نخستین 199 خط.
اوه-اوه، دردسر در خانه.
آره، همین الان بهم کات کرد، اونم با یه ایمیل «جان عزیز» که خیلی هنرمندانه نوشته شده بود.
آخ... زندگی در دریا همینه دیگه.
خب، اگه میخوای بریزش توی خوراکلوبیا!
هی، فرای، گریدی اون نرده رو درست کرد؟
داره روش کار میکنه، قربان.
اوه... هی، اون بازی پینگپنگ کمی قبل خیلی خوب بود.
آره، نفر بعدی خودتی.
توربین سمت چپ چطوره؟
روشنه و کار میکنه، قربان.
و... اه... غرور جریحهدار شدهت چی؟
اه... تعمیراتش در جریانه.
هوم، فراموشش میکنی.
کاپیتان، شما چند تا دوستدختر سابق دارید؟
اوه... هو... هو... هو... هو، بیشتر از اون که بشه شمرد.
پس دارم از استاد یاد میگیرم.
آره، به عنوان کاپیتانت سعی میکنم با عمل خودم بهت یاد بدم.
این رو شنیدی؟
آره.
بخش مهندسی، چی شده؟ چه خبره!؟
نمیدونیم قربان...
امروز قراره چیزهای هشداردهندهی زیادی بشنوید.
فقط سعی کنید یادتون باشه که این فقط یک مانوره.
به عنوان تحلیلگرِ موقعیتهای اضطراری، کار من ترسوندن شماست و...
...امیدوارم، آماده کردنتون
برای بدترین فاجعههای قابل تصور.
ما باید احتمال واقعی
یک پاندمی جهانی رو بپذیریم
که شامل یک ویروسِ بسیار بیماریزای شبیه سارس باشه...
سازمان بهداشت جهانی پیشبینی میکنه که...
آه... برای اهداف این مطالعه، ما شهر سنت لوئیس رو انتخاب کردیم.
مرحله اول: اثرات طولانیمدت تشعشعات پس از هستهای.
مرحله سوم: جلوگیری از وحشت عمومی.
خیلی خب، سوالی هست؟
هی، مانستر (هیولا).
هی، خوشتیپ.
بیا مانستر، یه جا انتخاب کن.
مولی آن کفری؟
اسمم کاونا است. مامور فدرال.
یکی از نقشههای شما فعال شده.
در واشنگتن بهتون نیاز هست.
کدوم نقشه؟
آستانه (Threshold).
شما همین الان تبدیل شدید به مهمترین فرد روی سیاره.
دکتر کفری؟
اسم من جی.تی. بیلاک هست. من...
معاون مشاور امنیت ملی هستم.
بله، میدونم.
فکر کنم شما و توتو (سگش) توجیه شدید؟
توی مسیر اینجا.
شما این رو سه سال پیش نوشتید.
آیا چند دقیقه وقت لازم دارید تا مطالب رو مرور کنید
قبل از اینکه شما رو به دست گرگها بسپاریم؟
نه. آمادهام.
خیلی خب. ورود سگ ممنوعه.
جیم، حواست به این حیوون باشه.
بیلاک: تا جایی که شنیدم،
دفتر ریاستجمهوری فکر میکنه شما یه جورایی نابغه هستید.
کفری: اوه، در موردش مطمئن نیستم.
اما در چند مورد بهشون مشاوره دادم.
بیلاک: فروتنی شما تحسینبرانگیزه.
حالا بیخیالش.
باید کنترل رو به دست بگیرید.
کفری: تلاشم رو میکنم.
چند نفر در جریان این موضوع قرار گرفتن؟
چند نفر میدونن؟
دفاع، امنیت داخلی، لنگلی، ناسا.
طبق پروتکلهای خودتون محدود نگهش داشتیم.
در مورد رئیسجمهور چی؟
هنوز نه.
موفق باشید.
بیلاک: دکتر کفری، مشاور امنیت ملی، آندریا هاتن.
خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت، مولی.
من هم همینطور.
خانمها و آقایان،
طبق دستور اجرایی 221-C،
به همه یادآوری میکنم
که موضوعی که قراره دربارهش صحبت کنیم
طبقهبندی فوقمحرمانه داره،
بدون هیچگونه انتشار خارجی.
این تصویر توسط تأسیسات ما در کوهستان شاین گرفته شده.
شما دارید تابش حرارتیِ یک شیء ناشناس رو میبینید
که وارد مدار زمین شده...
از اعماق فضا...
در ساعت 22:00.
تقریباً در ساعت 22:12،
این شیء چند تا اصلاح مسیر انجام داد.
اصلاح مسیر؟
درسته، دریاسالار. ما معتقدیم که این شیء
تحت کنترل فرازمینیهاست.
ما ارتباطمون رو با این شیء در این مختصات از دست دادیم.
گارد ساحلی به ما اطلاع داده
که یک کشتی نیروی دریایی در نزدیکی اون منطقه سکوت کرده.
در این لحظه، میخوام جلسه رو به دکتر کفری بسپارم،
تحلیلگر ارشدِ اندیشکده بلکوود.
دکتر کفری پروتکلهایی رو نوشته
که امشب اجرا خواهیم کرد.
دکتر کفری.
ممنونم.
شاید بعضی از شما ندونید
که یک تحلیلگرِ موقعیتهای اضطراری چیکار میکنه.
من با بدترین سناریوهای ممکن سر و کار دارم...
...آنچه قابل تصور نیست.
و این موضوع قطعاً همینطوره.
نقشه «آستانه» به عنوان یک اقدام واکنش سریع برای سناریوی برخورد اول طراحی شده.
مرحله اول نقشه، دستور
قرنطینه فوری محل فرود، یا...
...احتمالاً محل سقوط رو میده.
بعد از اینکه شیء به طور مؤثر توسط نیروهای عملیات ویژه
امنسازی شد،
مرحله بعدی اعزام یک «تیم قرمز» هست.
اولویتهای اونها سه مورده:
تأیید وجود حیات فرازمینی--
هوشمند یا غیره--
تلاش برای برقراری ارتباط با اون،
و در نهایت، تعیین نیت اون،
که آیا تهدیدی محسوب میشه یا نه.
کاونا: و اگه بود چی؟
جوابش رو میتونید در صفحه ۴۵
تحت عنوان فصل «چه کنیم اگه کارمون تمومه» پیدا کنید.
خب، کدوم یکی از نامزدهای تیم قرمز رو تونستید جذب کنید؟
میکروبیولوژیست مورد نظرتون، نایجل فنوی، رو داریم.
کفری: عالیه، اون پزشک هست با سابقه آسیبشناسی.
رادیکالِ سابق دههی ۶۰، کلهشقِ کلهشق.
اگه طرف ما حیات فضایی باشه،
اون کمک میکنه بفهمیم چطور غذا میخوره، میخوابه و نفس میکشه.
خب، نفر بعدی: لوکاس پِگ.
آزمایشگاه پیشرانه جت، پاسادنا.
کفری: (عالیه. اون توی طراحی کاوشگر مشتری کمک کرده....)
(کاپوتش رو بالا میزنه و بهمون میگه چطور کار میکنه.)
(همچنین یکی از برندگانِ رکورددارِ مسابقه «جپاردی» هست.)
خوب شد بدونم.
نفر سوم در لیست ما:
آرتور رمزی.
کفری: (متخصص زبانشناسی و ریاضیات کاربردی....)
(اگه موجود فضایی ما بخواد تماس بگیره، اون ترجمهش میکنه...)
کاونا:
(قمار، میگساری و رقصندههای کلوپ داره.)
همه ما عادتهای بد خودمون رو داریم.
واقعاً؟ و عادتهای بد شما چیه، دکتر کفری؟
من اونها رو فقط برای کسایی فاش میکنم که لازم باشه بدونن، آقای کاونا.
کاونا: خب، این هم از تیم قرمز شما.
خیلی هم شبیه «فرشتگان چارلی» نیستن، هستن؟
فنوی: بذارید این رو شفاف کنم.
ما ممکنه شاهد بزرگترین لحظه
تاریخ بشر باشیم، و شما آدمها
میخواید مخفی نگهش دارید؟
دقیقاً همینطوره.
اگه بشه از تکنولوژیشون
مهندسی معکوس انجام داد چی؟
آیا میخوایم بیفته
دست کشورهای دیگه؟
خدا نکنه که دولت بخواد به بقیه دنیا
حق امتیاز بده.
پِگ: یه فکر بهتر دارم. اگه متخاصم باشن چی؟
منظورم اینه که، حتی اگه خیرخواه باشن، حضورشون به تنهایی ممکنه
باعث وحشت جهانی بشه.
ببینید آقایون، ما نمیدونیم با چی طرفیم.
و تا وقتی ندونیم، هر چیزی که کشف کنیم، در همین اتاق میمونه.
هیس. مالِ کسیه که پیداش کرده.
هی، حالا که داریم درباره موجودات فضایی صحبت میکنیم،
من از آدمربایی خوشم نمیاد.
این اردوی تفریحی کوچولو چقدر قراره طول بکشه؟
تا ابد.
پس چی، من زندانیام؟ این یکی جواب نمیده.
هی، میتونم یک دقیقه خصوصی باهات حرف بزنم؟
درب شماره یک یا درب شماره دو؟
اوه... اه... آره... من... داری از...
...داری از چی حرف میزنی؟
درب شماره یک: یه خطکش محاسباتی و یه لبخند برمیداری،
و کاری که بهت گفته شده رو انجام میدی.
درب شماره دو: ناپدید میشی توی یه سلول کوچک
برای باقی عمرت که باید سولیتیر بازی کنی،
با لطف دولت فدرال.
نمیتونی این کار رو بکنی-- این غیرقانونیه.
تضعیف امنیت ملی هم غیرقانونیه، دوست من.
ما اینجا داریم توی آبهای تیره شنا میکنیم، فهمیدی؟
پس دوباره ازت میپرسم...
درب شماره یک یا دو؟
بیلاک: با هلیکوپتر میفرستیمتون به سمت کشتی باربری با اسکورت نیروی دریایی.
امنسازی کشتی اولین اولویت شماست.
هرچند، یه پیچیدگی کوچیک پیش اومده.
آژانس امنیت ملی به ما اطلاع داده که کرهایهای شمالی
هم این شیء رو شناسایی کردن.
اونها یک زیردریایی کلاس کیلو فرستادن تا تحقیقات انجام بدن.
چقدر وقت اون بیرون داریم؟
نهایتاً پنج، شش ساعت.
این دیگه چیه؟ جنگ دنیاهاست؟
کاونا: خانمها، آمادهاید؟
کفری: احتمالاً نه، ولی ترجیح میدم احتیاط کنم تا پشیمون بشم.
آیا در نظر گرفتیم که این موضوع چطور ممکنه به نظر برسه؟
اگه اونا با نیت صلح و دوستی اومده باشن چی؟
باور کن لوکاس، منم امیدوارم همینطور باشه.
ده دقیقه پیش نگران وحشت جهانی بودی.
من دوست دارم از همه زوایا به قضایا نگاه کنم و نگران باشم.
اون چیه؟
اوه، این... عهد جدید، اول قرنتیان هست.
قراره چطور فضاییها رو توی موعظههای یکشنبهشون جا بدن؟
داری مسخرهام میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.