نخستین 200 خط.
مترجم: Negar FD
تیشرت! تیشرتتون رو بردارید!
و به کاخ سفید میگن کاخ مردمی
چون در آمریکا، دولت برای شما کار میکنه!
چرت و پرت!
گوش کنین بچهها!
هرچیزی که تو مدرسه یادتون میدن دروغه!
حقیقت رو میخواین؟
دنیا توسط نخبههای بیهویت
و آدمای مارمولکیای که تغییر شکل میدن کنترل میشه!
تا حالا یه اسکناس یک دلاری رو تا کردین؟
ببینین، میتونین یه کاری کنین کلمهی ممه رو نشون بده.
این یعن چی؟
من تنها کسیم که براش مهمه رئیس جمهور یه رباته؟
بیدار شین گوسفندا!
مدارک همینجان!
این حرومزادهها کلی تک تیرانداز انداختن دنبالم
چون سعی دارم حقیقت رو بهتون بگم!
عاشق وقتیم که حق با منه!
ممنونم! برای دوستاتون هم بروشور بردارین!
بابا! چه غلطا؟!
بازنشستگی باعث شده کلا دیوونه شی؟
نه ولی امواج رادیوئی 5G تو فضا باعث شده دیوونه بشم
که اتفاقا میتونین راجع بهش تو بیانیهی
جدیدم که تو کیندل موجوده بخونین!
اوه خدایا
به بابام گوش نکنین بچهها!
اخبارش رو از فیسبوک و زولپیدوم به دست آورده!
زولپیدوم مواد عالیایه! خیلی چیزا رو واضح میکنه!
زودباش! برای کار دیرم میشه!
دموکراسی واقعیه! چندتا جاکلیدی بردارین!
هی ریگن، بیا بریم پاساژ چندتا شیرینی پرتزل بخریم
ازونایی دارن که توشون پنیریه...
بابا، میدونم بازنشستگی سخته
ولی روشهای مثبتتری برای جلب توجه من وجود داره
تا اینکه دولت پنهان رو پائین بیاری!
به علاوه، امروز بلاخره قراره اون ترفیع شغلی رو بهم بدن!
تصور کن! من! درحالی که دفتر رو با یه مشت آهنین اداره میکنم!
حتی یه مشت آهنین برنامهنویسی کردم!
بهتر از اینم دیدم.
اوه، تو بهتر از این دیدی؟
خیلیخب، خوبه.
آره، واقعا هم خوبه...
به شرکت کاگنیتو خوش آمدید.
ما یک شرکت هستیم.
-ما یک شرکت هستیم. -صبح بخیر دکتر ریدلی!
ما یک شرکت هستیم.
ببین، بابا، تا وقتی که با من زندگی میکنی
باید یه سری قوانین مشخص کنیم. اول، دیگه ودکا برای صبحونه ممنوعه.
اوه بیخیال!
نمیتونی به مردم بگی دولت واقعی نیست!
ولی نیست!
دکتر ریدلی؟
نمیتونی راجع به خزندههایی که تغییر شکل میدن صحبت کنی.
-صبح بخیر سناتور! -درآمدها...
نمیتونی به مردم بگی که جرالد تو بخش حسابداری آب و هوا رو کنترل میکنه!
یا اینکه میانگین صنعتی داو جونز با قربانی کردن خون اداره میشه.
سهام جیپی مورگان چیس 14 امتیاز افزایش پیدا کرد!
قوانین، قوانین، قوانین!
کی اینجا اینقدر تبدیل به جای حوصله سربری برای کار کردن شد؟
صبح بخیر دکتر ریدلی!
-سلام استیو. -سلام استیو.
چاپلوس لعنتی...
و از همه مهمتر، قطعا نمیتونی به مردم بگی
که داریم رئیس جمهور رو با یه ربات عوض میکنیم، باشه؟
اینقدر گیر نده!
گیر؟! تو تقریبا دولت پنهان رو به همه افشا کردی
چون میخواستی یکی تا شیرینی فروشی برسونتت!
شانس آوردی که زنگ زدم تک تیراندازا برن!
گری، نه! نه!
خیلی خندیدم! شوخیات رو نگه دار برای شب استندآپ کمدی گری.
لعنتی، دیر کردم! هی! کارآموز! بابام رو ببر خونه.
اگر اذیتت کرد، نترس از اینکه خیلی کوچولو شوک بهش وارد کنی.
بکن! جرئتشو داری بکن! تو میدونی من کیم؟
من رند ریدلی لعنتیم و قبلا مدیر این شرکت بودم
و به زودی... من مدیرش میشم.
درجهش رو از 3 بالاتر نبر!
-فعلا، بابا! -اوه! حرومزاده!
خیلیخب، بریم سر اصل مطلب.
خدایا، نمیشه یه بارم شده چراغا رو روشن کنیم؟
بووو
بعضیامون خماریم! باشه؟
خیلی متاسفم آندره!
اینکه مالی بدنت کم شده ربطی به امنیت جهانی داره؟
بچهها! ما داریم به صورت مخفیانه یه دنیای آزاد رو اداره میکنیم!
بیاین سعی کنیم این کارو جدی بگیریم.
همونطور که یادتونه، نامزدی که تو انتخابات گذشته ازش حمایت کردیم برنده شد
ولی معلوم شد برای اینکه کنترلش کنیم زیادی احمقه
ولی با کمک اختراع خفن جدیدم
دولت پنهان بلاخره یه رئیس جمهور داره که میتونیم کنترلش کنیم.
ببینش اینو...
من یه نابغهام!
به هر حال، فعلا این بزرگترین کارمونه پس خودتون رو جمع کنین!
پس دیگه خبری از نئشه کردن با مواد شیمیایی نیست...
چی گفتی؟
یا خبری از فرستادن پهپاد برای جاسوسی زن قبلیتون نیست...
هی! تو نمیدونی چه کارایی از اون برمیاد!
و خبری از گرفتن سلفی تو صحنهی "فرود روی ماه" نیست!
مسائل فوق محرمانه شامل کسایی که امتیاز ظاهریشون از 8 بالاتره نیست، ریگن.
آره! تو رئیس ما نیستی!
راستش، از 12 ظهر امروز
به معنای واقعی قراره رئیس همتون باشم.
و قراره غر زدن رو ممنوع کنم! دیگه خبری از غر زدن گروهی نیست!
درسته! تا زمانی که میتونین بریزینش بیرون!
ریگن، میخوام تو دفترم ببینمت.
بخورینش!
اوه اینقدر خندهداری دلم میخواد بدم ترورت کنن!
نه واقعا میتونم انجامش بدم! انگشتم داره بالای دکمهش تکون میخوره...
اوه اوه الانه که بزنم روش... الانه که بزنم... اوپس...
خوش گذشت اوپرا
بوس بوس، بای!
اوه اینجایی!
ریگن ریدلی! کودک زیرک! برترین دانشجوی امآیتی در 13 سالگی!
نیازی نیست به گودی زیر چشمت نگاه کنم تا بدونم سخت مشغول به کاری.
ممنونم قربان و آمادهام تا گودیها عمیقتر بشن.
از وقتی که پدرت از کار افتاده شد و تو به جاش به وظایفش رسیدگی میکنی
بهرهوری بالاست و روحیهی تیم مثل یه موشک...
-ممنونم قربان! -بذار حرفم رو تموم کنم.
رفته تو توالت.
به شکایات منابع انسانی نگاه کن!
"کار باهاش سخته" "ارتباط چشمی برقرار نمیکنه"
"به عنوان یک زن زیادی میگه بخورینش!"
من ارتباط چشمی برقرار میکنم! کلی ارتباط چشمی برقرار میکنم!
خدایا! دیگه هیچوقت این کارو نکن!
ببین، میدونم به کارت اهمیت میدی، ولی شدتش داره بقیه رو میترسونه.
همه یادشون باشه جدول زمانبندی رو امضا کنن!
جدول زمانبندی!
جیآر، هنوزم قراره ترفیع رتبه بگیرم؟ من کل زندگیم برای این شغل زحمت کشیدم.
من کلاسارو جهشی خوندم و حموم نرفتم
تا ثابت کنم برخلاف میراثی که پدرم به جا گذاشت، من میتونم مثل چی اینجا رو اداره کنم!
البته، تو خیلی باهوشی. ولی مهارتهای اجتماعیت؟ ووف.
برای همینه که یکی رو آوردم تا تو رهبری تیم با هم کار کنین.
ببخشید...؟ با هم؟
برت! حالا که دیگه مایکروچیپ داخلت جاگذاری کردیم میتونی اونو در بیاری!
برت هند، مشتاقم تا به هرکسی که رضایت داره خدمت کنم.
چه غلطا جیآر؟
تبریک ریگن، هنوزم ترفیع رتبه رو گرفتی
و اونم گرفته.
تا حالا فکر کردین کی از دوربین لپتاپتون نگاهتون میکنه؟
یا اینکه چرا گاهی تو رویاهاتون محصولات جدید میبینین؟
از گذشتههای دور،
جهان توسط گروهی از نخبگان باستانی اداره میشود
ولی عروسکگردانی دنیا به آسانی گذشته نیست!
برای همین این شرکت رو تشکیل دادیم،
تا با اجرای خواستههای مرموز مافوق خود، فردایی بهتر بسازیم.
ما شرکت کاگنیتو هستیم.
و توسط ما تحت... پوشش هستید!
سوالی نیست؟
به جز مسائل اخلاقی؟
این رختکن مرداست، اینم دستشوئی مرداست
اونم اتاق نمایشه، جایی که فیلمای
روباههای در حال پوسیدن رو به کارتون بچهها تبدیل میکنیم.
و این آزمایشگاه منه، جائی که همهچیز در آرامش و کارآمده،
و ترموستات کاملا تحت کنترل منه.
امیدوارم یه روزی بتونم جهان رو به همچین چیزی تبدیل کنم.
یعنی... کارآمد
نه اینکه... کاملا تحت کنترل من باشه.
این دیگه شیدایی محضه، هیچوقت اینکارو نمیکنم.
مگه اینکه مردم ازم بخوان.
اوه خدای من! آقای رئیس جمهور! چه افتخاری!
افتخار از آن منه!
بازیگر معروف جیمز وندر بیک!
این رئیس جمهور نیست!
یه ربات کپیه که قراره جاش رو بگیره.
عاشقشم! عاشقشم!
یه سوال، اینجا خیلی فاسده؟
فیسبوک فاسده؟ استارباکس فاسده؟
حداقل اینجا من فناوریای رو توسعه میدم که میتونه از جنگ با آتلانتیس جلوگیری کنه!
و سالی یه بار، ساک خرید مجانی میگیریم.
عالیه! یه پاک کنندهی حافظه! درست مثل "مردان سیاه پوش" !
-اون یه تامپونه. -اوه خدا!
چجوری این شغل رو گرفتی؟
صادقانه بگم، از دانشگاه ییل فارغ التحصیل شدم، دانشجوی برتر بودم،
یه مدتی مشغول به لابیگری بودم چون عاشق لابیم!
و آخر هفتهی گذشته، با جیآر تو یه مهمونی باربیکیو بودم
و اونم گفت از محکم بودن حالت دستم موقع دست دادن باهاش خوشش اومده
و بعدش یهویی یه کیسه انداختن رو سرم
و بوم! اینجام!
اوه خدای من! اصلا هیچ تجربهای نداری!
-نه. -یعنی فقط یه بله قربان گویی!
بله خانم.
اوه خدای من! خداروشکر که اینجایی!
تو درصد جذابیت این اداره رو حداقل 30% افزایش دادی.
جیجی هستم، مسئول روابط عمومی و دستکاری رسانهها.
من سلفی گرفتن رو اختراع کردم تا کشور رو گول بزنم تا بیشتر روی خودشون تمرکز کنن.
این گلنه، نصفش دلفینه همونطور که مشخصه...
و بهش افتخار میکنم!
به عنوان اولین داوطلب برای پروژهی مرد دلفینی ابر سرباز
من دیانایم رو برای این کشور دادم!
و الان قدرت و نبوغ یک دلفین رو دارم.
این مایکه
اون یه قارچ با قدرتهای فرامادی از داخل زمین تو خالیه....
ولی میتونه افکارت رو بخونه. پس عزیزم... مراقب باش.
عجب، کلی از حرفای دین کوک رو حفظ کردی!
مچم رو گرفتی!
من آندره هستم، مسئول بخش بیوشیمی.
اگر مواد دوست داری، من اون چیزایی که به رونالد ریگن آلزاییمر داد رو دارم!
عجب، چه گروهی!
یا میتونم "گنگ" صداتون کنم؟
اوه عزیزم! عاشقشم! الان به ذهنت رسید؟
No comments yet. Be the first to leave one.