نخستین 200 خط.
من يه الفعيدم
اين يعني من اينجا قدرتمندم
داري ميگي،ميخواي بموني ؟
جمال، بسامام
نظرت چيه اگه يه مدتي اينجا بمونم؟
آره
من بسام رو مشاور مخصوص رئيسجمهور معرفي ميکنم
به هر حال اسم من سميـه - عبدول هستم -
و به نظرم ميتونيم با هم بيرون بريم؟
ناراحت ميشم اگه بيرون نريم
احمد بسه،لطفاً
با اون آدمها چيکار داشتي؟ ايهاب رشيد؟
ميخواستم يه تفاوت ايجاد کنم چيزي که تو نميفهمي
ما ايهاب رشيد و 10 تا از افرادش رو دستگير کرديم
،خب،مطمئن نيستم که واست مهمه يا نه
ولي داريد آدم اشتباهي رو دار ميزنيد
ميخواي من چيکار کنم؟
زندانها رو باز کنم و همه رو آزاد کنم؟
آره با همين کار شروع کن
اللهُ اکبر
اللهُ اکبر
ممکنه جواب بده
راجع بهش حرف نزن
... دکتر پيشنهاد کرد که - داري راجع بهش حرف ميزني -
ميتونيم دوباره تلاش کنيم،فقط همين
،اگه تلاش کنيم و من موفق نشم
احساسم بدتر ميشه موضوع رو عوض کن
زود بيدار شدي - آره ، نتونستم بخوابم -
امروز...امروز 23اُمه
ميدونم
سالروزي که خيلي دوست دارم فراموش کنم
ديدم نماز ميخوندي
اشکالي داره؟
اوه،نه تا وقتي که براي کار پيدا کردن نماز بخوني
من از نون خوردن خسته شدم
نون تنها چيزيه که داريم
کجا ميري؟
که يکي رو ببينم
در رابطه با کار؟
آره
به زودي،براي صبحونه بيشتر از نون خواهيد داشت
... همه جور ميوه
... پنير و
تخم مرغ براي خوردن خواهيد داشت
قول ميدم
خداحافظ عشقم
با کار برگرد
اون موقع بوس هم ميتوني بکني
خداحافظ بابا
بخوريد
،به علاوه،عزيزم اين اتفاق مال 20 سال پيشه
چي شده؟
آه...پدرت ميخواد که عمو جمال
از سالروز حملهي شيميايي در معان ياد کنه
،آره،کمترين کاريه که ميتوني بکني
با در نظر گرفتن اين حقيقت که 20،000 نفر کشته شدند
آره که ميخواستند ما رو بکشند
،ياد کردن از گذشته يه بحثه
ولي چرا ميخواي پدرت و جمال رو با هم مقايسه کني؟
خب،نکته همينه
... به عنوان يه الفعيد و يه بعنوان رئيسجمهور - بدون انتخابات البته -
،با نشستن روي اون صندلي نميتونه جلوي مقايسه شدن با پدر رو بگيره
منظورت تخت پادشاهيه؟
خدايا،مشکلت با خانواده سلطنتي بودن چيه؟
سمي، اينجا که رژيم سلطنتي نيست شما هم خانواده سلطنتي نيستيد
درسته ما فقط نوههاي يه جنايتکار جنگ هستيم
!اما
ريما،مردم هنوز راجع به اتفاقي که تو معان افتاد حرف ميزنند؟
نه واقعاً
همه ميدونند چي شده،درسته؟
بچهها، تو مضيقه نگذاريدش داريد ناراحتش ميکنيد
من عذر ميخوام،ريما
وقتي وقت ناهار بشه ميخوريم
ولي من گشنهام
تا تو باشي دفعه بعد که
،مادرت گفت بيا صبحونه بري بخوري
!فراموش نکنيد،مردم معان
!هرگز جرم الفعيد عليه بشريت رو فراموش نکنيد
!مثل پدر، مثل فرزند
!فراموش نکنيد،مردم معان
!فراموش نکنيد
!مرگ بر ستمگر
!مثل پدر، مثل فرزند
!مرگ بر ستمگر
!فراموش نکنيد،مردم معان
!فراموش نکنيد
بزارش پايين !بزارش پايين
ميدوني چقدر بدبختي کشيدم تا آوردمت اينجا سر کار؟
کارتُ از دست ميدي،يا حتي بدتر
اين ربطي به ما نداره
کارتُ بکن
!کارتُ بکن
: ترجمه و زيرنويس کيارش عباسي و حسين زندي H_zandi & Kiarash_TopHero
ممنون، خواهر
همسرتون يه قهرمان واقعي مقاومت بود
!جوري حرف نزن که انگار ميشناسيش
... براش يه
مراسم مجلل مخصوص شهيد برگزار ميشه
...لطفاً
فقط برو
من ميخوام مثل پدرم يه قهرمان بزرگ باشم
اينجا رو ترک کن
تنهامون بزار
من وانمود نميکنم که کاظم رو خيلي خوب ميشناختم
ولي ميدونم چقدر سخت کار ميکرد تا خونوادهاش تامين باشند
تا اينکه الفعيدها اونُ با يکي از آشنايانشون جايگزين کردند
،ولي خواهي ديد
زمان حکومت آنها زودتر از چيزي ... که فکرشُ بکني به سر رسيده، و
...همسر شما
کار قهرمانانه همسر شما به عنوان اولين
حرکت مبارزهطلبانه آزادي ما ياد خواهد شد
درود بر شما و فرزندانتان
،ولي خواهي ديد
زمان حکومت آنها زودتر از چيزي ... که فکرشُ بکني به سر رسيده، و
پس ايهاب رشيد پشت همهي اين ماجراهاست
مردي که تو بازداشت من بود
براي کاري که نکرده بود
چه اهميتي داره اون دشمن حکومته
با حرفهاي خودش محکوم شد
جناب رئيسجمهور،واضحه که بايد ميدون رو خالي کنيم
اين يه تظاهرات مسالمتآميزه
اين يه تجمع غيرقانونيه
مگه اينجا تجمع قانوني هم داريم؟
برادر شما مگه مشاور قانوني اساسيه؟
بزار حرفش رو بزنه - حرفي واسه گفتن نداره -
ژنرال
تظاهرات مسالمتآميز يکي از حقوق پايهاي بشره
فقط دارم تصور ميکنم که
حملهي سربازها به معترضيني که خشن هم نيستند
،وقتي تو يوتيوب پخش بشه چه وجههاي داره
بسام،پيشنهادت اينه که چيکار کنم؟
برو به ميدون يه بيانيه بخون که يادي از عمل تاسفبار پدرمون بکنه
کي تاسف خورده؟
اون يه جرم جنگي بود
يادم نمياد هري ترومن بعد از حمله هيروشيما و ناگاساکي،زندان رفته باشه
،اين به اصطلاح
،قتلعام معان بعد از 4 سال جنگ داخلي صلحُ به معان آورد
من به انجام دادن دستورات پدرت افتخار ميکردم
و باز هم بدون ترديد حاضرم انجامش بدم
همچين اعتراضهايي بايد تو نطفه خفه بشن
،ايهاب رشيد ميخواد با بستن جرمهاي پدر به تو
،به سطح عالي روحي برسه ولي نگذار اين اتفاق بيوفته
برو به ميدون و به مردم نشون بده که ،به حقوقشون احترام ميگذاري
...که تو متفاوت حکمراني خواهي کرد تمام اين ماجرا سر همينه
،سرهنگ
يه جا تو ميدون براي من آماده کن تا با مردم صحبت کنم
...جناب رئيسجمهور
حق با برادرمه
،من صداي واقعي عابدين هستم نه اين به ظاهر تروريسته، ايهاب رشيد
مردم ما با حرفهاي رئيسجمهورشون هيجانزده ميشن
عبدول نقوي هستم
اسم و شماره تماستون رو بگذاريد و من باهاتون تماس ميگيرم
هي،عبدول،سمي هستم چيزي رو فراموش کردم؟
چرا جواب تلفنمُ نميدي؟
پسر عمو
هي
اين مربي من آنا ـه - سلام -
،پدربزرگ اون رو از آلمان شرقي آورده
اون زماني که آلمان شرقي وجود داشت
اون تو ورزشهاي دو و ميداني المپيک سال 88 مدال برنز گرفته
تاثيرگذاره تبريک ميگم
من کسي هستم که شايستهي مدالم
از ازدواج به بعد 20 پوند وزن کم کردم
برو،آنا تو باشگاه ميبينمت
،خب،پسر عمو
نصرت يه کم ناخوش احواله
ميخواستم خوشحالش کنم
به هر حال،بهش گفتم با يه سري دوست امشب ميبرمش به کلاب
نميخواست بياد
ولي گفتم که تو و اما هم ميايد
...اممم
به اما ميگم،ولي من زياد واسه امشب بيرون رفتن رو فرم نيستم
بهم اعتماد کن،واقعاً دلت ميخواد اونجا باشي
دوقلوهاي نصر از کويت ميان
دوقلوهاي نصر؟ - سابينا و ناشينا -
، من يه بار با يه کدوم بيرون رفتم ولي هرگز نفهميدم با کدوم بودم
با اونا،هر روز مثل تعطيلات بعد مدرسه ميمونه
تو و عبدول ميتونيد هر کدوم يکيشون رو انتخاب کنيد
عبدول مياد؟
عبدول هرجا من باشم هست
بيا اما رو هم بيار
بهتون نشون ميديم که تو عابدين چجوري مهموني ميگيريم
خيلي نگران بودم پيدات کنم
،جواب تلفنم و ايميلهام رو ندادي کجا بودي؟
جايي که بهش تعلق دارم
،سميرا تو به خونه تعلق داري که با من امن باشي
که بتونم وقتي تو
مقالاتي که هيچکس نميخونه رو مينويسي ، چايي بيارم؟
من ديگه نميخوام آرزوي تغيير کنم
ميخوام محققش کنم
اونها يه بار تو رو تو زندان انداختند
اونم به خاطر همکاريت با ايهاب رشيد
،و دوباره هم برميگردم زندان اگه اين چيزيه که واسه آزاديمون لازمه
چطور ميتوني اين حرف رو بزني ؟
،ميدوني اونها چه تواناييهايي دارند کاري که با من کردند
چرا فکر ميکني الان تحملت ميکنند؟
چون براشون خطرناک نيستي
نه مثل ما
سميرا،با من بيا خونه
بيا،بيا...لطفاً - نه -
No comments yet. Be the first to leave one.