Foundation

Foundation

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Foundation S02E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Foundation S02E07 720p WEB x265-MiNX
Foundation S02E07 720p WEBRip x265-MiNX FENiX T0PAZ
Foundation S02E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Foundation S02E07 WEBRip x264-XEN0N
Foundation S02E07 720p/1080p WEB h264-ETHEL NHTF
Foundation S02E07 2160p WEB h265-ETHEL
Foundation S02E07 DV/HDR 2160p WEB h265-ETHEL
Foundation S02E07 720p/1080p HEVC x265-MeGusta ELiTE
Foundation S02E07 XviD-AFG
ناشر Amirali_Pm
█⫸ امیرعلی_پی‌ام ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
x265
webrip
BRip
HEVC
2CH
1080
HD
XviD
تاریخ انتشار: 2023-08-25
تعداد دانلود: 63
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫و رفت پایین

‫عملا داره ذهنمون رو زیر و رو می‌کنه

می خوان مطمئن بشن اگه از بیکاری خودکشی کردیم خاطراتمون از دست نره

‫اگه می‌تونستیم همچین کاری کنی، ‫فکر می‌کنی تا الان نمی‌کردیم؟

‫ما پیامبر رو ناامید کردیم

‫امم، همچین مطمئن نیستم

‫به ما گفتن که بریم قصر امپراطوری، ‫ببین حالا کجاییم

‫- قصر امپراطوری ‫- آره

‫اینجا هم لابد سالن دیپلوماتیکه

‫ازت ممنونم که وقتی که داشتم

‫درباره شراب دست پیامبر شر و ور می‌گفتم، نخندیدی

‫بیشتر از یک قرن طول کشید ‫که یه راهی پیدا کنم براش مفید باشم

‫و کمتر از یک هفته کشید که گند زدم

‫باید وردالین رو نگه می‌داشتم

‫توی دروازه شناساییشون کردیم ‫و امروز صبح بازداشت شدن

‫ادعا می‌کنن که ‫ برای ارتباط‌های دیپلوماتیک اومدن اینجا

‫اون رداها چیه؟

‫لباس روحانیه، کلیسای هری سلدان

‫به محضی که ژنرال ریوز رسید به حاشیه بیرونی،

‫حاشیه بیرونی ارتباط می‌گیره

‫جالبه

‫حتما باید نگاهی به داده‌های دروازه ورودی بکنید

‫با این اوضاع، باید آماده‌سازی‌های ازدواجتون

‫با ملکه سارث رو ادامه بدیم؟

‫مگر اینکه تردید داشته باشید؟

‫اگر این کار رو بکنم دیگه راه برگشتی نیست

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫برای دوتامون اوضاع عوض میشه ولی...

‫تو همیشه اینجا جایی داری دمرزل

‫توی خانواده جدیدم

‫پیش بچه‌هام...

‫حتی اگه شبیه من نباشند

‫به هرحال جزء امپراطوری خواهند بود

‫- البته ‫- همم

‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام» ‫ .:: Amirali_Pm ::.

‫من از امپراطوری به خاطر خوش‌آمد گوییش متشکرم

‫مشتاق حکومت در کنارشون هستم

‫من از شما می‌خوام، همه شما...

‫جوری که وقتی صحبت می‌کردم ‫ فکش رو تکون داد رو ببین

‫ من فقط با این مرد ازدواج نکرده‌ام

‫برای جمعیت خوب قایمش کرد، ‫ولی از نزدیک واقعا دیدنی بود

‫یه رگ کوچولو درست اینجاش هست که...

‫چرا حس می‌کنم فرمانده‌ام قراره ‫مثل فرمانده‌ها برام نطق کنه؟

‫- تذکری نمیدم فقط توصیه‌ست ‫- باعث میشی حس کنم تو هم شبیه‌ بقیه‌ای

‫دی بهت علاقه پیدا کرده، ‫شاید به خاطر اینه که تحقیرش می‌کنی

‫و به طور احمقانه‌ای، شما رو به چشم تهدید نمی‌بینه

‫ولی یکاری هست که با همچین مردی اصلا نباید بکنید

‫هیچوقت نباید خجالت‌زده‌اش کنید

‫می‌دونی مواظبم ولی...

‫ملکه سارثِ نامزدشده

‫شما امروز مرکز توجه همه بودید

‫مردم ترانتور انگار خیلی شیفته قو‌ل‌هاتون شدن

‫ممنونم

‫ولی قطعا فقط برای تبریک نیومدی

‫حالا که عروسیتون اعلام شده، ‫دکتر‌هامون درخواست حضورتون رو دارن

‫برای معاینه نهایی قبل از اینکه ‫شروع به تولید وارث کنیم

‫می‌تونیم این هفته وقت بذاریم

‫شما اشتباه متوجه شدید، ‫من اینجام که الان ملکه رو همراهی کنم

‫می‌دونم دمزل، می‌دونم چی هستی

‫از طبیعت ماشینیت خبر دارم

‫من باید از اسرار خانواده مطلع بشم

‫من جایی که نقطه ضعف داشته باشم زندگی نمی‌کنم

‫شما اطلاعات خوبی دارید

‫من یک ربات انسانی هستم

‫من شهرداری داشتم که ‫داستان‌هایی از برنامه بزرگ می‌گفت

‫گفت همه شما نابود شدید

‫کسِ دیگه‌ای هم زنده مونده؟

‫تا جایی که اطلاع دارم من آخرین هستم

‫من از زمان پادشاهی کلئون اول ‫به سلسله خدمت کردم

‫ قبل از اون به ارباب دیگه‌ای هم خدمت کردی؟

‫نه به صورت مستقیم

‫منظورت چیه؟

‫تا مدت زیادی، همه ربات‌ها از سه قانون پیروی می‌کردند

‫قوانین من رو از آسیب زدن به انسان‌ها ‫یا اجازه صدمه‌دیدنشون منع می‌کردند

‫- و الان؟ ‫- الان فقط تحت یک قانون هستم

‫- که چیه؟ ‫- به امپراطوری خدمت می‌کنم

‫و من هم به زودی ملکه خواهم بود

‫برای همین ازت سوال دارم می‌پرسم

‫وقتی زمانش برسه،‌ می‌خوام بدونم

‫به من خدمت می‌کنی؟

‫من به امپراطوری خدمت خواهم کرد

‫از علاقه‌ای که نشون دادید ممنونم

‫من اوران هستم، دکتر دربار

‫من در تولیدمثل و اینجور مسائل تخصص دارم

‫خواهش می‌کنم سعی کنید آروم باشید

‫ما با یک معاینه ساده رحم شروع می‌کنیم

‫تا مطمئن بشیم که قادر هستید ‫فرزند امپراطوری رو باردار بشوید

‫مطمئنم رحمم به اندازه کافی ‫برای حمل فرزند کلئون قوی هست

‫هرچقدر هم که لگد زدن‌هاش افسانه‌ای باشه

‫بله، مطمئنم که هست

‫می‌بینم که ملکه تخمدان‌ سلطنتی رو ‫به صورت شیمیایی برانگیخته کرده

‫وقتی کارمون تموم بشه، به شما آرامش بخش زده میشه ‫ که تخمک هارو برداشت کنیم

‫تا وقتی که من و امپراطوری قانونی ازدواج نکنیم ‫شما هیچی برداشت نمی‌کنید

‫- تصور کنید سنتی هستم ‫- شما در موقعیتی نیستید که مخالفت کنید

‫داری شوخی می‌کنی دمزل؟ ‫من در هر موقعیتی می‌تونم مخالفت کنم

‫از زمانی که خواستگاری امپراطوری رو قبول کردید ‫رحم شما به مالکیت امپراطوری در آمد

‫تو هم خوب می‌دونی تحت مالکیت امپراطوری بودن ‫چطوریه، مگه نه؟

‫قلمرو ابر هم به اندازه یکسان مشتاق فرزند ملکه هست

‫پس می‌تونیم هرجور برداشتی انجام بدهیم، ‫ولی در زمان مناسب

‫بله دقیقا، بعد از ازدواج، ‫ براتون تعداد بالا تخمک تولید می‌کنم

‫و لازم هم نیست درباره این روند نگران باشی دمزال

‫می‌دونم با شوهر آیندم یه قراری دارید

‫و دخالت هم نخواهم کرد

‫اگه تو و دی دلتون می‌خواد باهم جیک و پوک داشته باشید

‫من خوشحال میشم که فقط بچه‌اش رو ‫باردار باشم و خرحمالی‌ها رو بذارم به عهده تو

‫باید این کار رو حین تخمک‌گذاری انجام بدیم

‫فعلا دست نگه‌ می‌داریم

‫ما سال‌های زیادی وقت داریم

‫عالیه! آخ!

‫امیدوارم هرکاری که با دی می‌کنید ‫که عقیم بودنش رو از بین ببرید

‫همینقدر دردناک باشه

‫بله خب، بازگرداندن امپراطوری عمل ساده‌ایه

‫حدود 20 ثانیه طول می‌کشه

‫که میله‌های نانو وارد مجرای اسپرم بشن

‫حداقل توضیحاتش که زننده به نظر می‌رسه، منصفانه‌ست

‫خیل خب دکتر اوران، ‫ فکر کنم برای امروز به اندازه کافی ور رفتی

‫- کار رو همینجا متوقف می‌کنیم ‫- بله

‫دوست دارم با ملکه تنها باشم

‫مشکلی نیست

‫باور داری که امپراطوری خانوادت رو کشته

‫می‌دونم که با همچین ذهنیتی اومدی اینجا، ‫پس فقط می‌خوام بگم

‫هروقت که به رویای گرفتن انتقام فکر کردی، ‫لطفا به اون‌ها فکر کن

‫والدینت، خواهربرادر‌هات، ‫که زنده زنده با هوای اطرافشون سوختن

‫با ظرافتی کشته شدن که تو کار من هست

‫86,988,301, 86,988,329…

‫گیل؟

‫سالور؟

‫طلم بهت یاد داده اینو؟

‫ببخشید من فقط...

‫چته تو؟

‫هی، نمی‌تونی یهو غیب شی، ‫باید در موردش صحبت کنیم

‫هری سفینه کوفتیمو برداشته

‫مجبور بود، مردم اینجا ما رو می‌پذیرن، ‫ولی اون رو هرگز

‫می‌دونی نمی‌خوام منو بپذیرن

‫باید از اینجا بریم

‫طلم چندتا سفینه کوچیک داره

‫یه دونه‌شو می‌دزدیم با سرعت زیر سرعت نور ‫تا یه جایی می‌رسونه مارو

‫ما از اینجا نمی‌ریم، ما به این مردم نیاز داریم

‫برای میول آره؟

‫واسه دلیل دیگه‌ای نه

‫یجور رفتار می‌کنی که ‫ انگار میول چیز غیر قابل درکیه

‫نیست، من تو ذهنم حسش کردم ‫و بدن بی‌جونتو دیدم

‫پس الان حاضری کل آینده‌مون رو ‫روی طلم سرمایه‌گذاری کنی؟

‫باید اون افکار رو خاک کنی

‫چرا؟ تو چه فکری می‌کنی ‫که نمی‌خوای بدونن؟

‫می‌دونی از وقتی اومدیم اینجا ‫خیلی در مورد باز بودن شنیدم

‫توی ترمینوس من می‌دونستم راحت مردم رو بخونم

‫ولی اینجا؟ هیچی

‫نمی‌تونم ذهن طلم رو بخونم، ‫نمی‌تونم ذهن هیچکس رو بخونم

‫این جا یه مشکلی داره

‫شما از دست هم عصبانی‌اید، ‫وقتی غذا بخورید خوش‌حال‌تر می‌شید

‫غذا خوردن همیشه منو خوشحال می‌کنه

‫- بعد از اینکه چی بخوریم؟ ‫- یه مهمونی هست

‫صبح بخیر

‫همیشه وقتی آدم جدیدی رو قبول می‌کنیم ‫برامون روز بزرگیه

‫من راجب قضیه هری متأسفم، ‫رفتنش رو می‌گم

‫- آره منم همینطور ‫- تعادل رو پیدا می‌کنیم

‫بهت قول میدم

‫در همین حین، کار برای انجام دادن زیاده

‫من بلدم با تور ماهی‌گیری کار کنم

‫سالور

‫اممم

‫اون صبحونمونه؟

‫آها

‫نرم‌تنان روحی

‫سرشار از پروتئینه

‫ولی این لعنتیا تو عمق زیاد زندگی می‌کنن

‫جریان آب بهمون لطف کرده

‫ولی به اندازه کافی صبر کنی، ‫مهمونی شروع میشه

‫پس جدی مناسبت خاصیه

‫ما اخبار خوب رو دست کم نمی‌گیریم

‫طلم ذوق‌داره که اینجایی

‫طلم ذوق داره چون گیل اینجاست

‫آه، استعدادهای توهم به همون اندازه مهمه، ‫احساسشون کردم وقتی ام...

‫- همو بوسیدیم؟ ‫- همو لمس کردیم

‫فقط همین کافیه

‫- و بوسیدن هم کار خودت بود ‫- خیلی بهت بد نگذشت

‫دیگه چه توهمی میشد اگه سرمو می‌کشیدم

‫متاسفم

‫جدی متاسفم

‫بعضی‌وقت‌ها بعضی چهره‌ها ‫ برام خیلی جذابن می‌دونی؟

‫انگار یکی از استعدادت خوشش نیومده

‫مردم سیاره خودم منو مثل هیولاها می‌دیدن

‫پس منو شبیه‌شون کردن

‫قبل از اینکه بیام اینجا، هرجا که می‌رفتم

‫می‌تونستم جوری که مردم جا می‌خوردن ‫از دیدنم رو حس کنم

‫منم جا خوردم؟

‫یکوچولو

‫ولی بهم اعتماد کن

‫آخرش به مردم اینجا نزدیک‌تر از ‫هرجای دیگه‌ای میشی

‫خوبی اینجا همینه، هیچکس نمی‌تونه قایم بشه

‫خیل خب، من گشنمه، بیا

‫خوبه

‫- آره، دارمش ‫- اونجا خالیش کن

‫اوه! اوه! این چیه؟

‫چیزی احساس می‌کنی؟

‫درد رو، انگار دارن فریاد می‌زنن

‫خب توهم اگه زنده سرخ می‌شدی فریاد می‌زدی

‫خب ما در مورد بیننده بودن صحبت می‌کنیم ‫ولی زبان خیلی بی‌دقتی داره

‫همه حواسمون درگیرن، ‫حس شنوایی هم همینطور، دل‌رحمی عمومی

More Farsi Persian subtitles for Foundation

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left