The Terror

The Terror

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Terror S01E05 First Shot a Winner Lads 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Terror S01E05 REPACK 1080p WEB H264-DEFLATE
The Terror S01E05 1080p WEB H264-DEFLATE
The Terror S01E05 WEBRip x264-ION10
The Terror S01E05 720p WEBRip MkvCage
The Terror S01E05 XviD-AFG
The Terror S01E05 480p WEB x264-RMTeam
The Terror S01E05 720p HEVC x265-MeGusta
The Terror S01E05 REPACK 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Terror S01E05 720p WEB H264-DEFLATE
ناشر Reza_potter7
░▒╠▷ رضــا بــلالی ¦¦ DiBaMoVieZ ◁

برچسب‌ها

web
720p
720
x265
HEVC
1080
webrip
BRip
2CH
mkv
MkvCage
x264
480p
480
تاریخ انتشار: 2018-04-08
تعداد دانلود: 61
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.شروع شد آقای دووکس

.اندازه بگیر

.سی صد متر بر ثانیه، قربان

.فشار اتمسفریک رو روی 30.191 اینچ علامت بزن

.منفی پنجاه و دو

آخری بود قربان؟ .پاهام داره یخ میزنه

.یه چیزی بذار روش. دوتا دیگه داریم

.افراد ترور سوار شدن، قربان

.صبح بخیر ناخدا

قراره دوباره جلسه‌ی فرماندهی رو بدون فرمانده‌مون برگزار کنیم؟

.ناخدا کروزیر سلام رسوند

ولی تونستیم تمام انبار ترور رو که .خواسته بودین بیاریم

.آقای هورنبی داره روی انتقال نظارت میکنه

چیزی هست که بهم نمیگی، ادوارد؟

.کلی کار روی ترور هست، قربان

.خب پس طولش نمیدم

داندی میتونه گزارش بده که ،وضعیت مردان جفت کشتی در حمل و نقل چطوره

و از آقای رید می‌خوام که .در رابطه با وضعیت یخ مستقیما به شما گزارش بده

.دختره

.امروز وقتی رفتی، اونم با خودت میبریش

قربان، به این فکر کردین که ...آدمایی روی ترور

.این دیگه مشکل فرانسیسه

.دیگه از اون دختر توی کشتی‌م پذیرایی نمیکنم

.مردان اینجا از وجودش ناراحت هستن

ناراحت، قربان؟

.خواهی دید

.و بالاخره، پا

.پاها

.بله، بله

.براوا - .پاها -

ناخدا فیتجیمز هرروز صبح دستور میدن که .اونا رو برداریم

،اگه بذاریم بمونن .تنبیه‌مون میکنن

.خب من دستور دارم که ببرمش

.الان دیگه مشکل تروره

...من

درست شنیدم، ناوبان؟

داری میبریش؟

میشه منم بیام؟

،دارم روی دیکشنری "اینوکتیتوت" کار میکنم

،و اون بالاخره داره حرف میزنه

.اونم به سرعت

از اون هیولا هم حرفی زده؟

،هنوز نه ...هنوز من چیزی تشخیص ندادم، ولی

.احساس میکنم نزدیک شدیم

شرایط ترور رو درک میکنی؟ - .بله -

.پس برو. و به خوبی آماده شو

،هوا داره خراب میشه .شاید کمی پیش ما بمونین

.میریم. بیرون

ترور؟

ناخدا فیتجیمز میگه ،خوشحاله که یکی ازمون کم شده

.با توجه به تعداد زیادمون

.شاید باید یه دیکشنری به زبان "نیوفی" هم بنویسی

.یا کاپوچین

.نگهش دار

چرا از من میپرسی آقای گودسر؟ .تو که با ناخدا حرف زدی

.وسایلتم که جمع کردی

.دکتر، اومدم بگم که قراره از نردبون بالا بریم

،ناخدا این تصمیم رو به عهده تو گذاشته

.محض اینکه یه وقت من هم رفتم

.من جات بودم خودمو نگران این مسئله نمیکردم

.باشه. با دختره برو

.و یادت نره هممون رو به مراسم عروسی دعوت کنی

تا حالا کسی شما رو به مراسم عروسی دعوت کرده، آقای استنلی؟

همیشه اینقدر پرروـه؟

.نه

.جدیدا اینجوری شده

.از این دوماه باید استفاده بشه، آقای کلاسون

.هرهفته رفتن برای مطالعه، اونم همیشه

اسم؟ - .ویلیام ونتزل، قربان. از ترور -

.خب ناخونات خیلی داغونن آقای ونتزل

.نمیشه از این چشم‌پوشی کرد

،سه روز اضافه خدمت براش بزن .و یه روز دیگه هم برای یقه‌اش

!افراد

شرط میبندم ...تا به امروز اینقدر فرصت نداشتین تا

!خودتونو تمیز نگه دارین

،ولی همچنین درک میکنم ،با توجه به تعداد زیادمون

.تاحالا اینقدر زمان کمی برای دستشویی نداشتین

...با اینوجود

،نُه نفر از شما .امروز اضافه خدمت براشون ثبت شده

.این باید بهتر بشه

.هفته بعد، این آمار باید صفر باشه متوجه شدین؟

!بله قربان

.خوبه - .ادامه بدین افراد -

آقای کالینز؟ - .قربان، درباره‌ی دسته‌ی تروره -

چی شده؟

،گفتین اگر همچنین اتفاقی افتاد، بهم خبر بدین .و این اتفاق افتاده

ناوبان لیتل امروز اومد

.با درخواستی به امضای ناخدا کروزیر

.برای اتاق مشروب

چندتا برد؟

.شانزده بطری، قربان

.ممنون آقای کالینز

.قربان

!آقای هورنبی

!آقای هورنبی

.تا قبل از اینکه خشک بشه ببندش، آقای هیکی

همونطور که میبین، من امشب .سرم بدجور شلوغه

.بیا پایین، میذاریمش پشت تو

.آقای هورنبی روی یخ سر خرد .اون مُرده

.بانوی ساکت پیش ماست

.ببرش به انبار آذوقه

.اونجا جاش امنه - کسی همراهش میمونه؟ -

.کنار ناوبان هاجسون جاش امنه

.برو

.بیارش پایین

.آروم

آقای هارنبی چش شد؟ - .نمیدونیم -

،تا زخم‌هات خوب نشدن .نباید چیز سنگینی بلند کنی، آقای هیکی

.اونوقت باید خیلی درد بکشی .مطمئنم دکتر مک‌دونالد بهت گفته

.بله

من و آقای دارلینگتون .داشتیم درباره همین حرف میزدیم

.ببخشید

با وزنی که کشتی داره ،و تغییر جهتش از محور مرکزی

...ما

.آه، ادروارد

کَلَکِ مِدوسا" چطور پیش میره؟"

آقای هورنبی در مسیر برگشت .روی یخ سر خورد

.دکتر مک‌دونالد فکر میکنه ایست قلبی کرده

هورنبی مُرده؟

.بله

دارن آمادش میکنن .تا ببرنش مرکز پیش بقیه

.آدم خوبی بود. محکم بود

.تیزپا بود

،ببخشید که مسائل رو قاطی میکنم، قربان

.ولی ما بانوی ساکت رو هم با خودمون برگردوندیم

،سعی کردم به ناخدا فیتجیمز، که روی کشتیه .یادآوری کنم، ولی اون پافشاری کرد

.آقای گودسر هم اومدن

،ظاهرا در چیزی که ازش خواسته بودین .پیشرفت کرده

.خیلی خوبه

،همین که سر و سامون گرفت و غذا خورد

.بانو و آقای گودسر رو بیار

.برای چای مهمونشون میکنم

.کلی حرف داریم که باهم بزنیم

توماس، ممکنه؟

،بدنه کشتی رو چک کن ...و اگه اشکالی پیدا کردی بهم بگو

،فرانیسیس، توی این سرما

.هیچکس نباید بیشتر از نیمساعت بیرون بمونه

.راست میگی

.فردا براش مراسم برگزار میکنم

.دکل یدک رو آماده کن که بره بالا

،ببینیم یخ حالا چی میخواد .و صبح نقشه رو نهایی میکنیم

.بله

.در اتاق مشروب اربوس، ویسکی نیست، قربان

.فقط جین هستش. عرق نیشکر و جین

!لعنتی

!جاپسن

.پدرم جین میخورد

مطمئن نیستم آقای کالینز .اون مقداری که امیدوار بودیم، محتاط باشه

...درسته، تو باید اینکارو کنی

...برمیگردی، و اینبار به آقای کالینز میگی

.از انبار شخصی جیمز بگیرتش

در این سال‌ها .به اندازه کافی از من گرفته

.حاضرم بمیرم و جین نخورم

!آه، جاپسون

.آقای هورنبی مُرده

،با وجود حضور آقای هلپمن روی اربوس

میشه لطف کنی و وسایل شخصی آقای هورنبی رو جمع کنی

و بذاریشون توی انباری برای خانوادش؟

ببین کی بهترین دوستش بود

.و تنباکوهای آقای هورنبی رو بده به اون مرد

.انجام شده تصورش کنین، قربان - .ممنونم -

یادت هست چقدر ویسکی توی انبارهای من مونده بود؟

.دوتا بطری، قربان

.بیارشون بالا - .بله قربان -

.وقتت همینقدره

.مطمئن شو تموم نشه

.بله قربان

.دیگه باید این نمک احتمالا خوب بشی .روند بهبودیت خوبه

.مهربونی شما تمومی نداره، آقای گودسر

.جدی گفتم

.دیگه مرد سخاوتمندی روی این کشتی‌ها نیست

بانوی ساکت رو آوردن روی کشتی تا ناخدا ازش بازجویی کنه؟

واقعا اینکارت روی کسی هم جواب داده، آقای هیکی؟

.ممنون از کمک امروزت

،بیشتر از چیزی که فکر میکردم اینجا مریضی هست .اونم با این تعداد کم

.به خاطر هواست

میخوام به ناخدا پیشنهاد بدم که ...تمام سفرهاش از و به اربوس رو

.لغو کنه، تا هوا خوب بشه

،نمیخوام ببینم یکی دیگه از این پسرا .یه جای بدنشون رو از دست بدن

،شنیدم توی هوای به این سردی .دندون ممکنه منفجر بشه. تصورشو بکن

.لازم نیست تصور کنم

،در سال 39 با ناخدا پنی

.دندون صیاد اصلیمون، ترکید

،ریشه دندون گرم میمونه ...ولی سطح دندون مثل یه بمب

.منجمد میشه

...تا وقتی من اینجام

،کسی از آدمایی که توی کشتی هستن خطی نیوفتاده روشون؟

.روی لثه‌هاشون

.مثل یه خط خاکستر، روی بافت لثه - .نه -

علادمی دیگه‌ای هم هست؟

.سردرد، بی‌حسی، درد مفصل

.احتمالا فراموشی

چیزی به جز اسکوربوت؟ .میدونم که شروع کردی به بررسی پرونده‌ها

.نه، این کاملا فرق داره

اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه؟

.بلافاصله به بیسموت فکر کردم

،تحقیقاتی روی چند جسد

،که بعضی‌هاشون سفلیس داشتن

.ماه‌ها داشتن برای بیسموت درمان میشدن

.توی لثه‌شون جمع شده

More Farsi Persian subtitles for The Terror

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left