Fortitude

Fortitude

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Fortitude S03E04 720p HDTV AAC2 0 x264-TVC
ناشر Theo_S
►► Theo_S | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
تاریخ انتشار: 2019-01-11
تعداد دانلود: 19
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫من و تو شبیه همیم

‫یه خرس بیلی پتیگرو رو نخورده ‫اون به قتل رسیده.

‫- شرلی. ‫- نه، ممنون.

‫تا سر حد مرگ بهش می خورونی

‫تو یه پرنده قشنگ کوچولویی.

‫- پس تو از من محافظت می کردی. ‫- تو فرمانداری.

‫و تو هم کلانتری.

‫روال کارا اینجوریه

‫چی میشه اگر دن اندرسون ‫پترا برگن رو دوست داشته باشه؟

‫تو رو دوست داشته باشه؟

‫- می دونم بدجوری الکلی هستی. ‫نگران نباش می تونم تغییرش بدم.

‫یه صدایی شنیدم.

‫وینسنت؟

«:: مــتـرجـم: سعـــید ::» |^| Theo_S |^|

‫اوه، بیداری.

‫- سر درد؟ ‫- آره.

‫درد.

‫سرم درد می کنه...

‫مسکن دارم.

‫دهنت رو کمی باز می کنی؟

‫بهتر شد؟

‫من کجام؟

‫تو بیمارستانی.

‫تو یه اتاق ایزوله.

‫- و تو کی هستی؟ ‫- دکتر شوایزر.

‫چطور...

‫- چطور سر از اینجا درآوردم؟ ‫- یادن نیست؟

‫نه.

‫هیچی.

‫پلیس تو رو تو زیرزمین یه خونه پیدا کرد.

‫به یه تخت کثیف بسته شدی بودی.

‫بهت کلروفرم داده بودن.

‫تجهیزات پزشکی خراب و دزدیده شده هم اونجا بود.

‫- کلروفرم؟ ‫- جات امنه، ناتالی.

‫چرا من...

‫- چرا من بسته شدم؟ ‫- یه انگل داری.

‫- چی؟ ‫- تو بدنت.

‫می دونم چیه، اون انگل.

‫تا زمانی که تو بدنت هست ‫برای بقیه خطرناکی.

‫می دونی؟

‫چطور ممکنه؟

‫هیچکس نمی دونه تو بدن من هست ‫فقط من و وینسنت می دونیم.

‫تو دیگه چه خری هستی؟

‫تو کدوم خری هستی؟

‫نامزدت رو یادمه.

‫شرلی.

‫چقدر غذاشو دوست داشت.

‫- آره، اونجوری بود. ‫- هاه،

‫یه زن خوشگل و گنده وایکینگ.

‫مغرور و قوی و سرشار از زندگی.

‫همه ی اون ها بود.

‫باید دلت براش تنگ شده باشه.

‫آره همینطوره.

‫ولی اوضاع عوض شد.

‫دلم برای هیلدور تنگ شده.

‫خنده داره، می دونی.

‫قبل این کار رو تو این ‫آشپزخونه انجام می دادیم.

‫هیلدور یه غذایی سر هم می کرد.

‫و ما سر این میز می نشستیم ‫و درباره هر چیزی که

‫تو فورتیچود برامون مهم بود ‫حرف می زدیم.

‫- مثل کاری که ما الان می کنیم. ‫- هممم.

‫هیلدور...آشپز بدی بود.

‫واقعا؟

‫یه فرماندار عالی، یه آشپز بد.

‫و ار...

‫اریک...

‫مزاحم شام صمیمانه تو و هیلدور نمی شد؟

‫صمیمانه؟

‫نه. نه. درست میگی.

‫صمیمانه بود.

‫آره.

‫فکر می کنی...

‫که این هم صمیمانه اس؟

‫هممم.

‫سر به سرت میذارم، مارکوس.

‫هیلدور آشپزی می کرد.

‫و من برای هر کدوممون

‫یه کوکتل درست می کردم.

‫می دونی وسایل ها کجان.

‫می خواستم با چیزی که قبلا ‫هیچوقت نداشته سورپرایزش کنم،

‫...روش قدیمی...

‫یه...مسکو میول( نوعی کوکتل)

‫یا یه پیچ گوشتی

‫جز اصلی یه روش قدیمی چیه؟

‫- ویسکی. ‫- پیچ گوشتی.

‫ودکا و آب پرتقال

‫مجبورم که بازیمو اینجا تموم کنم

‫می دونید، شرلی ار...

‫شرلی تمایل به پیچ آروم و راحت داشت

‫- اسلو جین و سوثرن کامفرت. ‫- مم-هم.

‫آره، به نوشیدنی های الکلی اشاره نمی کردم.

‫اوه، مارکوس، عوضی.

‫ممم.

‫هیلدور اودگارد.

‫هیلدور اودگارد.

‫آه.

‫همم.

‫می دونی...

‫به صورت غیر قابل برگشتی به خاطر انگل درونم ‫تغییر کردم.

‫و بهبود پیدا کردی؟

‫اوه، آره.

‫خب... "بهبودی" شاید نه

‫من... رشد کردم.

‫حتی میشه گفت "تکامل یافتم".

‫- ها. ‫- همم.

‫می دونی، کل زندگیم

‫درگیر با تعارض اخلاقی بودم

‫با ارزش های آدم های اطرافم...

‫تو موضوعاتی مثل، عشق، عدالت ‫پاداش، ارزش انسان.

‫پس، به عنوان فرماندار،

‫چه حسی داری؟

‫- حس آزاد شدن. ‫- چون؟

‫چون دیگه به چاپلوسی و ملاحظات مسخره احتیاج ندارم

‫تحمیل شده از یک کوته فکر ریا کار ‫و متعصب شهرستانی.

‫اوه.

‫تقدیم به شما، "فرماندار" هوسکلپ.

‫برقکاری که خودش رو کشت.

‫ولادک کلیموف.

‫دقیقا. اون یه شمن بود.

‫- پس، باور دارم ‫- ممم.

‫اون منو تو یه گودال انداخت و ‫چیزهایی جالبی به من گفت

‫وقتی که از سقف آویزون بودم و ‫سینه هام تو هوا چرخ می خوردن.

‫مثل؟

‫شمن ها...

‫خواهان قدرت.

‫اما برای بدست آوردن اون قدرت ‫به خالص ترین و مقدس ترین شکلش،

‫لازمه که شمن یک...

‫گذار شخصی عمیق انجام بده

‫شمن باور داره که ‫قوی ترین نوع شمن...

‫یک شمن مونثِ

‫و اگر اون(مذکر) می خواد در این حد ‫قدرتمند بشه"

‫باید اون گذار رو انجام بده.

‫یکی دستش رو گذاشت توی من ‫و قلبم رو فشار داد.

‫کاملا محکم.

‫می تونم صدایی شبیه خفاش ها رو بشنوم.

‫هیلدور اودگارد یه فرماندار قوی بود،

‫بهترین فرمانداری که فورتیچود تا حالا داشته.

‫می خوایی بهترین فرماندار باشی، ‫مارکوس هوسکلپ؟

‫این رو نخور، توش پلوتونیوم داره.

‫پس اون مثال شمن ‫رو باید بیشتر از همه بپذیری.

‫مولکول ها دوست ما نیستند، دن.

‫با کمک من، قطعا ‫- نمی دونم دارم چی میگم.

‫- الان دارم حرف می زنم؟ ‫- یه کسی می زنه.

‫- هاه. ‫- این از چی ساخته شده؟

‫اوه، خب، یخ خرد شده.

‫آب تونیک و نوشیدنی لیمویی.

‫,مال تو یخ خرد شده, آب تونیک ‫.نوشیدنی لیمویی و... موسکیمول

‫- عصاره گوزن شمالی. ‫- آره، عزیز.

‫می خوایی اونو بکشی؟

‫منو نکش.

‫نمی خوام بکشمت، مارکوس.

‫می خوام بهش کمک کنم که بهترین ‫فرمانداری بشه که می تونه.

‫چه اتفاقی داره میفته؟

‫السا؟

‫اون...دختر بلوند...

‫ار...ناتالی...

‫یه انگل داخل بدنش داره.

‫- انگل؟ ‫- بردمش بیرون، مایکل.

‫- به کجا؟ ‫- مرکز تحقیقات.

‫- کی اون رو مبتلا کرد؟ ‫- آزمایشگاه دکتر ختری.

‫ختری مرد ولی کارهاش ادامه دارن.

‫وینسنت رتری...

‫وینسنت؟

‫مایکل، می دونم چطور میشه بهش کمک کرد. ‫می دونم چی کار کنم.

‫وینسنت کاری نمی کنه به ناتالی صدمه برسه.

‫باید به شهر برم، به داروخونه.

‫چیزایی هست که براش لازم دارم.

‫اگه بیدار شد، ‫یه کم آب بهش بده.

‫باهاش حرف نزن.

‫سلام! هی!

‫وینسنت؟

‫می دونم خیلی بد به نظر می رسه ‫ولی اگه فقط...

‫رو به زمین، دراز بکشید، همین حالا. همین حالا.

‫- حالا! ‫- باشه!

‫- یا بهت شلیک می کنم! ‫- می دونم!

‫می دونم خیلی افتضاح به نظر می رسه ‫مثل یه...

‫فقط، اجازه بده...

‫خدایا!

‫- اینگرید... ‫- دن! اریک!

‫وینسنت رتری رو میارم تو.

‫...تلاش برای... گروگان گیری... و قتل

‫- اینگرید... ‫- خفه شو!

‫- اینجا کار می کنی؟ ‫- مم-مم

‫با دکتر شوایزر؟

‫من ار... یه جور گماشته ام.

‫من توی... ‫مرکز تحقیقان نیستم؟

‫می تونم بوی بنزین و خاک و رطوبت رو حس کنم.

‫دکتر شوایزری وجود نداره، مگه نه؟

‫اون...

‫اون یه چیزی از من می خواست

‫چیزی که انگل درونم انجام داد.

‫باید برم.

‫صبرکن، من کجام؟ لطفا نرو! ‫لطفا منو تنها نذار!

‫می دونم کی هستی.

‫لطفا، صداتو بیار پایین، می دونم کی هستی.

‫آقای لنوکس

‫تو پدر اینگریدی.

‫مایکل، چرا اینکارو می کنی؟

‫- چرا اینکارو می کنی! ‫- داد نزن، داد نزن.

‫- ششش! ‫- لطفا!

More Farsi Persian subtitles for Fortitude

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left