نخستین 198 خط.
Sabzchidori & Sfmking کاري از
. اين اراده از گذشته ها به ارث رسيده
. سرنوشت دوره دزداي دريايي و روياي آدماي اون دوره
. اينها هيچ وقت متوقف نميشن
، تا وقتي که مردم دنبال مفهوم آزادي باشن
! هيچ وقت تسليم نمي شن
. من فقط به آينده فکر مي کنم
. و برام مهم نيست که مردم به خاطر اون بهم بخندن
اشتياق شديد تو
تو رو درخشان مي کنه
تو منو کور مي کني ، اما هنوز دلم مي خواد تماشا کنم
تو به من حس زيبايي ميدي
واقعا بهت وابسته شدم
آخر رويايي که مثل هيچ روياي ديگه اي نيست
ميرم دنبال اون رويا و اونقدر تلاش مي کنم
تا وقتي که بتونم اون لحظه ي دوست داشتني رو بدست بيارم
سرزمين عجايب رو باور کـــــــن
شکل رويايي که مثل هيچ روياي ديگه اي نيست
ميرم دنبال اون شکل و تسليم نمي شم
هميشه دنبال اون
احساسِ گرمم
مهم نيست بالاخره بتونم بهش برسم
يا اينکه اسير روزمرگي بشم
به سمت بهشت مي دوم
سرزمين عجايب رو باور کـــــــن
. لابون يه والِ معمولي نيست
. اون يه والِ با قلبي مثل يه آدم
! قولِ يک مرد لوفي و وال قول مي دهند که دوباره همديگر را خواهند ديد
... دليلِ اينکه لابون به ضربه زدن با سر به خطِ قرمز ادامه ميده
... دليل اينکه رو به ورودي گرند لاين وايساده و صدا در مياره
. الان بهتون مي گم
. اين داستانِ لابونِ
اون روز هم مثل هميشه داشتم از فانوسِ دريايي مواظبت مي کردم که
يه گروه از دزداي دريايي شاد و سرحال از کوه اومدن پايين و واردِ گرند لاين شدن
. در کنارِ کشتيشون يه والِ کوچولو شنا مي کرد
. اون وال لابون بود
. وال هايي مثل اون فقط توي درياي غربي زندگي مي کنن
. اونا بزرگترين گونه ي وال هاي جهان هستن
به نظر مي رسيد لابون براي مدتي با اون دزداي دريايي سفر کرده بود
. اما حالا اونا مي خواستن واردِ گرند لاينِ خطرناک بشن
... اونا فکر مي کردن اونو توي درياي غربي ول کردن و اومدن
. اما لابون اونا رو دنبال کرده بود ...
، وال ها معمولا به صورت گروهي و با دوستاشون سفر مي کنن
. اما لابون ، اون دزداي دريايي رو به عنوانِ دوست انتخاب کرده بود
اونا براي چند ماهي اينجا لنگر انداختن تا کشتي شون رو تعمير کنن
. من بعد از يه مدتي کاملا با اونا دوست شده بودم
... بعد ، روزي که اونا آماده شده بودن که برن
. من يه درخواستي ازت دارم
مي توني براي دو يا سه سال از اون مراقبت کني تا ما برگرديم ؟
ما مي ريم و دنيا رو مي چرخيم و بعد دوباره براي اون برمي گرديم
. لابون مي خوام يه چيزي بهت بگم
. ما مي خوايم واردِ گرند لاين بشيم و دنيا رو بچرخيم
. اما ، تو بايد اينجا منتظرمون بشي
... اونجا جاي خطرناکيه
. برا همين ما مي خوايم تو اينجا بموني که جات امن باشه ...
. اينجوري بهم نيگا نکن ، ما دو ، سه سال ديگه بر مي گرديم
. بهتره ما رو فراموش نکني
. حتي اگه ما کنار تو نباشيم ، بازم با هم رفيقيم
. خوب ، ما مي ريم
! بچه ها ! اين اولين سفر ما تو گرند لاينه
! بريم روزگارشونو سياه کنيم
! لابون
! لابون ! فقط منتظر بمون
! تو يه چشم به هم زدن ما برگشتيم
! مطمئن باش
. اون قضيه مال 50 سال پيش بود
پنجاه سال ؟
لابون براي اون ياروها 50 سال صبر کرده ؟
پس براي همين سر و صدا مي کنه ؟
و براي همينه که سعي مي کنه بره اون طرفِ ديوار ؟
. بله
. اين لوله فوق العاده اس
. کف کردم که با يه تونلِ اينجوري هنوز زنده مونده
مي خواي با اينا بيشتر حال کني ؟
. اينا تفريحات تيريپ دکتري منه
دکتر ؟
. من اين همه وقت دکترش بودم
. خيلي وقت پيش ، توي اين تنگه يه درمانگاه درست کرده بودم
. من حتي سالها قبل دکترِ يه کشتي بودم
راستي ؟
! خوب پس ، بيا دکترِ کشتيِ من بشو
. اُسگل نشو
، بر عکسِ شما پنج تا جوون
. من ديگه انرژيِ اينو ندارم که همينجوري دنيا رو بگردم
... يک دکتر
. پس برا همينه که داخلِ والِ زندگي مي کني
. و اين نتيجه ي تمامِ درمانهايِ پزشکي شه
. درسته
، وقتي که اونا بزرگ مي شن
. ديگه راهي نيست که اونا رو از بيرون درمان کني
! بزنيد بريم
! اومديـــــم بـــــيـــــرون
! ايــــنـــــم از آســــمـــــونِ واقـــــعـــــي
خانمِ چهار شنبه ، داري چيکار ... ؟
يعني 50 ساله ؟
... اون دزداي درياييِ عوضي اين همه وقت اونو منتظر گذاشتن
. احمق
اينجا گرند لاينه ، مي فهمي ؟
. اونا مردن
. منتظرِ اونا موندن بي فايده اس
. معلومه ، چون 50 سال از اون موقع مي گذره
فک کنم همين قضيه نشون ميده که
. گرند لاين چقدر خر تو خره
اُسگل چطوري آخه مي توني اينقدر بي خيال باشي !؟
! تو نمي فهمي
! هنوز احتمال داره برگردن
! اين چه داستانِ خوبيه ... يه وال که هنوزم قولِ رفيقاش رو باور داره
درست نيست ، پيري !؟
. آره
. اما حقيقت بي رحم تر از اونيه که شما بتونيد تصور کنيد
. اين فقط جزوي از نقشه ي اونا بود
... اون ياروها فرار کردن
. از گرند لاين ...
... غير ممکنه
پس ، درواقع اونا وال رو ول کردن و رفتن ؟
... اونا سعي کردن از گرند لاين فرار کنن
يعني اينکه اونا مجبور بودن از جزيره ي کام بِلت رد بشن ، نه ؟ ...
، حتي اگه شانسي زنده هم مونده باشن
. ديگه هيچوقت به اينجا برنمي گردن
. فصلها ، آب و هوا ، جريانهاي دريايي ، حتي بادها
. همه ي اينا توي گرند لاين غيرِ قابل پيشبيني هستن
. قطب نماهاي معمولي توي اين اقيانوس بي ارزشن
ترس و وحشتي که گرند لاين ايجاد ميکنه خيلي . سريع آدماي ضعيف رو تسليم مي کنه
... پس اون عوضياي ضعيف
، بدونِ اينکه درباره ي جونِ تو
و قولشون فکر کنن دمشون رو گذاشتون رو کولشون و از اين اقيانوس فرار کردن
اونا حتي بي خيالِ وال شدن ؟
وال هم 50 سال منتظرِ اونا مونده تا اونا برگردن ؟
! اونا خيلي بي رحم بودن
اما اگه تو اينو مي دونستي ، چرا بهش نگفتي ؟
اين وال صحبتاي آدم رو مي فهمه ، نه ؟
. من بهش گفتم
. همش رو ، اما اون به حرفام گوش نکرد
! لابون ، گوش کن
! اونا الان ديگه از گرند لاين رفتن
... مي دونم که شما دوست بوديد
! و تو فکر مي کني اونا هيچ وقت قولشون رو نمي شکنن ...
! اما ... اونا هيچوقت بر نمي گردن
! لابون ، گوش کن چي دارم مي گم
اونا ديگه
! مي دونم که نمي خواي اينا رو بشنوي
! اما بايد قبول کني
! لابون
! لابون
، اون شب لابون براي اولين بار رو به مسير گرند لاين وايساد و صدا در آورد
. و شروع به زدنِ خودش به خطِ قرمز کرد
... او هنوز باور داره که اونا از اون طرفِ ديوار برمي گردن
. او به حقيقت گوش نمي ده
... چه والي
... حتي وقتي که دليلي براي منتظر موندن نيست
اگه دليلي براي منتظر بودن نبود ، اون به حرفاي من گوش مي کرد
علاوه بر اين ، اون مي ترسه که دليلش براي منتظر موندن رو از دست بده
. خونه اش تو درياي غربيه
. حالا ، از هيچ طرف نمي تونه به خونه برسه
... همه ي اميدش
اين بود که با کسايي که دنبالشون بوده رفيق بمونه
... مي دوني
... اون شايد تو موقعيت سختي باشه
اما به تو هم خيانت کردن ، نه ؟
اين ديگه مشکلِ شما نيست ، درسته ؟
! به زخماي روي سرش نيگا کن
، اگه همينجوري به ضربه زدن به صخره ها ادامه بده
. بدون شک ، ميميره
. شايد رابطه ي ما عجيب باشه ، اما 50 ساله با هميم
. من نمي شينم ببينم اون خودشو مي کشه
اون احمق داره چي کار مي کنه ؟
! يه لحظه هم نمي شه ازش چشم برداشت
. انگار مي خواد کوه نوردي کنه
اون دکلِ ، نه ؟
. آره ، از کشتي کنده
. اين دکل ماست که
! اينقدر کشتي رو خراب نکن
واسه چي اين غلطو کردي !؟
! هي پسر
! مشکلي نيست
! حتي اگه لهم بشه نمي ميره
. هاه ، احمق
آخه چه فکري مي کنه !؟
! لوفي
چه غلطي داري مي کني ؟
! مساوي شديم
خيلي قويي ، نه ؟
مي خواي منو بزني ، نه ؟
. مبارزه مون تموم نشده
. پس يه روز ي دوباره با هم مي جنگيم
! شايد رفيقاي تو مرده باشن ، اما از حالا به بعد من حريفتم
! يه روزي با هم مي جنگيم تا بفهميم کدوممون قويتره
، وقتي ما سفرمون توي گرندلاين تموم بشه
! بر مي گردم
! بعد مبارزه مون رو تموم مي کنيم
! چه خوشگل
! اينم نشانه ي قولِ مبارزه مون
، پس تا روزي که من برگردم
! به ديواره ضربه نزن و نشونه رو پاک نکن
اون دو تا چي شدن ؟
اون دو تا ؟
. اوه ، اون دو تا
. بايد فرار کرده باشن
No comments yet. Be the first to leave one.