نخستین 200 خط.
مترجم: Negar FD
امروز به دلیل اعتراض معتقدان نظریهی زمین تخت
در بیرون موزهی ملی هوا و فضا، مشکلاتی رخ داده است.
زمین گرد نیست! صافه!
ما اومدیم براش اعتراض کنیم!
خدای من! بازم این چرت و پرتای زمین تخت...
چرا تئوریهای توطئه هر روز احمقانهتر میشن!؟
اگر فقط حقیقت بدیهی رو میدونستن...
زمین صاف نیست، تو خالیه
و پر از موجودات قارچی، هیولاهای دریایی و خانوادهی تو فیلم "سرزمین گمشده"
راجع به موجودات قارچی نمیدونن؟
وقتی مدارس بودجهی علمی رو کاهش میدن همین میشه!
غمانگیزه...
اگر دوباره ناامیدم کنی در میارم خانوادت کجا زندگی میکنن!
گلفروشا... نه؟
خداروشکر عروسی مامانم امشبه
خیلی از برنامه چیدن براش خستهام!
اوه من عاشق عروسیهام!
جشن دوتا روحه که از خستگی برنامههای دوستیابی رو ول کردن و قانع شدن.
بخش عجیبش اینه، مامانم داره با خودش ازدواج میکنه.
اوه، پس دوتا تامیکو روی کارت دعوت هست...
فقط فکر کردم مامانت لزبینه و منم نژادپرست!
ازدواج کردن مامانم با خودش
فقط یه شیرینکاری دراماتیک دیگهست برای عصبانی کردن بابام!
برای همین دارم رو یه پوشش فعال کار میکنم
اگر پدرم راجع به این عروسی بفهمه خیلی فاجعه میشه.
خب، بقیهی ما برای یه سفر دریایی زیر ستارهها رو
سوپر یات جیآر هیجان زدهایم.
لطفا، برت... بگو مگا یات. ما یه پیست اسب سواری توش داریم.
من داوطلب میشم که نگهبان باشم.
من تو عروسی خودم داشتم مهمونای مشکوک رو بازرسی بدنی میکردم
معلوم شد اصلا نیاز به ثبت نداشتیم.
میبینی ریگن؟ عروسیها جادوئین!
اینقدر نگران پدر و مادرت نباش و خوش بگذرون!
خوش بگذرونم؟ تو هیچ نظری نداری که چه کارایی از پدر و مادرم بر میاد!
اثر موجی یکی از بحثهاشون باعث شورش تو الای شد.
فقط باید دووم بیارم
چون به محض اینکه کشتی دوباره پهلو بگیره، من سوار پرواز بعدی به بورا بورا میشم.
ریگارینوی پیر قراره تو ساحل دراز بکشه
و از یه فشار خون طبیعی و مناسب لذت ببره.
برت، باهات حرف دارم.
برخلاف ظاهر خوشحالم، دارم از سر تفریح این کارو نمیکنم!
یات من یه سیاهچالهی پوله!
هزینههای نگهداریش داره من رو...
0.2% میکشه پایین.
نه جیآر اینو نگو! نه!
برنامهم اینه که به یکی از پولدارای تو عروسی بفروشمش
پس نیاز دارم که تو جو بدی
یعنی نقش یه بیلیونر رو بازی کنی که میخواد بخره.
یه ماموریت انفرادی؟
بله، و اگر موفق بشی
یه "باریکلا پسر" با احساس بهت میگم!
جیآر... این... زیادیه...
ساعت 4 عصر لنگرا برداشته میشن. دیر نکنین بچهها!
همهچیز باید بینقص باشه!
اوه تو به ماساژ احتیاج داری...
اوه خدا مغزش! عصبانیتش! وحشتناک!
اوه ما لبهی تیغ زندگی میکنیم! این عروسی ممکنه همهمون رو به فنا بده!
راستی، اگر کسی نیاز داشت، من بلدم پاپیون ببندم.
اعتراضت رو تو اخبار دیدم...
واقعا به اون گلوبالیستها نشون دادی رئیس کیه!
بعد از سالها مسخره شدن به خاطر باورهامون
حس خوبیه که یه دانشمند محترم رو طرف خودمون داشته باشیم...
و نه فقط یه بازیکن انبیای محترم.
آره، من تو این همه احترام دارم خفه میشم.
اوه مرد، از خونه نرو بیرون... واقعا سیل بدیه!
رفتم خرید تا بتونیم تمام آخر هفته رو خونه بمونیم.
ریگن، با قسمتی از انجمن زمین تخت دیسی آشنا شو!
اونا... یه چندوقتیه دختر ندیدن.
چرا با یه مشت معتقد زمین تخت تو یه چترومی؟
چند سال پیش با جیآر یه شرطی بستم
اینکه هیچ ایدهای اونقدر احمقانه نیست که هیچ آدمی باورش نکنه.
پس تئوری زمین تخت رو شروع کردم و زیادی خوب جواب داد!
حالا فقط تشویقشون میکنم ادامه بدن تا برم رو مخ جیآر.
خب، به نظر حواسپرتی خوبی برای 72 ساعت آینده میاد.
یه ماموریت شبانه؟
اوه خدای من، مثل اینکه کل آخر هفتهم رو میگیره!
تو اینجا بمون و استراحت کن! باشه، بای!
خب داشتم میگفتم
میشه شکل واقعی زمین رو تو این فیلم که درواقع یه مستند هست دید
"بروس متعال"
-اوه، آره! البته! -اوه!
خیلیخب، طوفان جعلی رو باور کرد بچهها... قرار نیست جایی بره.
همهچیز خوبه. ما دعوتنامهی عروسی رو هم از بین بردیم.
از روز بزرگ مادرت لذت ببر.
لذت ببرم؟
خوش اومدین، همگی...
من و خودم، از همهی شما بابت اومدن تشکر میکنیم ...
مامان نیاز دارم تا 20 دقیقهی دیگه بیای بالا.
عزیزم مجبوری این هدست بدترکیب رو بزنی؟
انرژی امروز خوشیه، نه کارکن فستفودی.
مامان من اینجا دارم کار میکنم، باید حاضر باشم.
فقط بهم قول بده میری و یه کمم زندگی میکنی.
این کارو فقط برای خودم نکردم.
فقط برای خودت با خودت ازدواج نکردی؟
برای تو هم انجامش دادم عزیزم
تا بهت نشون بدم زندگی میتونه خیلی بهتر باشه وقتی به خودت میرسی.
به هرحال، به مهمونامون برس!
-کیفاتو باز کن. -چیز بدی اینجا نیست...
فقط کلی مواد غیرقانونی.
مشکلی نیست رفیق.
نه! اوه خدا! نه!
وای!
اوه خدای من عاشقتونم!
پروتکل، پروتکله. این یه مراسم تمیزه.
نگران نباش...
من وقتی هوشیارم همونقدر باحالم... فقط کمی متفاوتم...
من تاحالا هوشیاریت رو ندیدم.
یا باید خیلی جالب باشه یا عمیقا بیمزه.
در هر صورت، قراره جالب باشه!
هلیوم رو بذار زمین!
هی! هی!
ببخشید قربان، باید ازتون بخوام که برین کنار.
هی رفیق، من درخواستهای
مبهم تهدیدکننده میدم اینجا!
گلن، من نگهبان خودم رو استخدام کردم
با این همه آدم ویژه
نیاز داشتم یکی باشه که هیکل مناسبی داره...
منظورت از "هیکل مناسب" چیه؟
اوه!
دیدی؟ همین الان یه پیشخدمت رو از ارتفاع 30 فیت از پا در آوردم!
من آمادهی مبارزهام!
چرا از مهمونی لذت نمیبری
و یه سطل میگوی خام نمیخوری حال کنی؟
"اطلس اساس شراگد"
همون یاتی هست که باعث شد برنی سندرز تو پخش زنده بالا بیاره!
ولی حس میکنم داشتن تاکستان تو کشتی محدود میکنه آدم رو برای همین به فکر فروشش هستم.
میدونی، هر ماه...
من رو مجذوبش حساب کن!
از آشنایی با همتون خوشوقتم.
من جافری گیم آو ترونز هستم و اینا هم مونوکلهای من هستن!
برت، چی کار داری میکنی؟
بهت گفتم شبیه یه بیلیونر بیای، نه آقای بادومزمینی!
دارم کمکت میکنم یات رو بفروشی، کلی رو شخصیت نقشم کار کردم!
من یه پرنس لوس هستم
که مادر و پدرش در واقعیت خواهر و برادرن.
تمومش کن! حالا این لباس مسخره رو عوض کن
قبل از اینکه آبروم رو جلوی...
تحویل فوری!
جف بزوس؟
پولدارترین مرد دنیا.
-نظرتون راجع به یاتم چیه؟ -خب، این...
فکر میکنم برای شما زیادی گرون باشه!!!
اصلا مونوکل نذاشتی آخه!
حالا، میرم محل کار خدمتکارهارو تحسین کنم...
صبر کن، مونوکلهای شما من رو جذب کرده،
فکر نمیکنم قبلا همو دیده باشیم آقای...
لطفا، به من بگو جافری.
آقا اسم پدر/عمومه.
خب، دکتر آر ما به حرف شما گوش کردیم
و یه قایق خریدیم تا به اولین اردوی مخصوص انجمن زمین تخت بریم.
آیا شما مختصات لبههای زمین رو دارین؟
البته، عرض جغرافیایی 5 درجه، 12 دقیقه،
طول جغرافیایی 24 درجه، 46 دقیقه،
پاور بال هم 12 هست.
اقامتگاه تفریحی؟ کی داره میره اقامتگاه تفریحی؟
هیچکس تو این خونه تفریح رو دوست نداره.
گل، کیک...
آثار لطیف جاز کنی جی؟
زنم داره دوباره ازدواج میکنه!
هی هرولد... گفتی الان کشتی داری؟
قرص درامامینم رو فراموش کردم...
-من نکردم. -اوه!
خرسی، اول از رپرها پذیرایی کن بعد از طبقهی اشراف.
گلن، چیزی برای گزارش داری؟
سمت بار همهچیز آرومه.
شرافتم رو که از دست دادم، فقط همین میگو برام مونده.
اوکی، منو دوتا مسیحی متعصب بزرگ کردن و زنده موندم
میتونم از پس هوشیاری بر بیام.
تا حالا بهتون راجع به مسابقات آرپیجی تو دبیرستانمون گفته بودم؟
-اون... -مسابقات پر خطر "الدر اسکرول"
میدونیم. تو تنها آدمی هستی که
وقتی مست نیست یه داستان بیمزه رو هی پشت سر هم میگه.
وقتی هوشیارم، اضطرابم میره بالا.
گوه، شاش! ممه! جیجی خیلی خوشگلی!
چه غلطا؟
شرمنده، تیکمم زیاد میشه ولی حداقل وسواس فکریم تحت کنترله...
یک، دو، سه، چهار، سه، دو، یک
نیاز به مواد داریم، فورا!
ممنونم آقای...
همگی، مراسم به زودی آغاز میشه.
خیلی جذابه، شبیه نسخهی سن بالاتر دخترمه!
لطفا، لطفا بنشینید.
سلام. اکثر شماها من رو به اسم گونث پالترو میشناسید
ولی من "دوست صمیمی تامیکو" هم هستم.
بغل!
امروز ما جشن میگیریم...
اعتراض دارم!
حلقهها رو بندازین زمین و لبهاتونو جایی نگه دارین که بتونم ببینمشون.
اوه خدا!
کدوم خری اینو...
اوه خدا، انجمن زمین تخت رو با خودت آوردی؟
دکتر ریدلی؟ چرا اومدیم عروسی روی آب؟
دوماد کجاست؟ میخوام بزنم تو تخماش!
دومادی وجود نداره رند!
دارم با خودم ازدواج میکنم تا نمادی باشه برای توانمندسازی خود!
چه غلطا... همهی این کارا رو کردی تا توجهم رو جلب کنی، نه؟
خدایا اینقدر احمقانهست خیلی سکسیه!
ای خودشیفته!
سعی داری عروسیم با خودم رو به خودت ربط بدی!
No comments yet. Be the first to leave one.