نخستین 147 خط.
، بعد از خداحافظی با جزیره ی آدم ماهی ها
. کلاه حصیری ها بالاخره به دنیای جدید ، خطرناک ترین دریا که توسط یونکوها اداره می شه رسیدن
، بعد از خارج شدن از دریای موبینجور
یه دختر غول به اسم لیلی رو دیدن که میوه ی کوچولو کوچولو خورده بود
، و تصمیم گرفتن پدرش ، پانز فرای رو از دست نیرودریایی نجات بدن ، اما
. گروهی اسرار آمیز به نام نیرودریایی های جدید می خواستن پدر لیلی رو بکشن
! به سطح بیاید و همشونو بترکونید
! چشم قربان
تو مسئول حمله ها به دزدای دریایی هستی !؟
! درسته ! سر این یارو رو هم میزنم
. و یه جنگ سه طرفه بین کلاه حصیریا ، نیروی دریایی و نیروی دریایی جدید شروع شد
! شما دزدای دریایی دو زاری در حد من نیستید
... گومو گومو نو
... گیگانت جت
! انگشت پیستول ، ده انگشت
! نیزه ...
! و تونستن دشمنشون شوزو رو شکست بدن
. ولی این کار اولین حمله ی کلاه حصیری ها به دنیای جدید بود
! خیلی خب ، بریم
! آره
! رسیدیم
! جزیره ی سوزان - پانک هازارد
! برو
! هی ، هی ، هی
وای ، وای ! یعنی زنده می مونیم ؟
! سانی چیزیش نمیشه
اون چیه ؟
! چی !؟ غیر ممکنه
دریای قرمز !؟
! نگا ! آتشفشان داره فوران می کنه
! بیاید بریم به اون جزیره
چی !؟
! یه لحظه وایسا ببینم ، لوفی
. می دونستم . هیچ کدوم از عقربه ها به سمت اون جزیره نیست
! بیاید بریم به اون جزیره
! گفتم صبر کن
! چرا آخه !؟ آتفشان داره ، آتشفشان ! خیلی باحاله
آخه کیه که نخواد بره !؟
! گوش کن ، لوفی
! هیچ کدوم از سه تا عقربه به سمت این جزیره نیست
! خیلی عجیبه حتی برای دنیای جدید عجیب
! بازم داره فوران می کنه
درست جلوی چشممونه ! دیگه عقربه کیلو چنده !؟
! بیاید بریم اونجا دیگه
! عمرا ! جلوتر از این نمی تونیم بریم
! آخه ، دریا هم داره می سوزه
! من که نمی فهمم
. عالیه
. هی ، اون ماهی صدفی بزرگیه که پانز فرای بهمون داده
. فکر کنم بتونیم توی آتیش دریا بپزیمش
! سانجی ! حالا وقت این کارا نیست
! جرقه های آتیش
! الانه که کشتی آتیش بگیره
! نه ! سانی خفن نمی ذاره بلایی سرمون بیاد
! بحث خفن و این حرفا نیست ! این دریا یه جوریه
! اینجا رو ببین همش استخونه و استخونه و استخون
هان ؟ منو صدا زدید ؟
او-اون چیه دیگه !؟
! هی ، این دیگه چیه !؟ دن دن موشی داره گریه می کنه
هی ، چی شده !؟ دل درد داری ؟
. ابله ! سیگنالِ اضطراریه
. یکی کمک می خواد
اگه برش دارم ، می تونیم صداشونو بشنویم ؟
! وایسا لوفی ! 50 درصد احتمالش هست که سیگنال الکی باشه
. می تونه یکی از تله های نیروی دریایی باشه که اغلب استفاده می کنن
. اگه خط رو ردگیری کنن می تونن ردمون رو بگیرن
.. روبینِ خودمونه ! هی لوفی ، باید حواستو جمع کنی
! سلـــام . مانکی دی لوفی هستم ! می خوام پادشاه دزدای دریایی بشم
! خیلی زود برداشتی و خیلی هم زیادی حرف زدی
! کمک
چی شد ؟
سرده ... تو رئیسی !؟
نه ، من رئیس نیستم . اونجا سرده ؟
! همرزمام دارن یکی یکی کشته می شن
! اون سامورایی می خواد بکشتمون
سامورایی ؟
هی تو ، اسمت چیه ؟ کجایی !؟
... هر کی هست کمکم کنه ! اینجا
! پانک هازارده ...
! کشته شد
... ا - اون
... بوی دردسر میاد
! کشته شده - معلومه که دردسره ! یه نفر کشتش
! دنیای جدید ترسناکه
. شاید داشت فیلم بازی میکرد و تله باشه
! چقدر بدبخت
! یالا ، روبین - سان
... حالا که حرف سامورایی شد ، بروک
. آره ، همون ساموراییه
. اسم شمشیر زنی که که از پادشاهیه وانوئه اینه
. کشور وانو ، که از همه ی کشورها خودشو جدا کرده
. حتی با دولت جهانی هم ارتباط نداره
. می گن شمشیرزن هاش اینقدر قوین که حتی نیرودریایی هم نمی تونه از نزدیکیشون رد بشه
. این شمشیر معروفی - شوسوی قبلا برای یه سامورایی افسانه ای بوده
. اگه تو صاحبش بشی ، شمشیر خوشحال میشه
. بدن این سامورایی ... درد می کشه
. روحم داره زجر می کشه
همچین کشوری هم بود نمی دونستیم ؟
. اما اون گفت پانک هازاد ، نه کشور وانو
منظورش همون جزیره ی آتیشیه ؟
. اگه داشته با دن دن موشی کوچیک حرف می زده ، حداکثر بُردش تا همونجاس
! خیلی خب ! بریم به اون یارو کمک کنیم
! نه
! لوفی ، یه کم فک کن ! دیگه خیلی دیر شده
! سامورایی ها ترسناکن
! منم خیلی ترسیدم
هی تو ، اسمت چیه !؟ کجایی !؟
... یه نفر کمکم کنه ! من توی
! پانک هازاردم ...
... اسموکر - سان ، اون
گفت پانک هازارد ؟
لعنتی ! چطور تونستن برن اونجا ؟
... مبارزه ی جزیره ی آدم ماهی ها ، و حادثه ی بعد از اون
... اگه نقشه ی حرکتشون رو از اونجا دنبال کنیم
. پانک هازارد ؟ ... احتمال داره اونجا باشن
! اینکارو نکن ! هر کاری بگی می کنم
! هر کاری بگی می کنم
! پس خاکستر شو
! بسه دیگه ! اینقدر دزدای دریایی رو زجر ندید
! تاشیگی ! بیا بریم سمت پانک هازارد
، اما آخه اسموکر - سان
! پانک هازارد بعد از ماجرای 4 سال قبل ، راه ورودی نداشته
! عجیبه کسی اونجا باشه
... درسته . فک نمی کنم هیچ موجود زنده ای اونجا باشه اما
. ضرری نداره بریم یه چک کنیم ...
! می ریم به سمت پانک هازارد ، سربازا
ها ؟ معاون آدمیرال اسموکر ، اونجا منطقه ی ممنوعس . مگه نمی دونید ؟
! نمی خوام برای من از قانون حرف بزنی ، اسگل
... باشه
و کی می خواد بره تو جزیره ؟
. چون مطمئن نیستیم ، نباید همگی با هم بریم
! فرانکی ، مینی مِری رو آماده کن
! باشه
وایسا بینم ! می خوای تنهایی بری ؟
مشکلی داری ؟
! آره ، دارم
! اگه تنهایی بری ، بدون اینکه به ما بگی یه دفعه غیبت می زنه
ها ؟
. خیلی خب ، یه نفر باید باهاش بره ، اما نه اون شمشیرزنِ پتو به کمر
! منظورت چیه یارو !؟ تیکه تیکت می کنم ، آشپز منحرف
! یه نفر باید باهاش بره ؟ من می رم
. آره ، به نظر باحاله
هی ، می شه این دفعه رو ما همینجا بمونیم ؟ عیبی که نداره ؟
. چاره ی دیگه ای ندارم
این چطوره ؟
چوب می کشیم . کسی که اعتراضی نداره ؟
. این بازیا چیه !؟ اگه ببازم هم خودم می رم
No comments yet. Be the first to leave one.