نخستین 200 خط.
الیویا یه شکایت بسیار جدی علیه تو انجام داده
دیگه با وجود شما در این محیط احساس راحتی ندارن
چی؟
حقیقت اینه که ازدواجت همیشه مثل یه جشنواره کوفتی نبود
!واسه همین باید یه کس یدکی جور میکردی
چه خبر بچهها؟
،الان داشتم به رفیقم میگفتم میدونی شبیه کی هستی؟
معلم تربیت بدنیت؟
دارم خوش میگذرونم اگه خواستی بیا بالا
پشت بام اینجا رو دیدی؟ خیلی باحاله
میشه هزار مایل اونطرفتر رو دید
زودباش بریم از پشت بام خوشم میاد
وقتی بهت نگاه میکنم تمام اون دلایلی که باعث شد عاشقت بشم
به دلم هجوم میارن طوری که !حس میکنم میخوام بالا بیارم
!عاشقتم
دیشب چه اتفاقی افتاد؟ قسمتهای زیادیش یادم نمیاد
با اون پسره رفتی
میتونم کمکتون کنم؟ - قرص ضد بارداری میخوام -
قرص روز بعد از مقاربت
قرص ضد بارداری
یعنی چی؟
چیه؟
چیه؟ - آره، چیه؟ -
هیچی
انگار یه چیزی هست
بعضی وقتا اوضاع اونطور که به نظر میاد نیست
باشه آلن تورینگ - کی؟ -
آلن تورینگ، یا خدا، آلن تورینگ دیگه - آره، آره میدونم کیه -
همون کدشکن همجنسگرا که دولت کشتش
دولت نکشتش، اختهاش کرد
بعد خودکشی کرد
از این کشور لعنتی متنفرم
ملافه فرانکی بوی شاش میده یادم رفت عوضش کنم
کل اتاق بوی شاش میده
آره، ولی بازم شاش بچه دوست داشتنیه، نه؟
دیگه بچه نیست، سه سالشه استیک میخوره
... مثل شاش آدم بزرگ نیستش که از
شراب قرمز و کف درست بشه
!قیافهات چرا اینجوریه؟ داری میگوزی؟ خیلی ناجور شدی
راستش واقعاً نگرانم که اگه نتونی قشنگ توضیح بدی
،این چه کوفتیه نکنه یه وقت کار احمقانهای بکنم
چی؟
خب، نمیدونم چیه؟ قبض خریده؟
آره
معلومه که قبض خریده - خب میتونم ببینمش؟ -
میتونی نگهش داری
ازش عکس گرفتم
... اوه، اینکه ... این قبض
برای وقتی توی پارک ویکتوریا سکس کردیم
موقع تخمک گذاری من بود و تو آبِ خیلی زیادی ریختی تو من و
مطمئنم موقع تخمک گذاریم بود چون همیشه خودم میفهمم
به خاطر اینکه سینههام خیلی بزرگتر از حد طبیعی بودن
احتمالاً خودتم متوجه شدی
خب بزرگتر بودن و نمیخواستم ،در موردش بحث کنم
چون تازه با هم آشتی کرده بودیم و خودت میدونی
یه بچه دیگه نمیخوام، تو میخوای؟
عمراً
چیه؟ - داری منو دست میندازی؟ -
چی میخوای بگی؟
چون اگه منظورت اون چیزیه که فکر میکنم
خیلی احمقانه و گستاخانه است
گستاخانه؟ مگه کی هستی؟ خواهر برانتی؟
.برانته خواهر برانته
شارون، فکر میکنی منظورم چیه؟
... راستش حتی اصلاً
... چون این خیلی ... حتی نمیتونم
چیه، فکر میکنی با یکی
... دیگه خوابیدم یا - خوابیدی؟ -
احمق نشو. این مسخره است
راب! کجا میری؟
برگر کینگ - !راب -
نمیدونم چه فکری با خودم میکردم مسخره بود
روی یه دستمال توی برگر کینگ حساب کتاب کردم و
واقعاً آبِ زیادی ریختم توت، درسته
از کاندوم استفاده نکردیم، اینم درسته
... فقط
حس کردم دروغ میگی
نمیدونم غیر از این چطوری بگم
شرمندهام
خب لازم نیست شرمنده باشی
ببین، چیزی که درسته اینه که قبلاً
وقتی به قرص ضد بارداری نیاز داشتم، با هم بحث میکردیم
و چرا این دفعه بحث نکردیم؟ ... ببخشیدا، فقط میخوام
نه، نه اشکال نداره. چونکه حقیقتش من اصلاً بهش فکر نکردم
میخوام بگم همین الان بیشتر از اون لحظه دارم بهش فکر میکنم
چون اون موقع یه جورایی سریع تصمیم گرفتم
توی داروخونه بودم مسواک و چیزای دیگه میخریدم و
یاد اون انزال عظیم افتادم و قرص خریدم
حتی مسواکها رو هم یادم رفت
مسواکها رو یادت رفت؟
همین الان از مسواک جدید استفاده کردم
آره. اونا رو از سوپرمارکت با کارت خرید هفتگی خریدم
آهان
قبض خرید اونا کجاست؟ - چی؟ -
من که قبض همه چی رو نگه نمیدارم مثل باب کرچت نیستم که
... خب
!باید قبضها رو نگه داری
به اندازه کافی برام سخته که مالیات دولت انگلیس رو بدم
اونم وقتی به خودت زحمت نمیدی که قبضها رو نگه داری
خب، از این به بعد نگه میدارم
خب؟ ای خدا
میخوای سریال "بهتره به ساول زنگ بزنی" رو ببینی؟
نه، فقط میخوام سرمو بذارم روی سینههات چون احساس حماقت میکنم
آخی
ترجمه از مــانــی و مـحـمـدرضـا RainyDay & awesomelvlmetal
الو؟ - ... سلام -
کیت ببین، یه مشکلی پیش اومده
تو روحت
چی شده؟
... هیچی، فقط
گندش بزنن
سلام. با کی تلفنی حرف میزدی؟
هریتا. میخواد منو ببینه
خوبه، مگه نه؟ - نمیدونم. ببینم چی میشه -
ولی توی رستوران تاناکا قرار دارم واسه همین
اهمیتی نمیدم چی میخواد بگه من که میرم
،خب، هر تصمیمی دلت میخواد بگیر تصمیم با خودته
فقط میخوام خوشحال باشی و فرانکی خودش میتونه
توی نایکی مشغول به کار بشه
از من میخوای خوشحال باشم؟ این جدیده
نخیرم جدید نیست
چرا دلم نخواد شوهرم خوشحال باشه؟
،راستی داشتم فکر میکردم منم میتونم دوباره برگردم سر کار
یه کم استرسم کمتر بشه
مگه نه؟ - پس خوش به حال خودم -
چرا برنمیگردی سر کار؟
بیشتر به خاطر اتهام دروغی آزار و اذیت جنسی
اونا اتهام نبودن، فقط یه شکایت بود که الیویا پسش گرفت
فقط میخواست باهات شوخی کنه - آره، خیلی شوخی باحالی بود -
اینم باید بدونی که الیویا
پیشنهاد کار توی دفتر بروکسل رو قبول کرد
پس دیگه دلیلی برای برنگشتن وجود نداره
مارگارت چطور؟ - چرا؟ ترتیب اونم میخوای بدی؟ -
نه، ولی اونم میدونه پس حالا از اونم متنفرم
دیگه کی خبر داره؟
تینا از بخش تحقیق و توسعه خبر داره؟
چون وقتی اون کلوچه کشمشیها که اون دفعه دخترش پخته بود
،رو آورد و من همشونو خوردم خیلی بیدلیل سرم داد کشید
من که نمیدونستم کلوچه خونگیه چون مزهاش افتضاح بود
اگه افتضاح بودن چرا همشونو خوردی؟
منظورم این نیست
مارگارت خبر داره، خب؟ ختم کلام
و تینا. تینا هم میدونه - !ای بابا -
بازم چای میل دارید؟ - بله لطفاً -
من تام کالینز میخورم - اون دیگه چیه؟ -
متصدی بار خودش میدونه
مخلوط مشروب جین و آبلیمو هستش؟ - آره -
ببین، نمیدونم تا چه مدت به یه آمریکایی بذلهگو نیاز دارم
تا ایدههای من رو بفروشه، امیدوارم تا ابد نیاز نداشته باشم ولی فعلاً نیاز دارم
پس بهتره مابقی مرخصیت رو
بدون حقوق بگذرونی، من که موسسه خیریه ندارم؛ بعدش ببینیم چند هفته بعد نظرت چیه
باید در موردش فکر کنم
خودت میدونی که هیچ کار اشتباهی نکردم، درسته؟
برام اهمیت نداره - اهمیت نداره؟ -
کاراییِ تو در شرکت برای من مهمتر از
اینه که بخوای ترتیب یه همکار خیلی جذاب رو بدی یا ندی
بچهها چطورن؟
خب، در مورد پیشنهادت فکر کردم و تصمیم گرفتم که
ترجیح میدم این چوبک غذاخوری رو فرو کنم توی کونم تا اینکه برات کار کنم
زیر پتو جق که نمیزنی، هان؟
نه
خیلیخب. فقط خواستم چک کنم
از هریتا چه خبر؟ پیشنهاد داد که برگردی سر کار؟
آره
میخوای برگردی؟ - نه. یه کار جدید پیدا میکنم -
چرا بوی چیپس پیاز و پنیری میدی؟ فکر کردم سوشی خوردی
بازم گرسنه بودم - آهان -
چقدر میخوای توی تخت بمونی؟
تا فردا
پس میشه 17 ساعت
خب، من باید برم بیرون
پس وقتی موقعش شد بلند شو واسه بچهها شام درست کن
کجا میری؟ - ... با -
با ملیسا میریم کنسرت
... یه کنسرت خیریه برای کودکان بیخانمان کودکان پناهنده که براش داوطلب شده
قول دادم باهاش میرم - چه مدل کنسرتی هست؟ -
فکر کنم موسیقی کلاسیک باشه. مزخرفه
عجب
با ملیسا میخوای بری کنسرت موسیقی کلاسیک؟ کجا؟
فکر کنم توی "ساوت بانک" باشه قبلش توی کافه قرار داریم
بلیطها دست اونه
راستی فرانکی داره فیلم "دختر میلیون دلاری" رو میبینه
یه جورایی اشتباهی گذاشتم ببینه
... و حالا خیلی آروم داره از دیدنش لذت میبره پس
باشه. خوش بگذره تو کنسرت
باشه. بلند شو
هی، میخوای برسونمت؟ - نه، ممنون -
آژانس گرفتم - نه، خوش میگذره. ما میرسونیمت -
مسخره نشو. بعداً میبینمت
دوتا مارگاریتا - نه، یه مارگاریتا و یه نوشابه -
امکان نداره! من دو تا اتوبوس سوار شدم و نیم مایل کنار کانال با کفش پاشنه بلند
پیاده روی کردم تا برسم اینجا
باید مشروب بخوری دو تا مارگاریتا
ممنون که اومدی
خواهش میکنم تو خونه کاری نداشتم
من و ایان چند هفته است سکس نکردیم
آهان - ازم خواسته پول اجاره بدم -
مشکلی با پول اجاره ندارم ولی توالت قایق خرابه
هر دفعه سیفون رو میکشی یه نصفه گوه هم به زور میده پایین
دلم میخواد برگردم ایرلند دلم واسه دخترام تنگ شده
No comments yet. Be the first to leave one.