نخستین 200 خط.
...آنچه در "دکستر" گذشت
دو شکارچی گنج کشف ترسناکی امروز کردن
وقتی اتفاقی یه چیزی برخوردن که به نظر قبرستانی زیر آبی
در شکافی خارج از ساحلِ میامی میاد
مأمور "لاندی" درخواست داده افسرهایی که در ادامه میگم
به نیروی کاریش بپیوندن
ما یه تیم هستیم، و اولین کارمون شناسایی کردنِ اون جنازههاست
من دکستر مورگانم
میدونم کی هستی
امیدواری باهات حرف بزنن؟
.همیشه حرف میزنن فقط باید سوال درست رو بپرسی
هری" راست میگفت"
،هیچی مدفون نمیمونه شاید نه حتی من
باید نگران "پاسکال" باشم؟
...و داری از من میپرسی چون که
.چون تو کارش رو انجام دادی پس، اگه اون بره، یعنی تو برمیگردی جاش
.من جایگاهی به شایعات نمیدم، کاپیتان پاسکال" مشکلی نداره"
،باید مُچهات رو ببندی تا دوباره به خودت صدمه نزنی
ببخشید
وارد یه برنامهت میکنیم
،کمکی که نیاز داری برات فراهم میکنیم
و اونجا پیشت هستم
،من دکسترم و مطمئن نیستم چی هستم
تمام کسایی که تو اون اتاقن خیلی بدتر هر کاری
که هر موقع کردی شنیدن یا انجام دادن
شک دارم - چقدر پُر از گُه هستی؟ -
ماسکه داره سُر میخوره
آدمهایی که هیچوقت قبلاً مهم نبودن یه دفعه شروع کردن به اهمیت دار شدن
گشتت تو ارتش شامل یه سری عملیات ویژه تو هائیتی نمیشد؟
اون حامیِ منه - جدی؟ کجا؟ -
درست همون موقعی که بدترین موج گرما ،در چند سال گذشته به میامی میرسه
حرارت (مخمصه) روی منم هست
،هفتهی سوم از تحقیقاتِ قصاب بندرگاهه
"و مأمور ویژهی فوقالعاده "لاندی
،هنوز مونده تا بیخال بشه و بگه
".وای، این بابا کارش خوبه. تسلیم میشم"
دکستر"، لطفاً"
میخوای کمک کنم؟
..نه، فقط فقط میخوام جا به جا شی
،شرمنده. فقط اینه که، میدونی مادرم امروز داره میاد
مطمئناً میدونم
...مدتِ خیلی زیادیه که ندیدمش، و فقط میخوام همهچیز خوب باشه
یه جورایی تو شرایط بدی چیزها رو تموم کردیم
اون و "پال" خیلی خوب با هم کنار نمیاومدن
آدمهای زیادی با "پال" خیلی خوب کنار نمیاومدن
..آره. ولی من
فکر میکنم حاضره اون قضیه رو پشت سرمون بذاره
"درباره فوت کردنِ "پال شنیده و میخواست بیاد و حمایتمون کنه
به نظر امیدوارکننده میاد، درست؟
صد در صد
ازش خوشت میاد، "دکستر". اون عالیه
زنِ خیلی قویایـه
اینو یادم میمونه محض اینکه هیچ وسیله سنگین بلند کردنی داشتم
خیلی گرمه
.میدونم، عسلم امیدوارم زودتر خنک بشه
دیشب بهتر خوابیدی؟
بازم کابوس؟
،چی بود، روحِ بزرگِ ترسناک یا تمساح؟
نه. قصاب بندرگاه
اُه، عزیزم
اون هیچوقت تو رو اذیت نمیکنه
ولی یه رازی رو بهت میگم
،"خواهرم، "دبرا ،که یه مأمور جنگجوی نینجای مخفیه
گفت اون فقط آدمهای بد رو میکُشه
و تو آدم بدی نیستی، هستی؟
نه
پس کاملاً در امانی
چرا نمیری لباس بپوشی
و منم برات یه مقدار صبحونه درست میکنم، باشه؟
...خیلی عصبانیم میکنه یه هیولایی
اون بیرون هست که پسرم رو میترسونه
باید برم سر کار
میدونی، امیدوارم امروز بگیرنش
،و آدمِ خشنی نیستم ولی امیدوارم بهش آسیب بزنن
روزِ خوبی داشته باشی
تصمیمت رو بگیر
،در شکاکانهترین دقایقمون
میترسیم که همه دارن درمورد ما حرف میزنن
اون شده واقعیتِ من
،نمیتونم بشنوم چی دارن میگن ولی میدونم چیزِ خوبی نیست
بیاین شروع کنیم
هویتِ تمام 18 جنازهی کاملمون رو دارین
سیزده تا از اونا سابقهی جنایت دارن
جرم سازمانیافته
نوچ. هیچ ارتباطی با جرم سازمانیافته نیست
هیچ وابستگی مشترکی به باندی هم در کار نیست
ولی تمام 13 نفر یا برای قتل دادگاه رفتن
یا حداقل مظنون به قتل بودن
بازم، الگوت رو داری
بله، فقط نمیدونیم معنیش چیه
نظرم اینه که فوری با این اطلاعات بزنیم بیرون
این خبری که میگی چیه؟ - خبری که قاتل زنجیرهایمون -
فقط آدمهای پَستِ جامعه رو میکُشه
،که آدمهای خوب خوش سیرت چیزی برای ترسیدن ندارن
...ولی، کاپیتان، اون همهش
این تنها سرنخیِ که داریم
باید کاملاً مخفی نگهش داریم
دیشب، یه مردِ مسن وقتی پسرش دیر برگشت خونه بهش شلیک کرد
فکر کرده بود قصابِ بندرگاهـه
"اینجا یه شهر تو هرج و مرج داریم، "فرانک - ..میفهمم که میخوای به مردم اطمینان بدی -
خوبه. پس توافق داریم
دکس"، یه سرنخِ بزرگ تو" پروندهی قصابِ بندرگاه دارم
کسشر
یعنی، جدی؟
...بچهها، بچهها. باورتون نمیشه
قبول نمیکنم که باور کنم "وینس ماسوکا" مردیه
که دست تنها منو زمین میزنه
اینو هم میدونم که انکار" اولین مرحلهی فرایندِ عزاست"
برای اونایی که میفهمن قراره بمیرن
،باید بفهمم "ماسوکا" چی میدونه
...ولی باید آروم و با ثبات
و متمرکز باشم
وقتشه یه سر به حامیم بزنم
کمک لازم دارم
!سلام
!هی! فقط یه دقیقه
"دکستر" - امیدوارم مزاحمِ چیزی نشده باشم -
نه. خوشحالم زنگ زدی
فقط.. یه دقیقه بهم بده
آره، یه نگاه به اطراف بنداز
...خب، هی، میخواستم برم یه سری تدارکاتِ هنری بگیرم
اشکالی نداره؟ میخوای بیایی؟
آره. الان تو وقت استراحتِ ناهارمم
عالی
چرا دارن همدیگه رو میخورن؟
نمیدونم
از خودشون بپرس
از گرما خوشت میاد؟
.نه واقعاً طرفدار تهویه هوام
من عاشقشم
باعث میشه حس کنم انگار دنیا هر لحظه ممکنه منفجر بشه
فکرِ دلپذیریـه
این نزدیکی فروشگاهِ هنریای هست؟ - پس، مصرف میکردی؟ -
چی استفاده میکردم؟ اوه
نه. مواد نه
کاملاً پاک - !ببین اینجا چی داریم -
...خدایا. چی کار میکنی
بیا
میخوای کمک کنی یا چی؟
اون یه خورده عجیب بود
،خب، اگه کاملاً پاکی چرا زنگ زدی؟
تو محل کار تحت فشارِ زیادیم
من.. امیدوار بودم شاید بتونی یه سری نکتهی سریع بهم بدی
که چطوری با احساس نیازها کنار بیام
هیچ نکتهی سریعی وجود نداره
اوه. میفهمم
یکی میشنوه
فکر میکنن باده
.فکر کردم داریم میریم تدارکاتِ هنری بگیریم - ...اون دقیقاً -
کاریه که داریم میکنیم
من با هنرِ پیدا شده کار میکنم
بیشتر شبیه هنرِ دزدیده شده میمونه
یه حامی تو اولین جلسهش معمولاً این کارو میکنه؟
نمیدونم
هیچوقت قبلاً حامیِ کسی نبودم
جدی؟ - آره، ولی نگران نباش -
همه جور حامی داشتم
از بهترینها یاد گرفتم
میدونی که من با ادارهی پلیس کار میکنم؟
،اگه گیر بیفتیم میتونی برقِ نشانت رو نشون بدی
.من نشان پلیس ندارم یه کارت هویتِ لمینت شده دارم
میتونیم درمورد دلیلی که بهت زنگ زدم حرف بزنیم؟
آره، حتماً
کمک میخوای؟
...پس، بهم بگو
چرا استفاده میکنی؟
چرا؟
نمیدونم. فقط بخشی از کسی که هستمه
و کی هستی؟
...من یه
آدمِ بدم
اصلاً نمیدونی کی هستی، میدونی؟
دکستر، با دکستر آشنا شو
میخوام کمک کنم شما دوتا با هم بیشتر آشنا بشین
اون واقعاً لازم به نظر نمیاد
اولین قدمِ بهبود اینه که قبول کنی کی هستی
فکر کردم اولین قدم اینه که اعتراف کنی مشکل داری
،و قبل از اینکه بتونی قبول کنی کی هستی باید بدونی کی هستی
پس اولین کارمون اینه
،باید تمام عمیقترین تاریکترین رازهات رو بهم بگی
"اون یه مشکلی داره، "هری
میدونی چرا
خیلهخب، ببین
اشکال نداره بدیم یه تست بده، داره؟
الو؟ بله
فقط.. یه ثانیه
باید برگردم. جنازه
همم! قبلاً چند بار از این بهونه استفاده کردی؟
پس، اسم شوهره "بارنز"ـه، ب.ا.ر.ن.ز
چی داریم؟
سلام، دکستر
،قربانیِ تیر خورده آلیشا بارنز"، 36 ساله"
خب، شنیدم ممکنه یه سرنخِ بزرگ تو پرونده قصاب بندرگاه باشه
ممکنه
همسایه شنیده که قربانی دیشب با "شوهرش بحث میکرده، "کورتیس بارنز
ماسوکا" خیلی بهخاطرش هیجانزده بود"
.ماشینش نیست هیچکس نمیدونه اون کجاست
میدونی چی پیدا کردن؟ - میشه رو این پرونده اینجا تمرکز کنیم، لطفاً؟ -
حتماً
قاتل تقریباً درست همونجا که "هستی ایستاده بوده، گروهبان "دوکز
No comments yet. Be the first to leave one.