته
یعنی اون و مامانم عاشق هم بودن؟ - ...خب -
وایسا، مگه اون متأهل نبود؟
.آره، متأهل بوده
مامانت تابستون ۲۰۰۳ توی خونهی ،مالیبوی اون، نظافتچی بوده
،و همسر و بچههاش توی تاکستان مارتا بودن
.و مامانت و آقای گوردون... رابطه برقرار کردن
آنا صبر کن، اون قبل از مرگش دربارهی من میدونسته؟
.بله، جک گوردون دربارهت میدونسته
و هرگز نخواست منو ببینه؟
جکی، پدر بیولوژیکیات، چطور بگم؟
.یه لاشی تمامعیار بوده
.و میلیاردها اینجورین
.به جز اپرا البته
چرا مامانم بهم نگفته بود؟
کل زندگیم فکر میکردم بابای واقعیم توی کارتل سینالوآست و
.توی تیراندازی مرده
.آره منم همینطور، و خیلی خفن بوده
طبق این نامه، مادرت میخواسته ازت ...در برابر حقیقت محافظت کنه
.که تو حاصل یه رابطهی نامشروعی
.وایسا، این یعنی من چندتا برادر دارم
.و یه خواهر
.بله داری
.و خیلی پولدارن
خب، همین حالا خبردار شدم که .تشکهای اسنوزپدیک ما رو کنار گذاشتن
اسنوزپدیک، همون تشکهای مکانیکی ارزون که از تلویزیون میخرن؟
اون "تشکهای مکانیکی ارزون" بزرگترین .اسپانسر ما هستن
،ظاهراً یه خانوادهی شدیداً مذهبیِ مسیحیان
.و اسمشون نباید مرتبط بشه به یه... معتاد
برادرمون معتاد نیست، خب؟ .اون یه مرد پولداره که مشکل مواد مخدر داره
چرا فقط یه اسپانسر جدید پیدا نکنیم؟
حتماُ آیلا. بذار یه نگاهی بندازم به لیست رویایی ۵۰۰تا کمپانیای
که میخوان میلیونها دلار بدن به .یه تیم ورزشی بدنام
.تماس میگیرم و حلاش میکنیم
.نه، چی؟ خودم. خودم حلش میکنم
چطور؟ - .به عنوان رئیس وظیفهی منه -
.نیازی ندارم که برادرهام دستم رو بگیرن ،همونطور که کوری میگه
.من باید از شیبدارترین تپهها به تنهایی بالا برم
کوری کیه؟ - .مهم نیست -
.شخصاً انجامش میدم
اسنوزپدیک کجاست؟ دره سن فرناندو؟ مرکز شهر؟
.ایندیانا - ایندیانا؟ -
.کیر توش
الی؟
.برو بریم
مجبورم بیام؟
.آره. معلومه که قرار نیست تنهایی برم ایندیانا
.نس، یه لحظه وایسا
.اوضاع بده. به گا رفتیم
.نه میدونم. عاشق اسنوزپدیکام
.باعث میشه شبها خفه نشم .وقفهی تنفسی شوخیبردار نیست
.نه رفیق، آیلا رو میگم
.هیچ ارتباطی با اسپانسرهامون نداره
،و ترید نکردن تراویس به کنار چه غلطی داریم میکنیم اینجا؟
.باید بره .و مجبوریم با هم انجامش بدیم
.همچین حرکت بزرگی رو بدون صحبت با کم انجام نمیدم
.خوب هوشیار بنظر میای پسر
.بهم دروغ نگو. فاجعهست قیافهم
.هی
.دیشب سعی کردم دهانشویه استنشاق کنم .حالم خیلی کیریه
.ای داد. خیلی... سخته - .آره -
چی میخواید؟
.خیلی راضی هستیم که آیلا رو مسئول کردی
.خیلی... میدونی، فمنیستیه .پرحاشیهست
."انگار داریم میگیم "کون لقت مردسالاری
.این کسشرای ووک رو ول کنید .پنج دقیقهی دیگه با افسر آزادی مشروطم جلسهی آنلاین دارم
ما یکم دستپاچه شدیم، خب؟
آخه تراویس رو نگهداشته، میخواد ،یه بازیکن گمنام از لیگ جوانان بیاره
و حالا اسنوزپدیک رو از دست بدیم؟
البته اگه منصف باشیم، این بیشتر .مربوط به تو بود
...داریم سعی میکنیم بفهمیم که چرا آیلا رو انتخاب کردی
.در مقایسه با بقیهی گزینهها
.ولی حالا چند روزی رو هوشیار گذروندی .میتونی واضح فکر کنی
.شاید بخوای تصمیمت رو تغییر بدی
.خیلی خب
.متوجهم
،پس من خواهرم رو به شماها ترجیح دادم .و حالا شما لوسهای نکبت نمیتونید باهاش کنار بیاید
.نه - .تقریباً همینه -
.این آخرین چیزیه که الان باید باهاش سروکله بزنم
.من توی ترکام
،کل ۴۸ ساعت گذشته قیر سیاه ریدم
و دیشب به یکی از پرستارا گفتم .بهم سودافید بده
.یا خدا
این شبیه مردی میاد که دلش میخواد کشونده بشه داخل یه مسئلهی پرسنلی
توی شغل قدیمیاش؟
.نه - .نه -
.نه - .نه، اینطور نیست -
،اگر فکر میکردم شماها از پسش برمیاید ،شما رو انتخاب میکردم
.ولی مشخصه که نمیتونید
...هیچکدومتون احیاناً
کوکائین ندارید؟
.نه
.البته که نه
.چون بازندههای نکبتاید
.فکر کنم واضحه
.میخواد که ما قضیه رو حل کنیم
.آره، باید بریم سراغ هیئت مدیره
.آخرین سوالی که ازتون پرسیدم
مطمئنید؟
.شر... شرمنده مرد - .ما... ما مطمئنیم -
.بازندههای کونی
.کرن مریکمن، همیشه عاشق مسکاتات بودم
.اوه. ماروین تشکی
.آره، اون از زمانی که کمپانی افتتاح شد، همراهمون بوده
.از سال ۲۰۰۶ تا الان
.اوه. خب، اصلاً پیر نشده
قدردان شما خانمها هستم که تشریف آوردید ،این بیرون به قلب سرزمین
.و امیدوارم خبرهای بهتری داشته باشید
.و اما حقیقت اینه که، قضیه برای اسنوزپدیک تمامشدهست
.ببین کرن، درک میکنم
.کم اشتباه وحشتناکی کرد
اما مگه عیسی مسیح نبود که گفت ببخشایید و فراموش کنید؟
.اوه این یکی، همیشه داره آیات کتاب مقدس رو نقل قول میکنه
.راست میگه
.«کتاب مورد علاقهم، انجیل، فیلم مورد علاقهم، «رمز داوینچی
زیاد شبیه نیستن، ولی کیه که از تاک هنکس خوشش نیاد؟
،واقعیت امر اینه که
.ویوز این فصل گند زدن
پس، برای چی داریم پول میدیم؟
خب، اقرار میکنم که آمارمون این فصل ،خیلی خوب نبوده
اما باور دارم که ما پتانسیل این رو .داریم که اوضاع رو تغییر بدیم
قطعاً. و میدونید که مارکوس وینفیلد .هنوز هم یه بازیکن نخبه توی این لیگه
.ربطی به بحثمون نداره
.حالا، ما یه برند خانوادگی هستیم
،وقتی فکر میکردم کم یه مرد خانوادهداره .مشکلی با همکاری باهاش نداشتم
ولی الان با کی طرفم؟
نس؟ سندی؟
شما؟
.بله کرن. من رئیسم
.به خاطر همینه که اینجام
آره، ولی مگه شما توی یه مجلهی بزرگسالانه نبودید؟
.آها، «پلیبوی» بود. مال ۱۵ سال پیشه
.و روی سینههام توپ بسکتبال گذاشته بودم
.ببینید
.ما به خانوادهها تشک میفروشیم
.شما، نس و سندی، ارزشهای ما رو نمایش نمیدید
،الان ما یه مدل سابق جنسی داریم
،یه بازیکن شکستخورده ،به همراه یه دختر لنگ شوهر
.و بعد اون یکی با سبک زندگی غیرسنتی
.ببخشید
.هیچ جایگاهی برای خانواده در ویوز نیست - .کرن -
.ویوز خانوادهی منان
و بله، ممکنه که پدر من چندتا عکس ،با صدام حسین داشته باشه
.ولی ما آدمای خوبی هستیم
No comments yet. Be the first to leave one.