نخستین 200 خط.
کار صربستانیه برادر.
اگه هلت داد، تو هم هلش بده.
برام مهم نیست معلم چی میگه.
اگه به دردسر افتادی، بگو با من تماس بگیرن.
اونوقت من چیکار کنم؟
من... میرم اونجا و معلمت رو هل میدم، چطوره؟
صبر کن، این رو به مادرت نگو.
حرف نزن...
جانس.
نه، من طرفدار خشونت نیستم.
فقط فکر میکنم باید بتونه از خودش دفاع کنه.
میشه دوباره بذاریش روی گوشی؟
سلام باب.
میخوام یه چیزی رو یادت بمونه.
تو همه اون قضایای مدرسه، کی محبوبه و کی نیست رو میدونی.
در نهایت، اینها اهمیتی ندارن.
میدونم باورش سخته، اما حقیقته.
میتونم فردا باهات تماس بگیرم؟
باشه.
دوستت دارم.
پدر.
فقط تو منو درک میکنی.
فکر میکردم کارپنتر کالبدشکافی انجام میده.
کارپنتر سرما خورده.
و از اونجایی که اون تنها دکتریه،
که صلاحیت رسیدگی به هر چیزی مربوط به موجودات فضایی رو داره؟
الان مجبورم همه کارها رو خودم انجام بدم.
چیزی پیدا کردی؟
میدونی چیه، باید توی پروتکلت باشه که برای همه چیز دو نفر داریم.
دو دکتر، دو مهندس، دو ریاضیدان.
اونوقت میتونستیم شیفتی کار کنیم.
دفعه بعد. چیزی دستگیرت شد؟
هر دوشون آلوده بودن.
و این لولهها چی؟
منینگ ازشون خون گرفته بود.
خیلی قبل از اینکه کاوانا اونها رو پیدا کنه، خونی توی این بدنها نبوده.
اونها افراد آلوده رو ایجاد میکنن و خونشون رو جمعآوری میکنن.
این ماده اصلی کودهای بیگانه است.
احتمالاً ازش برای آلوده کردن غذای بیشتر استفاده میکنن.
پس اونها افراد خودشون رو میکشن تا به هدفشون برسن.
ما هم همیشه این کار رو میکنیم.
تا حالا اسم جایی به اسم عراق رو شنیدی؟
اگه دارن سعی میکنن آلودگی رو از طریق غذا پخش کنن،
اون رو در مقیاس وسیع انجام میدن.
ردپای حشرهکش در بافتهاشون پیدا شد.
این افراد کارگر مزرعه بودن.
اگه دارن غذای آلوده بین مردم پخش میکنن...
کارمون تمومه.
شیرین، خودت رو پشت سر گذاشتی.
باید عکس بگیریم. - میتونن با گوشی من عکس بگیرن.
واقعاً؟
پس اینطوری.
فکر میکنم کافی باشه.
فقط اینجا رو نگاه کن.
آستانه تشدید، تشدید
ترجمه و زیرنویس: مستر لانگ
تصحیح: آمندلاکتیو، تصحیح فنی: پاولاک
واشینگتن، مرکز فرماندهی آستانه
ریچل.
سعی کن تکون نخوری.
چطوری وارد اینجا شدی؟
دکتر کِفری...
اون بهم گفت مریضی.
نتونست جزئیات رو فاش کنه.
نمیخواستم منو اینجوری ببینی.
دیوونهبازی در نیار.
خیلی متأسفم.
نباش.
فقط خوب شو.
عزیزم، نباید ببوسمت.
باشه.
استراحت کن.
تمام مدت دارم استراحت میکنم.
با والدینم حرف زدی؟ - والدینت مردن.
چی؟
تو اونها رو کشتی.
و من رو.
میدونستی آلوده شدی، ولی با این حال به خونه برگشتی.
بدترین بخش مربوط به مادرت بود.
جیغهای مادرت رو از اون طرف خیابون شنید.
چقدر خوابیدم؟
چند ساعتی.
حالت چطوره؟
خستهام.
اوه، نامزدت تماس گرفت.
مطمئنی نمیخوای ببینیش؟
آره، مطمئنم.
اون اصلاً میدونه چه بلایی داره سرت میاد؟
نه.
فکر میکنه دارم ۲۴ ساعته کار میکنم
و روی شتابدهندههای نانو برای برنامه فضایی کار میکنم.
آره، منم از همین داستان استفاده کردم.
رمزی اینجا بوده؟
نه، ندیدمش. خیلی سرش شلوغه.
بعداً بهت سر میزنم.
خونش حاوی مقدار زیادی یوراسیل هست.
این نشونه اینه که بدنش داره برای جهش آماده میشه.
اما هنوز شروع نشده؟
هنوز نه، هرچند تا حالا با موردی برخورد نکردیم
که روند در این مرحله پیشرفته، عقبنشینی کنه.
پس هنوز نمیدونیم چطور این اتفاق افتاده.
مثل گروهبان آدامز چیزی خورده؟
آیا بخشی از همون شیوع هست؟
نمیدونم.
تست مصرف غذای آلوده
فقط پس از مرگ میشه انجام بشه.
مالی، ممکنه با فاز بعدی سر و کار داشته باشیم
آلودگی از طریق نوار ویدئویی.
میدونم.
شاید من و کاوانا بعدی باشیم.
دقیقاً میدونیم آدامز چی خورده؟
مدرک قطعی پیدا نکردم، اما...
شبیه یه مجرد معمولی رفتار میکرد.
بیشتر غذاهاش از پاکت یا قوطی بود،
و ما دنبال محصولات کشاورزی تازه هستیم.
همچنین به تستی نیاز داریم که ببینیم
آلودگی ناشی از مسمومیت غذایی هست یا مسمومیت سیگنالی.
یه چیزی بهت بگم.
به محض اینکه مراقب لوکاس باشم، رسیدگی میکنم
جزئیات گروهبان آدامز رو مطالعه میکنم،
کالبدشکافی انجام میدم،
و دندونهای مصنوعی رو آماده میکنم
برای خوردن کاهوهای اتفاقی.
راستی،
سبزیجات اصلاح ژنتیکی شده
کمی خارج از تخصص من هستن.
قبلاً ازش مراقبت کردم.
به خاطر پروتکلهای من و شکایات تو،
ما یک عضو جدید به تیم قرمز اضافه میکنیم.
صبر کن.
دکتر دوم؟
توی آزمایشگاه من؟
اسمش دافنه لارسونه.
احتمالاً در موردش خوندی.
اون یک گیاهشناسه، متخصص برجسته در دستکاری ژنتیکی.
حق اختراع برای بیش از ۲۰ نوع مختلف
از محصولات اصلاح شده داره.
اون در یک طبقه مالیاتی نسبتاً باریکی قرار میگیره.
... نمیتونستی ما رو رد کنی، حتی اگه میخواستی ...
... فهمیدیم که حیات بیگانه واقعاً به زمین اومده ...
حق دسترسی امنیتی دریافت میکنی، به نظر می رسید یه جور کاوشگر بوده ...
... مارپیچ سهگانه ... ... قربانی جهش پیدا میکنه یا منفجر میشه ...
... خونهات، خانوادهات تحت نظره ... ... کابوس میبینی ...
... قربانیها قدرت فوقالعادهای دارن ...
... تو به دکتر کِفری پاسخگو هستی ...
... اونها از خون استفاده میکنن تا غذای ما رو تغییر بدن ...
... باید به ما بگی چطور ...
... هرچی نیاز داری تامین میشه ...
... کار زیادی برای انجام داریم ...
بیایید شروع کنیم.
میتونی ببینی که این یکی از آزمایشهای شکست خورده بیگانه هاست.
دیگههای هم هستن؟
آره، چند تا با موی انسان پیدا کردیم.
یکی با هسته یک چشم داخلش.
اونها سالهای نوری از ما جلوترن.
در چی، در مسابقه رشد دادن دندون توی کاهو؟
نه، بیشتر قلب، کبد، مغز استخوان.
این جام مقدس هست.
شوخی نمیکنی.
نقرس انسانی و نقرس گیاهی؟
ما قبلاً پروتئینهای انسانی رو وارد موز کردیم،
برای به دست آوردن واکسن خوراکی علیه هپاتیت B.
فقط مسئله زمانه تا اینکه
ژنهای خودمون رو به گیاهان قاچاق کنیم
و شروع کنیم به پرورش قطعات یدکی.
دوست دارم این رو در اوقات فراغتم بررسی کنم.
تو اوقات فراغتی نداری
که بخوای نقش باغبان فرانکشتاین رو بازی کنی.
باید تستی ابداع کنیم
برای شناسایی غذای آلوده شده توسط بیگانهها.
آره، از چیزی که خوندم، اون کاهو رو تغییر داده
یکی از ملوانهای آلوده شده؟
تاک، یکشنبه.
اون با ترکیب خون خودش با یک آنزیم، کود درست کرد.
ظاهراً آنزیم رشته سوم DNA اون رو باز کرد
و اون رو به DNA کاهو اضافه کرد.
اگه کسی اون رو بخوره، آیا ردی از آنزیم در بدن داره؟
نه، خیلی سریع از بین میره.
ببخشید.
پس اگه آنزیم مثل یک اتصالدهنده عمل میکنه
هر کسی که اون غذا رو بخوره
باید رشته سوم رو داشته باشه،
که توسط DNA سونتاگ اصلاح شده.
پس اگه شناسایی کنیم
یک نشانگر ژنتیکی در رشته DNA سونتاگ،
اونوقت تستت رو داری.
خوشفکر و باهوش.
فکر کنم از ملاقات همدیگه خوشحال خواهیم شد.
اما ما قبلاً همدیگه رو دیدیم.
قطعاً یادم میموند.
۱۰ سالم بود.
مادرم شاگرد شما بود.
واقعاً؟
شما برای اون هم دلبری کردید.
دستشویی کجاست؟ تمام مدت اینجا گم میشم.
اون دور نبش راهروئه... - ممنونم.
دکتر کِفری.
باید صحبت کنیم.
کی میگه؟
میخوام ببینمت.
No comments yet. Be the first to leave one.