The Diplomat

The Diplomat

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Diplomat S03E04 Soul
ناشر Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

برچسب‌ها

other
the_diplomat
تاریخ انتشار: 2025-10-19
تعداد دانلود: 33
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫هال میخوام تو معاونم باشی

‫اگه به یه زبان مشترک رسیدین ‫که فکر میکنین جواب میده...

‫"آنچه در قسمت‌های قبل گذشت"

‫...میخوام بدونم ‫تا مطمئن شم همه‌مون هم‌نظریم

‫من دوتا شغل دارم

‫تو دوتا قاره

‫و کی منو در جریان برنامه‌هامون گذاشتی؟

‫ازدواج علنی طلاق مخفی

‫با کسای دیگه هم میخوابی؟

‫آدمای طلاق گرفته این کارو میکنن

‫آره فکر کنم

‫رئیس جمهور داره فکر میکنه که هال ‫رو کنار بذاره و سینار رو جایگزینش کنه

‫رئیس جمهور هنوز تصمیمشو نگرفته

‫یه زن انگلیسی تو یه خونه امن ‫اطلاعات آمریکا خودکشی کرده

‫که اصلاً قرار نبود اونجا باشه

‫قراره...

‫قراره اخراج بشم؟ احتمالاً

‫اگه دولت شما نخواد من اینجا باشم

‫کارم تمومه

‫باید منو در جریان میذاشتی

‫هال سه تا رای کم داره

‫تا تاییدیه سنا رو برای ‫معاهده قانون دریاها بگیره

‫- چی؟ ‫- اون تا آخرین حد ممکن رو مخه

‫ولی وقتی فکر میکنی ‫دیگه نمیتونی تحملش کنی...

‫یه دستاورد تاریخی رقم میزنه

‫"مقامات دیپلماتیک"

‫این یه تغییر بزرگه

‫پس حالا که داریم با هم این ‫مرحله جدید رو شروع میکنیم

‫ازتون میخوام که محتاط باشین

‫- سعی کنین بهش سخت نگیرین ‫- تعریف و تمجید ممنوع

‫هر نوع تعریف و تمجیدی ممنوعه

‫خوشش نمیاد

‫تبریک؟

‫تبریک گفتن ممنوعه

‫اگه میتونین از کلمه "بانوی دوم" ‫استفاده نکنین

‫و اگه یه کم کنترل‌گر یا بدخلق به نظر رسید

‫یا اگه خیلی حالش بد بود...

‫بعضی وقتا چیزایی زیر لب میگه که من نمیفهمم

‫اگه این اتفاق افتاد سعی کنین به خودتون ‫یادآوری کنین که این یه وضعیت موقته

‫فقط یه واکنش طبیعی انسانی به تغییره

‫خلاصه که با نرمی و سختی باهاش مدارا کنین

‫باوقار رفتار کنین ‫فاصله‌تونو حفظ کنین و حواستون بهش باشه

‫ولی نذارین خیلی تابلو باشه، باشه؟

‫تیم من باید یه محدوده اجباری رو ‫رعایت کنه

‫همیشه دور و بر بانوی دوم باشن

‫حداکثر شش فوت

‫یعنی دو متر

‫سفیر ترجیح میده محافظاش ‫ازش فاصله داشته باشن تا مزاحمش نباشیم

‫نجات دادن جونش رو مزاحمت حساب میکنه؟

‫سلام... به همگی

‫سرویس مخفی میخواد ‫همیشه به شما نزدیک باشه

‫واسه همین بهش میگیم "حفاظت نزدیک"

‫- من توضیح دادم که شما ترجیح میدین... ‫- باید آروم باشی بایرون

‫همه دارن با شرایط جدید کنار میان درسته؟

‫امروز باید برین بیرون. هوا خیلی خوبه

‫- سلام ‫- کجایی؟

‫تو ترافیک

‫ولی داری میای؟

‫حتماً

‫باشه چند دقیقه وقت داری چون داره دوش میگیره

‫- ولی دوش گرفتنش زیاد طول نمیکشه پس... ‫- تو راهم

‫باشه

‫بله

‫وقتی تو واشنگتن بودی ‫کارا اینجا راحت پیش میرفت

‫ما مراسم تحلیف هال رو پخش کردیم ‫و نصف کارمندای سفارت اومدن

‫- با کلی نیت خوب برگشتی ‫- عالیه

‫ما با تیم کشوری جلسه داشتیم

‫که در مورد پاسخ وزارت خزانه‌داری ‫به گزارش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بحث کنیم

‫- یه خلاصه دارم که در جریان باشی ‫- باشه

‫و خیلی معروف شدی

‫تو و معاون رئیس جمهور

‫- "میم" شده ‫- جدی؟

‫خیلی گوگولیه

‫"بغل دوتایی"

‫خیلی بامزه‌ست

‫خیلی بامزه‌ست

‫خیلی بامزه‌ست

‫بهش فکر کن

‫خیلی بامزه‌ست

‫کاخ سفید از این خوشش اومد

‫میخوان پوشش رسانه‌ای ‫طرفدار ازدواج رو بیشتر کنن

‫البته

‫یه مصاحبه مشترک با مجله هارپرز بازار یو کی ‫پیشنهاد دادن، ناراحت نشو

‫ولی من بهشون گفتم با دیلی تلگراف ‫یا یه روزنامه معتبرتر صحبت کنین

‫- هر روزنامه‌ای که اونا انتخاب کنن ‫- عالیه. به بخش برنامه‌ریزی میگم

‫اونا حواسشون هست که برنامه‌ت شلوغ نشه

‫دعوت‌نامه‌های زیادی از طرف اشخاص مهم ‫و همسراشون دریافت کردیم که خیلی زیادن

‫همه میخوان شما رو ببینن

‫ولی من روشن کردم که شما روزی ‫پنج تا مهمونی رسمی برگزار نمیکنین

‫چرا که نه؟

‫الان چه خبره؟

‫استوارت

‫پست بانوی دوم همه‌ش فایده‌ست

‫- جدی؟ ‫- اگه بخوای ترک‌ها یا سعودی‌ها رو ببینی

‫هیچکس نمیتونه رد کنه

‫- میخوای سعودی‌ها رو ببینی؟ ‫- امروز نه

‫میخوام مسئول ‫استخراج منابع تو وزارت خارجه رو ببینم

‫کدوم منابع؟

‫نفت ولی از آب

‫این به مجوزهای حفاری ‫تو دریای شمال ربط داره؟

‫دانمارک خیلی ناراحته

‫- اون قسمتش رو میدونستی؟ ‫- نه

‫اونا میخوان جلوی معامله رو بگیرن ‫که واقعاً نمیخوان

‫ولی میخوان کمک کنن ‫که درصد رو یه کم بیارن پایین مثلاً 80 درصد

‫- اون که کم نیست ‫- به یه توافق میرسیم

‫اونوقت ما پیش دانمارک و بریتانیا ‫و... قهرمان میشیم

‫چی؟

‫کی در مورد مجوزهای حفاری ‫تو دریای شمال کلی نظر داره؟

‫سعودی‌ها

‫اونوقت با اونا در مورد ترکیه حرف میزنیم

‫باشه

‫مردم ممکنه بانوی دوم رو ‫برای چای دعوت کنن

‫ولی این سفیره که بهشون میرسه

‫- خیلی بهتون افتخار میکنم خانم ‫- جنبه مثبتش رو ببین رفیق

‫سلام

‫- صبح بخیر ‫- گرسنه‌ای؟

‫کلوچه‌ها امروز خشک نیستن

‫نمیخوام

‫میخوای بره؟

‫اون دلیل بودن من اینجاست

‫یه جلسه برای ما ترتیب داده

‫پس بیا بشینیم

‫شروع کنین قربان

‫شما از برنامه‌ای به اسم ‫"طرح همکاری ارتباطات جهانی" خبر دارین؟

‫به نظر میاد میدونه

‫این یه مشارکت اطلاعاتیه

‫- میخواین... ‫- نه. مشتاقم از شما بشنوم

‫روسای اطلاعات آمریکا و انگلیس ‫بیانیه‌های عمومی منتشر کردن

‫که به هر کسی که میخواد فرار کنه ‫یادآوری کنن

‫به خصوص از روسیه ‫که ما برای همکاری استقبال میکنیم

‫- همکاری کن یا کشته شو ‫- بس کن

‫زودتر با ما همکاری کن ‫قبل از اینکه اطلاعات ارتش روسیه تو رو بکشه

‫این باعث میشه دولت روسیه ‫شک کنه که آدمای خودش ممکنه علیه‌ش بشن

‫یه حس بی‌اعتمادی گسترده ایجاد میکنه

‫- ایده هوشمندانه‌ایه، ما با صدام همین کارو کردیم ‫- جواب داد؟

‫- اون نصف دولتشو کشت ‫- کشتن

‫ولی باعث بی‌ثباتی هم میشه

‫اگه ما رهبری رو به عهده بگیریم...

‫- "ما" کیه؟ ‫- سفارت لندن

‫اگه ما رهبری اروپا رو به عهده بگیریم...

‫- کل اروپا ‫- لندن دروازه همه کشورهاست

‫- ببخشید مشکل چیه؟ ‫- هیچی

‫میتونیم در موردش بحث کنیم؟

‫خوشحال میشم بحث کنم. من تو این پست نمیمونم

‫هر کسی جای من میاد میتونه ‫یه گروه از احمق‌ها رو مدیریت کنه

‫که میان و دنبال هویت جدید ‫و یه آپارتمان تو میفر میگردن

‫تو پستت رو ترک نمیکنی

‫به خصوص اگه تو مدیر برنامه باشی

‫- اونا به یه هماهنگ کننده احتیاج دارن ‫- آره

‫چون هیچکس تو دنیا حاضر ‫نیست این کارو انجام بده

‫بار کاری سنگینیه

‫برای کی؟ وزارت خارجه؟

‫برای اطلاعات آمریکا

‫وزارت خارجه اعتبارشو میگیره

‫در حالی که ایستگاه اطلاعاتی من ‫غرق آدمای مستأصل میشه

‫که هیچ اطلاعات واقعی ندارن

‫مهم نیست. دیگه ایستگاه اطلاعاتی من نیست

‫اگه یه پروژه بین‌المللی رو اداره کنی ‫اخراج کردنت سخت میشه

‫جدی میگی؟

‫یه دقیقه با من همراه شو

‫میدونم ایده آل نیست ‫و شاید خیلی براش هیجان‌زده نباشی

‫ولی شاید ارزش فکر کردن داشته باشه

‫نداره

‫چیز دیگه‌ای هست؟

‫- خیلی متاسفم. اتفاقی که تو واشنگتن افتاد یه فاجعه بود ‫- مشکلی نیست

‫اونقدر درگیر مسائل هال شدم ‫که قرارم با دایان رو از دست دادم

‫- اون درک میکنه ‫- آره

‫دیشب باهاش تماس گرفتم

‫فکر میکنه من بیشتر از اون میتونم ‫از انگلیسی‌ها نتیجه بگیرم

‫امروز تو وزارت خارجه یه جلسه دارم

‫نظرت چیه با من بیای ‫و بعدش با دنیسون بشینیم؟

‫دیگه دیره

‫- دیر نیست. دایان گفت... ‫- دایان کلاک عصبانیه

‫مدیر اطلاعات ملی تو برنامه‌ش وقت گذاشت ‫و تو نرفتی سر قرار

‫پیامش این بود "خودت مشکل رو حل کن"

‫و منم مشکل رو حل میکنم

‫- این قراره من باشم؟ ‫- آپریل؟

‫- موهای نامرتب ‫- این یه بدل برای رد گم کنیه نه شبیه شما

‫- چه فرقی با هم دارن؟ ‫- بدل رد گم کنی دقیقاً شبیه نیست

‫مثل تفاوت بین اردک چوبی و واقعی

‫تو این مورد اردک چوبی ‫بدل رد گم کنی یه بیمار روانیه؟

‫این یه اقدام احتیاطی استاندارده

‫یه برس مو براش بیار ‫من تا نیم ساعت دیگه میرم

‫- اینجا وایسا ‫- خوشحال میشم همراهیتون کنم

‫شماها معمولاً پایین پله‌ها منتظر نمیمونین؟

‫آقای بوناونتورا از پروتکل ما خوشش نیومد

‫این یه ساختمون امنه

‫پلیس جلوی هر ورودی هست

‫متاسفانه ما باید یه فاصله ‫اجباری رو حفظ کنیم

‫- دو متر ‫- آره

‫که میشه شش فوت

‫ما از طبقه پایین نمیتونیم ‫از شما محافظت کنیم

‫این شرایط برای من مناسب نیست

‫ماهیت کار ما اینه

‫تا حالا با زنی کار کردین ‫که هم سفیر باشه و هم بانوی دوم؟

‫خانم با تمام احترام به سرویس دیپلماتیک

‫اگه کشته بشین تیتر آگهی ترحیم ‫شما اینه "بانوی دوم کشته شد"

‫کی میخواد منو بکشه؟

‫تو کل این کشور ‫شماها تنها آدمایی هستین که اسلحه دارین

More Farsi Persian subtitles for The Diplomat

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left