Running Point

Running Point

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Running Point S01E01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Running Point S01E01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-APEX
Running Point S01E01 1080p WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-Scene
Running Point S01E01 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 HEVC-YELLO
Running Point S01E01 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
Running Point S01E01 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Running Point S01E01 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
Running Point S01E01 720p NF WEB-DL H264-FLUX
Running Point S01E01 720p WEB H264-JFF
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | مریــــــم سهرابی ◄◄🟨

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-01
تعداد دانلود: 69
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫اون جمله معروفه چیه؟ ‫همه‌ی خانواده‌های خوشبخت شبیه هم هستن،

‫ولی هر خانواده داغونی یه مدل داغونه؟

‫دقیق نمی‌دونم، ‫از دانشگاه انصراف دادم.

‫ما یه کسب و کار خانوادگی داریم، ‫خب چرا باید براتون مهم باشه؟

‫چون کارمون بزرگ‌ترین باشگاه‌داری بسکتبال

‫تو تاریخ این بازیه.

‫لس‌آنجلس ویوز.

‫و این داستان خانواده‌ی داغونیه که من می‌چرخونمش.

‫این داداش بزرگمه، کمرون «کم» گوردون.

‫رئیس باشگاه ویوز ـه.

‫کم همیشه میگه «با من».

‫با من.

‫با من. با من.

‫ولی فقط یه پولدار از خود راضی نیست.

‫همه چی رو درباره‌ی این تیم از حفظه.

‫هفته بعد میرم ممفیس واسه انتخاب دور دوم.

‫و این حرف از زبون خواهرش یکم عجیبه،

‫ولی خب، جذابه؟

‫همه عاشق کم گوردونِ بزرگ هستن.

‫این داداش دوممه، نس.

‫مدیر کل تیم.

‫مثل کم خوش‌برخورد نیست.

‫لعنتی! مونیکا، لکه‌برم رو بیار.

‫ولی تنها گوردونیه که واقعا بسکتبال بازی کرده.

‫واسه همین بابا انتخابش کرد.

‫نس فقط نیم‌فصل دووم آورد.

‫بعدش رفت فیلیپین که اونجا حرفه‌ای بازی کنه...

‫تا اینکه تو مانیلا دستگیر شد،

‫وقتی می‌خواسته به بادیگارد یه کلوپ ‫قرص اکستازی رشوه بده.

‫شانس آورد که بابا آدمای قدرتمندی داشت ‫که نجاتش دادن.

‫می‌خوام از آقای رامسفلد تشکر کنم ‫که کمک کرد آزاد بشم.

‫بالا و پایین زیاد داشته، ‫ولی بازیکنا عاشقشن.

‫این الکساندر سندی گوردونه، ‫داداش ناتنی کوچیکترم.

‫اصلا ورزشکار نیست.

‫لعنتی.

‫مدیر ارشد مالی ویوزه.

‫باهوشه، جاه‌طلبه، و چطور بگم؟

‫اونم خیلی خسیسه.

‫هاها! این یه مزیت مالیاتیه.

‫موظفید به اداره مالیات گزارش بدید.

‫بی‌رحمه، که خب باید هم باشه،

‫وقتی پول یکی از ‫بزرگ‌ترین تیمای لیگ رو مدیریت می‌کنی.

‫خب، اینا برادرهام هستن.

‫سه تا برادر با کارای بزرگ و پرپول و مهمشون.

‫ولی این قصه درباره اونا نیست. ‫درباره‌ی منه.

‫من کی‌ام؟

‫من آیلا گوردونم، مسئول امور خیریه.

‫کارم اینه که با کمک پلتفرم ویوز ‫به ارتقای جامعه‌ی گسترده‌تر کمک کنم.

‫سلام، لیندا.

‫چی شد؟ خوابتون برد؟

‫خب معلومه کارم مزخرف و حوصله‌سره.

‫بابام هیچ‌وقت اهمیت نداد ‫که من بسکتبال دوست دارم.

‫مشکل حمله اینه که شوت‌زن بیرون از محوطه نداریم. ‫

‫باید یه دفاع‌شوت‌زن بگیریم ‫که بتونه سه‌امتیازی بزنه.

‫که می‌رسیم به مسئله بعدی. ‫دفاع انتقالیمون افتضاحه.

‫بابام، خدا بیامرز قدیمی فکر می‌کرد،

‫که یعنی بگی‌نگی یه مردسالار عوضی بود.

‫پس آره، منم سرکشی کردم. ‫

‫یه فوتوشوت برای پلی‌بوی انجام دادم،

‫و یه ازدواج ۲۰ روزه با برایان آستین گرین کردم. ‫

‫مرد خوبیه.

‫راستش داشتم تبدیل می‌شدم به... ‫

‫می‌خوام برگردم تو.

‫لکه ننگ خانواده!

‫خیلی داغونی.

‫بیا تو تیم ما کار کن.

‫قبول کردم.

‫کم منو گذاشت تو بخش امور خیریه.

‫به کمپ بسکتبال ویوز خوش اومدین. ‫بزن بریم!

‫چیزی نبود که تصور می‌کردم، ‫ولی حداقل به بازی نزدیک بودم.

‫از اون بچه کرونا گرفتم.

‫سلام، مگان.

‫گاهی فکر می‌کنم وقتی بابام فوت کرد،

‫روزای اوج تیم هم باهاش رفتن.

‫ولی این میراث خانوادگی ماست.

‫اصل و نسب ماست.

‫دلم می‌خواست بخشی از این هیجان باشم؟

‫صد درصد، چون عاشق بسکتبالم.

‫ولی یه چیزایی هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنن.

‫بچه‌ها، به نظرتون بهتر نیست ‫وقتی با ممفیس بازی داریم

‫از دفاع «باکس اند وان» استفاده کنیم؟

‫- به نظرم خیلی جواب میده. ‫- جان، مایکل...

‫ولی خب، من فقط «آیلا مسئول خیریه‌هام»، ‫پس دهنم رو می‌بندم و کارمو می‌کنم.

‫تا امروز که همه چی عوض شد. ‫

‫هی، باید اینو ببینی.

‫این الی لی ـه، ‫بهترین دوستم و رئیس دفتر ویوز.

‫اهل جنوب شیکاگوـه، خیلی سرسخته.

‫و زیاد فحش میده.

‫تو عن وضعیتی گیر کردیم.

‫کم، می‌ذاره میره.

‫نه. اصلاً بره بوستون، نیویورک، شیکاگو، ‫به یه ورم نیست.

‫یه چیزی که نگفتم، داداشم کم...

‫- ایول! ‫- مشکل مواد داره.

‫ریچ، تو نمی‌فهمی، ‫من به سقف حقوق اهمیتی نمیدم.

‫به یه بازیکن ۳۲ ساله با یه آرنج داغون ‫این همه پول نمیدم.

‫- واقعا؟ ‫- آره.

‫- می‌دونستم مشکل آرنجش رو پیش می‌کشی... ‫- لعنتی.

‫که موقع شیرجه زدن برای توپ ‫برای تیم تو آسیب دید

‫وای خدا!

:ترجمه و تنظیم مریــم سهرابی

‫من می‌خوام...

‫بچه‌ها، گوش بدین. یه مشکل داریم.

‫من یه الکلیم ‫و به کوکائین و کرک اعتیاد دارم.

‫- یا خدا. ‫- کرک؟

‫آره، کرک. عاشقشم، باشه؟

‫می‌دونم اوضاع بد به نظر میاد،

‫ولی دارم بهتون میگم همه چی درست میشه.

‫تیم مشکلی پیدا نمی‌کنه.

‫فقط باید ببینیم چه جوری ‫تو بیانیه مطبوعاتی بگیم

‫که رئیس تیم با ماشینش ‫یه خانواده گردشگر هلندی رو زیر کرد،

‫اونم وقتی کرک زده بود.

‫الی، آروم باش. کسی نمرده.

‫تازه اونا یه میلیون دلار می‌گیرن ‫و یه قرارداد عدم افشا امضا می‌کنن.

‫راستی قابلت رو نداشت.

‫معتاده، سندی. باشه؟ یه بیماریه.

‫- درسته. ‫- مثل ایدز.

‫نه، نه، مثل ایدز نیست، نس. ‫شبیه سرطانه.

‫- نه، هیچ‌کدوم نیست. ‫- آره.

‫خب، گوش کنید، این کار رو می‌کنیم. ‫من با هیئت مدیره حرف زدم.

‫تمومه، من دیگه رئیس تیم نیستم.

‫یه بیانیه میدم که ‫به مرخصی پزشکی میرم و استعفا میدم.

‫باید اوضاع رو درست کنم.

‫حداقل باید یاد بگیرم ‫چطور بهتر مخفیش کنم.

‫شوخی کردم.

‫ببخشید، ببخشید.

‫هنوز کلی کار داریم که باید انجام بدیم،

‫ولی کار شما اینه ‫که به کارتون برسین، باشه؟

‫- سوالی هست؟ ‫- آره.

‫رئیس موقت کی میشه؟

‫نه، بی‌خیال. هیچ سوالی نپرسید، باشه؟

‫همه گورتون رو گم کنید.

‫آیلا... تو بمون.

‫همیشه دلم می‌خواست یه بار کرک امتحان کنم.

‫لعنتی، محشره.

‫- چیه؟ ‫- اوضاع خرابه.

‫۱۴ برد، ۲۲ باخت، ‫یکی مونده به آخر کنفرانس غرب.

‫و حالام این ماجرا.

‫یکی باید جامو پر کنه.

‫نمی‌تونیم یه غریبه بیاریم.

‫پس کی رو انتخاب می‌کنی؟

‫چی؟

‫نس یا سندی؟ ‫گفتی باید یکی از خانواده باشه.

‫- تو رو انتخاب می‌کنم، خنگول. ‫- چی؟

‫نس با بازیکنا زیادی قاطیه،

‫سندی هم از بسکتبال هیچی نمی‌فهمه.

‫می‌خوام تو رئیس باشگاه بشی.

‫کاربلدی.

‫تصمیم‌گیریت خوبه، ‫و بهترین گزینه‌ای برای این کار.

‫حالا یه چیزی بگو دیگه.

‫باشه.

‫وای خدای من، آره! ‫مرسی!

‫- ممنون! ‫- لعنتی!

‫- شرمنده. شرمنده. ‫- دنده‌هام له شد!

‫- وای، وای، وای، ببخشید. ‫- گوش کن.

‫استیون قراره با هیئت مدیره ‫یه جلسه برات بزاره.

‫از نس و سندی استفاده کن، خب؟

‫اونا کنارت هستن و کمکت می‌کنن.

‫می‌دونی کم، وقتی بچه بودم...

‫همیشه نادیده‌‌م می‌گرفتن.

‫بابا هیچ‌وقت بهم باور نداشت، ‫منم کم کم به خودم شک کردم.

‫بس کن چون برام مهم نیست.

‫لعنتی.

‫لیز و بچه‌هان. ‫باید بهش بگم که معتادم.

‫برو، از اینجا برو.

‫- سلام عزیزم. ‫- سلام.

‫- کجایی؟ ‫- بابا دوباره تصادف کرد.

‫تبریک میگم!

‫فالگوش وایساده بودی؟

‫معلومه که گوش می‌دادم. ‫باورم نمیشه!

‫تو رئیس باشگاه شدی. ‫این باور نکردنیه.

‫- باورنکردنی؟ یعنی بد شده؟ ‫- نه،

‫یه باورنکردنیِ خوبه.

‫عاشقتم، و مطمئنم می‌ترکونی.

‫- فقط یه چیز، اصلا نباید گند بزنی. ‫- چی؟

‫می‌دونی وقتی یه مرد یه شغل مهم می‌گیره، ‫چندباری گند می‌زنه،

‫و بهش میگن داره جا میفته؟

‫ولی زن‌ها باید از همون اول بی‌نقص باشن.

‫- من هنوز تو فاز جشنم. ‫- بایدم باشی.

‫ولی از طرف همه‌ی زن‌ها، ‫هیچ‌وقت خراب نکن.

‫وجهه بدی برامون داره.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫بزرگ‌ترین شوک قرن.

‫آیلا گوردون، مسئول امور خیریه باشگاه

‫لس‌آنجلس ویوز،

‫حالا رئیس باشگاهه،

‫که توسط برادرش کم منصوب شده،

‫همونی که تازه فهمیدیم مشکل شدید مواد داره.

‫یه نگاه به عکس بازداشتش بندازین.

‫- اوه، وای! ‫- افتضاحه.

‫حالا سوال اینه که آینده ویوز چی میشه؟

‫مارکوس وینفیلد رو فاکتور بگیریم، ‫این تیم داغونه.

‫و اگه فصل همین امروز تموم بشه، ‫حتی به پلی‌آف هم نمی‌رسن،

‫که یه فاجعه واقعی برای این باشگاهه.

‫- و حالا گارد راس تیم، تراویس باگ. ‫- ای وای.

‫یه کابوس رسانه‌ایه. ‫

‫آره، ببینش.

‫نظرت درباره رئیس جدیدت آیلا گوردون چیه؟

‫نظری ندارم. فکر کنم یه چیزی ‫مثل «خواهرت رو سر کار بیار» هست...

‫می‌دونین چی میگم؟

More Farsi Persian subtitles for Running Point

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left