نخستین 200 خط.
ترجمه و تنظیم زیرنویس از محسن جوان
ما هیچوقت دربارهی اتفاقی که تو بلفاست افتاد حرف نمیزنیم.
شاید چون قبلش خیلی پر از امید بودیم.
- سلام خانم گیلمور. - سلام.
ولی بعضی وقتا یه روز میتونه مسیر زندگی آدم رو عوض کنه.
ما ایرلند رو ترک کردیم. خونهمون رو...
تنها.
جدا از ریشهمون.
سرگردون.
و حالا...
من...
انگار هر کدوممون از اون یکی تبعید شدیم.
و از قولهایی که به هم داده بودیم.
قولی که خودم داده بودم.
"تعطیلات وسط زمستان"
من دیگه دارم میرم.
خداحافظ عزیزم.
نمیتونم راضیت کنم با من بیای؟
چی؟
تن مسیح.
آیه ۱۴ میگه...
آمین.
...از فصل چهارم رسالهی یعقوب،
"شما که نمیدونید فردا چه خبره!
مگه زندگیتون چیه؟
مثل یه بخاره،
یه لحظه میاد و بعد محو میشه."
امشب، بیشتر از هر شب دیگهای تو سال، شما به کلیسا دعوت شدین...
شما به کلیسا دعوت شدین...
- کریسمس خوبی رو براتون آرزو میکنم. - کریسمس شما هم مبارک.
- چقدر خوشحال شدم دیدمتون. به زودی میبینمتون. - ما هم همینطور. باشه.
شبتون به خیر. کریسمس مبارک.
- کریسمس مبارک. - شبتون به خیر.
ببخشید.
به یه شراب گرم احتیاج داریم.
برگشتم. بیرون خیلی سرده.
"جِری"
داره زنگ میخوره.
افتاد رو پیغامگیر.
- پیغام بذار. - میذارم.
سلام مایکل، مامان و بابات هستیم.
- نمیدونیم اونجا ساعت چنده. - کریسمست مبارک پسرم.
یه بوسه از طرف بابابزرگ به توبی برسون.
زنگ زدیم حال تو و خونواده رو بعد اسبابکشی بپرسیم.
این اولین کریسمس تو خونهی جدیدتونه.
باشه. اگه چیزی لازم داشتین ما هستیم.
خیلی دوستتون داریم.
این چیه؟
سوپرایزه.
بذار خودم حدس بزنم.
کفشه؟
یه هدیهی کوچیکه برای جفتمون.
آمستردام؟
به نظرم وقتشه یه ماجراجویی با هم بریم.
وای، چه عالی!
بلیط هواپیما و هتل...
تو واقعا هنرمندی خانم گیلمور.
سال جدید رو حسابی قوی شروع میکنیم.
حتما.
به سلامتیمون.
به سلامتی.
پاسپورتها پیش منه یا پیش توئه؟
پاسپورت و قطره چشم و شارژر گوشی همه تو کوله پشتیته.
شامپوی من چی؟
اونم هست.
چقدر باید منتظر بمونیم؟
شش دقیقهست.
یکی که خیلی قبولش دارم یه بار بهم گفت وقتی اینو میپوشم خیلی بهم میاد.
هیچوقت نفهمیدم تعریف بود یا تیکه.
- نه، داری اشتباه میبندیش. - چی؟
بده من ببندم.
باشه.
خفهم نکن.
وسوسه میشم.
- باشه. - تموم شد.
- این بهتر شد. - آره، خوب شد.
خوبه.
باشه پس.
هفت دقیقه شد. زنگ میزنم بهشون.
تاکسی اومد.
باشه.
- کیف. - باشه.
همه چی رو برداشتیم؟
- آره، فکر کنم. - مطمئنی؟
آره.
"به فرودگاه گلاسکو خوش اومدین"
بعضیا چقدر بیخودی بار زیاد با خودشون میارن.
پرواز ما اینه.
یادم بنداز، شامپو کجا بود؟
ممنون.
عزیزم قبل پرواز یه شیرینی میخوای؟
برای راحتی و امنیت شما، لطفا کیفهای دستیتون رو
بذارین زیر صندلی جلوییتون یا تو قفسههای بالا
طوری که درش بسته بمونه.
نزدیک بود یادم بره.
چی؟
این نمیذاره حالت بد بشه.
چجوری؟
یه دستبنده برای مچ دست.
یکی از بچههای کلیسا بهم پیشنهادش داد.
این نقطه رو اینجا روی نبضت فشار میدی.
شاید دعا خوندن بیشتر به کارت بیاد.
خدایا لطفا نذار تو این پرواز حالم بد بشه.
- همه چی خوبه؟ - آره.
خیلی قشنگه.
- سلام. چطوری؟ - سلام.
به آمستردام خوش اومدین.
ممنون.
رسیدیم.
معلوم نیست از کجا باید بریم.
بیا از این طرف بریم.
آره، اتاق ما اینجاست.
اون یکی رو امتحان کن.
باز شد. میتونیم بریم تو.
بذار... روشنایی باشه.
چه اتاق دلبازیه.
اتاق از اونی که فکر میکردم بزرگتره.
خیلی قشنگه.
آره.
ببین آسمون چقدر گرفتهست.
شاید دفعهی بعد بهتر باشه یه جای آفتابیتر رو رزرو کنی.
وقتشه تخت رو امتحان کنیم.
چطور بود؟
مثل خوابیدن روی آجره، سفتِ سفته.
عالیه.
راستش...
دلم میخواد یه چرت کوچولو بزنم.
- وسط روز؟ - مگه چی میشه؟
تو هیچوقت این وقت روز نمیخوابی.
تو سفر فرق میکنه. ناراحت نمیشی، نه؟
نه، اگه دوست داری باشه، ولی فقط نیم ساعت.
- آقا شکلات میل دارین؟ - ممنون خانم.
خوشمزهست.
زندگی یعنی همین.
- سلام. - سلام.
- سلام. - عصر به خیر.
میشه یه جای دنج و ارزون بهمون معرفی کنین
- که امشب بریم یه نوشیدنی بخوریم؟ - جای درستی اومدین.
آمستردام پر از انتخابه، هر چی بخوای هست.
"...و لیوان تو دستش
و موجهای اقیانوس که دارن تکون میخورن
و بادهای طوفانی که میوزه"
معلومه که تو تنها کافه ایرلندی آمستردام رو پیدا کردی.
این که به مورچه هم نمیرسه، خیلی کمه.
و این یکی دوبرابره.
داری میفهمی من چی دوست دارم.
دارم تو رو با محبت خفه میکنم.
به سلامتیمون.
به سلامتی.
شاید خوششانس باشیم که لااقل یکی رو داریم که نادیده بگیریم.
"و موجهای اقیانوس که دارن تکون میخورن
و بادهای طوفانی که میوزه
و ما ملوانهای بیچاره که از دکل میریم بالا"
چطور تو همچین جای کوچیکی بلندگو گذاشتن؟
تو این آهنگ رو دوست داشتی.
"...برای من
و موجهای اقیانوس که دارن تکون میخورن
و بادهای طوفانی که میوزه
و ما ملوانهای بیچاره..."
این بهترین چیزی بود که ایرلند صادر کرد.
یه درس مجانی برای لذت بردن از زندگی.
اون و ماشینهای بمبگذاری شده.
میشه یکم از لبه فاصله بگیری؟ من اینجوری دلم شور میافته.
این دلشورهت میکنه.
دربارهی چی حرف میزنی؟
بریم.
- باشه. - باشه. دستمو بگیر.
عجب باری شدی رو دوشم.
و در پایان امسال، طبق تحقیقات...
من تو کافهم. شیش تا بچه اینجا دارن گریه میکنن و سیگار میکشن.
سیگار رو ترک کنم؟ آره، فکر کنم واقعا این تنها مشکل کافههاست.
این که بچه داشته باشی، چون کالسکهست. خیلی به درد میخوره...
به عنوان تکیهگاه. و میتونی بندازی گردن بچه
که چی خورده. و این بچهها همه چی میخورن. ولی تو...
تو بچه داری، البته نه برای خیلی وقت دیگه. چهار سال؟ آره. باشه.
این دنیاست. تو خیلی وقته حیوون خونگی نداشتی
یا هنوز داری. دقیقا. و چی گفتی، جراتش رو داری؟ ۲۷۵
خب، الان نه. و الان دارن فرار میکنن، معلومه.
آره، تو واقعا نمیدونی چی با خودت میاری.
باید جلیقهی مخصوص بپوشی. و اونوقت... اونا هم...
اونم قبول میکنن. من نمیتونم این کار رو بکنم؟
من حتی جرات نمیکنم سگم رو ببرم تو مغازه.
نه. پس با سگت چیکار میکنی؟ چشمات رو میبندی؟
نه اینطوری نیست. کیو میبری داخل؟ حتما...
حتما؟ ما یه سگ ویپت هم داریم، و این خیلی فرق میکنه تو...
چی؟ چی؟ برای چی؟ یه سگ شکاری کوچیکه.
فرق میکنه؟ اون تمیزترینه.
اون مثل گربهست. هنوز نفهمیدی؟
بر خلاف ارتش جمهوریخواه موقت ایرلند، ارتش جدید اسلحهی زیادی نداره.
در حدی که بشه باهاش عملیات کرد،
ولی نه به اندازهی گروههای شبهنظامی قبلی.
بعد از آتشبس سال ۱۹۹۴،
ارتش موقت ایرلند بیشتر اسلحههاش رو از رده خارج کرد،
- که خیلیهاش از لیبی میاومد. - یه چرخهی تمومنشدنی.
ولی الان بعد از حدود ۳۰ سال، معلوم شده...
- حموم تموم شد؟ - ...که بخشی از اسلحهها نابود نشده.
آره.
آزمایشهای جنایی نشون داده
که بعضی از اسلحههایی که از جمهوریخواههای جدا شده گرفتن
مال همون انبارهای قدیمی ارتش موقت ایرلنده.
No comments yet. Be the first to leave one.