نخستین 200 خط.
امشب از اون شبهاست
... و قراره دوباره و دوباره اتفاق بيُفته
بايد بيُفته
شبِ قشنگيـه
.ميامي شهره معرکهايه غذاي کوباييش رو دوست دارم
ساندويچ خوک... موردعلاقم
ولي الان هوسِ يه چيز ديگهاي کردم
"ايناهاش ... "مايک داناون
خودشه
الان ديگه مالِ مني پس دقيقاً کاري که ميگم رو بکن
چي ميخواي؟ - ميخوام ساکت باشي -
حالا بِرون
اينجا بپيچ
...بايد گوشي کني
کاري که ميگم بکني
ببين - نه -
آه، بله
!نه، نه
وحشتناکه، نيست؟ نيست؟
... لطفاً
!چشمهاتُ باز کن و ببين چي کار کردي
نگاه کن وگرنه پلکهاتُ صاف از رو صورتت جدا ميکنم
خيلي وقت بُرد تا اين پسر کوچولوها رو تميز کنم
يکيشون اونقدر زير خاک مونده بود که داشت مُتلاشي ميشد
تيکهها و قسمتهاش رو کِشيدم بيرون
،مريم مقدس، سرشار از بخشش ...خداوند
!بس کن اين چيزا هيچوقت کمکي به کسي نکرده
خواهش ميکنم، ميتوني هرچي بخواي داشته باشي
.خوبه. التماس کن اين پسر کوچولوها هم التماس کردن؟
.نتونستم جلوي خودمُ بگيرم ...نتونستم. من
...لطفاً، بايد بفهمي
باور کن، صد در صد ميفهمم
ببين، منم نميتونم جلو خودمُ بگيرم
.بچه، هيچوقت نميتونم همچين کاري بکنم نه مثل تو
هيچوقت، هرگز بچهها نه
چرا؟
من معيار دارم
... به زودي داخل يه چندتا کيسه زبالهي
تميز پيچيده شده بسته بندي ميشي
.تو گوشهي کوچيکِ دنياي من
جاي تميزتر و شادتري ميشه
يه جاي بهتر
،اسم من "دکستر"ـه "دکستر مورگان"
،نميدونم چي منو ايني که هستم کرده
ولي هرچي بوده يه فضاي خالي درونم گذاشته
مردم خيلي از تعاملاتِ انساني ،رو اَلَکي از خودشون نشون ميدن
،ولي من حس ميکنم همهشون رو اَدا در ميارم و خيلي خوب هم اين کارُ ميکنم
!آهويي
!سلام عرض شد، کاپيتان امروز نيزهماهيِ گندهاي نگرفتي؟
و اينم مسئوليتمه ديگه، فکر کنم
ولي پدر و مادر ناتنيم رو بهخاطرش مقصر نميدونم
هري" و "دريس مورگان" با" بزرگ کردنم کاره شگفتانگيزي کردن
ولي جفتشون الان مُردن
...من نَکُشتمشون
انصافاً
تو فرق ميکني، مگه نه، "دکستر"؟
منظورت چيه، بابا؟
خانواده "بيلاپ" ميگن "باددي" ناپديد شده
قبره رو پيدا کردم، پسر
اون سگه يه جُونورـه کوچولوي پُر صدا بود، بابا
،تمام شب پارس ميکرد و مامان نميتونست بخوابه
،و اون خيلي خيلي مريضه اون سگِ ايکبيري هم
سره هر برگي که تو !پيادهرو مياُفتاد داد و بيداد ميکرد
،"کُلي استخوان اونجا بود، "دکستر
فقط مالِ "باددي" نبودن
!سلام، دکستر
... خون
بعضي وقتها باعث ميشه دندونهامُ بهم فشار بدم
،بقيه وقتها کمک ميکنه هرج و مرج رو کنترل کنم
،"کُدِ "هري پدرخوندهم، به رضايت رسيده
خودمم همينطور
هري" اينجا تو ميامي پليسِ بزرگي بود"
،نشونم داد چطوري مثل يه واحد فکر کنم نشونم داد چطوري ردهام رو بپوشونم
من هيولاي خيلي تميزيام
دکستر، اونجايي؟
،باشه. دکس، لطفاً ،به محض اينکه رسيدي
،سر صحنهي جُرم گُهدونيِ مسافرخونهي هفت دريام
.اينجا لازمت دارم باشه؟
دکس؟ ...لطفاً
يه "لطفاً"ـه کيريِ خوشگل با پنيرـه روش
اون خواهر ناتنيِ بد دهنم، "دبرا"ست
اون قلبِ بزرگي داره ولي نميذاره کسي ببينتش
اون تنها کسي تو دنياست که منو دوست داره
به نظرم خوبه
،من حسي نسبت به هيچي ندارم
،ولي اگه ميتونستم اصلاً حسي داشته باشم براي "دب" ميداشتمشون
...يه چيز عجيب و خلع کنندهاي
درمورد نگاه کردن به يه صحنهي قتل تو روز روشن ميامي هست
باعث ميشه مُضحکترين ،آدم کُشيها صحنهسازي شده به نظر بيان
... انگار تو بخش جديد و سرزنده شهربازياي
پارک اِرم مثلاً
بهتره پليس باشي
.نه بخش تحقيقات
!دکس
هي، چه خبرا؟
..."يا امام، "دب
تفنگت رو کجا نگه ميداري؟
،يه فاحشه ديگه پيدا کردن تو استخر
يکي ديگه؟ - تيکه پيکه شده -
تو 5 ماه اين سوميشه - ...سومي؟ منظورت اينه که -
يه قاتل سريالي داريم، درسته
،"اون دو تاي ديگه تو "بِرَورد
درست مثل اين تيکه تيکه شده بودن
مظنوني هست؟
کاش ميدونستم
،من تو بخش فساد اخلاقيام واسه همين "لاگورتا" فرستاد بيام تو اتاقم
.و گفت جلو چشم نباشم
خدا نکنه گوش بده ببينه چي واسه گفتن داري
همين رو بگو
چطور يه نفر به اين ابلهي اينقدر قدرت به دست مياره؟
.ميدونه چطوري بايد بازي رو انجام بده ميتوني ازش درس ياد بگيري
تو چي، پاچهخواري؟
سياست
فقط ميخوام اين بابا رو قبل از اينکه يکي ديگه از دخترهامُ بُکشه بگيرم
نميشه اينقدر از احساساتت بذاري رو کار - هميشه همين رو ميگي -
بابا هم همينطور
،آره، ولي اينم ميگفت ".برو دنبال چيزي که ميخواي"
ميخوام از فساد در بيام و وارد بخش جنايي بشم
چي کار واسه کمک ازم بر مياد؟
،از اين حسها داري، ميدوني با اين مُدل قتلها
فقط بعضي وقتها - خب، ببين اين دفعه هم داري -
و ميشه بعداً چندتا ايده از تو کَف بِرم؟
ميدوني که هميشه وقتي با تو حرف ميزنم باهوشتر ميشم
فقط يه خورده اعتماد به نفس بيشتر لازم داري
خيلهخب، يه نگاه ميکنم
تو همين موقع، نزديک "لاگورتا" نشو و با کاپيتان "متيوز" حرف بزن
.اون و بابا صميمي بودن شايد گذاشتت رو يه پرونده
از الان داري باهوشترم ميکني، ميبيني؟
و همين لباس سکسيت هم بذار باشه وقتي با کاپيتان حرف ميزني
به هدفت کمک ميکنه
."مُدل موي قشنگيه، "ماسوکا - خواهرت رو ديدم -
لعنت، چقدر خفن شده - آره، بايد باشه -
اينجا خفن هوا گرمه
خب...واسه چي اينجايي؟
صحنه جرمه ديگه - آره -
ولي تو الگوي پخش شدگيِ خونُ ميگي - خب؟ -
خب...؟ اينجا خوني نيست
چي گفتي؟ - ..."آره. خوني "در" يا "رو -
.يا نزديک جنازه نيست اصلاً عجيبترين چيزيه که تا حالا ديدي
هي، "اِينجل"، نشونش بديم
بدون خون
.خونِ چسبندهي گرمه شلوغه مزخرفي نيست کلاً خوني نيست
چرا بهش فکر نکرده بودم؟ بدون خون
عجب ايدهي قشنگي
چطوري اين کارُ کرده؟ قاتل چهجوري از شره خون خلاص شده؟
.گفتنش سخته جنازهِ استيل خوبي داره
کونش هم خوبه
،سرش اونجاست اگه ميخواي يه نگاهي بندازي
منحصر به فرده - نه بابا؟ -
اثر انگشتي هم نيست
هيچوقت گوشتِ مُردهاي به اين تميزي و خشکي نديده بودم
شگفتآوره
خيلي تميز
.آره، ولي کارش تموم نشده به آخر نرسيده
."به نظر من که خيلي کامله، "اِينجل - نه،نه. ببين -
،پا رو به چهار قسمت بُريده تقريباً انگار خط کش داشته
ولي اين يکي پا سه قسمت شده
حالا، ببين، شروع کرده بُرشِ چهارم رو بزنه ولي وايساده
احتمال داره که مزاحمش شده باشن - لاگورتا" دنبال شاهد ميگرده" -
اونجا رو کارگره مسافرخونه کار ميکنه
خدا کمکش کنه
بدون خون
.نميتونم فکر کنم بايد از اينجا برم
دکس، چي شده؟ کجا ميري؟
...هي، خوني نيست کاري ندارم
.کاش بس کنه اين کارش رو ...يکي از اون آئينهاي جفتگيريـه
که واقعاً نميفهممش
...ولي اون جنازهي بدون خون
اين طرف احتمالاً از تواناييهاي منم تجاوز کرده
صبح به خير، دکس - صبح به خير -
سلام، دکس - "سلام، "سو"."دن -
خانوادهها چطورن؟ - خوب. تو؟ -
تو حمومِ خونِ بعدي ميبينمت؟ - هيچوقت مهموني رو از دست نميدم -
مرسي
،آدمهاي خوبيان، اين مردم و سخت هم کار ميکنن
،ولي با نرخِ حدود 20 درصديِ حل پروندههاي قتل
،ميامي جاي خيلي خوبي واسه منه جاي خوبي واسه اينکه ابزار شکارم رو تيز کنم
زنده باد ميامي
"دکس"
از اون يکي لباست بيشتر خوشم مياومد - حرومزادهي مريض. بگو چيه -
.لباس سکسيـه کار کرد کاپيتان پرونده رو داد به من
،لاگورتا" خوشحال نبود" ولي لازمه بخوابه با يکي
!گمونم. پس تبريک ميگم - ايدهاي چيزي به ذهنت نرسيد؟ -
نوچ
خب، شروع کن به کالبدشکافيِ ذهنيت
.چون تئوريهات به دردم ميخوره و مرسي بابت پيراشکيهاي تخمي
بايد برم
پيراشکي؟
ناخنهات رو تميز نگه ميداري؟
هيچوقت بدون دستکش لاستيکيهام خونه رو ول نميکنم
پسره خوب
خب، چيزه جديد؟
يکي از همين روزها بايد بهم بگي
قبلاً گفتم
خون شناسي تمام وقتم رو پُر نميکنه
.دوستش دارم. شايد بتونم کمکي باشم اينطوري شبهام رو پُر ميکنه
حسِ خوش گذرونيِ ناسالمي داري - احتمالاً درسته حرفت -
بايد يه دختر خوشگل پيدا کني - تو رو پيدا کردم -
.درست مثل پدرت دلربايي فقط يه کار نکن اخراج بشم
وگرنه واسه کي پيراشکي بيارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.