Running Point

Running Point

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Running Point S01E08 720p 10bit WEB-DL 2CH x265 PSA EBTV
ناشر SepSensi
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | سـپـهر طـهـمـاسـبـی ◄◄🟨

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-02
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫توی دانشگاه درس «مقدمه‌ای بر ادیان شرقی» برداشتم ‫چون به نظر آسون می‌رسید،

‫و پروفسور سکار به شدت جذاب بود.

‫مفهوم چشم زخم

‫از اینجا میاد که، کسایی که ‫موفقیت‌های بزرگ به دست میارن

‫حسادت اطرافیانشون رو جلب می‌کنن.

‫حالا، نشون دادن یه چشم زخم ‫روی خودت با جواهرات یا تتو،

‫به محافظت در برابر ارواح خبیث کمکت می‌کنه.

‫بعضیا انقدر محتاط هستن که

‫ممکنه حتی از اتفاق خوبی که ‫براشون افتاده هم حرف نزنن،

‫که یه وقت چشم نخورن.

‫اون مرد خیلی... باهوش بود.

‫و پسر، چشم زخم توی ورزش حرفه‌ای ‫خیلی کاربرد داره.

‫ویوز ده تا بازی رو پشت هم برد.

‫و کلید حفظ این روند؟

‫اینکه راجع بهش حرف نزنی.

‫این، و پوشیدن همون تیشرت شانس هرشب برای خواب

‫به مدت یک ماه.

‫شبت بخیر. ‫اوه، خد... خدای من.

‫- چیه؟ ‫- یادت باشه دوستت دارم، ولی بوی گند میدی.

‫بهت گفتم این تیشرت شانسمه. ‫به کارم احترام بذار.

‫احترام میذارم. فقط دارم میگم ‫کاش این پلی‌آف‌ها زودتر شروع بشن.

‫هی! گفتم از کلمه پ‌دار استفاده نمی‌کنیم.

‫قبوله.

‫شبت بخیر.

‫سلام، آلی، چطوری؟

‫اوه خدای من. نشستی؟

‫نه، دراز کشیدم چون نصف شبه.

‫خوبه. چون اینی که میگم رو باورت نمیشه.

‫بذار صحنه‌ی کوفتی رو برات بچینم.

‫خب بعد از برد امشب، ‫بچه‌ها حس خیلی خوبی داشتن.

‫تصمیم گرفتن برن کلاب.

‫حتی جی رو هم راضی کردن ‫که باهاشون بره.

‫جی؟ توی کلاب شبانه؟

‫می‌دونم. و بدتر هم میشه.

‫خب رفتن به نایتینگل.

‫سرها همه برگشت، شلوارها افتاد، ‫زن‌ها، و مردای همجنسگرا، همه جذب شدن.

‫خدایا، دلم برای کلاب تنگ شده.

‫منم همینطور.

‫خب، پسرامون می‌رقصن، می‌نوشن ‫همه‌چی خوبه.

‫تا اینکه جی یه نفر رو ‫پشت یه میز دیگه می‌بینه.

‫جی میره سمتش.

‫- سلام، رفیق، چطوری؟ ‫- سلام.

‫با هم حرف می‌زنن، ‫و بعد جی با مشت می‌زنه توی صورتش.

‫چی؟

‫جی یه نفر رو زده؟

‫ببخشید، دارم اغراق می‌کنم. ‫نباید اونو می‌گفتم.

‫جی فقط صورت یارو رو ‫توی یه کیک تولد فرو کرد. ولی اینجاشو گوش کن.

‫یارو کیه؟

‫اسباب‌بازی جدید همسر سابق جی.

‫- کس دیگه‌ای هم دیده؟ ‫- نه، آیلا.

‫یه تیم کامل بسکتبال حرفه‌ای ‫به جذاب‌ترین کلاب لس‌آنجلس رفتن،

‫و هیچ‌کس گوشیش دستش نبوده.

‫خب، به جی زنگ می‌زنم ‫و خودم می‌فهمم چی شده.

‫زحمت نکش. ‫امتحان کردم. گوشیش خاموشه.

‫خبر خوب اینه که فقط بیرونش کردن، ‫بازداشت نشده.

‫- خب، پس خیلی هم بد نیست. ‫- نذاشتی حرفم تموم بشه.

‫خبر بد اینه که کمیسر گانت ‫می‌خواد ساعت 7 صبح باهات حرف بزنه.

‫- بیدارم. ‫- حتماً باید کلمه پ‌دار رو به زبون میاوردی.

‫جی هستم. پیغام بذارید.

‫پدرم از دو نفر می‌ترسید.

‫رئیس اداره‌ی مالیات و ‫کمیسر لیگ، فرانکلین پی‌گانت.

‫توی دهه‌ی 60 حرفه‌ای بازی می‌کرد ‫ولی تصمیم گرفت بره ویتنام.

‫اسیر جنگی شد، ولی انقدر بدخلق بود ‫که ویت‌کنگ‌ها پسش فرستادن.

‫یه پیرمرد عوضی بدعنقه.

‫هی، این یارو هیچ علاقه‌ای به سینه‌های تو نداره. ‫یه قهرمان جنگیه.

‫آره، کهنه‌سربازا کلاً از سینه متنفرن.

‫اگه جی رو محروم کنه، ‫فصلمون نابود میشه،

‫که یعنی من نابود میشم، ‫و جی حتی بهم زنگ هم نمی‌زنه.

‫حالا... می‌خوای بهم بگی ‫کی این جلسه شروع میشه؟

‫چون حس می‌کنم یه آروغ نوشابه رژیمی تو راهه.

‫صبح بخیر، قربان.

‫صبح صبحتون چطور بود؟

‫افتضاح.

‫همه‌ش تقصیر مربی شماست.

‫خیله‌خب، من آدم رکی‌ام، ‫پس حرفمو می‌زنم.

‫جی براون محروم شده.

‫محروم؟

‫فقط به خاطر اینکه صورت یکی رو چپوند تو کیک؟ ‫توی عروسی‌ها زوج‌ها همین کارو می‌کنن.

‫و من این کار رو ناشایست و ‫هدر دادن یه کیک کاملاً خوب می‌دونم.

‫کمیسر، راهی نیست که بتونه یه عذرخواهی صمیمانه، ‫و از ته دل بکنه،

‫و شاید یه جریمه پرداخت کنه؟

‫نمی‌دونم.

‫قربان، می‌دونم که از پدرم خوشتون نمیاد، ‫ولی من بابام نیستم.

‫اون به کارمنداش اهمیت نمی‌داد. من میدم.

‫و جی آدم خوبیه با ارزش‌های درست.

‫هیچ‌وقت با لیگ به مشکل نخورده،

‫نه به عنوان بازیکن و نه مربی.

‫خیله‌‌خب.

‫اگه بتونی جی رو مجبور کنی ‫که علناً عذرخواهی کنه،

‫تبدیلش می‌کنم به یه جریمه‌ی سنگین، ‫بدون محرومیت.

‫ولی فقط به این خاطر که انگار ‫برات مهم نیست واقعاً از پدرت متنفر بودم.

‫اوه، خیلی خوشحالم. ممنونم. ‫همین الان می‌تونم ببوسمتون.

‫ببخشید، من 54 ساله که با همسرم، دوریس، ‫ازدواج کردم و خوشبختم.

‫البته، قربان. ممنون، قربان.

‫و خدا حفظتون کنه. ‫و خدا آمریکا رو حفظ کنه.

‫کی فکرشو می‌کرد که آیلا گوردون ‫بتونه ویوز رو

‫به همچین بردی برسونه؟

‫باورنکردنیه.

‫بازی دیشب عالی بود ‫فکر کنم امشب میرن پلی‌آف.

‫آره، خب، از کجا معلوم؟ ببینیم چی میشه.

‫خواهرت ترکونده.

‫با این روند، ‫به نظرم تا آخر میرن.

‫چرا هنوز داریم این بحثو ادامه میدیم؟

‫- قرص‌هام رو خوردم، می‌تونی بری. ‫- آره، باشه.

‫- شرکت رامیرز. ‫- آره، وصلم کن به استیون رامیرز.

‫اوه، خیلی متاسفم. ‫راستش الان دردسترس نیستن.

‫می‌خواین زمانی که وقت داشتن ‫باهاتون تماس بگیره؟

‫ببخشید، زمانی که وقت داشت؟ ‫من کم گوردونم.

‫اوه، سلام آقای گوردون. می‌تونن امروز ‫یا فردا باهاتون تماس بگیرن؟

‫فردا؟ نه، امروز بهم زنگ می‌زنه، عوضی پست.

‫این تماس توهین‌آمیز شده. ‫الان قطع می‌کنم. خداحافظ.

‫چی؟ نه.

‫الو؟ الو؟

‫این نسل زد هزاره‌ای آشغال.

‫هی، تراو، خوبی؟ ‫دیشب اصلاً خوابیدی، داداش؟

‫هی، سرت تو کار خودت باشه، تازه‌کار.

‫و دیگه منو تراو صدا نزن، مرد.

‫باشه. ببخشید.

‫هی، دی،

‫ببخشید، داداش.

‫این فقط یه جور اذیت کردن تازه‌وارداست، کینگ. می‌دونی؟

‫دوستت دارم، مرد. مثل داداش کوچولوم.

‫شرمنده، رفیق.

‫بیرون می‌بینمت.

مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام

‫خب، خلاصه بگم، برخلاف همه‌ی احتمالات،

‫دوستتون کمیسر پیر رو راضی کرد تا ‫از محرومیت صرف‌نظر کنه

‫و جی رو به یه عذرخواهی و جریمه تقلیل بده.

‫من الان منتظر تشویقم.

‫ممنون، نس!

‫کارت خوب بود. ‫کمیسر خیلی لج‌بازه.

‫هنوز با زن اولشه، و ‫اون یه جنگجوئه.

‫از بخش زن‌ستیزی چشم‌پوشی می‌کنم ‫و روی قسمت تعریفش تمرکز می‌کنم.

‫خب، جی عذرخواهی می‌کنه، و ‫برمی‌گردیم سراغ چیزای مهم. پلی‌آف‌ها...

‫دا، دا، دا، دا، دا!

‫نمی‌خوایم چشمش بزنیم. در مورد پ-ل-ی-آ-ف-ه-ا ‫حرف نمی‌زنیم.

‫پ-ل-ی-آ-ف...

‫پلی‌آف‌ها؟ اه، درسته، البته.

‫وقتی جی رسید باهاش حرف می‌زنم. ممنون.

‫سندی، واقعاً خیلی کم مشارکت کردی.

‫حتی یه نظر درباره‌ی اینکه ‫رنگ لباسم برخلاف پالت رنگیمه ندادی.

‫جالبه. من میرم اون کارو کنم.

‫به نظر من شبیه یه بستنی قیفی شدی.

‫هی، حالت خوبه؟

‫فقط این...

‫چارلی و برایسون...

‫اوه، مربی خیلی جذاب.

‫یه پست اینستاگرامی مشترک گذاشتن، ‫و متنش اینه،

‫«سخت عاشق شدن. شروع.»

‫یه پست مشترک.

‫اوه لعنتی. وارد رابطه شدن.

‫خیلی خوشحال به نظرمی‌رسن.

‫یعنی، هی، یه آرایشگر سگ معمولی دیگه پیدا می‌کنی.

‫اونا توی اسکله‌ی سانتا مونیکا ‫سوار ترن هوایین.

‫مگه توریست آلمانین؟

‫می‌فهمم. چارلی با یه ‫پسر خوشتیپ عضله‌ای بیرون می‌گرده،

‫و تو شب‌ها تنهایی توی تخت نشستی ‫و مثل یه بازنده کمیک می‌خونی.

‫به اونا رمان گرافیکی میگن.

‫- مهم نیست. ‫- چی می‌خوای؟

‫دارم سعی می‌کنم نصیحت برادرانه بهت بدم. خب...

‫قبل از بیتوئین، یه زن دیگه رو دوست داشتم، ‫و اون قلبمو شکست.

‫و بعد از اینکه غم و غصه‌ام تموم شد، ‫با دوتا زن رفتم کابو.

‫این روزا، ‫فکر کنم بهشون میگن کارگر جنسی.

‫و برای دو روز بعدش، همه کاری کردیم.

‫من با اونا، اونا با هم، ‫و بعد نشستن کار دست خودم رو دیدن.

‫خب، نصیحتش کجاست؟

‫چند هفته بعد، وقتی بیتوئین رو دیدم، ‫آماده بودم که کل قلبمو بهش بدم.

‫پس باید دوباره سوار اسبت بشی و بکنیش!

‫یا اون تورو بکنه. ورس هستی، درسته؟ ‫یعنی، مهم نیست.

‫- دیگه هیچ اصطلاح همجنسگرایانه‌ای بهت نمیگم. ‫- باشه.

‫شاید حق با توئه. خدایا.

‫دوباره گرایندر رو دانلود می‌کنم.

‫خیلی افسرده‌کننده‌ست.

‫آره، حالا شد.

‫هی، یه سوال فوری، توآنک چیه؟ ‫یعنی چی؟

‫اونز، باید بجنبی. ‫بجنب. بجنب.

‫زودباش، بپر، بپر. خوبه.

‫هی.

‫پیدا کردنت واقعاً سخته.

‫آره، اوضاع دیوونه‌وار بوده.

‫خبر خوب اینه که با کمیسر صحبت کردم،

‫به جای محرومیت، تبدیلش کردم به جریمه.

‫فقط کافیه این عذرخواهی رو بخونی، ‫و همه‌چی حل میشه.

‫من عذرخواهی نمی‌کنم.

‫زودباش، تراویس. زودباش، بچرخ. ‫بدرگ، سد بساز.

‫- زودباش. ‫هی، تونستم یه راه حل پیدا کنم.

‫یه، «اوه، ممنون که گندمو جمع کردی، ‫سریع می‌خونمش.» خیلی خوب میشه.

‫آیلا، تو از وضعیتی که خانواده‌ام الان توشه ‫خبر نداری. باور کن.

‫اه، آره.

‫چون نه جواب زنگ‌هامو میدی، ‫نه بهم میگی چه خبره.

‫خب، ببین، می‌دونم.

‫طلاق دردناکه.

‫- من خودم اینا رو گذروندم. ‫- هی، هی، بسه، باشه؟

‫ازدواج ده دقیقه‌ای تو با آقای 90210

‫با زندگی من با بچه‌هام و اولیویا ان یکی نیست.

‫می‌فهمم.

‫ولی باید غرورت رو کنار بذاری و...

‫نه، آیلا، این ربطی به غرور نداره، باشه؟ ‫اون یارو...

‫ببین، فقط بدون که تحت هیچ شرایطی ‫عذرخواهی نمی‌کنم،

‫و اگه با این موضوع مشکل داری، ‫می‌تونی یه سرمربی جدید پیدا کنی.

More Farsi Persian subtitles for Running Point

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left