The first 200 lines.
!فرار کن
!فرار کن
قراره که بمیری
ماه کامل داره میرسه
هر دوشون توی بزرگراه گاز گرفته شدن
به ما نیاز پیدا میکنن
هیچکدوم هیچ خراشی نداشتن
!چون که خوب شدن
میخوای همه رازهایی که
میتونه ما رو به کشتن بده، بهشون بگی؟
الان راز اونا هم هست
از این طرف
میتونی همه کوه و درههای این طرف رو ببینی
چند بار این بالا اومدی؟
یکی دوبار - امنـه؟ -
نه
چرا فکر میکنی صد تا علامت اون بیرون هست
هشدار میده که وارد نشید؟
دست از این ترسو(هم معنی آلت تناسلی مونث) بودن بردارید
دیگه نمیتونی بگی "ترسو" عوضی(معنی سوراخکون هم میده). نگاه جنسیت گرایانه است
اما من همجنسگرا هستم و تو میتونی در مورد سوراخکون من صحبت کنی؟
پشمام
نگاه کنین
A_R_Z_110 : ترجمه و تنظیم @ARZ_110_SUB
این یه آخرالزمان لعنتیـه
اون یه حریق شکنـه اونجا
.اون بخش رو کنترل کردن اون برامدگیهای سنگی رو میبینین؟
میگن که مبدا اونجاست
جایی که یکی از ما آتیش رو روشن کرده
واقعا فکر میکنی کار یکی از بچههای خودمون بوده؟
همه میگن کار یکی از بچههای مدرسه ما بوده
احتمالاً کسی که با ما توی اون اتوبوس نشسته بوده
من توی اون اتوبوس نبودم
،اما تو چیزهای زیادی در مورد آتیش میدونی
درست نمیگم، سایروس؟
خب بابای من آتشنشان بوده
من میدونم کار کی بوده
میدونی کی آتیشسوزی رو شروع کرده؟
خب، من یه نظریه دارم
اگه قطعا کار یکی از بچههای توی اتوبوس بوده
خب، کار من که نبوده
هیچکس در مورد تو صحبت نمیکنه، تیا
به معنای واقعی کلمه هیچکس هیچوقت در مورد تو صحبت نمیکنه
به کی مشکوکی؟
بلیک ناوارو
بچهها، یادتونه پارسال اون چطور بود؟
مثل یه آدم کاملا عادی
و بعدش پدر و مادرش طلاق میگیرن
و اون کلا ضد تکنولوژی میشه
و یکی یکی
تک تک دوستاش رو بیخیال میشه
منظورت اینه که تو رو؟
باشه، پس همه شما کاملاً غافلگیر میشید
اگه اون رو توی اخبار با دستبند ببینید؟
من یک جورایی خوشم میاد که اون تلفن همراه نداره
اون فقط اهمیت نمیده
باشه، همش حرف من رو ثابت کنید، لطفا
ممنون
حدس بزنید دیگه چه کسی قراره توی اخبار باشه؟
تو، به عنوان یکی از اون احمقهایی که هنگام گرفتن یه سلفی مُرده
صبر کنین، وایسین
میشنوین؟ - چی رو میشنویم؟ -
بچهها، یکی زیر ماست
تف، لعنت به این شانس
کدوم احمقی موقعیتمکانـیش رو به اشتراک گذاشته؟
من اگه اون کار رو نکنم، والدینم با پلیس تماس میگیرن تا من رو پیدا کنن
لعنتی
ما فقط اینجا بودیم تا آتیش رو ببینیم
الان هم با ما میاین
چهار تاشون رو گرفتیم
چرا اینجان؟ - نمیدونم. برام مهم نیست -
اونا توی بیمارستان بودن - لطفا خفه شو -
اونجا چیکار میکردن؟
اورت، واقعا باید خفه بشی
دیگه حرف نزن، دیگه تکون نخور، کلا هیچکاری نکن
دهن لعنتیت رو بسته نگه دار
صحبت نباشه
هنوز ماه کاملـه
اصلا مشکلـش چیه؟
فکر میکنم اضطراب داره
یه چیزی داره
اگر هنوز در تلاش برای کشتن ما باشن،چی؟
اگه کانر رو کشته باشن، چی؟
اون هم گاز گرفته شده بود - کانر کیـه؟ -
زمزمه کردن همون حرف زدنـه
ببخشید، اما الان مارو دستگیر کردین؟
اونطور نگو - چرا که نه؟ -
چون اونوقت حتما دستگیرمون میکنن
بچهها، فقط چندتا سوالـه
فقط تلاش میکنیم تا خط زمانی و اینجور چیزها
رو مشخص کنیم
هیچکس دستگیر نمیشه
خب، پس چطوره که با والدینـمون تماس بگیرین؟
اوه،لعنتی، پدر و مادرم. وای، نه
وقتی به اونجا رسیدیم، چطوره که خودتون باهاشون تماس بگیرین؟
من رو میکشن- ببین، اورت، این رو بگیر -
قرصـه؟
نه. امتحانش کن
نه،نه،نه،نه
نه، اینجوری
رسیدیم
ساکنان آلتادینا، توی لیست آبی اسمـتون رو بنویسین
ساکنان لاکی آدا فلینتریج توی لیست قرمز
،اگه اهل شمال گلندیل هستید
هنوز ثبت نام نداریم
توی پیاده رو صف بکشید
دوباره میگم، ساکنان آلتادینا، توی لیست آبی اسمـتون رو بنویسین
ساکنان لاکی آدا فلینتریج توی لیست قرمز
،اگه اهل شمال گلندیل هستید
توی پیاده رو صف بکشید
آروم
آروم باش پسر
آروم باش
اسمـت لوناست، درستـه؟
بریم قال قضیه رو بکنیم
تیا اینجا چیکار میکنه؟
میدونی چه چیزی توی درخواست دادن به
یه دانشگاه خوب به نظر نمیرسه، تیا؟ سابقه کیفری
این فکر من نبود
اصلا نمیدونستم داریم میریم اونجا
شما هنوز ثبت نام ندارید
توی پیاده رو صف بکشید
اون به داروهاش نیاز داره
بیمارستانی هست که بتونم اون رو ببرم؟
بیاید دنبالم
میلر
باورم نمیشه سگـمون رو رها کردی
من به یه نسخه جدید نیاز دارم
نه، تمومـش نکردم
اون هم مثل بقیه خونه لعنتیم خراب شد
گفتم پنجتا تخت. دوتا بزرگسال، سهتا بچه
به پنجتا تخت نیاز داریم
نه. بقیه هنوز دارن به سوالها پاسخ میدن
چون پلیسها گفتن چهارتا نوجوون
توی مبدا آتیشسوزی دیده شدن
باشه. میتونی به مادربزرگ کمک کنی؟
به حرکت ادامه بده
مشکلی داری؟
مشکلم تویی
بشین
فیبی. هی، فیبی
ازت چی پرسیدن؟- در مورد آتیشسوزی پرسیدن -
میدونی، فکر میکنن کار یکی از ماست
چی بهشون گفتی؟
که به نظرم کار تو بوده
هی، هارلان، اخیرا دوست پسر کسی رو ندزدیدی؟
فقط دوست پسر تو رو
داشت سربه سرم میذاشت، درستـه؟
باید وکیل بگیریم
میدونی وقتی اون کار رو بکنیم چه اتفاقی میُفته؟
ما رو دستگیر میکنن
من دستگیر نمیشم
،ببخشید، اما اگه مجبور باشم
هر چیزی که میخوان بدونن رو بهشون میگم
همهچیز رو؟
ما به یه داستان نیاز داریم
یه داستان ساده. همه همون رو تعریف میکنیم
مثلا داشتیم روی یه پروژه
برای مدرسه یا همچینچیزی کار میکردیم؟
نه. یا عیسی، لونا
بگیم که داشتیم ماریجوانا میکشیدیم - اما اونکه جرمـه -
که باعث میشه به نظر برسه که داریم حقیقت رو میگیم
هیچکس در مورد چند تا بچه که توی جنگل
ماریجوانا میکشیدن اهمیت نمیده
من ماریجوانا نمیکشم
من یه بار ادیبلها(ماریجوانا خوراکی) رو امتحان کردم و تنها تاثیرش ادیبل به شکلهای مختلفی مثل محصولات پخته شده) (آبنباتهای لعابدار، نوشابهها و ... هست
این بود که اضطراب من رو بدتر میکرد
پس تو اونطور پسری هستی؟ - تقریبا -
سلام. بهشون گفتی؟
چی رو؟ - چیزی که توی بزرگراه دیدی -
من هیچی ندیدم
چرا قلبـت اینقدر تند میزنه؟
اون پسر؟ سلیقهات اونطور آدمیـه؟
خفه شو
اورت لنگ. نوبت توئه
بیا بریم
ممنون، میلر. از اینجا به بعد رو ما انجام میدیم
این یه دستگاه نویز سفیده صدایی پیوسته تولید میکنه که همه) (صوتهای دیگه رو حذف میکنه
صداهای مزاحم رو همون بیرون نگه میداره
میدونم. درمانگر من از یکی از اینا استفاده میکنه
مال منم همینطور
اورت، دوستـت کانر گم شده
به نظر میرسه که پاش رو درست از
این گچ بیرون کشیده
که تصور میکنم انجامـش آسون نبوده
حتما خیلی عجله داشته
منظورت چیـه که گم شده؟
به نظر میرسه هیچکس نمیتونه پیداش کنه
و جواب تماسها رو نمیده
به عبارت دیگه، گمشده
همونطور که مشخصـه والدینـش نگران هستن
اونا اصلا نمیدونن که چرا اون
اونطوری بیمارستان رو ترک کرده
آره، یه جورایی مثل کاری که تو چندشب پیش انجام دادی
فکر میکنی کانر ربطی به آتیش داشته؟
نه. اون هیچوقت چنینکاری انجام نمیده
کسی رو میشناسی که چنینکاری انجام بده؟
صبر کن، شما دارین دنبالـش میگردین، درستـه؟
یعنی برای اطمینان از اینکه حالش خوبه یا نه؟
در واقع، اورت، برگردیم به مسئله خودت
No comments yet. Be the first to leave one.