نخستین 200 خط.
،خیلی خب، اِوِرت، اگه چشمات بسته است
تنها کاری که باید انجام بدی اینـه که روی نفس کشیدنـت تمرکز کنی
.ببخشید - .لازم نیست عذرخواهی کنی -
به صدا توجه کن. ولی رهاش کن. برگرد به نفسکشیدنـت
شاید باید یه قرص دیگه مصرف کنم
من تا الان فقط یکی خوردم
امروز صبح دویدی؟ - .سه مایل -
یوگا تمرین کردی؟ - .بیست دقیقه -
پس همه چیز رو داری درست انجام میدی
اما اگر فقط یک چهارم قرص رو بخورم چی؟
اورت، میدونی که در اون باره چی میگم
میدونم، میدونم، میدونم
من قراره اضطراب رو از بین ببرم
به خودم بگم که دوام نمیاره
قرار نیست من رو بکشه
و این در واقع فقط یه مدرکـه
از بدن من که توی بهترین حالتـش کار میکنه
اما من کاملا مطمئنام که بهترین شرایط
باعث این احساس نمیشه که یه وزنه لعنتی غول پیکر
داره من رو خرد میکنه، پس میشه لطفا فقط یه قرص دیگه بخورم؟
گوش کن، من بهت زنگ میزنم
دارن ساختمون من رو تخلیه میکنن
تو که نزدیک این آتشسوزی نیستی، نه؟
اون چیه؟
اِوِرت؟
هنوز اونجایی؟ صدام رو میشنوی؟
اون چیه؟
اورت، میتونی آتشسوزی رو ببینی؟
آره، میتونم ببینمـش
کانر... هی، کانر، چرا ماشین توقف کرده؟
هیچکس نمیدونه
اون بیرون رو نگاه کن
اگر مجبور باشیم بدویم، من بیچاره شدم
همه برگردین به صندلیهاتون
شما بچهها واقعاً قرار نیست
سرپا وسط راهرو باشین
اون ماشین رو نگاه کن
ها؟
اوه، اون ماشین رو میبینی؟
هیچکس پشت فرمون نیست
انگار راننده ماشینـشون رو رها کرده
شاید برگردن
شاید نمیخواستن توی ماشینـشون بسوزن
صبر کن، ببین
فکر نمیکنم اون برگرده
اوه، به این میگن لرزش عصبی
من دچار اضطراب شدم
همه اینطور نیستن؟ - نه مثل من -
از طرف مدرسه است
گوشیت رو گم کردی؟ - .من گوشی ندارم -
گوشی نداری؟ - توی پیام چی نوشته شده؟ -
چی، تو مثلا اجازه نداری گوشی داشته باشی؟
نه. من فقط... من خودم نمیخوام. یه چیزه
تو درک نمیکنی. توی پیام چی نوشته شده؟
کلاسها لغو شدن
دارن همه مدارس نزدیک آتشسوزی رو تعطیل میکنن
صبرکن، چرا من درک نمیکنم؟
یه ترجیح شخصیـه
من نه گوشی دارم، نه کامپیوتر، نه ایمیل
همه یه چیز دارن
من یه چیز در مورد گوشی دارم
و تو یه لرزش ناشی از بیماری روانی داری
لرزش عصبی درستـه
فرقـش چیه؟
من روانی نیستم
از این بابت مطمئنی؟
دارن آلتادینا و ایگلراک رو تخلیه میکنن
.من توی آلتادینا زندگی میکنم - گفتی ایگلراک؟ -
روستای آتواتر رو هم تخلیه میکنن
اما این کار رو برای امنیت انجام میدن، درستـه؟
بهاین معنی نیست که خونههای ما واقعاً دارن میسوزن
اگه میگن تخلیه کنین
فکر میکنم اونا واقعا نگران سوختن وسایل هستن
هی، فیبی، میتوانم گوشیـت رو برای یه ثانیه قرض بگیرم؟
فقط باید به برادرم پیام بدم
واقعا؟
تو بیشتر از یه سالـه که با من صحبت نمیکنی
و الان میخوایی دوباره با هم دوست باشیم؟
نه، من فقط میخوام گوشیـت رو قرض بگیرم
تو باورنکردنی هستی
باید همین الان در رو باز کنی
اگه اجازه بدم همه شما بدوین توی خیابون
.من ممکنـه شغلم رو از دست بدم - .ما ممکنـه جونـمون رو از دست بدیم -
فکر میکنم این مهمتر از
شغل مزخرف با دستمزد به دردنخور توئه
میشه فیلم گرفتن ازم رو متوقف کنی، لطفا؟
معلومه که نه. این مدرکـه برای پدر و مادرم
وقتی میان جنازه من رو از اینجا بیرون بکشن
من دارم سعی میکنم که کار درست رو انجام بدم
من هم همینطور، به همین دلیلـه که دارم این رو توی فضای مجازی میذارم
تا مردم بدونن که چه کسی
یه اتوبوس پر از دانش آموز دبیرستانی رو کُشته
مشکلت چیه؟
چیه؟ - .بیرون نرو، آستین -
بیرون نرو
اون چیه؟ - !از سر راه برو کنار -
!برین عقب. برگردین. برین عقب
!از سر راه برو کنار
!حرکت کنید، بچهها
!برو بیرون - !بیا دیگه -
!از این طرف برو
!همه چیز رو رها کنین
اینجا. بگیر. سریع - .ممنون -
برگرد! برگرد داخل اتوبوس - چی؟ -
...یه چیزی اون
!آستین؟ آستین
اوه، لعنتی
پشمام
فرار کن. احمقی؟ فرار کن
لعنتی، دیزل
جدا؟
هر روز؟ هر روز؟
اینجایی. در تلاش بودم که باهات حرف بگیرم
چرا نمیتونی یه گوشی داشته باشی
مثل یه نوجوون لعنتی معمولی؟
،اگه میخوایی یه نوجوون لعنتی معمولی باشم
چرا تلاش نمیکنی که از کلمه "لعنتی" استفاده نکنی
وقتی که با نوجوونـت صحبت میکنی
تو باید اینجا میبودی و به برادرت کمک میکردی
دنی؟ دنی، به من نگاه کن
نگاه کن
.مشکلی نیست - ببین، همه دارن میگن -
پناهگاهها دارن به سرعت پر میشن
و امکان نداره که من پول بدم برای یه هتل
دارم میام
.کاپشنـت. خیس
نگران نباش. من حالم خوبـه
...کان
میدونی چه حیوونی گازت گرفته؟
گفتم میدونی چه حیوونی گازت گرفته؟
یه گرگ
یه گرگ بود
بیا بریم
بزن بریم، بزن بریم
دنی کجاست؟ - لعنتی -
مگه تو مواظبـش نبودی؟
همبنجا بمون. من پیداش میکنم
به خاطر مسیح، بلیک، ما برای این کارا وقت نداریم
فکر میکنی کجا داری میری؟
.اونجا - .بیخیال. بیا بریم -
گفتم بیا بریم
اونجا رو ببین
باید با جملات کامل و واضح صحبت کنی، دنی
حالا بیا بریم
نه، ببین
بیا بریم
سلام. خوشحالم که تو رو کمی سالم و هوشیارتر میبینم، اورت
خب، هیچ سوختگی بهخواطر آتش نداریم
اما تو یه گازگرفتگی نسبتاً بدی
از یه حیوون داری
وقتی اومد داخل خیلی بدتر به نظر میرسید، درستـه؟
شاید به خاطر خون بود و زخم اونقدرها هم عمیق نبود
خب، خیلی خوش شانسی، اورت
تصادف بزرگی توی بزرگراه رخ داد
به نظر میرسه که ماشینهای زیادی به هم خوردن
و حیوانات همهجا در حال فرار بودن
...قوچ - قورچها. اسبها هم همینطور -
چندتا اصطبل سوختن
و باعث شده همه اسبها به سمت تپهها فرار کنن
هی، ازت میخوام که آروم باشی، باشه؟
بدترین شرایط رو گذروندیم
پس دوستای دیگَـت چطور؟
کسی رو میشناسی که از بزرگراه به
بیمارستان رسیده باشه؟
همه فرار کردن
یهنفر بود. بلیک
اون(مذکر) یکی از دوستاته؟ - اون(مونث). و نه نیست -
واقعیتش نه. یعنی بیشتر دوستام
توی فضای مجازی هستن - .باشه -
.خب، نگران نباش، بچهجون به پدر و مادرت زنگ زدیم
پدر و مادرم؟ دارن میان اینجا؟
اوناتفاق میُفته وقتی که با والدین تماس میگیریم
و معمولاً خیلی هم خوشحال هستن
.که بدونن حالت خوبـه - نه نه. پدر و مادرم اونطور نیستن -
مطمئنام که همه چیز درست میشه
باشه
هی، تلفن داره زنگ میخوره
تلفن؟
سلام؟
از بیمارستان بزن بیرون
شما؟ - .همین الان بیمارستان رو ترک کن -
.وسایلـت رو بردار و برو- چی؟ چرا؟ -
تو رو پیدا میکنه
قراره بازم بیاد، اورت
اسم من رو از کجا میدونی؟
توی نور روز نمیتونه به راحتی حرکت کنه
اما حرکت میکنه و به سراغت میاد
چرا این اتفاق داره برای من میُفته؟
تو گاز گرفته شدی
باید قبل از ماه کامل بعدی تو رو پیدا کنه
چی میخواد؟
...اینکه تو رو بکشه
قبل از ماه کامل
،اونه اونجا. یا عیسی، اورت
چی با خودت فکر میکردی؟
!اِو
بابا، چقد تا پناهگاه مونده؟
دو مایل، ممکنه دویست هم باشه
هیچوقت نمیتونیم از این ترافیک عبور کنیم
شاید باید بریم هتل
No comments yet. Be the first to leave one.