نخستین 200 خط.
و رفت پایین
عملا داره ذهنمون رو زیر و رو میکنه
می خوان مطمئن بشن اگه از بیکاری خودکشی کردیم خاطراتمون از دست نره
اگه میتونستیم همچین کاری کنی، فکر میکنی تا الان نمیکردیم؟
ما پیامبر رو ناامید کردیم
امم، همچین مطمئن نیستم
به ما گفتن که بریم قصر امپراطوری، ببین حالا کجاییم
- قصر امپراطوری - آره
اینجا هم لابد سالن دیپلوماتیکه
ازت ممنونم که وقتی که داشتم
درباره شراب دست پیامبر شر و ور میگفتم، نخندیدی
بیشتر از یک قرن طول کشید که یه راهی پیدا کنم براش مفید باشم
و کمتر از یک هفته کشید که گند زدم
باید وردالین رو نگه میداشتم
توی دروازه شناساییشون کردیم و امروز صبح بازداشت شدن
ادعا میکنن که برای ارتباطهای دیپلوماتیک اومدن اینجا
اون رداها چیه؟
لباس روحانیه، کلیسای هری سلدان
به محضی که ژنرال ریوز رسید به حاشیه بیرونی،
حاشیه بیرونی ارتباط میگیره
جالبه
حتما باید نگاهی به دادههای دروازه ورودی بکنید
با این اوضاع، باید آمادهسازیهای ازدواجتون
با ملکه سارث رو ادامه بدیم؟
مگر اینکه تردید داشته باشید؟
اگر این کار رو بکنم دیگه راه برگشتی نیست
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
برای دوتامون اوضاع عوض میشه ولی...
تو همیشه اینجا جایی داری دمرزل
توی خانواده جدیدم
پیش بچههام...
حتی اگه شبیه من نباشند
به هرحال جزء امپراطوری خواهند بود
- البته - همم
«ترجمه از امیرعلی_پیام» .:: Amirali_Pm ::.
من از امپراطوری به خاطر خوشآمد گوییش متشکرم
مشتاق حکومت در کنارشون هستم
من از شما میخوام، همه شما...
جوری که وقتی صحبت میکردم فکش رو تکون داد رو ببین
من فقط با این مرد ازدواج نکردهام
برای جمعیت خوب قایمش کرد، ولی از نزدیک واقعا دیدنی بود
یه رگ کوچولو درست اینجاش هست که...
چرا حس میکنم فرماندهام قراره مثل فرماندهها برام نطق کنه؟
- تذکری نمیدم فقط توصیهست - باعث میشی حس کنم تو هم شبیه بقیهای
دی بهت علاقه پیدا کرده، شاید به خاطر اینه که تحقیرش میکنی
و به طور احمقانهای، شما رو به چشم تهدید نمیبینه
ولی یکاری هست که با همچین مردی اصلا نباید بکنید
هیچوقت نباید خجالتزدهاش کنید
میدونی مواظبم ولی...
ملکه سارثِ نامزدشده
شما امروز مرکز توجه همه بودید
مردم ترانتور انگار خیلی شیفته قولهاتون شدن
ممنونم
ولی قطعا فقط برای تبریک نیومدی
حالا که عروسیتون اعلام شده، دکترهامون درخواست حضورتون رو دارن
برای معاینه نهایی قبل از اینکه شروع به تولید وارث کنیم
میتونیم این هفته وقت بذاریم
شما اشتباه متوجه شدید، من اینجام که الان ملکه رو همراهی کنم
میدونم دمزل، میدونم چی هستی
از طبیعت ماشینیت خبر دارم
من باید از اسرار خانواده مطلع بشم
من جایی که نقطه ضعف داشته باشم زندگی نمیکنم
شما اطلاعات خوبی دارید
من یک ربات انسانی هستم
من شهرداری داشتم که داستانهایی از برنامه بزرگ میگفت
گفت همه شما نابود شدید
کسِ دیگهای هم زنده مونده؟
تا جایی که اطلاع دارم من آخرین هستم
من از زمان پادشاهی کلئون اول به سلسله خدمت کردم
قبل از اون به ارباب دیگهای هم خدمت کردی؟
نه به صورت مستقیم
منظورت چیه؟
تا مدت زیادی، همه رباتها از سه قانون پیروی میکردند
قوانین من رو از آسیب زدن به انسانها یا اجازه صدمهدیدنشون منع میکردند
- و الان؟ - الان فقط تحت یک قانون هستم
- که چیه؟ - به امپراطوری خدمت میکنم
و من هم به زودی ملکه خواهم بود
برای همین ازت سوال دارم میپرسم
وقتی زمانش برسه، میخوام بدونم
به من خدمت میکنی؟
من به امپراطوری خدمت خواهم کرد
از علاقهای که نشون دادید ممنونم
من اوران هستم، دکتر دربار
من در تولیدمثل و اینجور مسائل تخصص دارم
خواهش میکنم سعی کنید آروم باشید
ما با یک معاینه ساده رحم شروع میکنیم
تا مطمئن بشیم که قادر هستید فرزند امپراطوری رو باردار بشوید
مطمئنم رحمم به اندازه کافی برای حمل فرزند کلئون قوی هست
هرچقدر هم که لگد زدنهاش افسانهای باشه
بله، مطمئنم که هست
میبینم که ملکه تخمدان سلطنتی رو به صورت شیمیایی برانگیخته کرده
وقتی کارمون تموم بشه، به شما آرامش بخش زده میشه که تخمک هارو برداشت کنیم
تا وقتی که من و امپراطوری قانونی ازدواج نکنیم شما هیچی برداشت نمیکنید
- تصور کنید سنتی هستم - شما در موقعیتی نیستید که مخالفت کنید
داری شوخی میکنی دمزل؟ من در هر موقعیتی میتونم مخالفت کنم
از زمانی که خواستگاری امپراطوری رو قبول کردید رحم شما به مالکیت امپراطوری در آمد
تو هم خوب میدونی تحت مالکیت امپراطوری بودن چطوریه، مگه نه؟
قلمرو ابر هم به اندازه یکسان مشتاق فرزند ملکه هست
پس میتونیم هرجور برداشتی انجام بدهیم، ولی در زمان مناسب
بله دقیقا، بعد از ازدواج، براتون تعداد بالا تخمک تولید میکنم
و لازم هم نیست درباره این روند نگران باشی دمزال
میدونم با شوهر آیندم یه قراری دارید
و دخالت هم نخواهم کرد
اگه تو و دی دلتون میخواد باهم جیک و پوک داشته باشید
من خوشحال میشم که فقط بچهاش رو باردار باشم و خرحمالیها رو بذارم به عهده تو
باید این کار رو حین تخمکگذاری انجام بدیم
فعلا دست نگه میداریم
ما سالهای زیادی وقت داریم
عالیه! آخ!
امیدوارم هرکاری که با دی میکنید که عقیم بودنش رو از بین ببرید
همینقدر دردناک باشه
بله خب، بازگرداندن امپراطوری عمل سادهایه
حدود 20 ثانیه طول میکشه
که میلههای نانو وارد مجرای اسپرم بشن
حداقل توضیحاتش که زننده به نظر میرسه، منصفانهست
خیل خب دکتر اوران، فکر کنم برای امروز به اندازه کافی ور رفتی
- کار رو همینجا متوقف میکنیم - بله
دوست دارم با ملکه تنها باشم
مشکلی نیست
باور داری که امپراطوری خانوادت رو کشته
میدونم که با همچین ذهنیتی اومدی اینجا، پس فقط میخوام بگم
هروقت که به رویای گرفتن انتقام فکر کردی، لطفا به اونها فکر کن
والدینت، خواهربرادرهات، که زنده زنده با هوای اطرافشون سوختن
با ظرافتی کشته شدن که تو کار من هست
86,988,301, 86,988,329…
گیل؟
سالور؟
طلم بهت یاد داده اینو؟
ببخشید من فقط...
چته تو؟
هی، نمیتونی یهو غیب شی، باید در موردش صحبت کنیم
هری سفینه کوفتیمو برداشته
مجبور بود، مردم اینجا ما رو میپذیرن، ولی اون رو هرگز
میدونی نمیخوام منو بپذیرن
باید از اینجا بریم
طلم چندتا سفینه کوچیک داره
یه دونهشو میدزدیم با سرعت زیر سرعت نور تا یه جایی میرسونه مارو
ما از اینجا نمیریم، ما به این مردم نیاز داریم
برای میول آره؟
واسه دلیل دیگهای نه
یجور رفتار میکنی که انگار میول چیز غیر قابل درکیه
نیست، من تو ذهنم حسش کردم و بدن بیجونتو دیدم
پس الان حاضری کل آیندهمون رو روی طلم سرمایهگذاری کنی؟
باید اون افکار رو خاک کنی
چرا؟ تو چه فکری میکنی که نمیخوای بدونن؟
میدونی از وقتی اومدیم اینجا خیلی در مورد باز بودن شنیدم
توی ترمینوس من میدونستم راحت مردم رو بخونم
ولی اینجا؟ هیچی
نمیتونم ذهن طلم رو بخونم، نمیتونم ذهن هیچکس رو بخونم
این جا یه مشکلی داره
شما از دست هم عصبانیاید، وقتی غذا بخورید خوشحالتر میشید
غذا خوردن همیشه منو خوشحال میکنه
- بعد از اینکه چی بخوریم؟ - یه مهمونی هست
صبح بخیر
همیشه وقتی آدم جدیدی رو قبول میکنیم برامون روز بزرگیه
من راجب قضیه هری متأسفم، رفتنش رو میگم
- آره منم همینطور - تعادل رو پیدا میکنیم
بهت قول میدم
در همین حین، کار برای انجام دادن زیاده
من بلدم با تور ماهیگیری کار کنم
سالور
اممم
اون صبحونمونه؟
آها
نرمتنان روحی
سرشار از پروتئینه
ولی این لعنتیا تو عمق زیاد زندگی میکنن
جریان آب بهمون لطف کرده
ولی به اندازه کافی صبر کنی، مهمونی شروع میشه
پس جدی مناسبت خاصیه
ما اخبار خوب رو دست کم نمیگیریم
طلم ذوقداره که اینجایی
طلم ذوق داره چون گیل اینجاست
آه، استعدادهای توهم به همون اندازه مهمه، احساسشون کردم وقتی ام...
- همو بوسیدیم؟ - همو لمس کردیم
فقط همین کافیه
- و بوسیدن هم کار خودت بود - خیلی بهت بد نگذشت
دیگه چه توهمی میشد اگه سرمو میکشیدم
متاسفم
جدی متاسفم
بعضیوقتها بعضی چهرهها برام خیلی جذابن میدونی؟
انگار یکی از استعدادت خوشش نیومده
مردم سیاره خودم منو مثل هیولاها میدیدن
پس منو شبیهشون کردن
قبل از اینکه بیام اینجا، هرجا که میرفتم
میتونستم جوری که مردم جا میخوردن از دیدنم رو حس کنم
منم جا خوردم؟
یکوچولو
ولی بهم اعتماد کن
آخرش به مردم اینجا نزدیکتر از هرجای دیگهای میشی
خوبی اینجا همینه، هیچکس نمیتونه قایم بشه
خیل خب، من گشنمه، بیا
خوبه
- آره، دارمش - اونجا خالیش کن
اوه! اوه! این چیه؟
چیزی احساس میکنی؟
درد رو، انگار دارن فریاد میزنن
خب توهم اگه زنده سرخ میشدی فریاد میزدی
خب ما در مورد بیننده بودن صحبت میکنیم ولی زبان خیلی بیدقتی داره
همه حواسمون درگیرن، حس شنوایی هم همینطور، دلرحمی عمومی
No comments yet. Be the first to leave one.