نخستین 200 خط.
بزرگ بود، درستـه؟
موی سیاه، حدود دو متر و ده سانت قد؟
با دندون نیش و پنجه؟
چطور میدونیم که هنوزم سراغ ما نمیاد؟
نمیدونیم
باید بفهمیم که چطور از خودمون محافظت کنیم
!دنی
قرار نیست ما رو بکشه؟
نه اگه ما بخشی از دسته اونیم
شنیدین که اسمـش رو فریاد میزنم
تو فریاد نمیزدی. زوزه کشیدی
هیچی
شاید به خاطر منـه
من حواسـت رو پرت میکنم؟
فکر نمیکنم
شاید اگه صدای من توی گوشـت نباشه بهتر باشه
بیا این کار رو انجام بدیم
مسیر رو دنبال کن
ببین وقتی تنهایی چی میتونی بشنوی
مطمئنی؟
تو این جنگل رو بهتر از من میشناسی
من بهت اعتماد دارم، باشه؟
،همه مواقعی که تونستی یه چیزهایی رو بشنوی
تمرکز نمیکردی
به نظر میرسید که همینطوری اتفاق میُفتاده، درستـه؟
وقتی صدای مکالمهای رو از فاصله خیلی دور شنیدی
یا متوجه پخش موسیقی میشدی که هیچکس دیگهای نمیتونست اون رو بشنوه
اون بهم نشون میده که این چیزیـه که نمیتونی به اجبار ازش استفاده کنی
خیلی خب؟
چطور یه کاری رو با انجام ندادنـش انجام میدی؟
فکر میکنم این تفاوت بین گوش دادن و شنیدنـه
...پس شاید
قبل از اینکه بتونی گوش بدی باید شنیدن رو یاد بگیری
برو
تا الان 60 درصد مهار شده، آتشسوزی دره آرویو
تاکنون بیش از 15000 هکتار را سوزانده
چیزی میشنوی؟
هیچی
بزن بریم
مشکلی نیست. اونا رفتن
اون پلیس رو پیدا کردن؟
بابام میگه فعلا چیزی نشنیده
تنها چیزی که رمزی دیده خون روی درخت بوده
اونا فکر میکنن که اون مست بوده و احتمالاً به خودش صدمه زده
اما اون چند روز پیش بود
و هیچکس جسدش رو پیدا نکرده
هیچکس هیچ جسدی پیدا نکرده. اون پلیس مرده
برادر من هم ممکن بود بمیره
اگه اورت اول بهش نمیرسید
اما چرا باید سراغ یه بچه کوچولو بره؟
چون اون من رو زد
همینطوره که گفتی. داره ازمون محافظت میکنه
از دستهاش محافظت میکنه
...از دست دنی عصبانی شدم و اون رو گرفتم
و اون ضربهای به صورتم زد
شاید داشته نگاه میکرده
احساسات تو رو احساس کرده
مثل وقتی که ما اضطراب اورت رو احساس کردیم
پس قطعا اون پلیس رو به خاطر
کوبیدن سرم به دیوار کشته
چون از اون بابت خیلی عصبانی بودم
،پس الان، نمیخواد ما رو بکشه
فقط کسایی که ما رو تهدید میکنن یا بهمون آسیب میرسونن رو میکشه؟
پس کانر چی؟ اون هم گاز گرفته شده بود
چرا اون بخشی از دسته نیست؟
مگه نگفتی گاز گرفتگیـش فرق داشته؟
یعنی اثر مشابهی با ما نداشته؟
فکر کنم به خاطر پاش بود
پاش شکسته بود، یادتونـه؟
منظورت چیـه؟
اینکه اون برای عضوی از دسته بودن خیلی ضعیف بوده؟
با اسبی که پاش شکسته چیکار میکنی؟
اون رو میکشی
اونـه؟
این تنها "بدون شناسه تماس گیرنده"ای هست که بهم زنگ میزنه
جواب نده- چرا که نه؟ -
گرت گفت که جواب ندیم - باشه -
اما اولین باری که زنگ زد، کمکم کرد
بهم گفت که فرار کنم و همون احتمالا جونم رو نجات داد
اگه قصد داره دوباره بهمون کمک بکنه چی؟
تا حالا بهت زنگ زده؟
هیچوقت
جهنم ضرر
،او گریخت
،و در دشتهای خاموش
در تلاشهای بیهودهاش برای صحبت کردن زوزه میکشید
او عصبانی میشود و یورش میبرد
،و آروارههای حریصاش
،که با میل به کشتارِ خو گرفتهی خود
،به جان گوسفندان افتاده
هنوز مشتاق به خون آنهاست
لباسهایش در موهای ژولیدهاش جدا میشود
دستهایش تبدیل به پا شدهاند
،و به عنوان یک گرگ، او همان موهای خاکستری
،همان صورت خشک و سخت
،همان چشمان روشن
همان نگاه وحشیانه را دارد
اون دیگه چه کوفتی بود؟
آوید
مرده پشت تلفن؟
نه، اون شاعر رومی
این داستان لایکنـه
اون پادشاه آرکادیا بود
اون برای احترام به زئوس یه معبدی ساخت
اما سعی کرد اون رو فریب بده تا گوشت انسان بخوره
،زئوس اون کار رو دوست نداشت
پس قلمرو اون رو با صاعقه نابود کرد
و لایکن رو به یه گرگ تبدیل کرد
لایکن منظورت لایکنتروپـه
اون اولین گرگینه بود
هر شب میکشه
باشه. تو کدوم خری هستی و چی میخوای؟
در حال حاضر من معلم شما هستم
پس شاگرد خوبی باش و یاد بگیر
هر شب میکشه و حالا بهخاطر شما میکشه
و این تقصیر ماست؟
نه
گرگ برای ارضای اون نیاز درندگی میکشه
میلـش اونقدر قویـه که نمیشه در مقابلـش مقاومت کرد
،شکار میکنه، میکشه، و بعدش پنهان میشه
،میخوابه تا شب بعد که ماه طلوع کنه
و دوباره شکار رو شروع میکنه
،شاید نخوایید این رو بشنوید
اما شما میتونید اون رو متوقف کنید
چطور؟
بلیک میدونه
این تنها دلیلیـه که اون هنوز اینجا ایستاده
با همدیگه
با هم متوقفـش میکنیم
پس امشب یک نفر رو میکشه
اصلا گوش میکنی اورت؟
اون هر شب میکشه
اون چیـه؟
اون یه موقعیت مکانی رو با من به اشتراک گذاشته
چپ، هارلان
به سمت چپ بپیچ - میدونم دارم کجا میرم -
کسی میدونه وقتی به اونجا رسیدیم قراره چیکار کنیم؟
این واقعا ایده بدی بود
مگه تا حالا ایده خوبی داشتیم؟
،بچهها، اگر احساسات ما رو احساس میکنه
حس میکنم باید تلاش کنیم و بیاحساس بمونیم
میتونی سرعت لعنتی رو کمتر کنی؟
مگه تلاش نمیکنیم جون یه نفر رو نجات بدیم؟
نه اگه دستگیر بشیم، احمق
این همون احساساتیـه که در موردش حرف میزنم
!اوه - !اه، لعنتی -
!اوه - !اوه، گندش بزنن -
اورت، صبر کن
من تو رو میشناسم. لنگ - آره -
ما تو رو از اینجا بیرون میاریم، باشه؟
راننده کجاست؟
دکتر سالگادو
اون رانندگی میکرد؟ هنوز اینجاست؟
هنوز...هنوز اینجاست
هنوز اینجاست
دکتر هنوز اینجاست؟
اون حیوون هنوز اینجاست
لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی
باشه. زود باش. بکش
باید از اینجا خارجـش کنیم، لطفا کمک کن
دارم میکشم
مگه قرار نیست تو واقعا قوی باشی؟
مگه تو هر روز توی باشگاه نیستی؟
زود باش دیگه. بکش
گرفتمـش. گرفتمـش
!بکشین! در رو باز کنین - گیر کرده -
.بچهها، عجله کنید فکر کنم یه چیزی شنیدم
اون پشت یه چیزی هست
باید از اینجا بریم - زود باشین -
لعنتی، اون دیگه چی بود؟
!پشمام! این دیگه چه وضعیـه
الان چه اتفاقی افتاد؟
یکی به پلیس زنگ بزنه - دیوونهای؟ -
!فریاد نزنین! همه بس کنین
یکی باید به پلیس لعنتی زنگ بزنه
!اون مُرده
معلومه که مُرده، رفیق
نه، نمیتونیم با پلیس تماس بگیریم - !بس کنین -
!همه بس کنین
هر شب میکشه
بهخاطر ما
بهخاطر ما میکشه
چطور باید اون رو برای پلیس توضیح بدیم؟
نمیتونیم
هر شب میکشه
اورت، بس کن
باید بفهمیم که
فردا شب سراغ چه کسی میره
ما باید جلوش رو بگیریم
و فردا اینکار رو انجام میدیم
فردا شب
اون اولین چاپگر سه بعدیـه که ما خریدیم
ارزون نیست
میتونی این رو برام نگه داری؟
ما با یه رباتآزمایشگاهی شروع کردیم
الان ما سهتا داریم چون کلاس خیلی محبوبـه
این درس انتخابی مورد علاقه همه است
بچههای من پارسال این درس رو برداشتن
همچنین یه نمره ۲۰ آسونـه
هارلان 10 گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.